[ad_1]

ستوان رابرت Handoff شروع به کار به عنوان یک پلیس که به کارگردانی ترافیک سی سال پیش. او به عنوان یکی از بهترین و شناخته شده مدیر ترافیک در جایی در گرجستان چرا که او از راه خود رفت و به رانندگان احساس خاص و امن است. او شناخته شده برای تکان دادن دست خود را در رانندگان بسیار است که او شناخته شده بود روی محبت به نام “دست مبارک” یا به سادگی “مفید است.” اما یک روز, رابرت شانس تغییر کرده است. او به عنوان ترک از بودن در انجام وظیفه در یک تقاطع برای یک آخر هفته ماهیگیری او کشف یک پسر بچه راه رفتن در سراسر جاده که بود در مورد برخورد با یک خودرو رانده شده توسط برخی از سرعت دیوانه وار. رابرت نزدیک بود به اندازه کافی برای گرفتن کودک از راه آسیب است اما در این روند او ضربه خود را. او تقریبا اجرای بیش از, اما به نوعی دست چپ خود را کردم زیر ماشین و تایر خرد آن است.

درد مشقت بار بود. رابرت زوزه میکشیدند محکوم به مردم هجوم آورده به او. چندین رانندگان متوقف شده است. یک زن جوان 911 تماس گرفته شده. به عنوان آنها مشتاقانه منتظر آمبولانس آنها سعی کردم به راحتی رابرت که دست از خونریزی فراوان. صبر کنید احساس ابدیت برای رابرت. در عرض ده دقیقه آمبولانس roared به صحنه است. امدادگران شات برانکارد به بیرون از آمبولانس برگشت و رابرت بود به سرعت اما با دقت برافراشتند.

اضطراری تیم سعی در آرام کردن او به عنوان یکی از آنها به او یک درد بیحس کننده آرام بخش. دیگر با دقت پیچیده شده دست خود را در اطراف در یک گاز به سهولت خونریزی. به عنوان آمبولانس roared به نزدیک ترین بیمارستان رابرت در حال حاضر احساس اثرات آرام بخش. Paramedic تیم شتافت و او را به ER, یک دکتر در حال حاضر در انتظار در یک جدول و قلاب او را به انواع و اقسام تجهیزات بیمارستانی. سپس آنها با عجله او را به عمل جراحی است.

این عملیات در زمان خسته کننده سه ساعت است. پس از عملیات رابرت قرار داده شد در بخش مراقبت های ويژه. وقتی که او بیدار دکتر انگشتان جراح آمد و به صحبت با او. “من به برخی از اخبار ناگوار” او گفت:. “ما قادر به نجات همه از انگشتان دست خود را, به جز یک انگشت وسط.”

رابرت کمی خندید و گفت: “من شرط می بندم من تبدیل به واقعی محبوب با رانندگان است.” دکتر لبخند زد. “من به یاد داشته باشید شما. شما نمی ‘دستی’?” “بله. من همیشه استفاده از هر دو دست من به مستقیم ترافیک و موج در مردم است. “اما من نمی تواند مشغول به کار شوم.” او آهی کشید. “اگر من در خارج وجود دارد, در, ترافیک, من یک مقدار زیادی از رانندگان دیوانه چون من می خواهم به استفاده از انگشت وسط است.”

هنگامی که از بیمارستان “دستی” در سمت چپ نیروی انتظامی برای تبدیل شدن به یک greeter در محلی خارج شده که در آن او فقط دست تکان داد در مردم با دست راست خود را.

[ad_2]

You might also enjoy:

Leave A Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *