فایر دیزاین




۵ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

شبکه سازی مبتنی بر مش کوالکام؛ آینده خانه‌های هوشمند

شبکه سازی مبتنی بر مش کوالکام؛ آینده خانه‌های هوشمند

طبق اعلام کوالکام، خدمات مربوط به پهنای باند خانگی در حال تغییر هستند و شبکه مش برای پیشبرد این تغییرات لازم است.

مؤسسه‌ی تحقیقاتی گارتنر پیش‌بینی کرده است که تعداد ۸.۴ میلیارد شیء متصل به هم در سال ۲۰۱۷ وجود خواهد داشت که این رقم ۳۱ درصد از سال ۲۰۱۶ بیشتر است. GMSA در حمایت از این گفته، میزان تأثیرگذاری اینترنت اشیا را این‌گونه گزارش کرد:

تا سال ۲۰۲۰ بالغ بر ۵۰ دستگاه اینترنت اشیا در خانه‌ها به هم متصل خواهند بود.

شاید این عدد بزرگ به‌ نظر برسد؛ ولی اگر کمی دقت کنیم متوجه خواهیم شد که بسیاری از وسایل کنونی ما نیز به‌گونه‌ای با هم اتصال دارند؛ تلویزیون‌های متصل به موبایل، یخچال‌های هوشمند، چراغ‌های متصل، سیستم امنیتی مبتنی بر وای‌فای و سایر موارد.

وسایلی که قرار است به‌عنوان ملزومات آینده مطرح شوند، تنها منحصر به وسایل اینترنت اشیا نیستند و قطعا پیشرفت این وسایل به‌گونه‌ای خواهد بود که زندگی را آسان‌تر کند. ما با افزایش قابلیت اتصال، نیاز به زیرساختی خواهیم داشت که قدرت کنترل جریان‌های داده‌ای و دستگاه‌های مختلف را داشته باشد.

در یک نظرسنجی که از ۱۵۰۰ دارنده‌ی روتر وای‌فای کوالکام در انگستان، فرانسه، و آلمان به عمل آمد؛ ۵۰ درصد افراد گفتند که از یک دستگاه در سه اتاق مختلف به‌طور همزمان استفاده می‌کنند.

امروزه شبکه‌های پهنای باند خانگی زیر فشار موبایل، اینترنت اشیا و وسایل متصل قرار دارند. ممکن است جریان‌های اطلاعاتی به‌هم بریزند، گلوگاه‌هایی به وجود بیایند و مشکلات برخواسته از ISP می‌تواند روند استفاده از دستگاه‌های خانگی را با مشکل مواجه کند.

سرویس‌های تلفن همراه همیشه همینگونه که ما انتظار داریم باقی نخواهند ماند

به‌عنوان مثال در انگلستان، ارائه‌ی روتر‌های محدود و بنیادی به مشترکین مخابرات و تلاش برای تغییر به سمت تجهیزاتی با کیفیت بهتر، برای افراد عادی فرآیندی زمان‌بر است. شما می‌توانید برای سرعت بالا و قابلیت اطمینان، پول بیشتری خرج کنید؛ ولی با تجهیزات روتری موجود که زیاد روی آن سرمایه‌گذاری نشده است، انتظارات زیادی نباید داشته باشید. در واقع سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌های پهنای باند نیاز به بهبود دارد. سرویس‌های تلفن همراه همیشه همینگونه که ما انتظار داریم باقی نخواهند ماند.

شرایط حتی از این هم بدتر می شود؛ چراکه اینترنت اشیا و دستگاه‌های متصل، صنعتی چندقسمتی ایجاد کرده‌اند. اکوسیستم‌های کنونی با هم متفاوتند. مثلا یک اکوسیستم، اندرویدی است یا تنها با بلوتوث کار می‌کند. در جاهایی هم دستگاه‌ها تنها انحصاری عمل می‌کنند؛ مثلا دستگاه‌های هوم‌کیت اپل یا برند‌هایی مثل فیلیپس، سامسونگ و … همگی انحصاری و متفاوت از یکدیگر کار می‌کنند. طبیعی است که هرچه تنوع این قبیل چیزها در خانه بیشتر باشد، شبکه‌ی خانگی پیچیده‌تر خواهد شد.

این‌ همان جایی است که شبکه‌ی مش وارد عرصه می‌شود. راهول پاتل از شرکت کوالکام معتقد است که فناوری‌های مش می‌توانند اینترنت اشیا خانگی را متحول کنند.

سیستم شبکه‌ی مش نه‌تنها سرویس وای‌فای خانگی را به‌طور کامل ارائه می‌دهد، بلکه مشکلات مربوط به اتصال را که در بالا به آن پرداختیم، حل می‌کند. این سیستم با تشکیل دادن یک مرکز برای داده‌ها، رسانه، و دستگاه‌های اینترنت اشیا، آن‌ها را مدیریت و کنترل می‌کند. همچنین فرصت‌هایی برای آنالیز داده و سرویس‌های بررسی داده‌های اتصال فراهم می‌کند.

پیاده‌سازی چنین سیستم‌هایی برای افراد کمی هزینه‌بر است؛ با این حال بسیاری از افراد آن را ترجیح می‌دهند. مشتری‌های این سیستم‌ها در این باره می‌گویند:

نیاز ما به وای‌فای همانند نیاز به آب و سایر نیازهای اساسی زندگی است.

پاتل می‌گوید وای‌فای مش هم‌اکنون در آمریکا و اروپا در حال گسترش است؛ ولی ارائه دهندگان خدمات اینترنتی هنوز برای سرمایه‌گذاری در مورد این فناوری به توافق نظر نرسیده‌اند.

فناوری‌های مش کوالکام شامل Wi-Fi SON، هم اکنون توسط شرکت‌هایی مثل ارو، گوگل وای‌فای، تی‌پی لینک، لوما و نت‌گیر استفاده می‌شود. شرکت کوالکام با کار روی تراشه IEE 802.11ax، پلتفرمی با ۱۲ استریم تولید کرده است که توسط پردازنده چهار هسته‌ای ۶۴ بیتی ۱۴ finFET CMOS تجهیز شده است.

پاتل می‌گوید که این تراشه هم‌اکنون در حال فروش است و مش، فناوری بزرگ بعدی برای صنعت وای‌فای خواهد بود. مش با ارائه محصولاتی در بازار بر اساس فناوری‌های شرکت کوالکام در نیمه دوم ۲۰۱۸ وارد بازار خواهد شد.

اینترنت اشیا

پاتل گفت محصولات مشی که قبلا از فناوری‌های ۸ استریمی استفاده می‌کردند، نمی‌توانستند اتلاف انرژی خود را کنترل کنند و در نتیجه داغ می‌کردند. به همین دلیل به یک فن برای خنک‌سازی نیاز داشتند. این نوع محصولات از آنجایی که برای شرکت مناسب و مقرون‌به‌صرفه نبودند، کنار گذاشته شدند. اما همین امر باعث شد انگیزه شرکت کوالکام برای بهبود عملکردش بالاتر رود.

آخرین نسخه از طرح ۱۲ استریمی، می‌تواند با یک کابل ساده اترنت، برق مورد نیاز خود را تأمین کند. بنابراین شرکت کوالکام امیدوار است که این پیشرفت بتواند ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی و سایر شرکت‌های فروشنده را مجاب کند که از فناوری‌های شبکه مش استفاده کنند.

پاتل معتقد است که به‌کارگیری شبکه‌ی مش نه‌تنها به سود مشتری است، بلکه اگر شرکت‌ها بخواهند در آینده درآمد خود را حفظ کنند باید به این فناوری روی بیاورند.

به‌عنوان مثال از یک شبکه‌ی مش قوی و معتبر می‌توان برای کنترل یک محله استفاده کرد. اگر مشکل اتصال در جایی رخ داد، این شبکه به‌سرعت و بدون اینکه نیازی به گزارش مشترکین یا هزینه آمدن مهندسان باشد، آن را حل می‌کند.  انتظار مشترکین از وای‌فای خانگی بالا است و آن‌ها انتظار دارند که ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی به قول‌هایی که در مورد سرویس به مشترکین داده‌اند، عمل کنند. پاتل می‌گوید:

وظیفه‌ی حل مشکلات خانگی بر عهده اپراتور است و اگر اپراتور نتواند مشکل را حل کند، ارائه‌دهندگان ابر مثل گوگل مشکل را حل خواهند کرد.

بر اساس گفته‌های پاتل، اگر ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی پیشنهادات بهتری برای مشترکین آینده ارائه نکنند، شکست خواهند خورد؛ چراکه این مشترکین انتظار خواهند داشت که بتوانند با استفاده از وای‌فای، از اینترنت اشیا و دستگاه‌های متصل خود نهایت بهره را ببرند.

علاوه بر اینها، شبکه‌ی مش می‌تواند زیرساخت‌های مورد نیاز برای استخراج داده‌ها و کسب درآمد از طریق اطلاعات در خانه را فراهم کند و اگر ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی در این زمینه چاره‌ای نیندیشند، در کسب درآمد در آینده دچار مشکل خواهند شد.

اگر ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی وارد چالش جدید نشوند، مشترکین به سمت ارائه‌کننده ابر یا کلود خواهند رفت. پاتل گفت:

اگر ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی به فکر چاره و آینده نباشند، ترافیک داده‌های خانگی به سمت سیستم رایانش ابری خواهد رفت و آن‌ها بی‌نصیب خواهند ماند. شما به‌عنوان یک مسئول عملیات باید از وای‌فای خانگی حمایت و پشتیبانی کنید و اگر سریع عمل نکنید، قافیه را به ارائه‌دهندگان ابر خواهید باخت و در آینده کنترلی روی اتفاقات خانگی نخواهید داشت.

منبع ZDNET ,  Zoomit 

نوشته آینده خانه‌های هوشمند اولین بار در ICTN پدیدار شد.

۵ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: مارتین پاولی|  سردبیر مجله معماری جهان
مترجم: شهاب‌الدین تصدیقی| دانشجوی مطالعات معماری دانشگاه تهران.


سی سال پیش[۱]، پیتر بلیک[۲]، مورخ معماری نوشت: «معماری مدرن بدون پیش‌ساختگی، همانقدر تصورناپذیر است که مسیحیت بدون صلیب». یادآوری سخنان او، به ویژه اکنون درآخرین روزهای سال ۱۹۹۹ که هنوز پرونده برای انتخاب نامزدهای بهترین معمار قرن باز است، خالی از لطف نخواهد بود. بیشتر اوقات این ۹۹ سال، کعبه‌ی آمال جنبش مدرنیسم، ساختمان‌هایی بود که به صورت خط تولیدی ساخته شوند؛ هدف نهایی تمامی معماری‌های پیشرو، از سنت الیا[۳] تا کترایت پیکارد[۴].

مردی که بیش از همه به این رویا باور داشت و عمیق‌تر از هر کس دیگر به نیازها و منافع یک معماری صنعتی‌شده اندیشید، کنراد واکسمان بود. نامش کمتر در محافل معماری این روزها شنیده می‌شود، هر چند که بیست سال هم از مرگش نمی‌گذرد. واکسمان تئوریسین پیشگام و در تمام طول عمر حرفه‌ای‌اش متخصص و استاد ساختمان‌سازی صنعتی بود؛ پس نامش قطعا در زمره‌ی نامزدهای عنوانِ بهترین معمار قرن بیستم جا دارد.

با آلبرت انیشتین

واکسمان در ۱۹۰۱ در جایی به دنیا آمد که بعدها جزئی از آلمان شرقی و بعدتر بخشی از لهستان شد. او اولین بار با ساخت خانه‌ای در حومه‌ی برلین برای آلبرت اینشتین توجه‌ عموم را به خود جلب کرد. همچون میس فان درروهه[۵] و ریچارد نویترا[۶]، او نیز در نظام قدیمی کارآموزی آلمان تربیت شد و همچون آلبرت اشپیر[۷] ابتدا نجاری را آموخت و سپس در درسدن زیر دست هاینرش تسنیو[۸] تحصیل کرد. بعدها او معمار بزرگترین کارخانه‌ی چوب اروپا شد، جایی که برای نخستین بار علاقه‌ی او به سطوح و سیستم‌های ارتباطی شعله‌ور گردید. پس از کار در ایتالیا و فرانسه، در سال ۱۹۴۱ درست کمی قبل از آغاز جنگ میان آلمان و آمریکا، توانست با تدبیری به ایالات متحده بگریزد. شهرت او در آنجا بیشتر از همه مرهون نقشش در گسترش پیش‌ساختگی بود که در پی جنگ جهانی دوم و سال‌های بازسازی پس از آن اتفاق افتاد.

زندگی حرفه‌ای واکسمان در سال‌های جنگ، به طور عمده در همکاری با والتر گروپیوس برای توسعه‌ی «سیستم خانه‌ی بسته‌بندی[۹]» و تاسیس «شرکت سهامی عام پنل[۱۰]» سپری شد. در ۱۹۴۵، این شرکت برای صنعت خانه‌های پیش‌ساخته‌ی آمریکا به مثابه «ناسا» بود. واکسمان به تنهایی نزدیک به ۱۰۰ ابداع و اختراع در رابطه با اتصالات و پنل‌ها به ثبت رسانید و همچنین مسئول طراحیِ آشیانه‌های قاب‌فضاییِ نیروی هوایی آمریکا بود.

بعد از ۱۹۵۰ واچسمن از صنعت پیش‌ساختگی بیرون آمد و استاد تحقیقات عالی ساختمانی در موسسه‌ی صنعتی ایلینویز[۱۱] شد، جایی که توانست حتی یک نسل قبل از شروع آنالیزهای کامپیوتری، پتانسیل‌های اقتصادی و اجرایی اتصالات استانداردشده‌ی پیش‌ساخته‌ی چندکارکردی را ثابت کند. او در کتاب بنیادی خود «نقطه‌ی چرخش ساختمان: سازه و طراحی» نظامی سازه‌ای مبتنی بر یک قطعه‌ی واحد تکرارشونده را معرفی کرد که قابلیت کاربرد در ساختمان‌های تا ۵طبقه را نیز داشت. همین‌طور یک قاب فضایی ۲۰۰متری که در سقف و تنها با یک متصل‌کننده ساخته شد. او همچنین طرح کارخانه‌ای را در کتابش گنجاند، که دستگاه پرس پرکارش می‌توانست در سال برای ۵۰۰ واحد مسکونی قطعات آلومینیومی تولید کند.

گرچه واکسمان بعضی از سازه‌های قاب‌فضایی خود را در دهه‌ی ۱۹۶۰ ساخت – که احتمالا مشهورترینشان سازه‌ی ترمینال فرودگاه بین‌المللی بالتیور در واشنگتن است – پیشرفته‌ترین تحقیقات این معمار قرار بود که در آینده‌اش رقم بخورد. او اعتقاد داشت که انواع گونه‌های معماری در آینده به سوی یک همگرایی پیش می‌روند. در آن نقطه، معماری عبارت خواهد بود از فرآیند تکثیر سلول‌ها و عناصر در تبعیت از قوانین صنعتی شدن. او پیش‌بینی کرده بود: «مرز میان محصول، عنصر سازه‌ای و ساختمان محو خواهد شد» و «ساختمان‌ها به عنوان بخشی از یک کُلِ بزرگتر محسوب خواهند شد که آن کُل به طور متداوم در حال شکل‌دهی به منظر و شکل تمدن است».

واکسمان درگذشت. در کالیفرنیا، همچون بسیاری از متفکرین اروپایی مهاجر هم‌نسل خودش. او بر پیکر این سرندیپیتی که نامش سیستم دانشگاهی آمریکاست همچون زینتی فاخر بود.

پی‌نوشت

[۱] این متن دردوم دسامبر سال ۱۹۹۹ منتشر شده است- و.
[۲] Peter Blake
[۳] Sant ‘Elia
[۴] Cartwright Pickard
[۵] Mies van der Rohe
[۶] Richard Neutra
[۷] Albert Speer
[۸] Heinrich Tessenow
[۹] Packaged House System
[۱۰] General Panel Corporation
[۱۱] Illinois Institute of Technology

منبع

architectsjournal

 

نوشته کُنراد واکسمان: بزرگ‌ترین معمار قرن بیستم اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۴ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • زمان و مکان برگزاری
برنامه رونمایی از کتاب:
نشست رونمایی از کتاب مشارکت شهروندان در برنامه‌ٰیزی و توسعه شهری در ایران

سخنرانان:
دکتر هانس
لوییدگر دینل
دکتر حسین ایمانی جاجرمی
مهندس مریم کهنسال نودهی
مهندس کاوه فولادی نسب

زمان: شنبه ۴ آذرماه ۱۳۹۶
ساعت برگزاری: ۱۶:۳۰ تا ۱۹:۳۰
مکان‌برگزاری: میدان فلسطین، خیابان طالقانی غربی، پلاک ۵۱۴، خانه گفتمان شهر و معماری
شرکت عمران و بهسازی شهری ایران مادر تخصصی

نوشته نشست رونمایی از کتاب مشارکت شهروندان در برنامه‌ٰیزی و توسعه شهری در ایران اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۴ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

«برنامه‌ی “PMAY[1]” تنها یک آرزوی زیرساختی نیست، یک ماموریت است. هدف این برنامه ساخت دیوار یا تهیه‌ی زمین نیست؛ بلکه برنامه‌ی بزرگی است که خواسته‌ها و آرزوهای مردم را برآورده می‌کند. هدف آن مهیا کردن یک خانه برای هر هندی است.» نخست‌وزیر نارندرا مودی


[۱] Pradhan Mantri Awas Yojana

  • موضوع
  • بخش‌ها و موضوعات
  • تقویم و جوایز
  • نهاد اجرایی

اینکه هر نفر هندی یک خانه داشته باشد از هر منظری کاری کمال‌گرایانه و عظیم است، ولی لازم. اگر قرار باشد هند کشور پیشرفته‌ای محسوب شود، باید هر شهروند آن یک پناه‌گاه امن داشته باشد.

ما باور داریم که مسکن از حقوق اولیه و اساسی هر هندی است.

تمنای چنین چیزی اراده‌ی سیاسی عظیمی می‌خواهد؛ PMAY قدمی‌ست در این راه، اما دولت نمی‌تواند به تنهایی این کار را انجام دهد. اینجاست که به همکاری جامعه‌ی مهندسی و معماری نیازمند می‌شویم: تا آنچه به‌نظر ناممکن می‌اید را ممکن سازند.

این مساکن باید بدیع، زمینه‌مند، و پایدار و دربرگیرنده باشند.

موضوعات:

  1. مسکن برای اقشار فرودست شهری
  2. مسکن برای اقشار فرودست روستایی

 

بخش‌ها:

  1. پروژه‌های ساخته شده
  2. طرح‌های پیشنهادی

 

 

شرایط شرکت‌کننده‌ها:

شرکت‌کنندگان این مسابقه باید معمار یا مهندس عمران باشند. دانشجویان سال‌های سوم تا پنجم این دو رشته نیز می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند.

زبان شرکت در مسابقه:

انگلیسی

مهلت نهایی ارسال آثار:

۱۴ ژانویه ۲۰۱۸ برابر با ۲۴ دی ۱۳۹۶

اطلاعات بیشتر

 

تاریخ

 

 
 

میلادی

شمسی

 

آغاز ثبت‌نام

۳۱ آگوست ۲۰۱۷

۹ شهریور ۱۳۹۶

 

مهلت نهایی ارسال آثار

۱۴ ژانویه ۲۰۱۸

۲۴ دی ۱۳۹۶

 

جوایز:

۱۵ لاک هند حدود ۹۰ میلیون تومان

نوشته مسکن برای میلیاردها اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۴ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

تلخیص و ترجمه: شراره جوادیان


 

یکی از اصلی‌ترین مسائلی که بعد از هر حادثه‌ یا بلایای طبیعی در نواحی شهری با آن روبرو هستیم، حجم زیاد آوارها و انسدادی است که این آوارها در مسیر بازسازی شهراست. اینجا راهبردهایی ذکر می‌شود که با رعایت آن‌ها در آواربرداری ضمن بازگشایی مسیر بازسازی‌ حداکثر فایده هم به خانوارهای آسیب‌دیده می‌رسد.

ابتدا باید مشخص کنیم که هنگام آواربرداری چه کارهایی را نباید کرد:

 

– اولویت دادن به آواربرداری در محله ها و مکانهایی با وضعیت مالی بهتر یا رابطه و آشنایی با مسوولین.

– اولویت دادن به آواربرداری مکانهایی که قطب عکسبرداری و فیلمبرداری شده اند.

– مهیا کردن دپوهای کوچک برای هر خانوار یا محله تا آوار خود را در آنجا جمع کنند که منجر به کپه های کوچک و دست و پاگیر از آوار خواهد شد.

– آواربرداری در نواحی‌ای که به عنوان نواحی خطرناک شناسایی شده اند تا مردم تشویق به برگشتن و خانه سازی سریع در آن نواحی نشوند.

 

در عوض آواربرداری را ابتدا از مکانهای زیر آغاز کنیم:

– راههای اصلی رفت و آمد برای کار و حمل محموله های تجاری تا برگشت به کار هر چه سریعتر انجام شود.

– بازارهای محلی که میتوانند مرکز احیای درآمد خانواده های آسیب دیده شوند.

– اطراف و محل مدارس تا بتوانند هر چه سریعتر به کار آموزش بازگردند.

– تمام خیابانها منتهی به کارگاههای آجر و بتن و ساختمانی برای حمل و نقل هر چه سریعتر این محصولات به محلهای آسیب دیده.

– مناطقی که از قبل از زلزله به عنوان نواحی رشد جمعیت شناسایی شده اند.

– نواحی اطراف منابع آب چون این نواحی مرکز کمکرسانی به خانواده های آسیب دیده خواهند بود.

– راههای دسترسی به نواحیی که موقعیت حساس دارند یا به خاطر بافت تاریخی دسترسی و محافظت آنها لازم است.

 

اینکه از میان راهبردهای ارائه شده کدامیک در اولویت بیشتری هستند بستگی به موقعیت و شرایط ویژه‌ی هر مکان دارد.

منبع: resilienturbanism

نوشته راهبردهای آواربرداری بعد از حوادث اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۴ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع
  • زمان و مکان
  • برگزارکننده

«نمایش یک تغییر» اولین برنامه از دو گردهمایی عمومی است که با تمرکز بر مسئله تحول شهری در پایتخت‌های ایران و آلمان به پرسش‌هایی در باب طراحی شهری، نقش مشارکت مردمی و مداخله هنر در فضای عمومی دو شهر تهران و برلین می‌پردازد. در هر دوی این شهرها، فرایندهای نوسازی و بهسازی بافت‌شهری، خصوصی‌سازی رو به رشد، و بازپسگیری فضای عمومی در موسسات، دانشگاه‌ها و محافل خودسازمان‌یافته تحت مشاهده و بررسی اند. این برنامه دو روزه موقعیتی است برای گردهمایی معماران، هنرمندان، جامعه‌شناسان و شهرسازان ایرانی و آلمانی که با گفتگو درباره نحوه برخود روزانه‌شان با چالش‌های توسعه شهری، مخاطب را به مشارکت در مباحث نظری و کاربردی در این حیطه دعوت کند. در این گفتگو با تمرکز بر تحول فرمی فضای عمومی و جسمانیت‌یافتن نیروهای سیاسی-اجتماعی در بدن شهر، تغییر هم به عنوان یک مفهوم و هم یک تجربه مورد تحلیل قرار می‌گیرد.

«نمایش یک تغییر»
نگاهی به خاستگاه‌های بصری تحولات اخیر و چشم انداز‌های شهری تهران و برلین
به دعوت سولماز شهبازی و آذر محمودیان

شرکت در این برنامه برای علاقه‌مندان آزاد و رایگان است و سخنرانی‌های غیرایرانی با ترجمه فارسی ارائه خواهدشد.

زمان:
شنبه، ۴ آذر ۹۶، ساعت ۱ تا ۷ شب
یکشنبه، ۵ آذر ۹۶، ساعت ۲ تا ۷ شب
مکان: موزه هنرهای معاصر تهران

موزه هنرهای معاصر و موسسه IFA

نوشته نمایش یک تغییر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۴ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

پس از طی مراحل فراخوان و مصاحبه های یک ماهه، قریب به سی درصد ثبت نام کنندگان برای شرکت در اولین دوره هم آفرینی هنر عمومی پذیرفته شدند. بر این اساس پیش رویداد و نخستین نشست این دوره میان رشته ای در روز جمعه مورخ ۳ آذر در مشهد برگزار شد. در این نشست که با حضور جمعی از اساتید دانشگاه و هنرمندان جوان و مجرب برگزار شد نوید فلاحت، هنرمند عرصه عمومی، به تشریح روند شکل گیری ایده اصلی این دوره و کارکردهای آن پرداخت. ایشان با تحلیل روندی که در دهه اخیر مدام هنر عمومی را به حوزه های تبلیغاتی تقلیل می دهد و از آن به لفظ تزئینات شهری نام می برد، تغییر نگاه مدیریت شهری را در این حوزه ضروری دانست و از خطرات تداوم این نگرش سخن گفت. وی خاطر نشان ساخت که حذف رویکردهای هنری اصیل از منظر شهری، و جایگزین شدن آن با نمونه آثار مرسوم که صرفاً دغدغه پاسخ به منویات کارفرما را دارد، شاید یک کنش اقتصادی از سوی هنرمندان باشد اما نمی تواند یک برونداد هنری تلقی شود. دکتر محراب اسد خانی، عضو هیات علمی دانشگاه در ادامه با تاکید بر همین اصل، به مرور تجربه یک دهه گذشته مشهد پرداخت و با انتقاد از آنکه چرا رویدادی همچون استقبال از بهار در مجامع هنری جهان هیچ جایگاهی ندارد، اقتصادی شدن بیش از حد این جریان را مورد نقد جدی قرار داد و با ابراز تاسف بابت مسیر طی شده، دوره هم آفرینی را فرصتی دانست که هنرمندان به صورت خودجوش و مستقل از نهادهای قدرت قصد بر جریان سازی و تاثیرگذاری بر روند هنر عمومی در مشهد داشته باشند.

مهندس سمیه سریری، معمار، نقاش و مجسمه ساز مشهدی که در سال های گذشته از هنرمندان تاثیرگذار بر فضای هنرهای شهری مشهد بوده با توجه دادن به اصل آفرینش هنری از سوی هنرمند، تنهایی و فردیت را گوهری دانستند که می تواند به غنای اثر هنری حتی در عمومی ترین وضعیت آن بیافزاید. ایشان با تاکید بر ماهیت میان رشته ای هنر عمومی و هنر شهری، حضور تخصص های مختلف را در کنار هم فرصتی مغتنم دانستند که می تواند به پدیداری آثاری ختم شود که از جنبه های ادراکی مختلف از سوی شهروندان مورد استقبال قرار بگیرد. محسن اکبرزاده، دکترای معماری اسلامی و عضو هیات علمی دانشگاه نیز با تاکید بر ماهیت چند تخصصی  و تجمیعی این دوره، در کنار هم قرار گرفتن نقاشان، گرافیست ها، مجسمه سازان، خوش نویسان، هنرمندان دیجیتال و عرصه انیمیشن و هنرمندان سنتی را در کنار هم، موقعیتی برای عبور از اتیکت ها و حجاب های حرفه ای عنوان کرد و افزود که برای یک هنرمند عرصه عمومی ضرورت بسیاری وجود دارد تا بتواند پیش از هر چیزی از خودش و عنوان تخصصی اش عبور کند و بتواند با شهر به عنوان یک مجموعه زیستی زنده، رابطه ای دموکراتیک برقرار کند. هنرمند عرصه عمومی خود یک عنوان مکفی برای بازنمایی آن نقش و آن وضعیت آفرینش گرانه ای است که هر معمار یا نقاش یا گرافیستی ممکن است خود را دچار آن کند. ایشان با اشاره به نقش هنر عمومی در توسعه کیفی ناخودآگاه شهری، مسئولیت هنرمند را در قبال عرصه عمومی، سنگین و حتی ترسناک توصیف کرد و فرآیندهای فعلی داوری را در این حوزه قابل بازنگری دانست.

پیروز پیروی، دانش آموخته عکاسی از کالج هنری کمبریج با استثنائی توصیف کردن ساختار دوره هم آفرینی به مقایسه این دوره و وضعیت شهر مشهد با پایتخت های اروپایی پرداخت و مدیریت شهری را به نسبت منفعل و کم انگیزه توصیف کرد. او با تبیین ظرفیت های مغفول مانده هنر عمومی در مشهد ابراز امیدواری کرد که آثار تولید شده در این دوره بتوانند نسلی جدید و رویه ای جدید را در فضای هنرهای شهری مشهد به جای بگذارند. در ادامه نوید فلاحت، هنرمند با سابقه مشهدی، با توضیح مدل بوم طراحی به عنوان یک مکانیزم اعتبار سنجی درونی و بیرونی آثار هنری برای حضور در عرصه شهری، این امیدواری را به حاضران داد که جمع حاضر به مثابه گلچینی از برترین های هنرهای تجسمی مشهد می توانند در مقیاسی فراتر از مشهد، بروندادهای این جریان فعالیتی جمعی را به دیگر شهرهای ایران نیز عرضه کنند و خبر از برخی موافقت های اولیه از سوی دیگر شهرداری ها و نهادهای متولی در تهران، اصفهان، شیراز، شاهرود، کنگ و چابهار داد. در ادامه جلسه حاضرین با طرح پرسش هایی پیرامون چشم انداز این پویش هنری، نکاتی را درباره بستر مذهبی مشهد، سمت و سوی فراخوان های هنری از جمله استقبال از بهار و برخورد مدیریت شهری جدید با هنرمندان را طرح کردند که از سوی سخنرانان پاسخ داده شد. لازم به ذکر ست که دوره هم آفرینی هنر عمومی با شرکت قریب به ۴۵ هنرمند عرصه هنرهای تجسمی، در طول ۸ هفته پیاپی به خلق آثار هنر عمومی به صورت جمعی و تیمی پرداخته و امید است که این جریان خود جوش و غیرفرمایشی با پاسخ مثبت از جانب مدیریت تخصص گرای شهری جدید مشهد روبرو شود.

نوشته شهر به مثابه بوم آفرینش هنری؛ گزارش نخستین نشست از اولین دوره هم آفرینی هنر عمومی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

به گزارش گروه اجرایی دبیرخانه آب های تهران، روز چهارشنبه یکم آذرماه ۱۳۹۶ گردهمایی میانکار مسابقه کارگاهی ” دربند، شمیران: آب/ رود دره / ما مردمان ” از مجموعه سلسله نشست ها و کارگاه های ” اگر آب ها را در تهران جاری کنیم …؟ ” در بلوک C باغ کتاب تهران از ساعت ۱۳ تا ۱۹:۴۵، با حضور جمعی از طراحان شرکت کننده در مسابقه برگزار شد و شرکت کنندگان از نزدیک با صاحبنظران داور حاضر در گردهمایی ( سرکار خانم دکتر حمیده امکچی، آقای دکتر محمد مهدی محمودی، آقای دکتر اسکندر مختاری طالقانی و آقای مهندس فرهاد احمدی ) گفتگو کردند و تعدادی از سرپرستان گروه های طراح شرکت کننده در مسابقه کارگاهی، از جمله خانم دکتر مه تیام شهبازی، خانم دکتر الهام امینی، خانم دکتر ندا ضیابخش، خانم مهندس ژیلا سربازی، خانم مهندس آناهید ملک مرزبان، خانم مهندس جواهر کوتی، خانم مهندس بهارک کشانی، آقای مهندس سامان سیار، آقای مهندس احمد خلیفاوی و آقای مهندس افشین نفیسی، که در طی چهارهفته گذشته و در روند پیشبرد طرح با گروه همکارانشان به نکاتی برخورده بودند، موارد را با جمع حضار و داوران و صاحبنظران مهمان به اشتراک گزاردند و پرسش هایی را به نمایندگی اعضای گروه طراحی مطرح کردند.

همچنین، در این گردهمایی صاحبنظران مهمان: آقای محمد سالاری راد ( جامعه شناس )، آقای مهندس حیدری ( متخصص مهندسی آب )، آقای دکتر حمید ماجدی ( شهرساز و رییس دانشکده هنر و معماری واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی )، آقای مهندس مهدی فروغمند اعرابی ( معمار و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی )، آقای دکتر پیروز حناچی ( استاد گروه مرمت دانشکده معماری هنرهای زیبای دانشگاه تهران و معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران )، آقای دکتر علی اعطا ( معمار و عضو شورای اسلامی شهر تهران ) و آقای دکتر علی محمد سعادتی ( معمار و شهرساز و مدیر بافت و بناهای تاریخی شهر تهران ) از منظر تخصصی و حرفه ای و اجرایی خویش به بیان دیدگاهشان در مورد موضوع مسابقه و بالاخص رودخانه دربند پرداختند و در جمعی صمیمی و خودمانی پرسش های شرکت کنندگان در مسابقه کارگاهی را شنیدند و پاسخ گفتند.

در این گردهمایی آقای دکتر بابک اسلامی مجاوری ( مدیر برنامه ) و خانم دکتر غزال کرامتی ( دبیر برنامه )، موارد مربوط به کلیات موضوع مسابقه کارگاهی و سایت مورد طراحی، چرایی اجرا با رویکردی جمع گرا و کارگاهی و به این شکل شفاف و نحوه و ضوابط و قالب ارائه طرح ها به دبیرخانه آب های تهران جهت انجام مرحله داوری را پاسخ دادند.

یکی از خواسته های پر طرفدار جمع شرکت کنندگان حاضر در گردهمایی میانکار مسابقه کارگاهی تمدید مدت مسابقه بود که به دلیل تکرار مکرر درخواست، تمدید زمان مسابقه به مدت یک هفته توسط آقای دکتر اسلامی اعلام شد و مقرر گردید که با توجه به الزام به برگزاری داوری مسابقه در آذرماه ( به دلیل شرایط کاری برخی از داوران در دی ماه و بهمن ماه )، روز شنبه ۲۵ آذرماه از ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۴، آخرین مهلت تحویل آثار به دبیرخانه آب های تهران باشد؛ و این مهلت به هیچ وجه تمدید نخواهد شد.

بازتعریف رابطه آب و انسان ایرانی در شهر و معماری امروز، دغدغه بیست و دوساله ای است که قسمتی از آن چهارده سال پیش در قالب پایان نامه دانشگاهی ارائه شد؛ دغدغه ای که انحصاری نبود و مدیران طرح جامع جدید تهران در ایدئوگرام توسعه شهر در نظر گرفتند و دوازده سال پیش در سطح طراحی بر نقشه سازمان فضایی پیشنهادی شهر تهران نقش بست.

اما، دغدغه بازتعریف این رابطه در همان سطح کلان طراحی ماند و در اجرا شاهد جریانات و اقداماتی شدیم که آب را از محیط انسان ایرانی امروز دورتر و دورتر کردند و فاصله مطالعات نظری تا اقدامات عملی شهری بسیار زیاد شد؛ تا سال ۱۳۹۴ که این دغدغه با یکی دو دوست دانشگاهی در میان گذاشته شد و به کمک این همراهان مصمم و توانمند، مجموعه نظر و عمل این بینش، شکل و رویه ای تازه به خود گرفت و در قالب پژوهش عملی مشارکتی، مرکب از نشست های تخصصی و مسابقه های کارگاهی به نحوی برنامه ریزی و طراحی شد، که از همه دیسیپلین های مرتبط، گروه هایی را جهت اقدام مشترک گردهم آورد و از طریق ایجاد امکان گفتگوهای بین نسلی ( صاحبنظران کهنسال و مشتاقان میانسال و دانش آموختگان جوان ) راه را برای تغییر رویه ها و بازگشت به خویشتن در سرزمین ایران در مورد موضوع آب روشن گرداند.

برای این منظور، مقرر شد که شهر تهران، به عنوان نماینده شهرهای ایرانی امروز، زمینه و مکان مطالعاتی این پژوهش باشد و ذیل عنوان کلی:” اگر آب ها را در تهران جاری کنیم … ؟ ” سه نمود آب ( به شکل رودخانه، به شکل قنات و به شکل چشمه ) در سه گستره تاریخی شمیران و تهران و ری، که بر امتداد ” محور دربند-ری ” از محورهای پنجگانه نقشه سازمان فضایی شهر تهران قرار دارند، در نشست(های) تخصصی محدود بازخوانی شوند. یک سایت مشخص هم برای هر نمود آب تعیین گردید تا از طریق برگزاری کارگاه های طراحی مشارکتی با موضوع کاملا مشخص و ویژه، معیارهای طراحی با آب در شهر به عنوان محصول نهایی این پژوهش عملی به دست آید. این سایت ها و موضوعات عبارتند از:
– دربند؛ شمیران: ( آب/ رود دره / ما مردمان )
محور کارگاه: زیست بوم و طراحی محیطی/ زندگی شهری و طبیعت گردی
( برای دستیابی به معیارهای طراحی، هنگامی که آب به شکل رودخانه روی زمین جاری است.)
– سنگلج؛ تهران: ( کاریز/ کهن شهر/ خانه من )
محور کارگاه: مهندسی، آب و معماری
(برای دستیابی به معیارهای طراحی، هنگامی که آب به شکل قنات (و یا آب لوله کشی) از نظر پنهان و زیرِ زمین است.)
– چشمه علی؛ شهر ری: ( چشمه/ اسطوره/ فردای شهر ما )
محور کارگاه: آب در اندیشه ایرانی
( برای دستیابی به معیارهای طراحی، هنگامی که آب به شکل چشمه چند هزارساله از پای صخره می جوشد.)

تا اکنون، دو نشست تخصصی نیمروزی به تاریخ های چهارشنبه ۶/۱۱/۱۳۹۵ و دوشنبه ۱۱/۲/۱۳۹۶ و همچنین گردهمایی ویژه آغاز نخستین مسابقه کارگاهی به تاریخ چهارشنبه ۱۳۹۶/۸/۳با تمرکز بر رودخانه دربند در محل تالار خلیج فارس موزه ظروف سلطنتی مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد و گردهمایی میانکار به تاریخ چهارشنبه ۱۳۹۶/۹/۱ در محل باغ کتاب تهران برگزار شده اند؛ مسابقه کارگاهی نیز، از همان روز سوم آبان ماه با بازدید دسته جمعی از سایت ( با محوریت خیابان دربند ) شروع شده و گردهمایی میانکار مسابقه به شکل کارگاه عمومی – با امکان حضور همه گروه های طراحی شرکت کننده- در محل باغ کتاب تهران برای روز چهارشنبه ۱/۹/۱۳۹۶ تدارک دیده شده است.

معیارهای طراحی با آب، ( که در این بخش از برنامه با تمرکز بر رودخانه و ذیل عنوان ” دربند؛ شمیران: آب/ رود دره / ما مردمان ” با محوریت زیست بوم و طراحی محیطی/ زندگی شهری و طبیعت گردی، طرح شده است ) مهمترین امری است که دبیرخانه آب های تهران از پس این سلسله نشست ها و گردهمایی ها و مصاحبه ها جستجو می کند و با وجود در دست داشتن معیارهای پایه مستخرج از تجارب جهانی و مطالعات نظری تخصصی سرزمینی، سعی دارد با جلب مشارکت و همکاری گروه های طراحی متشکل از دانشگاهیان و حرفه مندان علاقه مند به موضوع، هم دستاوردهای فعلی پژوهش را غنی تر سازد و هم این دستاوردها را از طریق این هم آوایی و همکاری در سطح وسیعی از جامعه تخصصی و حرفه ای و اجرایی گسترش و بسط دهد.

از طرفی به دلیل تنوع تخصص های شرکت کننده در مسابقه، سایت طراحی در یک بازه حداقلی-حداکثری، هم از شمال و جنوب و هم از شرق و غرب تعریف و تعیین شده است تا در هر دیسیپلینی ( به فراخور رویکرد همان تخصص به امر طراحی در شهر ) امکان تدقیق محدوده طراحی برای سرپرست گروه فراهم باشد و معیارهای حاصله واقعی تر و کاربردی باشند.

نوشته پیش درآمد نخستین مسابقه کارگاهی دبیرخانه آب های تهران اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: جیکوب ریدل[۱]: معمار و سردبیر
مترجم: الیاس کهنسال


بیایید اعتراف کنیم، معماران نسبت به رنگ مشکوک – یا شاید کمی ترسیده – اند. چه دلیل دیگری برای گرایش معماران معاصر به نماهای اکسپوز مثل بتن، آجر، فولاد کورتن، سنگ و چوب وجود دارد؟ دلیل این مسئله احتمالا به این خاطر است که انتخاب رنگ توسط یک معمار، معمولا یکی از شخصی‌ترین – و در نتیجه غیرقابل دفاع ترین – تصمیماتی است که در طی یک پروژه باید گرفته شود[۲]. در حقیقت هم رنگ‌آمیزی، از نقطه نظر فنی، به ندرت اهمیت دارد و زمانی که یک رنگ خاص به کارفرما پیشنهاد می‌شود، این سلیقه معمار است که دخیل است، به همین سادگی. یا شاید هم بی‌اعتمادی معماران به رنگ‌آمیزی به خاطر گرایش معروف این حرفه به کنترل کردن همه چیز و این حقیقت دارد که رنگ یکی از خصوصیات ساختمان است که تاثیر آن به راحتی از بین می‌رود. بهتر، ما معماران تربیت شده‌ایم تا بر روی تصمیمات «مهم» و «معمارانه» همچون فرم، فضا، مصالح، برنامه‌ی فیزیکی و ساماندهی طرح تمرکز کنیم. در واقع، رنگ کردن دوباره یک دیوار برای مالک آینده‌ی ساختمان بسیار راحت‌تر از جا‌به‌جا کردن آن خواهد بود.

اما با این اوصاف نمی‌توان قدرت رنگ را نادیده گرفت. در واقع، در شرایط مناسب رنگ معماری می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد و به دلیل توانایی‌اش در برقراری ارتباط ساده و واضح، می‌تواند از فرم یا سبک معماری نیز تاثیرگذارتر باشد. این پدیده در محل اقامت رسمی سران سه کشور به خوبی نمایان است: کاخ سفید در واشنگتون، دی.سی[۳]، خانه‌ی صورتی (لا کازا رزادا) در بوینس آیرس[۴] و خانه‌ی آبی (چیونگ وادئا) در سئول[۵] – سه پروژه‌ی شاخصی که رنگ نمای خارجی‌شان بسیار معروف‌تر است تا هر گونه خصوصیت فرمال یا سبکی معماری آنها.

قدیمی‌ترین و احتمالا معروف‌ترین نمونه از این سه، کاخ سفید امریکاست. این پروژه در سال ۱۸۰۰ و به دنبال انقلابی ساخته شد که حکومت استعماری انگلستان را ساقط کرد. کاخ سفید در ابتدا با نام‌های گویاتری همچون «کاخ رئیس‌جمهور»، «عمارت ریاست جمهوری»، «عمارت دولت» یا «خانه‌ی رئیس‌جمهور» شناخته می‌شد. با این حال، حتی در سال ۱۸۱۱ هم عموم مردم ساختمان را با رنگ نمای آن می‌شناختند، ترکیب سفیدی از سنگ آهک، چسب برنج، کازئین و سرب بر روی یک نمای ماسه سنگی. در سال ۱۹۰۱، تئودور روزولت[۶]، رئیس‌جمهور وقت عبارت «کاخ سفید – واشنگتن» را روی سربرگ‌های ریاست جمهوری زد و به این نام رسمیت داد.

رنگ این قابلیت را دارد که تداعی‌های قدرت را از بین برده و به دنبال تداعی معانی کلی‌تر و ماندگارتری باشد.

حداقل دو توضیح رایج در مورد انتخاب رنگ سفید وجود دارد، یکی به وضوح محتوای سیاسی و نمادین آن است و دیگری بر عملکرد فنی آن تمرکز می‌کند. توضیح اول ادعا می‌کند که پس از آتش‌سوزی واشنگتن، دی.سی. در سال ۱۸۱۴ در جریان جنگی که از ۱۸۱۲ آغاز شده بود و بازسازی و تکمیل کاخ سفید، خانه‌ی ‌‌‌‌‌رئیس‌جمهور خاکستری رنگ، به رنگ سفید تغییر داده شد تا روی خرابی‌های ناشی از آتش‌سوزی ایجاد شده توسط نیروهای انگلیسی را بپوشاند – و احتمالا خاطره‌ی آن را پاک کند – هرچند که مضمون‌هایی همچون پاک‌کنندگی و بازسازی بی‌شک جذاب هستند ولی این داستان چیزی بیشتر از یک افسانه نیست چرا که به این ساختمان در نوشته‌های قبل از جنگ نیز با نام «کاخ سفید» اشاره شده است.

از طرف دیگر، توضیح عملکردی این است که نمای خارجی سفید و خاص کاخ سفید در سال ۱۷۹۸ به این دلیل ایجاد شد که نمای ماسه سنگی را از یخ‌زدگی در زمستان محافظت کند. هر چند که این توضیح از نظر زمان‌بندی محتمل‌تر به نظر می‌رسد ولی این توجیه برای انتخاب رنگ سفید صرفا به عنوان یک تصمیم فنی ناکافی به نظر می‌رسد. شاید بتوان در اینجا یک توضیح ترکیبی سوم را در نظر گرفت. در اواخر قرن ۱۸ چندرنگی بودن معماری قدیمی یونان و روم هنوز چندان شناخته شده نبود و معماری کلاسیک به شکل افلاطونی سفید تصور می‌شد. در امریکای پس از انقلاب که تولد یک جمهوری نو بود و خود را بر مبنای مدل‌های رومی و یونانی باستان بنا کرده بود، ساختمان‌های سفید نوعی خاص و قوی از تداعی قدرت را می‌توانسته به همراه داشته باشد – و حتی اگر نداشته‌اند – چه رنگی بهتر از سفید؟

خانه‌ی صورتی در بوینس آیرس

توجیه‌های نمادین و فنی در مورد یکی دیگر از عمارت‌های دولتی معروف، خانه‌ی صورتی آرژانتین، نیز با یکدیگر رقابت می‌کنند. امروزه خانه‌ی صورتی نقش عمارت رسمی دولت و دفتر ریاست جمهوری را بازی می‌کند. هر چند که رئیس‌جمهور معمولا در جای دیگری زندگی می‌کند. به عنوان یک ساختمان، خانه‌ی صورتی تاریخچه پیچیده‌ای دارد که به استحکامات نظامی ساخته شده در دوره استعماری می‌رسد. در اواسط قرن ۱۹ این استحکامات تقریبا به کلی تخریب و با ساختمان اداره گمرک جایگزین شدند که بعدا در دهه ۱۸۶۰ توسط رئیس جمهور، بارتولومی میتره[۷]، به عنوان خانه‌ی دولت و دفاتر رئیس جمهوری انتخاب شدند. در زمان دومینگو سارمینتو[۸]، جانشین میتره، نمای خارجی ساختمان به کلی تغییر کرد و به رنگ صورتی رنگ‌آمیزی شد و یک ساختمان بزرگ برای اداره‌ی پست مرکزی در کنار آن ساخته شد. با این حال اداره پست جدید چنان خانه‌ی دولت را تحت‌الشعاع قرار داد که در دهه ۱۸۸۰، رئیس‌جمهور خولیو روکا[۹] دستور داد تا خانه دولت از نو طراحی و ساخته شود تا در ظاهر و مقیاس با اداره‌ی پست متناسب شود. در سال ۱۸۹۸ این دو ساختمان توسط یک طاق مرکزی به هم الحاق شدند و کل مجموعه به رنگ صورتی در آمد تا با خانه‌ی دولت قدیمی متناسب باشد.

داستان‌ها در مورد اینکه چرا رئیس‌جمهور سارمینتو – مدافع دموکراسی در کشوری که گذشته نزدیکی از حکومت استعماری و استبدادی داشت – اداره گمرک سابق را به رنگ صورتی در آورد، درست مثل کاخ سفید، به دو دسته‌ی سیاسی/نمادین و فنی تقسیم می‌شوند. نسخه‌ی سیاسی احتمالا جالب‌ترین داستان است هر چند که می‌تواند ساختگی باشد. در این نسخه، رنگ صورتی به این دلیل توسط سارمینتو انتخاب شد که به صورت نمادین اتحاد دو حزب سیاسی رقیب آرژانتین در آن زمان را نشان بدهد که نماد آنها رنگ‌های سفید و قرمز بود. داستان کمتر جذابِ فنی این است که در ترکیب رنگ اصلی از خون گاومیش استفاده شده بود تا ماندگاری آن را افزایش دهد. سخت است که بتوان گفت دلیل اصلی انتخاب رنگ چه بوده است. هر چند هر توضیحی که وجود داشته باشد، اهمیت آن کمتر از این موضوع است که وقتی در دهه‌ی ۱۸۸۰، رئیس‌جمهور روکا ساختمان دفاتر و اقامت ریاست جمهوری را به کلی باز طراحی کرد و گسترش داد، رنگ صورتی اولیه چنان اهمیت نمادینی داشت که تمام ساختمان جدید به همان رنگ، رنگ‌آمیزی شد.

چیونگ وادئا (خانه آبی) در سئول

احتمالا یکی از کمتر شناخته‌شده‌ترین این پروژه‌ها، خانه‌ی آبی است. مجموعه‌ای از ساختمان‌ها که مقر بخش اجرایی دولت کره‌ی جنوبی و محل سکونت رسمی رئیس‌جمهور را تشکیل می‌دهند. محل خانه‌ی آبی حداقل از قرن ۱۰ مقر فرمانروایان کره‌جنوبی بوده است و در قرن چهاردهم، به باغ خصوصی قصر سلطنتی (گیونگ بوک گونگ)[۱۰] تبدیل شد. اکثر ساختمان‌های قصر تاریخی در نیمه‌ی اول قرن بیستم و در جریان اشغال کره توسط ژاپن تخریب شد و در سال ۱۹۳۹ ژاپنی‌ها در محل این باغ، یک اقامتگاه و دفتر برای حاکم-فرمانده استعماری خود به نام اقامتگاه ریاست جمهوری (گیونگ مودائه)[۱۱] ساختند.

پس از جنگ‌جهانی دوم و آزاد شدن کره، سینگمن ری[۱۲] رئیس جمهورِ جمهوری جدید کره اقامتگاه ریاست‌جمهوری را به عنوان دفتر کار و محل اقامت رسمی‌اش انتخاب کرد. با سرنگونی دولت استبدادی ری و برقراری حکومتی دموکراتیک‌تر در سال ۱۹۶۰، رئیس جمهور منتخب جدید، یون بو-سئون[۱۳] نام مجموعه ریاست جمهوری را به چیونگ وادئا[۱۴] – «عمارت کاشی‌های آبی[۱۵]» یا نسخه ساده‌تر آن «خانه آبی» – عوض کرد که به ۱۵۰۰۰۰ کاشی آبی رنگ پوشش دهنده سقف یکی از معدود ساختمان‌های دوره پیش از اشغال ژاپن در مجموعه اشاره داشت. این تلاشی رسمی بود در راستای قطع ارتباط دفاتر کار و محل اقامت رئیس‌جمهور با دوره حکومت استعماری ژاپن و رژیم استبدادی ری. مثل نمونه‌های پیشین امریکایی و آرژانتینی، این داستان توانایی رنگ در خنثی‌کردن تداعی قدرت و تلاش برای تداعی معانی کلی‌تر و ماندگارتر را نشان می‌دهد. در نمونه‌ی کره‌ای، رنگ حتی از هرگونه گروه یا شکل حکومت نیز فراتر می‌رود.

برخلاف کاخ سفید و خانه‌ی صورتی، سقف آبی رنگ خانه‌ی آبی – خصوصیتی بارز از معماری سنتی کره – که علت نام‌گذاری آن است، از مدت ها قبل وجود داشته است بدون آنکه توجه عموم را جلب کند یا باعث نام‌گذاری ساختمان شود. در مقایسه با کاخ سفید یا خانه صورتی، که هر دو به صورت تدریجی و سپس به صورت رسمی نامشان را از رنگ‌های جسورانه معماریشان دریافت کردند، در نمونه کره‌ای، نام ساختمان به صورت رسمی ساخته شد و بنابراین به نظر می‌رسد که این مورد نشانگر نوع دیگری از ارتباط بین رنگ و هویت معماری باشد. آیا ممکن است که در نیمه‌ی قرن بیستم، رسم جدیدی در نام‌گذاری اقامتگاه‌های اجرایی به وجود آمده باشد؟

به هر حال، این سه بنا قابلیت رنگ در برقراری ارتباط در سطح پایه‌ای و جهانی‌تر از فرم یا سبک معماری را نشان می‌دهند. با این وجود، همچنان نوعی از اضطراب همراهِ رنگ‌آمیزی ساختمان است. در مورد کاخ سفید و خانه‌ی صورتی، این اضطراب خود را به شکل نیاز به توضیح انتخاب رنگ به شکل اشاره به سبقه‌ی تاریخی با یک داستان سیاسی/نمادین یا توجیه به ظاهر فنی آن، نمایش می‌دهد که هیچ کدام به تنهایی جواب کامل و قانع کننده‌ای برای این پرسش نیستند. جالب است که در مورد خانه‌ی آبی، هر دلیلی برای انتخاب اولیه‌ی رنگ کاملا بی‌اهمیت است و در عوض آنچه که اهمیت دارد، تصمیم برای ربط دادن مقر دولت با یک رنگ است. همچنین جالب توجه است که هر سه این اقامتگاه‌های دولتی، هویت‌هایشان – و نام‌های مشهورشان که از این هویت‌ها نشات گرفته است – را در دوره‌هایی به‌دست آورده‌اند که حکومت بسیار دموکرات بوده است. در مورد ایالات متحده، این اتفاق پس از یک جنگ برای آزادی و ایجاد یک کشور جدید افتاده است. در هر دو مورد آرژانتین و کره‌ی جنوبی، این اتفاق مقارن با به قدرت رسیدن رهبرانی متمایل به دموکراسی پس از دوره‌هایی از حکومت استعماری و استبدادی است.

در هر سه مورد، این نیاز وجود داشته که صفحه پاک و از نو شروع شود و در یک دموکراسی جدید بدون یک نمادگرایی متحد‌کننده و زرق و برق یک حاکم، حزب یا مذهب، به نظر می‌رسد که رنگ به خودی خود قدرت خاصی دارد. با توجه به توانایی رنگ در جایگزینی فرم معماری به عنوان انتقال دهنده پیام قدرت که [در این متن] توضیح داده شد، شاید معماران حق دارند که از قلم موی رنگ بترسند ولی با این کار، از یک ابزار ساده ولی کارآمد صرف نظر می‌کنند. به هر حال، برای برقراری نظمی جدید چه راهی بهتر از رنگ کردن (یا دوباره رنگ کردن) خانه؟

پی‌نوشت

[۱] Jacob Reidel

[۲]  در این معنا، رنگ‌آمیزی گاهی برای معماران معاصر هم رده با تزئینات محسوب می‌شود که با تفکر طراحی‌ای که نمود سازه‌ای و مصالح (یا «صداقت») را برابر با اخلاقی بودن طراحی می‌داند، ناسازگار است- م.

[۳] White House in Washington, D.C

[۴] Pink House (La Casa Rosada) in Buenos Aires

[۵] Blue House (Cheongwadae) in Seoul

[۶] Theodore Roosevelt

[۷] Bartolomé Mitre

[۸] Domingo Sarmiento

[۹] Julio Roca

[۱۰] (Royal Palace (Gyeongbokgung

[۱۱] (Presidential Residence (Gyeongmudae

[۱۲] Syngman Rhee

[۱۳] Yun Bo-seon

[۱۴] Cheongwadae

[۱۵] pavilion of blue tiles

منبع

metropolismag

نوشته رنگ، قدرت و معماری: یک لایه رنگ می‌تواند طنین سیاسیِ پرقدرتی ایجاد کند. اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: ایگناسیو آمیگو | نویسنده‌ی آزاد در زمینه‌ی پایداری، علم و فناوری
مترجم: هاله ابراهیمی


پونته‌ودرا، اسپانیا – یک صبح چهارشنبه‌ی معمولی در مرکز شهر پونتِودرا است، اما خیابان‌ها آن‌قدر از مردم لبریز است که فکر می‌کنی فستیوالی چیزی در جریان است. هر طرف را که نگاه می‌کنی عابران پیاده را می‌بینی: سگ‌هایشان را آورده‌اند گردش، کالسکه‌ی بچه‌هایشان را به جلو هول می‌دهند، می‌روند سرکار، خرید، یا به‌سادگی جایی نشسته‌اند و عبور سایر مردم را تماشا می‌کنند.

با دیدن این صحنه، سخت است باور کرد که مدتی نه‌چندان پیش، اکثر این فضاهایی که اکنون مردم در آن‌ها قدم می‌زنند، به حرکت و پارک کردن ماشین‌ها اختصاص داده‌شده بود. یا به گفته‌ی شهردار، میگوئل انشو فرناندز لورس، شهر یک «انبار ماشین» بود. امروز، از دفترش که در طبقه‌ی سوم تالار شهر است، می‌تواند به‌جای صدای بوق و موتور ماشین‌ها، صدای حرف زدن مردم را بشنود. لورس می‌گوید: «شگفت‌انگیز است. قبلاً روزانه ۱۴ هزار ماشین از این خیابان عبور می‌کرد.»

فقط خیابان‌های نزدیک تالار شهر نیست که دگرگون‌شده‌اند. با توجه به آمار مدیریت شهر، از سال ۱۹۹۹ ترافیک موتوری در مرکز تاریخی پونته‌ودرا، به طرز غیرقابل‌باوری ۹۷ درصد کاهش‌یافته است. ترافیک در نواحی نزدیک مرکز، ۷۷ درصد و در شهر به‌طورکلی ۵۳ درصد کم شده است.

درنتیجه، کیفیت زندگی در پونته‌ودرا به‌شدت بهبودیافته است. از سال ۲۰۱۱ حتی یک حادثه‌ی تصادف مرگبار در شهر اتفاق نیفتاده است. هوا پاک‌تر شده و سطح دی‌اکسید کربن در آن به‌شدت پایین آمده است. یک پیاده‌روی ساده در شهر خودش همه‌چیز را می‌گوید: بچه‌ها در بیرون از خانه بازی می‌کنند، افراد مسن راحت در اطراف می‌چرخند و اندک ماشین‌هایی هم که در رفت‌وآمدند – که آن‌هم اکثراً ون‌های دلیوری و تحویل بار هستند- با حواس‌جمع رانندگی می‌کنند.

شهردار شهر پونته‌ودرا، میگوئل انشو فرناندز لورس، از زمانی که خیابان‌ها را از ماشین مدار به مردم مدار تبدیل کرده است، چهار بار پیاپی در انتخابات برنده‌شده است.

مردم در پونته‌ودرا از تغییراتی که اتفاق افتاده خوشحال هستند. در حقیقت، آن‌قدر خوشحال‌اند که لورس در حال حاضر دارد پنجمین دوره‌ی متوالی خدمتش در منصب شهرداری را می‌گذارند. این اقدامات خوب شهردار خارج از مرزهای شهر هم شناخته‌شده‌اند. در سال‌های اخیر، شهر جوایز و تقدیرنامه‌های بسیاری را درو کرده است که شهردار باافتخار آن‌ها را بر روی میزی در دفتر کارش به نمایش گذاشته است. همه‌ی این‌ها ثابت می‌کند که حتی شهرهای کوچکی مثل پونته‌ودرا می‌توانند نوآوری‌های بزرگی به خرج دهند تا زندگی مردمانشان را به نحو ملموسی بهبود بخشند.

راز موفقیت لورس می‌تواند در جمله‌ی ساده‌ای که وسط مکالمه‌مان بیان داشت، خلاصه شود: «برای اینکه شهری درست کار کند، به ماشین‌های کمی نیاز داری.»

تغییر سیاسی

پونته‌ودرا، با هشتاد هزار نفر جمعیت، در بخش گالیسیا قرارگرفته است، منطقه‌ای در شمال غربی اسپانیا که برای آب‌وهوای بارانی‌اش، مناظر طبیعی سرسبزش و غذای دریایی خوشمزه‌اش مشهور است.

خیابان‌های پونته‌ودرا که سابقاً توسط ماشین‌ها مسدود می‌شد، اکنون مملو از عابران پیاده است.

مثل بسیاری از شهرهای غربی، سیل ماشین‌ها در خیابان‌های پونته‌ودرا در نیمه‌ی دوم قرن بیستم جریان گرفت. تا آخر دهه‌ی ۱۹۹۰، نزدیک ۵۲ هزار ماشین هرروز در شهر رفت‌وآمد داشتند.

بعد، اتفاقی افتاد. سال ۱۹۹۹، یک حزب سیاسی چپ‌گرا که لورس در رأس آن قرار داشت، در انتخابات شهرداری برنده‌ی جایگاه دوم شد. با حمایت سوسیالیست‌هایی که سوم شده بودند، لورس شهردار شد. از زمانی که دموکراسی در سال ۱۹۷۸ به اسپانیا بازگشته بود، شهر را حزب محافظه‌کار مدیریت می‌کردند و لورس اولین شهردار چپ‌گرایی بود که از آن موقع به قدرت می‌رسید.

قوی، پرحرف و با اعتمادبه‌نفس؛ لورس به این معروف است که مردی از مردم است. او قبل اینکه وارد عالم سیاست شود، سال‌ها به‌عنوان یک پزشک کارکرده است. او به زبان گالیسی، زبانی منطقه‌ای که در زمان دیکتاتوری فرانکو، تکلم به آن قانون‌شکنی محسوب می‌شد، صریح صحبت می‌کند و زیاد دشنام می‌دهد.

لورس می‌گوید: «مردم احمق نیستند. شاید ازلحاظ ایدئولوژیکی نتوانند تحملت کنند، ولی برای اینکه کارها را خوب انجام می‌دهی ارزش قائل‌اند.»

بیشتر از هر چیزی، بهترین کاری که شهردار انجام داده است، برگرداندن خیابان‌ها به مردم است. این اقدام، دلیل اساسی حمایت پونته‌ودرایی‌ها از او و نشانه‌ی عیار این ۱۸ سال خدمت شهرداری‌اش است. لورس و مشاور کلیدی او در بازسازی شهر، سزار مسکوئرا، به‌سرعت در این زمینه وارد عمل شدند. لورس به یاد می‌آورد: «ما اداره را سوم جولای ۱۹۹۹ تحویل گرفتیم و تا ششم اوت، مرکز تاریخی شهر را پیاده راه ساخته بودیم.»

وضعیت مرکز تاریخی شهر، در انتهای دهه‌ی ۹۰ میلادی در تنگنای وخیمی بود. باوجود فراوانی ابنیه‌ای که از معماری دوران قرون‌وسطی و رنسانس برخوردار بودند، آنجا تبدیل به فضایی خصمانه، کثیف و خطرناک شده بود؛ بازگرداندنش به حالت اولیه، زندگی تازه‌ای به آن بخشید. ازآنجا به بعد، به‌تدریج اقدامات جدیدی در اطراف هسته‌ی شهر صورت گرفت که بعدها ترافیک موتوری را به پیرامون آن انتقال داد؛ و ماشین‌ها که رفتند، مردم شکوفا شدند.

واژگونی «هرم»

اگرچه لورس ماشین‌ها را هدف ضربات تازیانه‌اش قرار داده بود، خیلی ساده‌بینی خواهد بود که اقدامات او را صرفاً «جنگی با ماشین‌ها» بنامیم. برعکس، تفکر اساسی این بوده است که از طریق یک برنامه‌ی یکپارچه با مشکلات مختلف شهری -مثل آلودگی هوا، بحث دسترسی و امنیت- روبه‌رو شد. درواقع، در خیلی از خیابان‌های شهر، هیچ مانع فیزیکی‌ای وجود ندارد که ماشین‌ها را بیرون نگه دارد. دسترسی ماشین‌های تحویل بار و ماشین‌های محلی همچنان در خیلی از اینجاها برقرار است.

لورس توضیح می‌دهد: «کاری که ما انجام دادیم این بود که دوربرگردان‌ها و مسیرهای حلقوی ایجاد کنیم که مردم نتوانند در طول شهر رانندگی کنند. اگر شما از جنوب شهر وارد می‌شوید، از همان جنوب هم خارج خواهید شد.»

هدف این استراتژی که محدودیت‌های پارکینگی متعددی در تمام منطقه‌ی مرکزی مکمل آن شده است، این است که از شر چیزی که مدیران شهری پونته‌ودرا آن را «ترافیک غیرضروری» می‌خوانند، خلاص شوند. این ترافیک شامل وسایل حمل‌ونقلی می‌شود که به‌جای اینکه اطراف شهر برانند، در طول شهر میرانند و آن‌هایی که در جستجوی جای پارک هستند. درحالی‌که در منطقه‌ی مرکزی پارک ساعتی مجاز نیست، نقاط پارک آزاد اندکی هستند که هرکسی می‌تواند ماشینش را برای ۱۵ دقیقه آنجا پارک کند. از طرف دیگر، در گاراژهای حاشیه‌ی شهر، پارکینگ آزاد موجود است که بازدیدکننده‌ها را تشویق می‌کند ماشین‌هایشان را کمی دورتر از مرکز پارک کنند که اندکی برای رسیدن به آن پیاده‌روی انجام دهند.

گرچه ممکن است خلاف انتظار به نظر آید اما این اقدامات واقعاً عبورومرور را بهبود بخشیده است. بر اساس گفته‌های اهالی شهر، آن‌هایی که مجبورند با ماشین به مرکز شهر بروند –که برای مثال فردی مسن را سوار کنند یا بارهای خود را پس از سفر به منزل برسانند- اکنون زمان کمتری را در ماشین خود می‌گذراند، چون هیچ ازدحام ترافیکی وجود ندارد و جای پارکینگ‌های موقت هم سریع دست‌به‌دست می‌شوند.

در خیلی از خیابان‌های پونته‌ودرا، سطح رفت‌وآمد تبدیل به یک «تک سطح» شده است. (تنها به ترافیک پیاده اختصاص داده‌شده است)

لورس توضیح می‌دهد که نکته‌ی مهم دیگر، تغییری است که در اولویت‌بندی‌های ترافیکی اتفاق افتاده است. او می‌گوید: «ما هرم را واژگون ساختیم. پیاده‌ها را بالا آوردیم، بعدازآن دوچرخه‌سواران و حمل‌ونقل عمومی قرار دارند و ماشین‌های شخصی هم انتهای هرم هستند.»

بااینکه امروزه این ایده‌ها بسیار متداول شده‌اند، زمانی که لورس و مسکوئرا کار خود را شروع کردند این‌قدر رایج نبودند. مسکوئرا اعتبار ایده‌هایشان را به فرانسیسکو تونوکی نسبت می‌دهد، نویسنده و نظریه‌پرداز ایتالیایی کتاب «شهر کودکان» تألیف سال ۱۹۹۶٫ تونوکی در آن کتاب خواستار بازسازی شهرها بر اساس مقتضیات پرورش جوان‌ترین ساکنانش است. مسکوئرا می‌گوید: «فضایی که در دهه‌ی ۹۰ به وجود آمده بود، آغازگر یک آگاهی و بیداری بوم‌شناختی بود که شهرهایی را با آلودگی هوا و آلودگی صوتی کمتری تصور می‌کرد.»

امروزه، گونه‌های مختلفی از طراحی‌های خیابان در پونته‌ودرا وجود دارد. درجاهایی که روند پیاده‌محوری شدید بوده است، خیابان‌ها به‌کل پیاده‌رویی ندارد و کل فضا به چیزی که به آن یک «تک سطح» می‌گویند تبدیل‌شده است. ترافیک سواره در این معابر به‌شدت محدودشده است و تنها ماشین‌های اندکی که رفت‌وآمدشان الزامی بوده است، باید با سرعت‌پایین حرکت کنند و در یک همزیستی مسالمت‌آمیز با جمعیت پیاده باشند.

در سایر خیابان‌ها، محور پیاده‌رو به حدی گسترش‌یافته است که بتواند به‌اندازه‌ی حداقل دو نفر عابر پیاده که از روبه‌روی هم می‌آیند و چترهایشان را بازکرده‌اند –نکته‌ای که در یک منطقه‌ی بارانی الزامی است- فضا داشته باشد. اکثر این خیابان‌ها تنها یک خط عبوری برای ترافیک موتوری دارد و تمام تقاطع‌های پیاده‌رو با سرعت‌گیرهای برآمده، آرام‌سازی شده‌اند. این رویکرد، ماشین‌ها را وادار می‌کند که از سرعت خود بکاهند و همچنین ناخودآگاه این پیام را به رانندگان منتقل می‌کند که دارند به محدوده‌ای برای عابران پیاده وارد می‌شوند نه هرجای عادی دیگری. این تقاطع‌های برآمده‌سازی شده، همچنین رفت‌وآمد را برای افراد مسنی که از ویلچر استفاده می‌کنند و یا هرکسی که کالسکه‌ی بچه به همراه خود دارد، آسان‌تر می‌کند.

جنبه‌ی کلیدی این نوع طراحی‌های خیابان این است که این‌گونه، بسیاری از تخلفات رانندگی غیرممکن می‌شوند. برای مثال، دیگر چیزی به اسم پارک دوبل وجود ندارد وقتی‌که ماشین‌ها تنها یک خط عبوری برای رفت‌وآمد دارند؛ و به لطف تقاطع‌های برآمده‌سازی شده‌ی پیاده، رد کردن محدودیت سرعت شهری ۳۰ کیلومتر بر ساعت، حتی اگر بخواهی هم سخت می‌شود.

هم‌زمان با بازداشتن افراد از رانندگی، آن‌ها به پیاده‌روی تشویق می‌شوند. یک ابتکار جالب در این زمینه «مترومینوتو» است، نقشه‌ای شهری شامل فواصل و زمان تقریبی پیاده‌روی میان نقاط شهری که طرح‌بندی آن به تقلید از نقشه‌های مترو صورت گرفته است. این ایده در سال ۲۰۱۳، برنده‌ی جایزه‌ی اینترمُد شد که در توصیفش آن را «هم ساده و هم مبتکرانه» توصیف کرد و از آن تاکنون شهرهایی مثل پاریس، لندن و فلورانس تقلید کرده‌اند.

ازآنجایی‌که [ساختار] شهر متمرکز و فشرده است، بیشتر سفرهای درون‌شهری کمتر از ۲۰ دقیقه پیاده‌روی لازم دارند. برای اینکه این روال حفظ شود، شهر محدودیت‌هایی را بر گسترش پراکندگی‌های حاشیه‌ی شهر اعمال کرده است و به‌جای آن، به تجارت‌های خرده مقیاس در مرکز شهر ارتقاء بخشیده است. لورس می‌گوید: «در هر خیابانی ما سوپرمارکت، بقالی، لباس‌فروشی، رخت‌شویی و هر چیز دیگری را برای خودمان داریم. به همین خاطر، بدون اینکه لازم باشد محله‌ات را ترک کنی، می‌توانی خرکاری که نیاز داری انجام دهی.»

پیروزی بر مغازه‌داران

امروزه مزایای تمام این تغییرات بر همگان واضح شده است، اما اگر به سال ۱۹۹۹ برگردیم، همه در پونته‌ودرا از این محدودیت‌های ترافیکی هیجان‌زده نبودند.

هم لورس و هم مسکوئرا معتقدند که معمولاً درباره‌ی مخالفت‌هایی که با این‌گونه پروژه‌ها صورت می‌گیرد، رسانه‌ها اغراق می‌کنند و با جهت‌گیری‌های سیاسی به جلو سوق داده می‌شوند. لورس یک جلسه‌ی عمومی با ۳۵ مغازه‌دار را به خاطر می‌آورد که قرار بود مسئله‌ی پیاده‌راه شدن یک خیابان را بررسی کنند. همه به‌جز یک نفر از طرح حمایت کردند، ولی روز بعد روزنامه‌ها از صدای اعتراض مردمی گفته بودند که مخالف این اصلاحات بودند.

نقشه‌ی پیاده‌روی «مترومینوتو» توسط شهرهای بسیاری ازجمله پاریس، لندن و فلورانس تقلیدشده است.

لورس می‌گوید: «فرضیه‌ای است که می‌گوید همیشه بخش تجاری با این‌جور چیزها مخالف است. ما میگوییم که این‌چنین نیست. ممکن است از جانب افراد کمی مخالفت‌هایی صورت بگیرد، اما معمولاً این مخالفت‌ها یا دلایل شخصی دارند یا انگیزه‌های سیاسی.»

میگوئل لاگو، مدیر تشکیلاتی که در مرکز تاریخی شهر ارائه‌دهنده‌ی خدمات تجاری است، تائید می‌کند در ابتدا مخالفت‌هایی صورت گرفت، اما بعد با گفتگو و مذاکره مسئله حل شد. لاگو می‌گوید: «آن‌ها مجبور بودند مغازه به مغازه بروند و طرحشان را توضیح دهند و درباره‌ی شرایط مذاکره کنند.» او همچنین متوجه شده بود که فشار قضیه با توجه به نوع تجارت متفاوت می‌شد –برای مثال بارها و رستوران‌ها ازین قضیه سود می‌بردند، ولی خرده‌فروشی‌هایی که کالاهای بزرگ میفروختند، مثل لوازم برقی خانگی، زمان بیشتری می‌برد تا با اوضاع کنار بیایند؛ اما درکل، او می‌گوید که به نفع تجارت تمام‌شده است.

دولت، مجموعه‌ی مشخصی از اهداف را دنبال می‌کرد، اما همچنین آن‌قدر انعطاف‌پذیر بود که بتواند [برای اجرایی شدن قضیه] آن‌ها را مرحله‌بندی کند. برای مثال، در ابتدا مغازه‌داران اجازه داشتند در بعضی خیابان‌ها ماشین‌هایشان را پارک کنند. به‌تدریج که مدل پذیرفته تر شد، امتیاز ویژه‌ی پارک کردن برای مغازه‌داران لغو شد. به‌طور مشابه، مسافرکش‌ها و تحویل بارها قبلاً در هر ساعتی از روز اجازه‌ی رفت‌وآمد داشتند اما اکنون تنها ساعت‌های مشخصی این اجازه را دارند.

مسکوئرا می‌گوید: «در پونته‌ودرا حتی یک اقدام کوچک هم نبود که توسط همسایه‌ها و مغازه‌داران حمایت نشود. بدون آن حمایت و پذیرش، فرآیند [تغییر] نمی‌توانست این‌قدر سریع و موفقیت‌آمیز پیش برود.»

وقتی از مسکوئرا پرسیدم که آیا مدلی که در پونته‌ودرا اجراشده است می‌تواند به شهرهای دیگر نیز صادر شود، او سؤالم را با سؤال دیگری پاسخ داد: «آیا امکان‌پذیر است که شهرها را، به هر ابعادی که هستند، در وضعیت فعلی‌شان نگه داشت؟» واضح است که برای او، پاسخ نه بود. «نمی‌توان ترافیک نامحدود، بدون شرط و بدون ضوابط را در شهرها داشت. باید وارد عمل شویم.»

لورس موافق است که شهرها باید وارد عمل شوند؛ اما متوجه هم هست طرحی که در پونته‌ودرا اجرا شد، نمی‌توان در شهر دیگری به‌سادگی کپی‌برداری شود. شهردار می‌گوید: «وقتی شما کپی می‌کنید، کارهای اشتباهی از شما سر می‌زند و شاید متناسب نباشند. شما باید پروژه‌ای برای شهر خودتان طراحی کنید. هر شهری باید راه خودش را بیابد.»

منبع: citiscope

نوشته چگونه شهری در اسپانیا از شر ماشین‌هایش خلاص شد؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.