طراحی و معماری




۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

گزارش دوم از مناطق زلزله‌زده‌ی استان کرمانشاه در دو بخش توصیفی و عملیاتی ارائه می‌شود؛‌ گزارش توصیفی وضعیت مناطق زلزله‌زده و گزارش اقدامات انجام شده چندروز اخیر توسط «معماران جهادی» را ارائه می‌دهد. برای دیدن گزارش‌ها روی عنوان هر تب کلیک کنید:

  • گزارش توصیفی
  • گزارش عملیاتی

۱ با پایان تعطیلات،‌ حاضران منطقه زلزله زده به طور محسوسی کم شده‌اند؛ این شرایط هم برکاتی دارد و هم نگرانی‌هایی. با کاهش ترافیک منطقه و جمعیت، امکان ساماندهی توزیع اقلام و کمک‌ها آسان‌تر شده و تحلیل بهتری از افراد و گروه‌هایی که توان کمک واقعی دارند حاصل می‌شود. با این حال انرژی زیادی که با ساماندهی می‌توانست آثار بهتری داشته باشد از دست‌رفته و بار روی دوش گروه‌های کمتری افتاده است. بعضی گروه‌های هوشمند، با جذب کمک‌های عمومی آنها را برای روزهای افت ارسال اقلام انبار کرده‌اند و با جیره‌بندی در اختیار آسیب‌دیدگان قرار می‌دهند.

۲ دولت قول کمک محدودی به هر خانواده برای اسکان موقت داده است و در این زمینه از تفاهم با سپاه صحبت می‌شود. اما پیگیری‌های ما نشان می‌دهد هنوز این تفاهم به یک قرارداد قطعی منجر نشده و بلاتکلیف است. بعضی از مسئولان نهادی بنابر شرایط فرهنگی منطقه اعتقاد دارند آغاز بازسازی بدون انتقال افراد از روستاها و اسکان موقت در مکان‌های مجتمع دیگر میسر نیست. اعتقادی که نافی مشارکت‌جویی اجتماعی است. مسئولان ارشد در زمینه‌ی روند بازسازی دائم به تصمیم قطعی نرسیده‌اند به همین دلیل امکان و شکل مداخله‌ی گروه‌های جهادی و معماری نیز روشن نیست.

۳ مردم در چادرها مستقر شده‌اند و با مرتفع کردن بستر با مصالح ابنیه تخریب شده و پوشش‌های پلاستیکی چادرهای خود را عایق کرده‌اند؛‌ در واقع در موضوع اسکان نسبت به روزهای پیش به شرایط بهتر و پایدارتری رسیده‌اند. با این حال اکثر روستاها از مشکل بهداشت، عدم وجود حمام،‌ قطعی آب و آسیب به زیرساخت‌های آن رنج می‌برند. پیشنهاد ما به گروه‌های داوطلب این است که برای هزینه هدفمند منابع به جای تهیه کانکس‌های عادی اسکان، روی تامین حمام و دست‌شویی تمرکز کنند.

۴ وسعت منطقه آسیب‌دیده و جمعیت آسیب‌خورده زیاد و منابع محدود است؛ و ایجاد سرپناه‌ها در یک روند صنعتی و پرسرعت غیرقابل گریز است. پیشنهادهای معمارانه که می‌خواهند کیفیت فرهنگی و هنری را تضمین کنند باید بر پایه‌ی یک برنامه‌ی بلند مدت باشند؛ هم از این منظر که روندبازسازی مناطق زلزله‌زده کرمانشاه «در آینده» و «به تدریج» به کیفیت مطلوب برسند و هم از این منظر که در دوره‌ی ثبات، برای شرایط بحرانی دیگر و امدادرسانی و بازسازی سریع با ضمانت کیفیت معمارانه آماده شویم. بر این اساس پیشنهاد می‌کنیم، گروه‌های داوطلب معماری که موفق به جذب منابع نیز شده‌اند، به جای برنامه‌ریزی بر روی ساخت تک ساختمان‌های فاخر،‌ برای ساخت چندین ساختمان ضروری و قابل ارتقا با مشارکت اجتماعی مردم منطقه برنامه‌ریزی کنند.

۱ در راستای مسئولیت مستندسازی و برداشت منطقه آسیب‌دیده، «معماران جهادی» اپلیکیشنی ویژه‌ی این فعالیت را با همکاری برنامه‌نویسان داوطلب تهیه کرده است. در این پروژه با همکاری پیمایشگران این انجمن و دیگر گروه‌های فعال، اطلاعات منطقه را به صورت طبقه‌بندی شده و مکان‌مبنا ثبت می‌شود. این اپلیکیشن بر اساس تجربه‌ی زلزله‌ی نپال و گزارش‌های سازمان ملل طراحی شده است.

۲ گروه پیش‌قراول از روز جمعه در منطقه مستقر شده و دفتر فنی انجمن را در مدرسه شاهد سرپل ذهاب مستقر کرده است. در سه روز گذشته این گروه ضمن بازدید و برداشت از چند روستای دشت ذهاب،‌ مذاکراتی با فعالان اقتصادی منطقه، مسئولانی از قرارگاه خاتم و مسئولان بسیج سازندگی انجام داده است. تا پایان هفته روستاهای هدف تمرکز انجمن مشخص خواهد شد.

۳ در طول این هفته روستاهای هدف برای طراحی و اقدام انجمن مشخص می‌شود و داوطلبان جهادی برای مذاکره‌ی چهره‌به‌چهره و برداشت دقیق، از شهر سرپل ذهاب خارج و در این روستاها اردو خواهند زد. هم‌زمان با این فعالیت میدانی، ستاد انجمن در تهران پروپوزال‌های پیشنهادی برای روستاها را تهیه می‌کند؛ این طرح‌های با نگاه به شرایط اقتصادی هر روستاها و با پیشنهاد روال‌های بازسازی اقتصادی و دامداری منطقه تهیه می‌شود.

۴ با هدف تمرکز توان و همچنین جلوگیری از موازی‌کاری، ستاد معماران جهادی بر پیگیری ساخت سرپناه موقت تمرکز نخواهد کرد و بلکه به عنوان تسهیل‌گر تامین منابع، معرفی نیروی انسانی و فراهم آوردن شرایط فعالیت گروه‌های داوطلب عمل می‌کند. در حال حاضر «معماران جهادی» با دو مجموعه‌ی «سلام» و «بروسکا» همکاری می‌کند. «سلام» از ابتدای هفته در قصر شیرین مستقر شده و بروسکا با تکمیل طرح‌هایش از اواخر هفته به دشت ذهاب می‌آید. هر دو گروه سیاست خوشه‌ای را اتخاذ کرده‌اند که پس از ساخت اولین سرپناه، در صورت مناسب بودن شرایط کار، اعضای متخصص هر گروه رهبریِ گروه‌های محلی را برای ساخت سرپناه‌های دیگر بر عهده بگیرند. البته در حالی که «سلام» نیز قصد اجرای سندبگ داشت، به دلیل نزدیکی موج سرما مشغول پایدارسازی کپرهای سنتی آسیب‌دیدگان شده است. 

نوشته معماران جهادی؛ گزارش شماره ۲ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنرانان
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

دویست و پنجاه و نهمین گفتمان هنر و معماری
نشست «باز هم زمین… لرزید»
یادبود زلزله زدگان کرمانشاه

پنل گفتگو:
مهندس انوشه منصوری
مهندس اردشیر سیروس
دکتر محمدحسن فلاح
مهندس مسعود نوران

دبیر پنل:
مهندس علیرضا قهاری

زمان: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰
مکان: موزه هنرهای دینی امام علی (ع)، خیابان ولیعصر، بالاتر از ظفر، بلوار اسفندیار، پلاک ۳۵

انجمن مفاخر معماری ایران

نوشته نشست «باز هم زمین… لرزید» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

جشنواره جهانی معماری برندگان دهمین دوره‌ی خود را اعلام کرد. دهمین دوره از این جشنواره در نوامبر سال ۲۰۱۷ در برلین برگزار شد. برندگان این مسابقه از میان ۹۲۴ پروژه دریافتی اعلام شده است. در این متن نگاهی داریم به لیست پروژه‌های برنده در این جشنواره و دو پروژه از ایران.

ساختمان برتر سال ۲۰۱۷

دانشگاه چینی‌های هنگ‌کنگ- پروژه‌ی بازسازی پس از زلزله روستای گوانگمینگ. چین

جایزه ویژه هیئت داروان

Marc Koehler Architects, Superlofts Houthaven آمستردام- هلند

پروژه قابل تقدیر سال ۲۰۱۷

Neri&Hu Design and Research Office گاراژ مرکز خدمات رسانی خودرو پکن – چین

۲۰۱۷ پروژه‌ی آینده‌ی برتر سال

Allen Jack+Cottier Architects and NH Architecture – فروشگاه ماهی سیدنی – سیدنی – استرالیا

منظر برتر سال ۲۰۱۷

Turenscape – دهقانان و زمین‌هایشان – منظر مرمت‌شده‌ی باستانی – Chengtoushan, Lixian County – چین

برترین کاربرد رنگ سال ۲۰۱۷

Iredale Pedersen Hook Architects – هاستل فیتروزی کراسینگ رنال -فیتروزی کراسینگ – استرالیا

جایزه مخصوص ایران

مقام اول – بیمارستان پارس شیراز – معماران موج نو

اثر قابل تقدیر – مکث – معماران اشعری

پروژه‌های مسکونی

خانه- مقام اول – Vo Trong Nghia Architects – خانه بین – ویتنام

پروژه قابل تقدیر – در جست‌و‌جوی رنگین‌کمان – Hiroshi Nakamura & NAP – توکیو، ژاپن

مجتمع مسکونی – مقام اول – Marc Koehler Architects – Superlofts Houthaven – آمستردام، هلند

مجتمع مسکونی – اثر قابل تقدیر – Peter Salter Associates – Walmer Yard – بریتانیا، لندن

تولید، انرژی و بازیافت

مقام اول – Slash Architects and Arkizon Architects- مزرعه ۳۰ – ۳۸ شهر آفیوناکاراهی، ترکیه

پروژه‌های ورزشی

مقام اول – HKS, U.S. Bank Stadium- مینه‌پولیس، آمریکا

پروژه‌های آموزشی

Andrew Burges Architects – مرکز آموزش‌های ابتدایی سیدنی- سیدنی،استرالیا

پروژه‌های معماری آینده

مقام اول –
Pilbrow & Partners – موزه جدید باستان‌شناسی قبرس –
نکوسیا -قبرس

پروژه قابل‌تقدیر – متروپلیس جدید اروپایی تا سال ۲۰۳۰ – Sweco Architects – سوئد

پروژ‌ه‌های فرهنگی

مقام اول – Heneghan Peng Architects- موزه‌ی فلسطینیان – فلسطین

پروژه قابل تقدیر- Neri&Hu Design and Research Office – تئاتر جدید شانگهای – شانگهای – چین

پروژه‌های اداری

مقام اول معماری آینده- Vo Trong Nghia Architects – استودیو Viettel offsite – ویتنام

پروژه قابل‌تقدیر – معماری آینده – Pilbrow & Partners – ساختمان فروشگاه – لندن – بریتانیا

پروژه‌های اجتماعی

مقام اول – پروژه‌های آینده – edgeARCH – ساختمان کنسول، مجمتمع آموزشی و اسکان کارکنان – کاراچی – پاکستان

اثر قابل تقدیر – Belatchew Arkitekter – کلیسای اتیوپی – استکهلم – سوئد

پروژه‌های اداری

مقام اول – Nikken Sekkei – Co Op Kyosai Plaza – توکیو – ژاپن

اثر قابل تقدیر – Francis-Jones Morehen Thorp – مرکز ای. وای – سیدنی – استرالیا

پروژه‌های بازسازی

مقام اول – دانشگاه چینی‌های هنگ‌کنگ – بازسازی پس از زلزله – ژوتونگ – چین

مقام اول – studioMilou – Le Carreau du Temple – پاریس -فرانسه

پروژه‌های نمایشی

مقام اول – Alison Brooks Architects – لبخند – لندن – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – Batlle i Roig Arquitectura – هتل حشره‌ای – بارسلونا – اسپانیا

 

پروژه‌های سلامت

مقام اول – پروژه‌های آینده – Magi Design Studio – اندونزی

اثر قابل تقدیر – Boogertman + Partners Architects/Geyser Hahn Architects – کلینیک بینایی چشم جدید – شانگا – جمهوری کنگو

مقام اول- Ntsika Architects – جانسبرگ – آفریقای جنوبی

اثر قابل تقدیر – Nickl & Partner Architekten – Kaiser-Franz-Josef-Spital – وین – اتریش

پروژه‌های تفریحی توسعه‌محور

مقام اول – Tabanlioglu Architects – آسمان بوردوم – بوردوم – ترکیه

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده -Hypothesi – رستوران کراهام – تایلند

پروژه‌های آموزشی

مقام اول – پروژه‌های آینده – Feilden Clegg Bradley Studios and SHATOTTO architecture – آکادمی آقاخان – داکا – بنگلادش

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – Vo Trong Nghia Architects – مرکز آموزشی ویتال – هانویی – ویتنام

پروژه‌های مسکونی

مقام اول – پروژه‌های آینده – EAA Emre Arolat Architecture – مجتمع مسکونی گوکسو – استانبول – ترکیه

اثر قابل‌ تقدیر – پروژه‌های آینده – Modern Office of Design + Architecture – دهکده – کالاگری – کانادا

پروژه‌های حمل و نقل

مقام اول – Grüntuch Ernst Architects – ایستگاه مرکزی کمنیتز – کمنیتز – آلمان

اثر قابل تقدیر – Grüntuch Ernst Architects – ترمینال سالرنو مارتیمه – سالرنو – ایتالیا

Masterplanning

مقام اول – پروژه‌های آینده – Allen Jack+Cottier Architects and NH Architecture – بازار ماهی سیدنی – سیدنی – استرالیا

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – O2 Design Atelier – One Heart Foundation – اکودهکده‌ی کودکان – کاکامگا – کنیا

پروژه‌های هتل وتفریحی

مقام اول – Cong Sinh Architects- Vegetable Trellis – شهر هوچی مینگ – ویتنام

مراکز خرید

مقام اول – ACME – دروازه ویکتوریا – لیدز – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – Nikken Sekkei – Tokyu Plaza Ginza – توکیو -ژاپن

پروژه‌های مسکونی

مقام اول- Ntsika Architects – جانسبرگ – آفریقای جنوبی

پروژه‌های چندکاربری

 

مقام اول – Allford Hall Monaghan Morris – جاده پل وست مینیستر – لندن – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – Stu/D/O Architects – مجتمع هنری نایپی – بانکوک – تایلند

پروژه‌های مذهبی

مقام اول – Waugh Thistleton Architects – قبرستان بوشی – بوشی – بریتانیا

اثر قابل‌تقدیر – Fearon Hay Architects – کلیسای حضرت سلوین -آکلند – نیوزلند

پروژه‌های تحصیلات تکمیلی و پژوهشی

مقام اول – C.F. Møller Architects – برج مرسک -کپنهانگ – دانمارک

اثر قابل تقدیر – Savage + Dodd Architects – Sol Plaatje University – ساختمان سی. او .او. تو – کیمبرلی -آفریقای جنوبی

پروژه‌های فرهنگی

مقام اول- پروژه‌های آینده – سبدی مملو از فرهنگ – گوتنبرگ – سوئد

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – Wright & Wright Architects – Lambeth Palace Library – لندن – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – Heatherwick Studio- Zeitz MOCAA – آفریقای جنوبی

ویلا

مقام اول – Irving Smith Architects – انزوا با دو سقف – گولدن بای – نیوزلند

اثر قابل‌تقدیر – EMC Arquitectura – ویلای اسکوندیدا – الساوادور

منبع

worldarchitecturefestival

 

 

 

 

نوشته اعلام برندگان جشنواره جهانی معماری و جایزه مخصوص ایران اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: مجید ابراهیم‌پور


به مدد فضاهای مجازی در کسری از ثانیه خبرهای وقوع زلزله‌ای شدید در غرب کشور به گوش همه رسید…کرمانشاه، سرپل ذهاب، سنندج، سقز، بانه و هزاران شهر و روستای کوچک و بزرگ تخریب شده‌اند… خبرها حاکی از کشته شدن ۱ نفر… ۲ نفر…۲۰۰ نفر… ۳۴۰ نفر… و همین‌طور ادامه دارد؛ درحالی‌که مسئول ستاد مدیریت بحران در شب وقوع زلزله گفت تا پیش از طلوع آفتاب عملیات پایان خواهد پذیرفت… اما خبر افزایش کشته‌شدگان و مجروحان هنوز به گوش می‌رسد و ویدئوهایی از روستاها می‌رسد مبنی بر این‌که هیچ نیروی امدادی وجود ندارد.

سخن خود را با این پرسش شروع می‌کنم که آیا رابطه طبیعت و جامعه رابطه‌ای دوگانه است؟ درحالی‌که، نیل اسمیت، نظریه‌پرداز شهری، بعد از طوفان کاترینا نوشت: «چیزی به نام بلای طبیعی وجود ندارد» [۱] و دیوید هاروی، نظریه‌پرداز شهری، در کتاب خود با عنوان عدالت، طبیعت و جغرافیای تفاوت نوشت: «چیز ناطبیعی[۱]در شهر نیویورک وجود ندارد» [۲]. از دهه ۱۹۹۰، در ادبیات شهریِ انتقادی، گفتمانی به نام اکولوژی سیاسی شهری[۲] شکل گرفت که دو تأثیر عمده در ادبیات شهری انتقادی گذاشت: اول، اکولوژی سیاسی انتقادی را در بافتار شهری حک کرد و دوم، چارچوبی را فراهم کرد تا شهرها به‌عنوان تولیدی از فرآیندی متابولیک تحولات اجتماعی‌طبیعی[۳] بازتعریف شوند. ارتباط دادن طبیعت و جامعه تحت مفهوم شهری‌شدن، نه تنها فهم شهرپژوهان را نسبت به تولید فضای شهری شفاف کرد بلکه آن‌ها را قادر ساخت تا مشکلات محیط زیست شهری را در بافتارهای وسیع‌تر تاریخی، اقتصادی و اجتماعی بازتعریف کنند. با این صورت‌بندی، مداخلات برای مسایل زیست‌محیطی در شهرها نظیر آلودگی و بی‌عدالتی زیست‌محیطی می‌بایست در سطح نظم اجتماعی صورت پذیرد. [۳]

از طرف دیگر، نائومی کلاین در کتاب دکترین شوک اذعان می‌دارد که نظام سلطه چگونه از طریق ایجاد بحران یا سوء‌استفاده از اتفاقی طبیعی نظم اجتماعی جدیدی بر مردم تحمیل می‌کند. نظریه‌ای که از جانب میلتون فریدمن ارایه شد این بود که یک فاجعه می‌تواند تبدیل به فرصتی برای جراحی‌های شدید در ساختارهای موجود شود. کلاین در کتاب خود ثابت می‌کند این جراحی‌ها سبب تشدید محرومیت‌ها و بازتولید بی‌عدالتی می‌شود که از آن به عنوان «دکترین شوک» یاد می‌کند. اتفاقی که پس از طوفان کارترینا رخ داد و همین‌طور تحدید آزادی‌های قانونی که پس از حملات تروریستی پاریس در فرانسه به تصویب رسید. با این مقدمه، که جزییات آن باشد برای مجالی دیگر، من در تلاش برای پاسخ به این پرسش هستم که آیا زلزله بلایی طبیعی است؟ من در اینجا ادعا می‌کنم که فاجعه اخیر در استان‌های ایلام و کرمانشاه مستقیماً به روند شهری‌شدن کشور و در حقیقت سیاست‌های دولت نسبت به تخصیص منابع، فقرزدایی و مسکن ارتباط دارد و دولت در تلاش است این شرایط را تبدیل به فرصتی برای تحقق سیاست‌های نئولیبرال خود کند.

الف) اصولاً روند توسعه در یک دهه اخیر به سمتی پیش رفت که منابع و سرمایه‌های نفتی در کلانشهرهای ایران متمرکز شد؛ البته نه در بخش مولد بلکه در بخش نامولد یعنی مسکن و مستغلات. این جذب سرمایه در بخش نامولد، درون کلانشهرها نیز نه در بخش‌های ساخته‌شده شهر بلکه در اراضی خالی و کشاورزی درون و پیرامون شهر رخ داد. رشد افقی کلانشهرها، افزایش حاشیه‌نشینی، رشد شدید قیمت مسکن که از تهران شروع شد و به تبریز، شیراز، اصفهان و مشهد رسید و ساخت بزرگراه‌ها و زیرگذرها و روگذرها در این کلانشهرها حاکی از این توسعه نابرابر هم درون شهرها و هم بین شهرها بود. نیاز به ارایه آمار و اعداد نیست، کافی است با پرسه در نقاط مختلف این شهرها و شهرهای پیرامونی آن‌ها متوجه این بی‌عدالتی فضایی شوید و محرومیت را در اغلب شهرهای کشور مشاهده کنید. به بیانی دیگر، سیاست‌های دولت در تخصیص منابع، هم درون شهرها و هم بین شهرها بی‌عدالتی را گسترش داده است. دولت هم به‌جای مدیریت تخصیص منابع و برنامه‌های فقرزدایی از طریق دامن زدن به سیاست‌های کالایی‌سازی مسکن به این روند دامن زد و شهرها و روستاهای کوچک در تله فضایی فقر گرفتار شدند. این شرایط برای استان‌های غربی کشور بحرانی‌تر بود چرا که به دلایل سیاسی و «امنیتی» همواره تعمدی در محروم نگه‌داشتن این استان‌ها وجود داشته و دارد.

ب) درون شهرها این بی‌عدالتی گریبان فقرا و کم‌درآمدهای شهری را گرفت. سیاست‌های تأمین مسکن برای کم‌درآمدها و فقرای شهری هم دنباله‌رو روند کالایی‌سازی مسکن شد. اما برای این کالایی‌سازی نیاز بود تا فاصله رانتی (Rent Gap که به معنی فاصله ارزش موجود به ارزش بالقوه است) زمین و مسکن افزایش یابد ، چرا که این فاصله در بافت‌های به‌اصطلاح فرسوده وجود نداشت. دولت و مدیریت شهری این مسأله را از طریق ارزان‌کردن رانت و افزایش رانت بالقوه به انجام رسانید. اگرچه این سیاست ماهیتاً باعث بازتولید فقر می‌شود و در جای دیگری آن‌را نقد کرده‌ام، اما بی‌عدالتی فضایی در مقیاس ملی باعث بی‌اثر شدن این سیاست برای افزایش فاصله رانتی در شهرهای کوچک و متوسط شد. به عبارت دیگر، فقر و محرومیت از منابع کشور ناشی از بی‌عدالتی توسعه شهری در ایران، برای شهرها و روستاهای غرب کشور مجالی حتی برای کالایی‌شدن مسکن در بافت‌های به‌اصطلاح فرسوده نگذاشته است. ۱۲۶۰ هکتار از شهر کرمانشاه با جمعیتی در حدود ۲۰۰،۰۰۰ نفر به عنوان بافت‌های به‌اصطلاح فرسوده تلقی می‌شوند و به گفته خود مسئولین تا سال ۹۴ تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد این بافت‌ها نوسازی شده است [۴]، درحالی‌که مسئولان شهری با نام نوسازی بافت‌های فرسوده در حال ساخت پروژه‌های مجتمع تجاری بودند[۵]. پژوهش‌ها در محلات نشان می‌دهد که تمایل مردم به مشارکت در این پروژه‌ها به دلیل ریسک بالا و عدم تسهیلات لازم بسیار پایین است[۶]. این داستان شهر کرمانشاه است، شما خود تصور کنید در شهرهای دیگر غرب کشور داستان چگونه است.

پ) همچنین، ساختمان‌های جدیدی هم که تخریب شده‌اند به‌دلیل نفوذ فساد در لایه‌های مختلف مدیریت شهری ناشی از کالایی‌شدن مسکن و تسری آن به جامعه مهندسان در قالب‌هایی نظیر امضا‌فروشی و عدم اهمیت به اصول مهندسی ساخت، به شدت در برابر زلزله آسیب‌پذیر بوده‌اند. درحقیقت، کیسه چندلایه‌ای که بسازبفروش‌ها، بخشی از مدیریت شهری و بخشی از مهندسان برای سرریز شدن پول ناشی از کالایی‌سازی مسکن دوخته بودند، سنگینی آن بر دوش انسان‌هایی افتاد که زیر آوارِ سرمایه نفتیِ دود شده که می‌توانست صرف رفاه و عدالت در جامعه شود، گیر افتادند.

ت) در عکس‌های منتشر شده تصویری از مسکن مهر را دیدیم که در اثر زلزله تخریب شده بود. چند ساعت بعد خبری روی سایت وزارت راه و شهرسازی منتشر شد که مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمانشاه اعلام کرده بود که تخریب این واحدها نه به دلیل ساخت و ساز نامطلوب بلکه به این دلیل بود که این ساختمان‌ها دقیقاً روی گسل ساخته شده بودند [۷]؛ یعنی عذری بدتر از گناه. چند ساعت بعد یکی دیگر از مسئولین گفت این تخریب ربطی به گسل ندارد و به‌دلیل ساخت‌وساز نامناسب است. در نهایت، رییس‌جمهور اذعان داشت: «ثابت شد که مردم بهتر از دولت برای خود خانه می‌سازند/وظیفه دولت کمک‌های بلاعوض و تخصیص وام‌های بلندمدت است» [۸]. این روند دقیقاً نمودی از دکترین شوک است. به قول دیوید هاروی، شعاری که سرمایه در طوفان‌ها و زلزله‌ها به آن عمل می‌کند این است: «نگذارید یک بحرانِ خوب به هدر برود!». اگرچه نقدهای فراوانی به مسکن مهر وارد است اما اولاً که دولت نهادی حکومتی است که می‌بایست مسئولیت دلت‌های خود را به گردن بگیرد نه این‌که خود هم منتقد باشد، ثانیاً، این نقدها نباید دستاویزی برای دولت شود تا نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی خود شانه خالی کند. اما همه ما می‌دانیم که منظور رییس‌جمهور از «مردم»، «بورژوازی مستغلات» است و منظور از «کمک‌های بلاعوض و تخصیص وام‌های بلندمدت»، «سلب مسئولیت‌های اجتماعی و تبدیل دولت به کارگزاری برای بورژوازی مستغلات» است. اما باز هم همه می‌دانیم که تخریب مسکن مهر به معنی ناتوانی دولت در ساخت مسکن مناسب نیست بلکه به‌معنی فساد در اجرای سیاست‌های مسکن برای کم‌درآمدهاست و روند ساخت‌وساز بخش خصوصی نه تنها لزوماً منجر به ساخت ساختمان‌های مستحکم‌تری می‌شود بلکه مسکن را به کالایی تبدیل می‌کند که رشد قیمت ناشی از آن دسترسی به مسکن را به یک آرزوی محال تبدیل می‌کند و نتیجه آن افزایش فاصله طبقاتی، افزایش سهم مسکن در سبد خانوار و تصاحب منابع عمومی توسط بورژوازی مستغلات خواهد شد. تنها این نشان از آن دارد که دولت دوازدهم نیز تمام آرزوی خود را روی بازار بی‌رحم مسکن بنا کرده است و با سیاست ایجاد رانت در بازار مسکن در تلاش است تا بتواند اقتصاد خفته ایران کمی از این رو به آن رو کند.

پایان کلام، خطاب به من و امثال من است، چرا که معتقدم ما هم در این فاجعه مقصر هستیم. حوزه اندیشه و برنامه‌ریزی شهری نیز دچار فاجعه مرکزگرایی شده است. چنان درگیر مسایل کلانشهرها شده‌ایم که گویی تنها یک زلزله در غرب می‌توانست فریاد محرومیت و تله فضایی فقر ساکنان استان‌های غربی کشور را به گوش ما برساند. آیا این زلزله می‌تواند شروعی باشد برای این‌که ساکنان استان‌های غربی از تله فضایی فقر رهایی یابند یا عاملی است که تله فضایی فقر را بازتولید خواهد کرد؟ به نظر من پاسخ به این سوال در دستان ما نیز خواهد بود: این‌که چه میزان بتوانیم شهری‌شدن در ایران را صورت‌بندی نماییم و نیروهای کنش‌گر در بیرون از مرکز را شناسایی کنیم، در حوزه‌های سیاست‌گذاری کنش کنیم و مسیر بازسازی شهرهای غربی کشور و تخصیص منابع را به سمتی جهت دهیم تا بتواند فضایی عادلانه‌تر تولید نماید نه دوباره بستری را فراهم نماییم تا رانت‌خواران و زمین‌بازان این بحران را برای خود تبدیل به فرصت کنند؛ سناریویی که در این سال‌ها فجایعی مانند رودبار، بم و اکنون کرمانشاه و ایلام را به‌وجود آورده است و معلوم نیست کدام جغرافیا نوبت بعدی است.

پی‌نوشت‌ها

 

[۱]Neil Smith (2006), ‘There’s no such thing as a natural disaster’,http://understandingkatrina.ssrc.org/Smith/ (آخرین دسترسی ۲۲ آبان ۱۳۹۶)

 [۲] Harvey, D., & Braun, B. (1996). Justice, nature and the geography of difference (Vol. 468). Oxford: Blackwell.

 [۳] Angelo, H., & Wachsmuth, D. (2015). Urbanizing urban political ecology: A critique of methodological cityism. International Journal of Urban and Regional Research۳۹(۱), ۱۶-۲۷٫

[۴]

[۵]

[۶] نقدی, اسدالله, کولیوند, شکیبا. (۱۳۹۴). بررسی مشارکت اجتماعی شهروندان در بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده شهری(مورد مطالعه ساماندهی بافت فرسوده خیابان مدرس کرمانشاه). مطالعات مدیریت شهری۷(۲۱), ۲-۲۰٫

[۷]

[۸]

 

[۱] Unnatural

[۲] Urban Political Ecology

[۳] Socionatural

 

منبع: پروبلماتیکا

نوشته بلای طبیعی زلزله یا کژکارکردی و فرصت‌طلبی نهادها اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
در ششمین سمینار از سری جدید سلسله‌نشست‌های تجارب مطالعات معماری و شهرسازی ایران
موضوع:
مدل‌سازی فکری یا معماری اندیشه

سخنران:
دکتر سید غلامرضا اسلامی |  استادتمام و عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ معماری دانشگاه تهران است؛ ایشان در سال ۱۳۷۷ از تز دکترای خود با موضوع «معماری با گرایش برنامه‌ریزى توسعۀ درون‌زا» از پردیس هنرهاى زیبای ادینبورو، دانشگاه هریوت‌وات، دفاع کردند. ایشان علاوه‌بر نگارش کتاب و مقاله و راهنمایی پایان‌نامه‌های فراوانی در مقطع دکتری و کارشناسی‌ارشد در بسیاری از مجامع و شوراهای مختلفِ بین‌المللی، ملی و دانشگاهی نیز فعالیت داشته‌اند؛ از جمله، عضویت در پانل تخصصی زیبایی‌شناسی در معماری و شهرسازی اسلامی، عضویت در کمیتۀ علمی همایش ملی معماری و شهرسازی ایرانی-اسلامی و ریاست انجمن علمی هنر اسلامی ایران. 

در همین راستا آقای دکتر اسلامی متن زیر را به‌عنوان پیش‌درآمدی بر موضوع در اختیار ما قرار دادند:

«…به گفتۀ ویتگنشتاین، گاهی رفتار ما مانند کسی است که عرق‌ریزان برای فرار از فضایی دربسته آن را به سمت بیرون فشار می‌دهد، درصورتی‌که آن در به‌راحتی به داخل باز می‌شود. ترسیم این مدل مفهومی به درک موضعِ موضوع و توجه به شیوۀ نگاه به آن کمک شایانی می‌کند. اگر در مقابل این سؤال قرار بگیریم که فرق انسان و خرچنگ چیست به صورت طبیعی و با روش توصیفی تشابه و تضادهای شکلی و رفتاری بسیاری می‌یابیم که می‌تواند تفاوت انسان و دیگر موجودات را نیز بیان کند. درصورتی‌که بخواهیم پاسخ آن را به‌جای استفاده از روش توصیفی و تشریحی با بهره‌گیری از روش مشابه‌سازی و در نتیجه مدل‌سازی مفهومی و از طریق محدود نمودن موضوع بیان کنیم خواهیم گفت که «انسان عضلاتش بیرون و اسکلتش درون است، لیکن خرچنگ اسکلتش بیرون و عضلاتش درون است». مثال‌های بسیاری از این نمونه، به‌خصوص در حوزۀ مباحث مرتبط با علم بیونیک، در دست است که به ما کمک می‌کند تا تفاوت‌ها و شباهت‌های انسان و دیگر موجودات را کاوش نماییم. برای نمونه، علاوه‌بر اطلاعاتی که از طریق دانش جزئی‌نگر در اختیار ما قرار می‌گیرد، می‌توان از مدل‌های مفهومی کلی‌تری برای درک بهتر مردم از محیط پیرامون خود بهره برد…»

زمان: چهارشنبه ۱ آ‌ذرماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۰ صبح
مکان: دانشگاه تهران پردیس‌هنرهای زیبا نگارخانه تجسمی

دانشگاه تهران | کوبه

نوشته نشست مدل‌سازی فکری یا معماری اندیشه اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: کارن برنز[۱]. تئوریسین و تاریخ‌نگار معماری، دانشگاه ملبورن استرالیا
مترجم: نیلوفر رسولی| دبیر سرویس ترجمان


در ژانویه‌ی ۲۰۱۲ مجله‌ی بریتانیایی «ژورنالِ معماران[۲]» نتایج حیرت‌آوری از هفتصد زن مشغول به کار در معماری و ساختمان‌سازی ارائه کرد[۳]. نتایج حاکی از تجارب گسترده‌ای بود که در آن شمایی تاریک از تجربیات زنان را در این حرفه‌ی جنسیت زده آشکار می‌کرد:  تبعیض، تعرض جنسی و تفاوت حقوق‌های دریافتی. «اِی. جی» جوایز «زنان در معماری[۴]» را به عنوان بخشی از تعهد خود به ایجاد تغییر در وضعیت حضور زنان در معماری و [ارتقای] کیفیت فرهنگ این حرفه پایه‌گذاری کرد. این مسابقه متشکل از بخش‌هایی نظیر جایزه‌ی «جین درو[۵]» و دو جایزه‌ی جدید است- «معمار زن سال» و «معمار زن نوظهور سال». هر دو جایزه و اصطلاح «معمارِ زن» را بر دوش می‌کشند. اصطلاح «معمار زن» تحقیر‌آمیز است یا سودمند؟ چه تنشی در میان این اصطلاح جاسازی شده است؟ و آیا جوایزی که به یک جنسیت تعلق می‌گیرد سکسیستی است؟

مخالفت من با اصطلاح «معمارزن» از علاقه‌ام به زبان و هویت نشئت می‌گیرد. من هرگز از این اصطلاح استفاده نمی‌کنم، در عوض اصطلاح «زنان در معماری» را برمی‌گزینم. از «معماران زن» استفاده نمی‌کنم چرا که به وضوح واژه‌ی معماری را به جنسیت مذکر تعمیم می‌دهد. علاوه بر این، جنسیت مردانه‌ی معمار در پس واژه‌ی معمار پنهان شده و این واژه‌ی زن در این اصطلاح است که با جنسیت خود ظاهر می‌شود. با استفاده از این توصیفات الگوهای تولید آشکار و نهان جنسیت را مستحکم می‌کنیم.

با این حال می‌دانم که برخی زنان در معماری هم با توجه به دلایل دیگری از این اصطلاح استفاده نمی‌کنند. در سال ۲۰۰۶، ژورنال «معماری استرالیا[۶]» جوابیه‌ای را به متن پائولا ویتمن[۷] با عنوان «پله‌های ترقی» که گزارشی از پیشرفت زنان در حرفه ی معماری بود، منتشر کرد. ریچل نیسن[۸]، مدیر دفتر نیسن مورکات[۹] در سیدنی با این گزاره فصل مشترک میان جنسیت و معماری را تبیین کرد.

«موافقم. تقریبا هر روز ترجیح میدهم تا به جای تئوریسین و تاریخ نگار معماری ِ زن، همان تئوریسین و تاریخ نگار خوانده شوم. همانند نیسون من هم ارزش کارم را با ابزار رسمی و غیر رسمی می‌سنجم. با این حال، من در حوزه‌ی معماری و فرهنگ پژوهش و کار فمینیستی هم انجام می‌دهم و این پژوهش مرا به سمت دیگری می‌کشاند که درمسیری دور از زندگی شخصی من و ریچل نیسن است».

در تجربه‌ی کاری من، گاهی اوقات و نه همیشه، به عنوان یک زن مورد قضاوت نادرست واقع شده‌ام (نه در محل کار فعلیم). در قبال اموری مانند بقا، ارتقا، درآمد، دسترسی به مقام ارشد و فرصت‌های رهبری یا کفایت مشارکت خودم در قیاس با همکاران مرد، تجربه‌ای متفاوت داشته‌ام. تحقیق سال ۲۰۱۲ ژورنال معماری تایید کرد که نزدیک به ۵۰% از زنان چنین الگوهای رفتاری را در محیط کاری خود تجربه کرده‌اند. علی‌رغم نهایت تلاشی که برای زدودن بار جنیسیتی از معماری می‌کنم، به این نتیجه رسیده‌ام که نمی‌توانم همیشه نظر دیگران را به خودم کنترل کنم. هویت من به شیوه‌های خودآگاه و ناخودآگاه به واسطه‌ی فرهنگ شکل گرفته است. شکافی میان این دو نقطه نظر وجود دارد، اعتقاد به عاملیت منفرد- ظرفیت ما برای کنش در جهان و کنترل کردن سرنوشتمان- و اعتقاد به کنش‌های فرهنگ در تولید و حمایت از الگوهای مستحقانه‌ در رفتارهای موجود در محل کار. به اعتقاد من تجربیات زندگی در کشاکشی میان عاملیت فردی و فرهنگ رخ می‌دهد.

مفهوم من از قدرت جاذبه‌ی فرهنگ نباید در سازوکارهای ارزشی عمومی حرفه‌ی ما منعکس شود. اعتقاد به فردیت و استحقاق فردی به شدت در معماری تنیده شده است. سیستم آموزشی متمرکز بر آموزش در آتلیه، آموزش مهارت‌های طراحی و پیشرفت ظرفیت‌های طراحی است. به طور کلی کار دانشجویان بر پایه‌های فردی ارزیابی و قضاوت می‌شود. این [قضاوت] باید بر مبنای استحقاق باشد. ارزش فردیت و شایسه‌سالاری به سرعت آموخته می‌شوند.

اما آیا رشد فرهنگ طراحی مبنی بر شایسته سالاری می‌تواند به راحتی مدیریت شده و پیروز میدان باشد؟  یکی ازامور مختص به حرفه‌ی معماری،  میزان عواملی است که برمبنای استحقاق پایه نشده‌اند و می‌توانند آغاز و گسترش  پروژه‌ی موفقی را مشخص کنند: دسترسی به گروه حامی و نافذ اجتماعی و اقتصادی، دسترسی به سرمایه، دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، دسترسی به درآمدهای جایگزین خصوصاً زمانی که کار در حال آغاز است، مزایای روابط اجتماعی و خانوادگی، و حتی عوامل شخصی‌تر- مثل جذابیت ظاهری، کاریزما و روابط عاطفی. من به شخصه معمارانی را با استعدادهای ناب دیده‌ام که به صرف شخصیت جامعه‌ستیزشان در عمل شکست خورده‌اند، با اینکه خلاقیت و طراحی‌هایشان فوق‌العاده بوده است (می‌دانید که سخنم از چه کسانی است).

اهمیت پاداش‌های شایسته سالار محور در سازوکار جایزه‌های معماری نهاده شده است. با این حال، زمانی که به مطالعه‌ی سازوکار محلی انتخاب و ژوری جایزه‌های معماری می‌پردازم، به نظر می‌رسد که تنها گروه کوچکی در مقام داوران در طی سالیان دوام می‌آورند و هیئت داروان اکثراً برندگان سال قبل جایزه هستند. البته اینجا به فساد موجود در سازوکار مسابقات معماری نمی‌پردازم- صرفاً به این اشاره بسنده می‌کنم که این جایزه صرفاً بر مبنای سیستم سلیقه‌ای است که با افراد باقی مانده در گروه و اعضای جدید که با آن پیوسته‌اند، ادامه پیدا می‌کند. آیا جوایز محضا بر مبنای شایسته سالاری توزیع می‌شوند؟ (یا مشخص می‌شوند؟) یا عوامل دیگری موثر هستند: شهرت قبلی، روابط، آشنایی با گروه و تطبیق با سلیقه‌ی عمومی در فرهنگ؟ جوایز بخش قدرتمندی از سازوکار پاداشی معماری است و به برندگان امتیاز‌های زیادی را اعطا می‌کند: برای مثال تمایز در رقابت بازار، شهرت عمومی و تبلیغات.

جایزه‌ای انحصاراً برای «زنان» سوال‌هایی را در ارتباط با ضرورت خود اصطلاح و جوایزی بر مبنای سیستم ستاره‌پروری برمی‌انگیزد. ما نیازمند جوایز معماری برای پروژه‌های داوطلبانه و به نفع مردم هستیم، جوایزی برای کارمند منتخب، برای ابداع خلاقیت پژوهشی درارائه‌ی خدمات یا برای مذاکرات انجام شده با مشتری.

اما مسئله‌ی موجود در جایزه‌ی «ای. جی» این است که جایزه‌ای صرفاً برای معماران زن توجه ما را به جایزه و کانتکستش جلب می‌کند: اینکه چگونه سازوکار جایزه برقرار است و چه کسانی آن را می‌برند. جوایز ادبی برای زنان مثل «جایزه‌ی نارنجی[۱۰]» در اعتراض به جوایزی تاسیس شده‌اند که لیست برندگان آن‌ها توسط مردان تهییه می‌شود یا اینکه زنان سال‌ها از لیست برندگان غایبند. جایزه‌ی «ای. جی» هم لازم است که ما را وادارد تا به جایزه و مشکلات پس آن نظر کنیم. اما روابط میان مشکل و راه‌حل‌های ممکن بسیار درهم ریخته است.

جوایز صرفا زنانه می‌تواند در چرخه‌ای گیر کند. این جوایز توجه را به ارزش‌های غیر شایسته سالاری مثل جنسیت جلب می‌کند که ممکن است در لیست برندگان تاثیر بگذارد. جوایز تک جنسیتی، با تکیه بر جنسیت به مثابه ابزاری برای تفکیک شرکت‌کنندگان، می‌توانند خود متهم به همان امری شوند که معترضش هستند: معیارهای انتخابی که بر مبنای شایستگی شرکت کنندگان نیست. برای منتقدان بسیار سهل خواهد بود اگر بخواهند ادعا کنند که جایزه‌ی تک جنسیتی خود سکسیستی است.

اما شاید ما با معیارهای اشتباهی درباره‌ی جوایز تک جنسیتی می‌اندیشیم. به نظرم جوایز تک جنسیتی خود نمودی از فعالیت سیاسی هستند. آنها توجه را به سمت مکانیزم انتخاب، معیارهای انتخاب و حضور اندک زنان در انتشارات یا ساخت و ساز جلب می‌کنند. پایه‌گذاری جایزه‌ای صرفا برای زنان امری محرک و سیاسی است. این امر مانند نوشتنِ قانون ضد تبعیض یا جلب توافق عمومی برای شکل‌گیری قانونی نیست. این امر به دنبال این نیست که «منصف» باشد بلکه تجسم نابرابری است، البته به شیوه‌ای پارادوکسیکال. این امر در جست‌و‌جوی تولید مباحثه و عمومیت یافتگی است. از طرفی هم ممکن است که این جایزه برای صاحبش مفید واقع شود.

برای من گزاره‌هایی مثل «معماران زن» و جوایز صرفاً زنانه فرصت‌هایی را فراهم می‌کند تا بتوان به بحران، پیچیدگی‌ها و تناقضات حول پرسش هویت جنسیتی پرداخت. من هیچ پاسخ سرراستی ندارم. تجربه‌ی مضحک از ناتوانی در کنترلِ تصویر دیگری و درعین حال، حضور در فرهنگی که برای شکل دهی به اعمال و هویت، ظرفیت شخص را بت‌واره می‌کند در حضور پاتریشیا شرودر[۱۱] در انتخابات مجسم شد. به نقل از هافینگتن پست[۱۲]؛ وقتی که شرودر درحال شرکت در انتخابات سنا بود، از وی پرسیده شد که آیا به عنوان یک زن در این انتخابات شرکت می‌کند. او پاسخ داد که: «آیا انتخاب دیگری دارم؟»

گاهی این انتخاب را داریم و گاهی نداریم.

پی‌نوشت

[۱] Karen Burns

[۲] The Architects’ Journal

[۳] این نتایج هر سال تحت برنامه‌ای «زنان در معماری» توسط این پایگاه به روز می‌شوند. نتایج اخیر با نتایج ذکر شده در این متن متاسفانه تغییر چشم‌گیری نداشته است- م.

[۴] Women in Architecture awards

[۵] Jane Drew Prize

[۶] Architecture Australia 

[۷] Paula Whitman

[۸] Rachel Neeson

[۹] Neeson Murcutt 

[۱۰] the Orange Prize

[۱۱] Patricia Schroeder

[۱۲] Huffington Post

منبع

Archiparlour

نوشته معمار یا «معمارِ زن»؟ چه کسی می‌خواهد معمار زن باشد؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: مایکل بیرن | مدیر گروه ارشد مطالعات برابری در کالج دانشگاه دوبلین
مترجم: الهه اصدقی


بحران مالی سال ۲۰۰۸ تنها بحرانی اقتصادی نبود، بلکه بحرانی درزمینه‌ی «رؤیای مالکیت خانه» نیز بود. شکست حباب بدهی‌ها باعث شد تا امکان خانه‌دار شدن فراتر از دسترس یک نسل قرار گیرد. در ایالات‌متحده، بریتانیا، ایرلند، اسپانیا و بسیاری از کشورهای دیگر که از بحران مالی متضرر شده بودند، هزینه اجاره‌بها برای اولین بار در قرن اخیر افزایش یافت. این موضوع مسئله‌ای فراتر از تغییر در شرایط مسکن بود و درواقع تغییر در سیاست مسکن را نشان می‌داد.
افزایش اجاره‌بها و اخراج مستاجرین به مسائلی کلیدی تبدیل شدند و حتی استانداردهای مسکن و ازدحام جمعیت در آن‌ها، در بازگشتی به دهه‌های نخستین قرن بیستم، به چالش‌های اصلی روز تبدیل شدند.

افزایش اجاره‌بها به معنای رفتن پول بیشتر از جیب کم‌درآمدان به جیب سرمایه‌داران و صاحبان خانه است. البته بی‌عدالتی در اینجا تنها در مورد ثروت نیست: مستأجران عموماً دارای قوانین ضعیفی در رابطه با امنیت مسکن و قوانین اجاره هستند و از طرف دیگر همواره در معرض اخراج توسط مالک، تغییر مکان‌های مکرر و کیفیت پایین منازل هستند.

از بحران‌های فردی تا سازمان‌دهی جمعی

علی‌رغم این پیش‌زمینه، نسل جدیدی از مؤسسات مردمی در حال ظهورند تا دولت و صاحبان خانه را به چالش بکشند و مستأجران را سازمان‌دهی کنند. سه موسسه ازاین‌گونه مؤسسات که در سال‌های اخیر به وجود آمده‌اند به شرح زیر است:

Living rent) LR): یک موسسه اسکاتلندی است که در تعدادی از شهرها نیز شعباتی دارد. این موسسه در سال ۲۰۱۴ تأسیس و اخیراً به اتحادیه ملی مستأجران تبدیل‌شده است.

Dublin Tenants Association) DTA) (انجمن مستاجرین دوبلین): این انجمن در اواخر سال ۲۰۱۴ به‌عنوان یک گروه داوطلبانه تأسیس گردید و درزمینه‌ی همکاری با سایر گروه‌ها، ایجاد کمپین‌ها و وکالت مستاجرین فعالیت می‌کند. انجمن مستاجرین دوبلین مدعی است که فضایی مناسب برای مستاجرین به‌منظور گرد هم آمدن و مبارزه برای کسب حقوقشان فراهم آورده است.

 London Renters Union) LRU) (اتحادیه مستأجران لندن): اتحادیه‌ای تازه تأسیس است که توسط تعدادی از گروه‌های فعال در حوزه مسکن، باهدف مبارزه برای «معامله‌ای منصفانه به‌منظور کسب قدرت موردنیاز برای تغییر در سیستم مسکن» ایجادشده است.

این مؤسسات در حال یافتن راه‌هایی تازه برای پاسخگویی به مناقشه‌ی میان مستأجران و مالکین مسکن و همچنین مناقشه میان مسکن به‌عنوان یک حق و مسکن به‌عنوان یک دارایی هستند. هدف آن‌ها این است که فراتر از یک گروه رادیکال عمل کرده و بتوانند مستاجرین را برای تغییرات ساختاری شرایط و سیاست‌های موجود که مستاجرین را محکوم به تحمل اجاره‌های بالا، اخراج‌های پی‌درپی از محل زندگی و مساکن بدون کیفیت می‌کند، سازمان‌دهی کنند.

تمام مؤسساتی که در بالا به آن‌ها اشاره شد درگیر فعالیت‌های جمعی در پاسخ به مسائل فردی به‌ویژه افزایش اجاره‌بها، اخراج از محل زندگی و استانداردهای پایین مسکن هستند. این موضوع شامل دادن اطلاعات در مورد حقوق مستاجرین، مذاکره با صاحب‌خانه‌ها و کمپین‌های رسانه‌ای که صاحب‌خانه‌های خاصی را مدنظر قرار دارند، می‌شود. سازمان دهندگان این مؤسسات قصد برپایی خیریه ندارند بلکه می‌خواهند تا مستأجران در کنار هم برای به‌دست آوردن حقوقشان مبارزه کنند.

اجاره‌نشینی می‌تواند یک تجربه‌ی مجزا و فردی باشد. تنها در لحظات بحرانی است که احتمال دارد یک مستأجر به کمک دیگران احتیاج داشته باشد. موقعیت‌هایی نظیر زمان افزایش اجاره‌بها و یا هنگام اخراج از مسکن. این لحظات این امکان را فراهم می‌کنند تا فردی بودن تجربه مستأجری غیر فردی شود و این موضوع با نمایش اینکه مستأجران در کنار هم می‌توانند واقعیت وضع موجودشان را تغییر دهند، حتی سیاسی شود.

البته این نوع از «کارهای موردی» دارای چالش‌ها و مشکلاتی نیز هست. به‌عنوان‌مثال این خطر وجود دارد که این انجمن‌ها و گروه‌ها تبدیل به ارائه‌دهنده‌ی نوعی خدمات خیریه‌ای شوند به این صورت که فعالین آن تبدیل به متخصصان حقوق مسکن شده و مستاجرین به‌صورت منفعلانه‌ای از کمک آن‌ها استفاده کنند. چالش این است که باید راهی پیدا نمود که بتوان تجربیات فردی را به امری جمعی و سیاسی تبدیل نمود به‌طوری‌که موجب تقویت نهادی و سازمانی شود.

کمپینی برای تغییر

در پشت تجربیات شخصی مستاجرین ساختارهای اجتماعی گسترده‌تری قرار دارد، ساختارهایی که موجب ایجاد شرایط نامناسبی شده‌اند که مستاجرین دائماً با آن روبرو هستند. اگر این ساختارها به چالش کشیده نشوند، بحران‌های فردی که به‌موجب همین ساختارها به وجود آمده‌اند به‌طور نامحدودی بازتولید خواهند شد. مستأجران بخش خصوصی برخلاف صاحبان مسکن و مستأجران خانه‌های اجتماعی، حقوق بسیار محدودی در تمام زمینه‌ها دارند و این بخش تحت محرومیت‌های شدیدی قرار دارد. نتیجه این شده که بخش اجاره تبدیل به «غرب وحشی» مسکن شده است و به‌صورت پی‌درپی تحت سیاست‌های غیرمعقول و ناکارآمد قرار می‌گیرد. به‌طوری‌که حتی ذهن مشوش بنیادگراترین نئولیبرال‌ها هم برای دفاع از آن به‌زحمت می‌افتد.

LR به‌عنوان موسسه‌ای برای مستأجران در پاسخ به مشورتی که دولت اسکاتلند در رابطه با امنیت سکونت آغاز کرده بود، ظهور کرد. همانند انگلستان و ولز، اسکاتلند نیز دارای یکی از ضعیف‌ترین اشکال امنیت سکونت در اروپاست. اصطلاح «اخراج بدون خطا» به معنای امنیت بسیار پایین و نزدیک به صفر مستاجرین است. Living Rent از این فرصت به‌منظور ارتباط با مستأجران، برای بحث و گفتگو در مورد حقوق مستأجران و اثرگذاری بر تغییر سیاست‌های این بخش، استفاده کرد.

تاکتیک اصلی آن‌ها راه‌اندازی دکه‌های متحرک خیابانی و یافتن خانه به خانه‌ی مستاجرین برای اطلاع‌رسانی و مشاوره به آن‌ها و تشویقشان به ایجاد یک پرونده برای فرایند مشاوره به دولت بود. آن‌ها کارت‌پستال‌هایی به آدرس ادارات مربوطه طراحی کردند که می‌توانست توسط مستاجرین پر شود و آن‌ها مشکلات و خواسته‌هایشان را در آن بنویسند. در پایان این روند LR کیسه‌هایی پر از کارت‌پستال دریافت کرد که آن‌ها را برای مقاصد اصلی‌شان پست کرد. تمرکز کمپین LR بر روی امنیت سکونت، شامل خاتمه دادن به «اخراج بدون خطا» و امنیت‌بخشی به اقامت‌های بلندمدت بود. بااین‌حال، موضوع سطوح بالای اجاره‌بها که در این فرایند در نظر گرفته نشده بود، در طول این روند توسط LR مطرح شد و کمپین آن‌ها تقاضا برای کنترل اجاره‌بها را نیز به میان کشید.

در همین حین انجمن مستأجران دوبلین (DTA) نیز برای کنترل اجاره‌بها و افزایش امنیت سکونت در سال ۲۰۱۶ کمپینی راه‌اندازی کرد. از مستأجران خواسته‌شده بود شرح‌حالی از تأثیر اجاره‌ی بالا بر زندگی‌شان را بر روی پلاکاردی نوشته و همراه با آن عکس بگیرند و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند. این برای اولین بار، حداقل در دهه‌های اخیر بود که مستاجرین به‌صورت سازمان‌یافته و با یک صدای واحد در بحث‌های مربوط به حوزه‌ی مسکن شرکت می‌کردند.


کمپین‌هایی که توسط LR و DTA راه‌اندازی شد، با موفقیت‌های چشمگیری روبرو شدند. خصوصاً در مورد کمپین LR اصلاحات سیاسی که ایجاد شد فراتر از حد انتظار بود. بر این اساس امنیت مستأجران و نیز قوانین مرتبط با افزایش اجاره‌بها تعریف شدند. همچنین در دوبلین (ایرلند) شکلی از کنترل اجاره‌بها و نیز اصلاحاتی درزمینه‌ی قانون امنیت سکونت انجام شد. البته این مورد آخر ناشی از مبارزه مشترک پروژه‌های مختلف مدنی، خصوصاً خیریه‌های بخش مسکن بود و نمی‌توان آن را صرفاً به‌پای DTA نوشت.

موفقیت‌ها و شکست‌ها

در اثربخشی این کمپین‌ها تعدادی از عوامل نقش داشته‌اند. اولین عامل اینکه هم DTA و هم LR به یک تعامل بسیار مؤثر و آگاهانه با سیاست دست‌یافته‌اند. این موضوع یکی از نقاط قوت گروه “Generation Rent” یکی از زیرمجموعه‌های اتحادیه‌ی مستأجران لندن (LRU) نیز بود. در نقد سیاست‌های فعلی و ارائه گزینه‌های بدیل، مثال‌هایی از سایر کشورهای اروپایی نظیر دانمارک و اتریش نیز مهم بود. این مثال‌ها نشان می‌داد که قوانین سفت‌وسخت درزمینه‌ی افزایش اجاره‌بها به همراه حمایت‌های کافی از قرارداد اجاره می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد.

دومین موضوع تعامل مناسب با رسانه‌هاست. برای این امر باید درک صحیحی از سیاست و جزییات آن داشت چراکه باعث می‌شود اظهارنظرها و پیشنهادها پخته‌تر و معتبرتر شوند. همچنین تعامل با رسانه امکان مبارزه با دیدگاه‌های ضد مستأجری را برای فعالان این حوزه فراهم می‌آورد. اهمیت کار رسانه‌ای هنگامی مشخص می‌شود که بدانیم هیچ‌کدام از این کشورها (حداقل در دهه‌های اخیر)، موسسه‌ای برای حمایت از مستاجرین به‌صورت یک گروه اجتماعی خاص نداشته‌اند و این فضای خالی می‌تواند با حضور مؤسسات مستأجری پر شود.

مؤسسات مستأجری همچنین توانسته‌اند زبانی برای بیان دیدگاه‌های مستأجران باشند که نه‌تنها تجربیات آنان را منعکس می‌کنند، بلکه مستأجران را به‌صورت بازیگران خاص اجتماع و یک مجموعه همبسته نشان می‌دهند. ایجاد این حس همبستگی یکی از اهداف مهم این مؤسسات است تا با ماهیت فردی اجاره‌نشینی مقابله کنند. به‌عنوان‌مثال DTA از ابتدا اقدام به توسعه زبانی کرد که به‌وسیله آن با مستأجران و برای آنان صحبت کند. این زبان به‌جای اتکا به گفتمان سنتی انتقاد از بخش اجاره مسکن، بر اساس تجربیات مستأجران بنانهاده شده است. این موضوع به معنی «نماینده مستأجران» و ارتباط با آنان نیست بلکه به معنای صحبت کردن به‌عنوان یک «مستأجر» است.

با تمام این تفاصیل و این موفقیت‌ها، بازهم چالش‌هایی در این کمپین‌ها وجود دارد. یکی از این چالش‌ها، خطر تبدیل‌شدن به نمایندگی سیاسی مستأجران است که طی آن مستأجران تنها به گروهی مصرف‌کننده تبدیل‌شده و منافعشان از طریق فرایندهای سیاسی حاصل می‌شود. همچنین این موضوع می‌تواند مستأجران را به دو بخش مستأجران بخش خصوصی و مستأجران خانه‌های اجتماعی تبدیل کند.

علاوه بر این در بخش اجاره مسکن نوعی از طبقه‌بندی وجود دارد. این موضوع توسط رسانه‌ها نادیده گرفته‌شده است. اقلیت‌ها، مهاجران و زنان سرپرست خانوار در هنگام اجاره‌ی مسکن با مشکلات متعددی روبرو هستند، درحالی‌که این اقشار در موسسه‌های مستأجری تا حدودی نادیده گرفته‌شده‌اند. اتحادیه مستأجران لندن (LRU) توجه ویژه‌ای به این مشکل داشته و سعی کرده است زیرمجموعه‌هایی از خود را توسط گروه‌هایی از این اقشار مدیریت کند.

متحد کردن و سازمان‌دهی مستاجرین

از این سه موسسه‌ای که در بالا به آن‌ها اشاره شد، دوتای آن‌ها خود را به‌عنوان اتحادیه معرفی کرده‌اند، به این معنی که اعضای آن باید حق عضویت پرداخت کنند. مستاجرینی که عضو این اتحادیه‌ها هستند به‌صورت ماهانه حق عضویت پرداخت می‌کنند و درازای آن می‌توانند در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشته و از مشاوره و پشتیبانی اتحادیه در مسائلی نظیر مباحث حقوقی بهره‌مند شوند.

قدرت اتحادیه در این است که می‌تواند پرونده‌های مختلف و کمپین‌ها را باهم ترکیب کند و موجب تقویت آن‌ها شود. در حال حاضر پرونده‌های مستأجری و کمپین‌ها دو شکل اصلی فعالیت در این مؤسسات هستند و آن‌ها با استفاده از همین دو شکل فعالیت به تقاضای انبوهی برای ایجاد تغییرات ساختاری در سیستم مسکن دست پیداکرده‌اند. به‌طور خاص پرداخت حق عضویت ماهانه باعث ایجاد درآمد مستقل برای اتحادیه می‌شود که از طریق آن می‌توانند به استخدام کارمند بپردازند. LR و LRU وجود کارمند را پیش‌شرطی برای سازمان‌دهی مؤثر حجم عظیم متقاضیان می‌بینند و به همین خاطر در حال حاضر کارمندانی را استخدام کرده‌اند یا در شرف انجام آن‌اند.

در حقیقت تمام مؤسسات در مورد سؤالات سیاسی که سایرین ممکن است در مورد ساختار اتحادیه بپرسند، نگران‌اند و درواقع ساختار مناسب برای اتحادیه چالشی است که این مؤسسات همواره با آن روبرو هستند.

درواقع تمام سازمان‌ها با سؤالاتی سیاسی درباره‌ی خطر به وجود آوردن یک اتحادیه با سازمان‌دهی قوی به همراه کارمندانی حقوق‌بگیر مواجه‌اند و بدون شک این چالشی است که باید با آن روبرو شوند و چه‌بسا با گسترش سازمان بتوانند بر این چالش غلبه کنند.

DTA، LR و LRU تنها مؤسسات مستأجری مردم نهادی نیستند که در اروپا وجود دارند. اتحادیه‌ی مردم‌نهاد Acorn در تعدادی از شهرهای انگلستان در مورد حقوق مستاجرین فعالیت می‌کند و همچنین «اتحادیه‌ی مستاجرین» اخیراً در بارسلونا و مادرید فعالیت خود را آغاز کرده است. گسترش این گروه‌ها بیان‌کننده‌ی شروعی برای ایجاد تغییرات در سیاست‌های بخش مسکن است. در دوران پس از بحران مالی جهانی، بسیاری از محققین و فعالان اجتماعی بر روی مشکلات بخش مسکن و فعالیت‌های مرتبط با آن تمرکز کردند. عقب افتادن بازپرداخت وام‌ها و همچنین گرفتن املاک توسط بانک‌ها به مشکلات عمده‌ی سیاسی در ایرلند، ایالات‌متحده و خصوصاً اسپانیا (در قالب جنبش PAH) تبدیل شدند.

قوانین جدید بانکی و استانداردهای اعتباری دقیق‌تر به همراه کاهش امنیت شغلی و دستمزدها دسترسی به وام‌های مسکن را دشوارتر می‌سازد. امروزه مسببان اصلی بی‌عدالتی در حوزه مسکن شرایط دشوار وام‌ها نیستند، بلکه محرومیت از دستیابی به اعتبار و مالکیت خانه است. درواقع خانه‌ها همواره در رهن بانک باقی می‌مانند و نمی‌توان صاحب اصلی آن شد. با گذشت زمان خانواده‌ها هرچه بیشتر زندگی خود را وابسته به بخش اجاره می‌بینند و نکته‌ی جالب اینکه مشکلاتی که در اوایل قرن بیستم مطرح بود دوباره خودنمایی می‌کنند: افزایش اجاره‌بها، اخراج از خانه و تراکم جمعیتی بیش‌ازاندازه‌ی منازل اجاره‌ای.

البته شرایط اجتماعی و سیاسی بسیار تفاوت کرده است. مؤسسات مربوط به مستاجران که قبلاً به‌صورت محدود و در مقیاس محلی کار می‌کردند، اکنون دارای ساختارهایی قوی بوده و شبکه‌های اجتماعی وسیعی را در اختیار دارند. تقریباً شبیه مشکلاتی که در بخش کار و اشتغال با آن روبرو هستیم، سازمان دهندگان مستأجران نیز با یک بخش اجاره‌ای بسیار فردی و جدا از هم روبرو هستند؛ بنابراین چالش اصلی تنها بسیج کردن آن‌ها نیست بلکه ایجاد حس مشترکی از مستأجر بودن در وهله اول است. علاوه بر این افزایش ارتباطات اجتماعی، ایجاد انواع گفتگوها و یک فرهنگ مشترک و همچنین انجام فعالیت سیاسی که برای هر جنبش موفقی موردنیاز است، ضروری به نظر می‌رسد.

منبع: ROAR

نوشته سازمان‌دهی مستأجران در کشورِ صاحب‌خانه‌ها اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۹ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
ششمین نشست از سلسله نشست‌های انجمن مرمت دانشگاه تهران

موضوع:
ارزیابی پروژه باغ موزه قصر
گفت‌وگو با طرح پروژه: مهندس آرش مظفری

اولین چیزی که آرش مظفری در مورد معماری خود می‌گوید، تجربی بودن آن است. او می‌گوید: شکل کار معماریِ ما تجربی است؛ معماریِ تجربی نه به آن معنای مصطلحی که در معماریِ ایران وجود داشته‌است، برای همین است که نام دفتر معماری ما “شاخه تجربیِ معماری” است. ما به دنبال یک جریان تجربی معماری هستیم. این نوع معماری بر پایه مقایسه کردن و آزمون و خطا شکل می‌گیرد و یک جریان جهانی در معماری است. مثلا دفتر معماری آیزنمن یا ام.وی.آر.دی.وی هم دفترهای معماری از نوع تجربی هستند.

زمان: چهارشنبه ۱ آذرماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۳ الی ۱۵
مکان‌برگزاری: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه شهرسازی، سالن قضاوت دکتری

دانشگاه تهران| انجمن علمی مرمت، بافت و بنا 

نوشته نشست ارزیابی پروژه احیای باغ موزه قصر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۹ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنرانان
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
سلسله نشست‌های تهران شناسی و تهران پژوهی

موضوع: 
نشست معرفی، نقد و بررسی کتاب قصه‌های مسعودیه (تهران در آیینه یک عمارت)

باحضور: 
سیدمحمد بهشتی
سیداحمد محیط طباطبایی
داریوش شهبازی
منصوره اتحادیه
بهنام ابوترابیان
محمد بیطرف

زمان: سه‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۶ الی ۱۸
مکان‌برگزاری: خیابان مطهری، نرسیده به سهروردی، پلاک ۱۳۰، اداره فرهنگ و ارساد اسلامی، نگارخانه تهران

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر تهران

نوشته نشست معرفی، نقد و بررسی کتاب قصه‌های مسعودیه (تهران در آیینه یک عمارت) اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۹ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و اعضای پنل
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
موضوع: پخش مستند مادرکشی

سخنران: 
دکتر سید حسین بحرینی | عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

پنل:
مهندس محمد درویش | عضو هیئت علمی و مسئول گروه اقتصاد- اجتماعی در بخش تحقیقات بیابانی
دکتر کمیل سوهانی | کارگردان
دکتر بیژن کلهرنیا | عضو هیئت علمی دانشگاه رازی
دکتر کاوه معصوی | پژوهشگر مسائل اجتماعی آب، اقتصاد روستایی و آمایش‌سرزمین

زمان: دوشنبه ۲۹ آبان‌ماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۵:۳۰ الی ۱۸
مکان: پردیس‌هنرهای زیبا، تالار آوینی

دانشگاه تهران

نوشته نمایش مستند مادرکشی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.