نوامبر 2017 - صفحه 6 از 11 - فایر دیزاین




۲۴ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
به مناسبت هفته‌ی کتاب دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز 
جلسه نقد و بررسی کتاب «جستارهای تاریحی و فلسفی در حفاطت از میراث فرهنگی»

ترجمه، تدوین و مقدمه: دکتر عبدالرسول وطن‌دوست‌ حقیقی

زمان: چهارشنبه ۲۴ آبان‌ماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۲:۳۰ الی ۱۳:۳۰
مکان‌برگزاری: تهران، بزرگراه اشرفی اصفهانی، بالاتر از میدان پونک، خیابان امام حسن، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

نوشته نشست نقد و بررسی «جستارهای تاریخی و فلسفی و حفاظت از میراث فرهنگی» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۴ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

خانواده‌ی جنگ زده من خاطره‌ای دارند از شش ماه مهمانی در خانه خانواده محترم حجتی در بهار ِ همدان. از پدر که می‌پرسم می‌گوید با شناسنامه صادره از اهواز ما را معرفی می‌کردند به خانواده‌هایی که به صورت داوطلب فضایی از خانه‌هایشان را به خانواده‌های جنگ زده اختصاص داده بودند. فکر می‌کنم در سرمای صفر درجه اورامانات یک چادر چطور می‌تواند گرم باشد؟ آسوده باشد. فاصله چادر تا سرویس بهداشتی و حمام چگونه خواهد بود؟ حرائم زیستی مورد نیاز یک خانواده چطور تامین می شود؟ اگر در یک تعطیلات دلکش بهاری نیز اقامت در چادر را تجربه کرده باشید می‌تواند سختی‌ها و پیچیدگی‌های آن را در شرایط فعلی کرمانشاه درک کنید. چادر نمی‌تواند پاسخ درستی باشد. چرا مثل زمان جنگ درهای خانه‌ها نباید به روی هم میهنان گشوده شود؟ در شهرهای کرد نشین مردمانی با قلب‌هایی بزرگ زندگی می‌کنند. اگر امکان ساماندهی و مرتبط سازی وجود داشته باشد می توان آن روابط میهمانی-میزبانی را بازتولید کرد. به خصوص حالا که بیرون از چادر نیز چیز چندانی منتظر خیلی ها نیست. دانش آموزان و دانشجویان نیز می توانند منتقل شوند. بسیاری از مشاغل دولتی یا خدماتی نیز قابلیت انتقال مکانی دارند. حتی اگر قابلیت پذیرش همه در همان استان نیز نباشد استان های مجاور و یا حتی شهرهای بزرگی مثل تهران و مشهد امکان پذیرش این میهمانان را دارند. برپایی مجدد خانه‌ها ممکن است تا ماه‌ها زمان ببرد. تجربه ورزقان اثبات کرده که کانکس‌ها خیلی دیر به منطقه می آیند و خیلی دیرتر هم می روند. چرا همان سرمایه اجتماعی ایرانی که در سال های جنگ برای همه بدیهی جلوه می کرد این روزها آنقدری دور از ذهن به نظر برسد که همه ما مجبور باشیم تا دستان لرزان دولت نگاه کنیم؟ در خانه هایمان را مانند در قلب‌هایمان به روی بازماندگان باز کنیم. چادر تنها تداوم زجر و شکنجه است.

نوشته خانه‌ها را به روی بازماندگان بگشاییم اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: هامون الهی | پژوهشگر شهری


«طرح تولید انبوه مسکن ارزان برای گروه‌های کم‌درآمد که طرح مسکن مهر نام‌گذاری شد یکی از برنامه‌های محوری دولت نهم برای برقراری عدالت اجتماعی و کمک به گروه‌های محروم شهری است که در دولت دهم ادامه یافت». قرار است که این جمله با تاکیدی بر «عدالت اجتماعی» به معرفی مسکن مهر برای «گروه‌های محروم شهری» بپردازد. در این طرح، مخاطبان مسکن مهر که بار محرومیت را بر شانه‌های خود به دوش می‌کشند و گویا چون محروم هستند، اعطای چهار دیوار و یک سقف ناقابل هم لطفی بی‌کران به این طبقه خواهد بود، افرادی معرفی شده بودند که بیش از پنج سال از موهبت سرپناهی برای خود بی‌بهره بودند و تا قبل از ثبت نام، از «خدمات خرید مسکن دولتی یا حمایتی برخوردار نشده بودند». فارغ از اینکه این خدمات دولت می‌تواند از موهبت فعل «برخورداری» مزایایی بجوید یا خیر، در کتاب ارزیابی مسکن مهر، از این طرح با نام دیگر «واگذاری حق بهره‌برداری از زمین» هم یاد شده است که اجاره‌ی ۹۹ ساله‌ی اراضی نیز نام گرفته است. نامی که « بر مبنای حذف هزینه‌ی زمین از کل هزینه‌ی واحد مسکونی پایه‌ریزی شده است».

شاید ایراد کار چنگ زدن به کلی‌گویی باشد، «اهداف چهارگانه‌ی مهرورزی، عدالت گستری، خدمت به بندگان خدا و پیشرفت و تعالی مادی و معنوی کشور» که جز اهداف چهارگانه‌ی دولت نهم بود، واژگانی هستند با باری چنان سنگین که دست هیچ نویسنده‌ی خبره‌ای به نوشتن این واژه‌ها در یک سطر نمی‌چرخد. شاید اعطای مسکن مهر به «محرومان» ابتذالی بود که در پس واژه‌ی قبیح «مهرورزی» قرار بود که «بحث مسکن را ان‌شاء‌الله به طور پایه‌ای حل کند…». اما در میان اهداف این پروژه آن چه که مسکوت مانده، توجه به کیفیت است. کیفیتی که با بهانه‌جویی روی گسل بودن به باد فراموشی گرفته نشود. اهداف کلان این پروژه در پنج قسمت تعریف شده است: «تامین مسکن ایمن، راحت و ارزان با در نظر گرفتن توان مالی خانوارهای فاقد مسکن و کم‌درآمد؛ ارتقا کمی و کیفی تولید و عرضه مسکن؛ کاهش نابرابری در برخورداری از مسکن مناسب بین مناطق مختلف و شهرهای کوچک و بزرگ؛ جلوگیری از افزایش بی‌رویه‌ی قیمت زمین و مسکن و جلوگیری از توسعه حاشیه‌نشینی در شهرها». اما ایمنی تنها واژه‌ای نیست که بتوان از آن نام برد و به اجرای آن متعهد نماند. گرچه مجریان این طرح مدعی بوده‌اند که در این پروژه آیین‌نامه‌ی ۲۸۰۰ زلزله اجرا شده و حتی مسکن مهر در برابر زلزله‌ی هشت ریشتری هم مقاوم است، اما واقعیت به وضوح و به دور از هرگونه شعاری این پایه‌های سست و لرزان این «ایمنی» وعده داده شده را نمایش می‌دهد.

مسکن مهر اسلام آباد غرب، مسکن مهر گلستان بجنورد و مسکن مهر ورزقان تنها سه مصداق برای نمود تحقق وعده‌های داده شده در برای مهرورزی و خدمت به بندگان خدا هستند. اهدای چهار دیوارِ ناقابل که روزی سنگی بر گور خریداران خانه خواهد شد. خوابگاه یا مسکن، این دو واژه در تعریف و برقراری امنیت با هم فرقی ندارند. سقفی که قرار است بریزد چه در خوابگاه باشد یا مسکن، ساده و بنیادی‌ترین اصل سکونت‌گاه را زیر سوال می‌برد، در چنین وضعیتی است که آسمان سقفی امن‌تر و بی‌منت‌تر از تمامی این سرمایه‌هایی هستند که با پز و افتخار امروز به هیئت تلی از آوار و ترک درآمده‌اند.  ترک‌هایی که بر جان این دیوارها نقش بربسته‌اند، حتی دیگر زنگ خطر یا هشداری برای کسی نیستند. شاید این ماجرا نمودی از چرخه‌ای است که دچارش هستیم، یا شاید بازنمایی عریان وضعیت موجود باشد؛ چرا که هیچ وعده و سخنرانی جان را به زیر سقف و دیوار ماندگان باز نخواهد گرداند. متقاعد کردن انسان‌هایی که آن‌ها را با محرومیت می‌شناسیم به حداقل‌ها، امری خطرناک است. انسان‌ها چه محروم و چه غیر محروم به حداقل امنیتی نیاز دارند که از حداکثر تلاش و توجه ناظران و متولیان نشئت بگیرد.

نوشته بی‌مهری مسکن مهر: «مسکن حداقل» برای انسان‌های «حداقل» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نوشته: شریا سینها | نویسنده نیویورک تایمز
ترجمه: هامون الهی | پژوهشگر حوزه شهری 


چرا در زلزله‌های اخیر نپال بسیاری از بناها، حتی آنان که طبق دستورالعمل‌‌های مدرن ساخته شده بودند، در هم شکستند؟ ممکن است تسامح در اجرا که ثمره‌ی فساد [مالی] و بی‌‌تفاوتی است، در این مسئله نقش داشته باشند، اما از فقدان آگاهی عمومی درباره‌ی نحوه‌ی ساختن سازه‌هایی که در زلزله قادر به لرزیدن و انعطاف باشند و نیروها را بدون اینکه فروبریزند خنثی کنند، نیز نباید گذشت.

نپال کشوری ثروتمند نیست، و مقیمانش ناگزیرند با هر مصالحی که در دسترسشان است تجدید عمارت کنند: مصالحی همچون بتن مصلح در شهرها و سنگ لاشه‌ و آجر در روستاها. با این حال، شیوه‌هایی برای ساخت و ساز در نواحی زلزله‌خیز وجود دارد به طوری که احتمال فروریختن خانه‌ها را کم کند. شیوه‌هایی که البته بعضی از آنها برای کسانی که در نواحی دورافتاده و دور از دسترس زندگی می‌کنند، غیرعملی به نظر می‌رسند.

آنچه خواهید دید، چند راهکاراست که دو متخصص پیشنهاد می‌کنند: مگی استفنسون[۱]، که در بازسازی‌های پس از زلزله در پاکستان و هائیتی برای سازمان ملل کار کرد، و بی‌جِی کریشنا اوپادیای[۲]، مدیر عامل و متخصص آموزش در جامعۀ ملی فناوری زلزلۀ نپال[۳].

آقای اوپادیای نقشی به‌سزا در افزایش آگاهی در باب ساخت و ساز مقاوم در برابر زلزله و تربیت بنایان برای یکپارچگی سازه داشته است. خانم استفنسون نیز به موسسات دولتی برای امور بازسازی در نپال مشاوره خواهد داد. شرکت‌های آنان به گروه پناه‌گاه سازان[۴] که دولت نپال و صلیب سرخ تشکیل داده‌اند پیوسته‌اند.

آقای اوپادیای می‌گوید: «مردم ما خودشان دارند خانه‌های خودشان را می‌سازند.» و خانه‌هایشان اگر «درست ساخته شوند، با هر مصالحی هم که باشد می‌توانند ایمن باشند.

بسازید که بماند

خانم استفنسون می‌گوید مردم باید از همان آغاز ساختمان‌های ماندنی بسازند و تا حد ممکن پناهگاهی موقت به امید بهبود وضعیت آن در آینده بنا نکنند. چرا که این رویکرد به ندرت سازه‌ای یکپارچه به بار می‌آورد.

زمین را هوشمندانه انتخاب کنید

وضعیت خاکی که سازه بر آن استوار است، تاثیری شگرف بر چه‌گونگی عملکردش در زلزله دارد. زمین‌های نرم و گلی لرزش زمین را تشدید و پی‌ها را متزلزل‌تر می‌کند. زمین سفت و سنگلاخ عموماً بهتر است، اما در نواحی کوهستانی،  زمینِ با شیب تند ممکن است ترک بردارد و پراشه‌های سنگ و صخره از بالا دست ساختمان ریزش کنند.

آقای اوپادیای آزمایشی ساده برای یکپارچگی خاک ارائه می‌کند:  سوراخی در زمین به مساحت و عمق یک متر حفر کنید، سپس خاک حفاری شده را دوباره به حفره برگردانید. اگر دوباره حفره را پر نکر و کم یا زیاد آمد، زمین ضعیف است.

دوراندیشانه و محافظه‌کارانه طرح بریزید

احتمال آنکه ماحصل برنامه و بودجه‌ی از پیش آماده، سازه‌ای تنومند با درها و پنجره‌ها و ستون و دیوارهایی که ایمن‌تر و منطقی‌تر جاگذاری شده‌اند باشد، بیشتر است. نتیجه‌ی باری به هرجهت سازی، که تجربه‌ای رایج در ساخت و سازهای روستایی است، ممکن است بناهای نامتعادل و ناتمام و کم گذاشتن از مصالح به هنگام اتمام بودجه باشد.

آقای اوپادیای می گوید تا زمانی که مهندسی آموزش دیده در کار نیست، اصول و تناسبات طراحی آزمودن و خطا شده را به کار گیرید و از ظواهر مدرن همچون ساختمان‌های پیلوت دار با دیوار برشی، دوری کنید. چون چنین ساختمان‌هایی می‌توانند بناها را مستعد فروریختن کنند. او می‌گوید «مردم دانش سنتی را رها کرده‌اند و تکنیک‌های نو را به کار گرفته‌اند، اما این فناوری‌ها به درستی پیاده‌سازی نشده‌اند.» مرکز ملی اطلاعات مهندسی زلزله در کانپورهند راهکارها و دستورالعمل‌های بیشتری در این باب ارائه کرده است.

از کیفیت مصالح مطمئن شوید

مصالح ضعیف ساختمان‌های ضعیف پدید می‌آورند. خانم استفنسون چند روش ساده‌ی آزمایش در این زمینه ارائه می‌دهد.

برای آزمودن قدرت آجر، دوتا از آن‌ها را از ارتفاع چهار فوتی پایین بیاندازید و ببینید ترک بر می‌دارند یا خیر. برای میلگردهای آرماتور، سعی کنید یکی از آن‌ها را مستطیلی خم کنید؛ اگر سه بار تلاش کردید و خم نشدند، ممکن است کربن داشته باشند و برای این کار بیش از حد شکننده باشند.

انعطاف الوار می‌تواند برای به هم دوختن مصالح بنایی بسیار مفید باشد. اما جنگل‌زدایی در نپال سبب کمبود چوب باکیفیت شده است.

بنا را به خوبی با زمین درگیر کنید

هرچه پی قوی‌تر باشد، بنا نیروی بیشتری را در زلزله تحمل می‌کند، چون با زمین بیشتر درگیر شده است. آقای اوپادیای می‌گوید برای ساختمانی تک طبقه با مصالح بنایی، عمق وعرض پی باید دست کم دو و نیم الی سه فوت باشد.

خانم استفنسون می‌گوید: « همچون گیاهی که خیلی در زمین ریشه نکرده است، اگر ریشه‌ی عمیقی در کار نباشد به آسانی می‌توانید آن را در آورید.»

اجزای بنا را به هم بدوزید

ساختمان‌های با مصالح بنایی نیاز به شناژهای افقی دارند که دیوارها را به هم بدوزند تا بنا در مواجهه با زلزله یکپارچه عمل کند. فولاد یا بتن آرمه می‌تواند در ساختمان‌های بزرگ‌تر در نواحی شهری استفاده شود، اما در خانه‌های روستایی، استفاده از چوب یا خیزران رایج‌تر است.

شناژهای افقی باید در همکف و پایین و بالای پنجره‌ها کار و ارتفاع هر دومتر تکرار شوند.

گوشه‌های بنا نیز باید در راستای عمودی تقویت شوند.

ستون‌ها باید ایمن‌سازی شوند

آقای اوپادیای می‌گوید بسیاری از بناهای کاتماندو، پایتخت نپال، به سبب آن فرو ریختند که با ستون‌هایی با اندازه‌های متغیر ساخته شده بودند و اتصال مناسب نداشتند. ستون‌ها در زلزله به سادگی سرنگون شدند.

سقف را سنگین نکنید

سقف‌های سنگین در زلزله‌ها خطرناکند. نباید در سقف از مصالح سنگین مثل سنگ و سرامیک استفاده شود. ورق گالوانیزه که در روستاها بسیار رایج شده است، بسیار سبک‌تر و ایمن‌تر است.

آب را از پی دور نگه دارید

آب راکد یا جاری می‌تواند دیوارها و پی‌های ساخته شده با مصالح بنایی را، به خصوص وقتی آجرهای ارزان قیمت و دیگر مصالح بی‌کیفیت در آن به کار رفته است، ضعیف کند. زه‌کشی مناسب از الزامات حفظ یکپارچگی بناست، به خصوص در کشوری مثل نپال که در معرض باران‌های موسمی است.

پی‌نوشت

[۱] Maggie Stephenson

[۲] Bijay Krishna Upadhyay

[۳] National Society for Earthquake Technology-Nepal

[۴] Shelter Cluster

منبع

NYtimes

نوشته درس‌هایی از نپال؛ راهکارهایی برای بازسازی پس از زلزله اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

بیانیه هیئت داوران
مرحله اول مسابقه «بازتعریف مجموعه پلاسکو»
هیئت داوران ۳۶۵ اثر دریافت شده در پاسخ به فراخوان اول مسابقه را با توجه به کثرت قابل ملاحظه آن‌ها، در چهار جلسه (۱۳۹۶/۷/۳۰ و ۷، ۱۴ ، ۱۳۹۶/۸/۲۱) مورد بررسی قرار داده و آثار منتخب را براساس موازین زیر برگزیدند

۱- تعداد قابل ملاحظه ثبت ­نام کنندگان و کارهای دریافت شده، بیانگر استقبال از فراخوان، بویژه در میان معماران و طراحان جوان و بازتاب گسترده آن در افکار عمومی است.

۲- دستیابی به “ایده ­های برتر برای جایگزینی ساختمان پلاسکو، از طریق فراخوان عمومی”، هدف اصلی گام اول مسابقه “بازتعریف مجموعه پلاسکو” بوده است. از آنجا که در بیش از ۹۹ درصد از کارها، ایده به صورت یک ترکیب حجمی و کالبدی ارائه شده است، هیئت داوران ایده ­های قابل استنتاج از مدارک دریافت شده را ملاک سنجش خود قرار داد تا منتخبی از آنها بتواند در تدوین برنامه طراحی در گام دوم مسابقه بکار گرفته شود.

۳- ایده ­های دریافت شده، براساس معیارهای پایه به شرح زیر ارزیابی و گروه­ بندی شدند.
۳-۱. ایجاد یک فضای شهری مطلوب
۳-۲. یادمانی برای قدرشناسی شهر و شهروندان از شهدای آتش­نشان
۳-۳. توجه به حقوق مالکیت (اعم از عرصه و اعیانی)
۳-۴. ایجاد یک قرارگاه مدنی با توجه به ارزشهای تاریخی در پیرامون محدوده طرح (بویژه مجموعه ژاندارک و عناصر مهم در امتداد محور جمهوری)
۳-۵. ارائه ترکیبی نو به منظور شکل­ گیری یک مجموعه چند منظوره شاخص در مرکز تهران.

۴- هیئت داوران اتفاق­ نظر دارد که معیارهای پایه فوق به صورت جامع و مطلوب در هیچ یک از کارهای دریافت شده، تبلور نیافته است. لیکن، همانگونه که در فراخوان آمده است، به منظور قدردانی از مشارکت گسترده علاقمندان، ۱۰ ایده از میان ۳۶۵ اثر دریافت شده، به صورت نسبی به عنوان “برتر” برگزیده و به ترتیب زیر معرفی می­شوند:

مقام اول، با کد رهگیری ۲EZ9SHHG کار آقای پیمان همامی: به دلیل توجه به معیارهای ۱-۳، ۲-۳ ، ۴-۳ و ۵-۳
مقام دوم، با کد رهگیری EDXE5H1X کار مشترک خانم نغمه همتیان و آقای علی اسکندری: به دلیل توجه به معیارهای ۱-۳، ۳-۳ و ۵-۳
مقام دوم، با کد رهگیری T7DJR251 کار آقای رئوف قاسمی برقی: به دلیل توجه به معیارهای ۱-۳، ۳-۳ و ۵-۳
مقام سوم، با کد رهگیری ۹۴Y8BZ3E کار شرکت مان معماران دایره: به دلیل توجه به معیارهای ۲-۳ و ۳-۳

شش ایده منتخب هیئت داوران برای قدردانی، به ترتیب زیر:
– کد رهگیری ۹P26BA3C کار مشترک خانم هما هرندی و آقای مهدی هرندی: به دلیل توجه به معیارهای ۲-۳ و ۴-۳
– کد رهگیری ۱۴۹۷XNNS کار آقای میلاد قجربیگی: به دلیل توجه به معیارهای ۱-۳ و ۴-۳
– کد رهگیری V1MBCV3F کار آقای هومن ملایری: به دلیل توجه به معیار ۲-۳
– کد رهگیری DS4EY5BE کار آقای محسن سلمان طرقی: به دلیل توجه به معیار ۱-۳
– کد رهگیری BKS7K494 کار مشترک آقای سجاد سلیمان­زاده و آقای امیرحسین رشگی: به دلیل توجه به معیار۲-۳
– کد رهگیری ۹KWHKXXB کار آقای علیرضا کریم­ پور: به دلیل توجه به معیار ۲-۳

۵- همانگونه که در متن فراخوان گام اول منعکس است، معیارهای پایه و ایده­ های منتخب، در ترکیب با اثرات مولفه­ های حقوقی، کالبدی ـ فضایی، اقتصادی و اجرایی حریم های میراث فرهنگی و ارزش­ های تاریخی، و ضوابط و مقررات طرح ­های مصوب، مبنای تدوین برنامه مرحله دوم مسابقه “بازتعریف مجموعه پلاسکو” (گام طراحی) قرار خواهد گرفت.

۶- هیئت داوران، با توجه به مجموعه مباحث مطرح شده در “اتاق فکر پلاسکو” در چند ماه گذشته و جلسات هیئت داوری در یک ماه اخیر، از یک سو، و حساسیت جایگاه طرح در امتداد محور جمهوری در مرکز تاریخی تهران همراه با بازتاب اجتماعی گسترده و بی­ سابقه “فاجعه پلاسکو”، از سوی دیگر، تهیه یک “طرح ویژه برای محور جمهوری” (بلوک شهری واقع بین خیابان­های جمهوری، لاله­ زار، منوچهری و فردوسی) توسط شهرداری تهران، را توصیه می­کند. این طرح که باید با هدف ساماندهی و ارتقای کیفیت محور جمهوری و بافت مجاور آن (تا خیابان منوچهری در شمال) تهیه ­شود، به عنوان طرح فرادست در بازتعریف مجموعه پلاسکو اثرگذار خواهد بود.

۷- هیئت داوران پیشنهاد می­کند به­ منظور قدردانی از مشارکت قابل ملاحظه علاقمندان، بویژه معماران جوان، در ایده­ پردازی برای “بازتعریف مجموعه پلاسکو”، نمایشگاهی از ۶۵ اثر منتخب در لیست کوتاه برگزار شود و کلیه ۳۶۵ کار دریافت شده در کتابی به پاسداشت خاطره شهدای آتش­نشان و یادمان فاجعه آتش­ سوزی ساختمان پلاسکو، انتشار یابد.

اعضای هیئت داوران:
– مهدی حجت (رئیس)
– سید محمد بهشتی
– حسین شیخ زین ­الدین
– پیروز حناچی
– سید محسن حبیبی
– امیر فرجامی
– علی اعطا
– فرخ زنوزی (مدیر مسابقه)

نوشته اعلام نتایج مسابقه «ایده پردازی برای جایگزینی مجموعه پلاسکو» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • مشخصات
  • آنچه در این شماره می‌خوانید
  • نهاد اجرایی
فصلنامه همشهری معماری
فصلنامه معماری و شهرسازی
شماره ۳۶، پاییز۹۶
تعداد صفحات: ۱۸۴صفحه
قیمت: ۱۲۰۰۰ تومان

رویداد
به بهانه‌ی ثبت یـزد
ساخت تاریخ جدید

باشــگاه
شکل دیگری از زیستن
تعادل را بر هم نزنیم

 

یک معمار/ علی‌اکبر صارمی؛ گذر، درنگ و اکنون
پنج یادبود به احترام علی‌اکبر صارمی
تماشاگر گذشته‌ی زیبا
و سـازنده‌ی امروز مـدرن
زندگی در زمانه‌ی استبدادِ سـاختمان‌سـازی
پای در زمینِ سـنّت
و سـر بر آسـمان مدرنیته
میدانى باز در روزگار ما
که آخر کِی شود این ناتوان بِه
خطابه‌ای فروتنانه میان دو فصلِ تاریخ
در غیابِ ناظر؛ به خواستِ کارفرما

موج‌نو/ آموزش از طریق ساخت
رویداد شـهری شـماره‌ی ۵
هدراکریت
دلتا زد
اینفیلولیون

اندیشه/ معماری و سیاست
یادداشت مترجمان
چراغ راه؛ معماری و تعهد اجتماعی
سـیاسـت و مـعماری
مشکلات تئوریزه‌کردن
«امر سیاسی» در گفتمان معماری
معماری یا انقلاب
طراحان را کارگر بدانیم
مناظره‌ای درباره‌ی
رابطه‌ی سیاست با معماری

صاحب امتیاز: شرکت همشهری
سردبیر: م. محمد یاراحمدی
دبیر تحریریه: بهار علیزاده
دبیر اجرایی: حسین‌ذبیح‌اله زاده

نوشته فصلنامه‌ی تخصصی معماری و شهرسازی؛ همشهری معماری شماره‌ی ۳۶منتشر شد اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
تهران خوانی در بهاران

موضوعات و سخنرانان:
تهران در هنر
| ۱ آذرماه | با حضور امیر اثباتی و ثمیلا امیر ابراهیمی
تهران در داستان | ۸ آذرماه | با حضور مهدی یزدانی خرم و روژیا فروهر
تهران در سینما | ۲۲ آذرماه | با حضور امیرعلی نجومیان و مجید برزگر
تهران در شعر | ۲۹ آذرماه | با حضور هنگامه آشوری و اندیشه فولادوند 
دبیر: مجید منصور رضایی

زمان؛ چهارشنبه های آذرماه ۱۳۹۶ 
ساعت برگزاری: ۱۷:۳۰ الی ۱۶
مکان‌برگزاری: موسسه بهاران خرد و اندیشه، خیابان ولیعصر بالاتر از زرتشت، کوچه نور بخش

موسسه بهاران با همکاری شنبه شهر

نوشته سلسله نشست‌های تهران خوانی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

گزارش نشست از دروازه­ غار تا هرندی:

میترا اسفاری اولین سخنران این نشست سخنان خود را با انتقاد از عنوان سخنرانی‌اش آغاز کرد و گفت: برگزارکنندگان این نشست عنوان سخنرانی من را «نگاهی مردم‌نگارانه به منطقه هرندی» ذکر کردند، درحالی که «منطقه» واژه‌ای‌ست که کاملاً از طرف شهرداری تعریف شده است. یعنی اگر شما بروید از مردم محل بپرسید شما مال کدام منطقه‌اید؟ ممکن است خیلی تعریف دقیقی از منطقه نداشته باشند. درصورتی‌که محله اتفاقاً چیزی‌ است که توسط ساکنان تعریف می‌شود و برای‌شان بسیار ملموس‌تر است. به همین سبب منطقه هرندی برای نگاه مردم‌نگارانه کاملاً بیگانه است.

او با انتقاد از دیدگاه‌های نُرم‌گرا در جامعه‌شناسی عنوان کرد: فکر می‌کنم این اشتباه متأسفانه مقداری به دلیل رویکرد غالبی‌ست که در جامعه‌شناسی ایران است و برگرفته از تئوری‌های پارسونز است. ما در جامعه‌شناسی نگاهی بسیار نُرم‌گرا داریم و هر چیزی که خارج از این نُرم باشد، برچسب آسیب می‌خورد. بنابراین صورت مسأله این‌طور تعریف می‌شود که «چگونه قرار است که این آسیب را در نهایت از بین ببریم؟. هیچ‌وقت بحث این نیست که ما برویم و آن مسأله را عمیقاً بشناسیم و نگاه درونی‌ را که افراد نسبت به این مسأله دارند، درک کنیم. در رویکرد مردم‌نگارانه ما خیلی از این نگاه فاصله می‌گیریم. یعنی ما اصلاً چیزی تحت عنوان آسیب نداریم.

اسفاری در ادامه با ارائه تحلیلی تاریخی از محله هرندی بیان کرد: برای تحلیل مردم‌نگارانه این محله ضرورتا باید به تاریخ آن بنگریم. اتفاقا برخلاف آنچه گفته می‌ِشود، تاریخ دروازه غار به بعد از اصلاحات ارضی باز نمی‌گردد. جعفر شهری در این‌باره می‌نویسد، از حوالی سال‌های ۱۳۰۰ که دروازه‌های تهران به تدریج شکل می‌گیرند، قاچاقچی‌ها، بی‌خانمان‌ها، کارگران مهاجر و امثالهم ساکنان دروازه‌غار را تشکیل می‌دادند. این کارگران مهاجر، پادوهای بازار بودند و مجرد که خود جنبه‌ اجتماعی خاصی به این محله می‌داد. این کارگران مهاجر مجرد، مشکلی در استفاده از مواد مخدر یا خدمات فواحش یا برنامه‌های موسیقی و رقص و … -یعنی تمام کارهایی که ما تحت عنوان بی‌بندو باری و فسق و فجور  تعریف می‌کردیم- نداشتند. یعنی جامعه نرماتیومان، این محل را به عنوان فضایی آسیب‌زا و خطرناک تعریف می‌کرده است.

اسفاری افزود: در بحث‌های شهرداری یا بحث‌های نُرم‌گرا، می‌گویند اعتیاد معضل این محله است. اعتیاد مال این محله است. نمی‌دانم چه کسی می‌تواند به خودش اجازه بدهد که اعتیاد را در آن محله معضل تعریف کند. آن‌جا دروازه‌ای بوده که محل ورود مواد مخدر به تهران بوده است.

او به اعتبار مصاحبه‌های خود با ساکنان محل توضیح داد: بنا به نقل در بیرون از گودهای آن محل (که در واقع به خاطر خاک‌برداری‌هایی بوده که به مصرف کوره‌پزخانه‌های آن زمان در می‌آمده است) زندگی اجتماعی جریان داشته است. هرچند که از لحاظ زیرساخت‌ها مکان‌های مناسبی نبوده‌اند. پر کردن این گودها، ساخت پارک، تخریب پارک و ساخت قلعه، تصمیماتی‌ست مداخلاتی -دولتی یا غیردولتی- که همیشه با نگاهی بیرونی وارد این محل شده‌اند. هیچ‌وقت نیامدیم ببینیم که آیا اصلاً اجازه مداخله داریم؟ و اگر داریم از چه طریق و چقدر حاضریم ساکنان محل را دخالت بدهیم. مهم است که بدانیم این ارزش‌ها در این محله بوده است و جایگاه تاریخی دارد و برای همین به‌راحتی نمی‌توان از این‌ها چشم پوشید و سعی کرد محله را تغییر داد یا به شکلی تبدیل کرد که ما دل‌مان می‌خواهد. اتفاقی که با این نگاه می‌افتد این است که مثلاً می‌خواهید با اعتیاد مبارزه کنید ولی فکر می‌کنید باید معتادها را از بین برد یا با فرهنگ کولی باید مبارزه کرد. در حالی‌که این نگاه تبعیض‌آمیز ماست که باید با آن مبارزه بشود.

تحولات اجتماعی منطقه دروازه غار

محیا واحدی، سخنران بعدی، بحث خود را با صحبت از واژگان تغییر، بازآفرینی و توانمندسازی و کارکرد معکوس آن‌ها آغاز کرد. «در این محلات قرار است حاشیه‌زدایی اتفاق بیفتد اما در عمل نوعی خط کشیدن و حذف جامعه محلی به وقوع می‌پیوندد.»

واحدی ادامه داد: وقتی که به محله ورود می‌کردیم، محلی‌ها اذعان می‌کردند که شما این‌جا چه می‌کنید؟ نیروی امنیتی و پلیس شما را بابت آمدن به این‌جا مؤاخذه می‌کند. بزرگ‌ترین سوال در ذهن من این بود که این همه بستر توزیع مواد مخدر و آسیب وجود دارد و به جای این‌که علل و ریشه‌ها مورد پرسش قرار گیرد، وصل بین دو جامعه مورد پرسش و مؤاخذه قرار می‌گیرد که چرا توی دانشجو، توی جامعه مدنی و شهروند و کسی که در تهران زندگی می‌کنی و دروازه‌ غار هم متعلق به توست (همچون دره فرحزاد و خاک‌سفید و …) تمامی این مناطق جدا شده و در حاشیه قرار گرفته‌اند، اگر تو در آن‌ها ورود کنی، حال تو مورد سوال خواهی بود.

به گفته‌ او، فرهنگی که مجدداً دارد در دروازه غار بازآفرینی می‌شود و مداخله را تعریف می‌کند، موجب طرد دوباره‌ی آدم‌ها و حذف ایشان خواهد شد.

او با اشاره به مداخلات شهرداری در دروازه غار بدون مشارکت جامعه محلی گفت: هیچ‌کدام از افراد محله از اینکه پارک محله قرار است شهربازی شود راضی نیستند و می‌دانند که امکان اسکان‌شان در آن مکان، سخت‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد. «چون این سرمایه دارد برای من برنامه‌ریزی می‌کند که این پارک فضایی را ایجاد کند که کالبد و فیزیک محله تغییر کند و منِ غربت، منِ لر و کردی که در مبدأ، ریشه‌ی معضل من در نظر گرفته نشده که فقر است، اعتیاد است، در دسترس بودن مواد مخدر است».

واحدی سپس این پرسش را مطرح کرد که «عزیزی که می‌آیید پارک را پاکسازی می‌کنید، چرا هنوز تولید مواد مخدر، در دسترس بودن مواد مخدر، همچنان در آن محله بقا دارد؟».

او در ادامه به انتقاد از سیاست‌گذاری‌ها در نسبت با دروازه غار پرداخت و بیان کرد: در بحث فقر و مواد مخدر، ان‌جی‌اوهایی که در آن مناطق کار می‌کنند، دست به مدل‌سازی زده‌‌اند و دارند با این مدل‌های خود، پرسش می‌کنند. به گفته‌ واحدی با اندک‌ترین‌ها می‌توان این فضا را به سمت احیا برد. احیا به این معنا که نگاه ما، ابزار ما، اراده ما و مسئولیت در جامعه احیا شود. استقرار سیستم توزیع مواد مخدر بدون هیچ مداخله امنیتی  و بدون هیچ ساختار سیاست‌گذاری صحیح، نشان از شکست طرح‌هایی دارد که از بیرون اعمال می‌شوند. این افراد به محله‌ای با ساختار مدرن نیاز ندارند بلکه نیاز دارند که به عنوان یک شهروند اجتماع دیده و فهمیده بشوند.

او در پایان بحث خود بیان کرد: سیاست‌گذاری‌ها در بحث آسیب‌های اجتماعی، چندپاره و درگیر کشمکش‌ است. رقابت بر سر بودجه‌های کلان است و دستگاه‌های سیاست‌گذار به شکل موازی دست به تهیه سند می‌زنند که این خود موجب بروز تناقضات در اسناد می‌شود و نیز سبب می‌شود مداخلات انجام گرفته، مداخلات امنیتی و سیاسی باشد و به مشارکت محلی توجهی نداشته باشد. این سیاست‌گذاری‌ها، باید توامان و به صورت همگرا باشد که متأسفانه ما در برخورد با این محلات، این را به هیچ عنوان نمی‌بینیم.

بازخوانی مداخله سمن‌ها

در ادامه این نشست دلارام علی، بحث خود را با صحبت از سال ۱۳۷۹ شروع کرد، سالی که انجمن حمایت از حقوق کودکان، خانه کودک شوش را در دروازه غار راه‌اندازی کرد. از آن زمان تاکنون، تعداد سازمان‌هایی که فقط در این محله و تنها جهت حمایت از کودکان در حال فعالیت هستند، دستکم ۱۰ یا ۱۱ سازمان است.

او ادامه داد: اگر زمانی ایده بر این بود که در محله‌ای به دلیل دیده نشدن اتفاقاتی رخ می‌دهد که به زعم جامعه، اسمش را آسیب، معضل و مشکل می‌گذاشتند، وقتی می‌شنویم در یک محله در تهران، دستکم ۲۰ سازمان غیردولتی به صورت همزمان فعالیت می‌کنند که جدا از سازمان‌های دولتی هستند -که تعداد آن‌ها هم زیاد است- به شما چه چیزی می‌گوید؟ می‌گوید این محله دیده می‌شود. مسأله دروازه غار دیده نشدن نیست، این است که همه مدام راجع به اتمسفری حرف می‌زنند که انگار درونش آدم‌ها یکدیگر را می‌بلعند، آن‌جا بچه‌ها را می‌خورند و … . این‌ها تیتر خبرهای روزنامه‌هاست. یعنی سرچ کنید محله دروازه غار، منطقه هرندی و ببینید در دو سه صفحه‌ اول چه چیزهایی می‌بینید؟ ظاهراً ما یک محله‌ای داریم که خیلی عجیب و غریب است و به همین سبب ده‌ها سازمان به آن هجوم آورده‌اند و در آن شروع کرده‌اند به کار کردن ولی ما هنوز درباره دروازه آن محله، به همان شکل قبل حرف می‌زنیم، یعنی انگار اتفاق خاصی نیفتاده است.

علی سپس به برشمردن علل این امر پرداخت. به گفته او، سازمان‌های غیردولتی آن محل احتمالاً خواهند گفت که جمعیت این منطقه بزرگ‌تر شد و ما هر چقدر در این محله سازمان تاسیس کردیم، پاسخگوی مکفی برای این جمعیت نبود. استدلال دیگر این است که اتفاقی دیگر در حال رخ دادن است که سازمان‌های آن محل در بحث خودانتقادی آن را مطرح کرده‌اند. اینکه کیفیت آن‌چه انجام داده‌ایم خوب نبوده است.

دلارام علی با بیان اینکه هیچ‌کدام از این استدلال‌ها را رد نمی‌کند، در تأیید استدلال نخست گفت: جمعیت این محله اگر نه به‌طورگسترده، ولی مدام در حال تغییر است. از دلایل این تغییر جمعیت، می‌توان به ساختار اقتصادی‌ آن اشاره کرد که گروه‌های فرودست در آن، به دلیل موقعیت شکننده خود، از پله‌ای به پله پایین‌تر می‌افتند. به طور مثال جمعیت کارگران بازار تهران اگر تا پنج سال پیش در امامزاده یحیی یا سرچشمه زندگی می‌کردند، پنج سال بعد در مواجهه با بحران‌های اقتصادی، باید در دروازه غار زندگی کنند چون قیمت سکونت در آن پایین‌تر است.

علی درباره استدلال دوم هم گفت: اصولاً صحبت از کیفیت خدمات سازمان‌های غیردولتی عملی نیست. چرا که کیفیت زمانی سنجیده می‌شود که درباره هدفی واحد حرف می‌زنیم. نمی‌توان در سنجش کیفیت گفت مثلاً ما به این تعداد کودک غذا یا لباس دادیم. آن چیزی که نمی‌توان اندازه گرفت، کیفیت تغییر در آن گروه هدف است.

او ادامه داد: ما به عنوان سازمان‌های غیردولتی قائل به این بودیم که می‌خواهیم تغییری ایجاد کنیم، اما این اتفاق نیفتاده است. میترا [اسفاری] به بخشی از دلایل این عدم تغییر اشاره کرد. شما نگاه کنید به کار سازمان‌های غیردولتی، نه فقط در دروازه غار بلکه در کل تهران، که فقط یک فرمول است: ما یک سِنتر داریم که در آن آموزش، بهداشت، مددکاری و درمان می‌دهیم و فضایی برای بازی و نقاشی و هنر ایجاد کرده‌ایم. این فرمول به هیچ چیزی حساس نیست. نه به قومیت، نه به ویژگی‌های فرهنگی و نه به هر چیزی که ممکن است بین گروه‌های انسانی تفاوت ایجاد کند. ما یک استاندارد که طبقه متوسط به آن «موفقیت» می‌گوید برای‌مان مهم بوده است؛ یعنی تحصیل، دانشگاه، پیدا کردن کار خوب و به شوخی و خنده بعضی دوستان خریدن پراید و زن گرفتن».

علی سپس به انتقاد از نحوه بازنمایی دروازه غار پرداخت: نوع پوشش رسانه‌ای دروازه غار از ده سال پیش تا کنون تغییر کرده است و این کار را تنها مطبوعات کردند. مطبوعاتی که در یک سال گذشته گزارش‌هایی راجع به خرید و فروش بچه در کمتر از ۵ دقیقه چاپ کردند: اگر می‌خواهید بچه بخرید، به دروازه غار تهران بروید. این به شما می‌گوید در آن محل یک بازار وجود دارد و اگر می‌خواهید بچه بخرید به آن بازار مراجعه کنید. دوستان روزنامه‌نگاری که نه به عنوان روزنامه‌نگار، بلکه به عنوان مادری که گریه می‌کند وارد دروازه غار می‌شوند و با التماس به زنی معتاد می‌گوید خواهش می‌کنم بچه‌ات را به من بفروش. این گزارش‌ها بازی کردن با آدم‌ها و با درماندگی آن‌ها است. همین امروز در صحبت‌های خانم واحدی -جسارت نباشد- شما چه چیزی از دروازه غار می‌شنوید جز نکبت، بدبختی، جز بلعیدن آدم‌ها توسط هم؟ متاسفانه به نظر من سازمان‌های غیردولتی در کمتر از یک دهه گذشته، فضای رسانه‌ای را علیه دروازه غار را تغییر دادند تا توریسم آسیب‌های اجتماعی راه بیفتد.

او بیان کرد: این به این معنی نیست که این موارد وجود ندارد، این‌ها جدید نیست. بعضی‌های‌شان همیشه وجود داشته‌اند. زمانی شهرداری آن منطقه هم دلش می‌خواست همین کار را بکند. وقتی یک سال و نیم پیش چادرهای بی‌خانمان‌ها را در پارک هرندی آتش زدند و گفتند مردم هرندی چادرها را آتش زدند -مردمی که دستکم ۵۰ سال به این شیوه زیست عادت دارند و هرگز چادر بی‌خانمان‌ها را آتش نمی‌زنند- بعضی از سازمان‌های غیر رسمی مصاحبه و تأیید کردند و گفتند بله مردم هرندی خسته‌اند. مردم هرندی چه کسانی هستند؟ مردم هرندی همین آدم‌ها هستند. همان‌ها که بچه‌های‌شان سر کار می‌روند، همان‌هایی که ممکن است مواد مصرف کنند و … ولی ما شروع می‌کنیم این‌ها را بازنمایی‌های سردستی کردن چرا که ما در این‌گونه بازنمایی «قهرمان» می‌شویم. علی صحبت‌های خود را با گفتن «امیدوارم ما هم امروز دروازه غار را به شما نفروخته باشیم» تمام کرد.

شهرسازی کافی است؟

سخنران آخر، نوید پورمحمدرضا، بحث خود را با صحبت از مفهوم Informality آغاز کرد که ترمی مترقی در گفتمان شهری است. «اولین تلقی ما از Informality این است که چیزی‌ست مقابل Formality که رسمی‌ست و جامعه آن را تأیید می‌کند ولی Informality غیررسمی و بد است و باید آن را اصلاح کرد. اما حقیقت چیز دیگری است. مطالعات درباره Informality به ما می‌گوید که این یک وضعیت موازی با Formality نیست بلکه از پیش در Formality وجود دارد و هر لحظه ممکن است بیرون بزند. هیچ‌گاه کسی نگفته هرندی وضعیتی شبیه کپرنشین‌ها یا زاغه‌نشین‌های مکزیکوسیتی یا برازیلیا دارد. هرندی چیزی است بینابینی. وضعیت Informality به نظر می‌آید به شکل عجیبی در مورد هرندی صادق است. اگر کلیدواژه و اسم رمز Formality قاعده باشد، در Informality اسم رمز، استثا است. وضعیت مبهم است. تکلیف مالکیت مشخص نیست. در مورد Informality می‌گویند که یک جور گویش از شهرنشینی است. در یک معنا همان وجه ایجابی‌ است که میترا اسفاری عزیز از آن صحبت می‌کرد. »

او ادامه داد: این ضد شهرنشینی یا زاغه‌نشینی چیز مطرودی نیست بلکه باید سعی کنید مناسبات و سازوکارهای درونی آن را درک کنید. نکته‌ای که هست این است که ما نمی‌توانیم از مردمی که از سوی قاعده‌ها و برنامه‌های رسمی، همیشه به عنوان دیگری، واجد معضل شناخته می‌شوند و سعی در مدیریت، کنترل، سامان‌دهی و اعمال مقررات بر آن‌ها را داریم، توقع تبعیت و شهروندمداری -آن تلقی‌ای که ما از شهروندمداری داریم- را از آن‌ها داشته باشیم. به زبان دوسرتویی، آن‌ها همیشه تاکتیک‌های خود را در برابر این استراتژی‌های کل‌نگر ما اتخاذ می‌کنند. شهرسازی باید سعی کند این اسلوب، این زبان ویژه شهرنشینی را درک بکند. اگر درک نکند، ماحصلش ایجاد تنش و تضاد منافع است. جایی که تو آن‌ها را برنتابی، قطعاً آن‌ها هم تو را بر نمی‌تابند. در مقام جمع‌بندی، این بهش غیررسمی‌بودگی، مجموعه‌ای از فعالیت‌های غیرمجاز و مغایر با قانون نیست و برنامه‌های رسمی باید سعی کنند مدار خودشان را روی این اسلوب ترسیم و تنظیم کنند.

او در ادامه گفت: Informality را نباید متناظر با فقر در نظر گرفت. ثروت هم می‌تواند Informality باشد، به این معنا که مغایر با قوانین، مغایر با عقل سلیم باشد. در این مورد ما با چیزی تحت عنوان Privatization of Informality روبرو هستیم. یعنی تو چگونه می‌توانی Informality باشی ولی در عین حال آن را بخری. این شکل از غیررسمی‌بودگی هیچ تفاوتی با غیررسمی‌بودگی هرندی ندارد. این‌ها دو روی یک سکه‌ اند که در واقع یکی از آن‌ها محکوم است و دیگری نیست. نکته‌ی دیگری که پورمحمدرضا بدان اشاره کرد این بود که غیررسمی‌بودگی، Unregular نیست، بلکه در غیررسمی‌بودگی با Deregulation مواجه هستیم که کنشی هدفمند و جهت‌دار است. کنشی است که با مقاومت و امتناع خودش در برابر قدرت‌های ناظر و کنترل‌کننده، در .اقع حاوی قسمی تخصیص منابع، اقتدار داخلی و انباشت اجتماعی برای خود است. اعتمادش را به نهادهای رسمی از دست داده است و قواعد و قید و بندهای خود را پیاده می‌کند. در چنین وضعیتی شهرسازان نیز باید سوال‌ها و خواسته‌های خود را تغییر دهند.

او در پایان بحث خود از اسنادی نام برد که برای منطقه هرندی نوشته شده است. «در سند ارتقا کیفیت زندگی در مراکز تاریخی شهر تهران، یک سری اقدامات کاربردی پیشنهاد شده است که بخشی از آن معطوف به احیای هویت و اصالت تاریخی این مناطق است. در بخش دیگری از آن سند آمده است که باید پارک علوم و دفاتر دانش‌بنیان در هرندی ایجاد شود.

پورمحمدرضا تاکید کرد: عنوان بحث من این است که آیا این‌جا شهرسازی کافی‌ست؟ این‌جا شهرسازی نه تنها کافی نیست بلکه مضر است چون شهرسازی دارد آدرس غلط می‌دهد. چگونه می‌شود شما سندی راجع به هرندی تهیه کنی، هیچ چیز را نبینی و در نهایت به دفاتر دانش‌بنیان و پارک علوم برسی؟ وقتی بحث از سندی درباره جایی مانند هرندی است، تو باید خیلی کانتکست‌محورتر جلو بروی. نمی‌شود اینگونه به شکل کلی جواب گرفت.

منبع: میدان

نوشته بازخوانی مداخلات دولتی و غیردولتی در محله هرندی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: اُلیور وین‌رایت/ منتقد معماری
مترجم: محدثه عقبایی


پناهگاه‌های خورشیدی آیکیا[۱] شش برابر چادرهای اضطراری متداول دوام دارد و کیفیت زندگی هزاران پناهنده‌ی سراسر جهان را بهتر کرده است.

کمپ پناهجویان در جزیره‌ی لسبوس. عکس از: Better Shelter

وقتی هند و صفا حمید[۲] در سال ۲۰۱۵ از ترس داعش از خانه‌شان در رمادی[۳] فرار کردند و به کمپ پناهندگان الجامعهی[۴]‌ بغداد[۵] رسیداند، هیچ‌چیز بیشتر از دیدن پناهگا‌ه‌های آیکیا خوشحالشان نمی‌کرد. ابتکار این شرکت بزرگ سوئدی در طراحی کمپ‌های قابل‌مونتاژ پناهندگان توانست جایزه‌ی بهترین طراحی سال ۲۰۱۶ موزه‌ی طراحی لندن[۶] را دریافت کند.

صفای ۳۴ ساله به UNHCR[7] گفت: «زندگی در این پناهگاه‌ها در مقایسه با چادر هزاران‌بار بهتر است. چادرها مانند یک‌تکه پارچه هستند و همیشه جابه‌جا می‌شوند. ما در آن‌ها حریم خصوصی نداشتیم و این بسیار سخت بود.»

گرمای شدید تابستان و سیل در فصول بارانی عراق مدام، فرزندان این خانواده را که مدام در جابجایی از این چادر به آن چادر بودند، دچار اسهال‌های طولانی کرده بود. هندِ سی‌ساله می‌گوید: «وقتی باران می‌آمد، داخل کمپ تا ۳۰ سانتیمتر پر از آب می‌شد اما این پناهگاه امنیت بیشتری دارد. ما می‌توانیم در آن را ببندیم و قفل کنیم. احساس می‌کنم این پناهگاه امن‌تر و تمیزتر است.»

آیکیا با سال‌ها تجربه در بسته‌بندی قطعات مختلف مبلمان در بسته‌های قابل‌مونتاژ کوچک، پناهگاه مستحکمی به مساحت ۱۷٫۵ متر‌مربع ساخته است که قطعات آن در دو جعبه جا می‌شوند و چهار نفر در چهار ساعت می‌توانند با یک چکش و راهنمای تصویری داخل جعبه، آن را سر هم کنند.

Better Shelterکه با همکاری بنیاد غیرانتفاعی آیکیا و UNHCR طراحی‌شده، یک چارچوب فلزی محکم دارد با دیوارهایی از پنل‌های پلی‌پروپیلن عایق، به همراه یک پنل‌خورشیدی روی سقف که می‌تواند به مدت چهار ساعت روشنایی پناهگاه را تأمین و با یک پورت USB موبایلی را شارژ کند. این پناهگاه روی زمین محکم شده و دیوار‌های آن با چاقو پاره نمی‌شوند. این ویژگی در چنین پناهگاه‌هایی که خشونت، به‌خصوص خشونت جنسی، شایع است، می‌تواند حیاتی باشد.

علی‌رغم افزایش قابل‌توجه آوارگان جهان و برآورد UNHCR مبنی بر اینکه در حال حاضر ۲٫۶ میلیون پناهنده بیش از پنج‌سال است که در کمپ‌ها زندگی می‌کنند و بعضی از آن‌ها حتی بیش از یک نسل در آن‌ها گذرانده‌اند، چادر متداول بی‌دوام خیلی تغییر نکرده‌اند. این چادرها از پارچه‌ی کتان، طناب و چند تیرک ساخته می‌شوند و در زمستان سرد و در تابستان بسیار گرم هستند. آن‌ها معمولاً حدود شش ماه عمر می‌کنند، و آب باران به داخلشان نفوذ و بادهای شدید آن‌ها را از جا می‌کند.

یک Better Shelter با ۱٫۲۵۰ دلار دوبرابرِ چادرهای اضطراری قیمت دارد اما امنیت، عایق‌بندی و دوام بیشتری دارد و حداقل سه سال عمر می‌کند. بعد از سه‌سال، وقتی پنل‌های پلاستیکی خراب شد، چارچوب فلزی را می‌توان با مصالح بومی در دسترس مانند آجرهای خشتی تا پاره‌آهن پر کرد.

از ژوئن ۲۰۱۵ که ساخت این محصول شروع شد، بیش از ۱۶,۰۰۰ تا به مناطق بحران‌زده ارسال‌شده است، برای مثال پزشکان بدون مرز از این پناهگاه‌ها بعد از زلزله‌ی ویرانگر نپال[۸] به‌عنوان درمانگاه استفاده کردند. چندین هزار‌تای دیگر هم به عراق و جیبوتی فرستاده شد.

فضای داخلی یکی از پناهگاه‌ها در عراق. Erik Hagman/Better Shelter

پر هگنز[۹]، مدیرعامل بنیاد آیکیا، می‌گوید: «این نوع چیزی شبیه بازی با لِگو[۱۰] است. شما می‌توانید به روش‌های مختلفی آن‌ها را کنار هم بچینید و درمانگاهی کوچک یا مدرسه‌ی موقت بسازید. هر خانواده می‌تواند قطعات آن‌را از هم جدا کند و به همراه خودش ببرد و از آن به‌عنوان چارچوبی استفاده کند و با کمک مصالح در دسترس، خانه بسازد.»

طراحی این محصول، که جوایز بسیاری به دست آورده، هم‌اکنون در مجموعه‌ی دائمی موزه‌ی هنر مدرن نیویورک[۱۱] قرار دارد اما این پروژه همیشه همین‌قدر ساده نبود. در سال ۲۰۱۵ شهر زوریخ[۱۲] برای اسکان پناهجویان ۶۲ تا از این پناهگاه‌ها سفارش داد اما به دلیل «خطر حریق» نتوانست از آن‌ها استفاده کند. مارتا ترن[۱۳] از تیم  Better Shelterمی‌گوید: «این پناهگاه‌ها هیچگاه براساس قوانین حریق سوئیس یا برای استفاده درون ساختمانی، طراحی‌نشده بودند. کمک‌های بشردوستانه از استانداردهای ایمنی که برای ساخت یک ساختمان دائمی از بتن و سنگ در اروپا وجود دارد، پیروی نمی‌کند؛ اما قوانین سفت‌و‌سختی در مورد فاصله‌ی بین پناهگاه‌ها و ممنوعیت پخت‌و‌پز در آن‌ها وجود دارد.» دکتر تام کورسلیس[۱۴]، مدیر اجرایی تشکل مردمی Shelter Centre در بازدید از این پناهگاه‌ها در عراق و یونان به وجد آمده بود. او می‌گوید: «اسم ابتکارات بخش‌خصوصی در جامعه‌ی بشردوست اغلب بد در رفته. حس می‌شود این شرکت‌ها می‌خواهند لوازم و تجهیزات به‌دردنخور به آن‌ها بیندازند؛ اما Better Shelter پیشرفتی واقعی است: از انعطاف‌پذیری آن گرفته تا اینکه تنها پناهگاهی است که می‌توانید در آن بایستید. این پناهگاه آن‌قدر بزرگ هست که کودکان در آن تکالیفشان را انجام دهند و بزرگ‌ترها نوعی کسب‌و‌کار خانگی راه بیندازند. Better Shelter شانسی برای یک زندگی ساده و موقر می‌دهد.»

پناهگاه‌های ایکیا در کمپ پناهجویان کوبی در اتیوپی. Åsa Sjöström/Ikea foundation

منبع

theguardian

پی‌نوشت‌ها

[۱] Ikea

[۲] Hind and Saffa

[۳] Ramadi

[۴] Al Jamea

[۵] Baghdad

[۶] London’s Design Museum

[۷] کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل

[۸] Nepal

[۹] Per Heggenes

[۱۰] Lego

[۱۱] MoMA

[۱۲] Zurich

[۱۳] Märta Terne

[۱۴] Dr Tom Corsellis

نوشته چرا پناهگاه آیکیا به‌عنوان بهترین طرح سال انتخاب شد؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: سمیرا محمدخانی


«بیش از ۸۰۰‌میلیون نفر در جهان یا در زاغه‌نشین‌هایى که از آهن‌پاره، چوب و گل ساخته شده زندگى می‌کنند یا اصلا پناهگاهى ندارند. این رویاى من بوده که براى مشکل مسکن این افراد فکرى کنم.» این سخنان زنده‌یاد نادر خلیلی، معمار سرشناس ایرانی و مبتکر خانه‌های ساده خاکی با روش‌های سنتی ایرانی است که با زلزله‌ای که شب گذشته کرمانشاه را لرزاند و بسیاری از مردم و به‌ویژه مردم روستاها را بی‌خانمان کرد، ارزش و رنگی دوباره می‌گیرند.

نادر خلیلی

نادر خلیلی

نادر خلیلی، معمار ایرانی مقیم امریکا متولد ۱۳۱۵ در ایران و متوفی به سال ۱۳۸۶ در کالیفرنیا است که بیش از ۳۰ سال از عمرش را صرف پژوهش‌های متعددی در زمینه معماری خشتی ایرانی و خانه‌های ارزان‌قیمت کرد و شاید بیشترین نقش را در معرفی این نوع از معماری ایران به جهانیان داشته است. وی مبتکر خانه‌های سرامیکی موسوم به «گل تافتن» و سازه‌هایی است که خودش نام «اَبَرخشت» را بر آن‌ها نهاده است. نادر خلیلی که تحصیلات و تجربیات خود را در ایران، ترکیه و امریکا کسب کرده است روند و حاصل تجربیات خود را در کتاب‌هایی بانام‌های «تنها دویدن» و «خانه‌های سرامیکی» که به انگلیسی نوشته و بعدها به زبان فارسی نیز ترجمه‌شده در سطح جهانی منتشر کرده است. کتاب‌های او چندین‌باره تجدید چاپ‌شده‌اند. از کتاب‌های دیگر او می‌توان به «پیاده‌روهای ماه» که کتابی است درباره سلوک عارفانه معماری در مسیر سنت و «رومی، فواره آتش» ترجمه بعضی اشعار مولانا و دیگری بانام «رومی، رقص با شعله‌ها» که گزیده اشعار مولاناست و همه به زبان انگلیسی چاپ و منتشرشده‌اند، اشاره کرد.

مهندس خلیلی پس از فارغ‌التحصیلی در رشته معماری در کالیفرنیا و کار کردن به‌صورت حرفه‌ای و رقابتی با سایر معماران هم‌دوره‌اش از اوایل دهه ۵۰ به معماری خاک گرایش پیدا کرد و به پژوهش و کاوش دراین‌باره پرداخت و به نتایج و ایده‌های ارزنده‌ای درزمینهٔ ساخت سازه‌های خشتی دست‌یافت. چنانکه ایده‌های او نه‌تنها قابل‌استفاده جهت ساخت سرپناه برای بی‌خانمان‌ها روی کره زمین، که برای ساختن سازه با استفاده از مصالح در محل، روی کره ماه نیز قابل‌اجرا به نظر می‌رسد.

خلیلی در سال ۱۳۶۳ برنده جایزه «تکنولوژی ممتاز» از انستیتو آرشیتکت‌های امریکا شد.

وی در همین سال از سوی ناسا (سازمان فضایی ملی امریکا)، برای ارائه رساله‌ای در اولین همایش ایستگاه‌های اقماری و فعالیت‌های فضایی قرن بیست و یکم (که در آکادمی علوم امریکا برگزار شد) دعوت شد؛ تا در آن در مورد گدازه سرامیک و گداختن سازه‌های خشتی در محل به سخنرانی بپردازد. طرح‌های پیشتاز خلیلی جهت اسکان روی کره ماه بر اساس فلسفه کتایی عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک و آتش) و معماری و شهرسازی سنتی کویری ایران چندین بار در کنفرانس بین‌المللی فضایی ارائه و منتشر شده است. او در سال ۱۹۸۴ طرح ساختار ماگمایی خودش را بر پایه سیستم گل‌تافتن و اَبَرخشت در سمپوزیوم ناسا ارائه کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت. خلیلی در سال ۱۳۶۶ از سوی سازمان ملل در «سال بین‌المللی سرپناه برای بی‌خانمان‌ها» و از سوی سازمان مسکن و شهرسازی امریکا در ارتباط با «برنامه خانه‌سازی برای بی‌خانمان‌ها» جایزه دریافت کرد. خلیلی در سال ۱۹۸۶ بنیاد گل تافتن و در سال ۱۹۹۱ موسسه هنرهای زمینی و معماری در کالیفرنیا را با هدف تدریس فلسفه و تکنیک‌های معماری خاکی خود در امریکا بنیان گذاشت. این موسسه پس از او نیز به فعالیت خود ادامه داده و مشغول بر پا کردن سازه‌های اَبَرخشت و خانه‌های سرامیکی در جاهای مختلف دنیا با روش مرحوم خلیلی است.

نادر خلیلی طبع لطیفی داشت و علاوه بر معماری سنتی ایرانی بسیار تحت تأثیر اشعار مولانا جلال‌الدین بلخی بود. به گفته خلیلی، مولوی به «وحدت وجود» معتقد بود و در اشعار خود از اینکه چگونه عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و آتش از یکی به دیگری تبدیل می‌شوند به کرات سخن گفته است. خلیلی نگرش «وحدت» را در عرضه پناهگاه برای نیازمندان و طرح‌سازه‌های فضایی با هدف «تبلور شعر در معماری پایدار» به کار گرفت. روش‌های این معمار نامدار در معماری پایدار در مکان‌های مختلف دنیا بارها با موفقیت به اجرا درآمده و تحسین معماران ایرانی و خارجی را برانگیخته است.‌ سازه‌های اَبَرخشت خلیلی مامنی برای جنگ‌زدگان جنگ عراق و کویت و زلزله‌زدگان پاکستان درآمده است. وی همچنین در دانشگاه‌های مختلف استادی دروس رشته معماری و مشاور هنرهای دستی سرخپوستان را نیز در کارنامه کاری خود دارد.

 

سازه‌های اَبَرخشت

پایه و اساس ساختاری سیستم اَبَرخشت یا «سوپرادوب» بر کیسه‌های شنی با درازای قابل تنظیم قرار گرفته است. این امر از یک طرف با توجه به دسترسی کم دردسر به این مصالح، موجب آسانی در همه‌گیر شدن سیستم را فراهم کرده و از طرف دیگر باتوجه به انعطاف‌پذیری فرمی به طرح معماری، قابلیت مانور در زمینه شکل‌دهی انحناهای زیبا، موتیف‌های طبیعی و ساختار یکپارچه را بالا می‌برد. این همه به معنای توانایی استفاده از قالب و قاب برای شکل دادن، پیچ و تاب دادن فرم‌ها و بهره‌گیری از روند طراحی آلی یا ارگانیک در عین لحاظ شدن ویژگی‌های لازم به جهت سازه‌ای است. در یک کلام با روشی بسیار ساده ساختن یک خانه از دیوارها، سقف، پی و در کل آنچه «سفت‌کاری» می‌نامیم به طور کامل با این روش، قابل اجراست.

هرچند سازه‌های ابرخشت از مصالح سنتی استفاده می‌کنند اما قابلیت تطبیق بر اصول مهندسی سازه را دارند. از سوی‌دیگر فرم این بناها فضای خلاقانه جدیدی پیش‌روی معماران گذاشته‌است.

هرچند سازه‌های ابرخشت از مصالح سنتی استفاده می‌کنند اما قابلیت تطبیق بر اصول مهندسی سازه را دارند. از سوی‌دیگر فرم این بناها فضای خلاقانه جدیدی پیش‌روی معماران گذاشته‌است.

نحوه اجرا بسیار ساده است، ابتدا پلان یا نقشه خانه مورد نظر در ابعاد مطلوب تهیه می‌شود. برای این منظور، نادر خلیلی خود تعدادی نقشه با تعداد اتاق‌ها و قابلیت‌های متنوع را پیشنهاد می‌کند، ولی در نهایت طراح یا سازنده بنا در این زمینه در رها کردن خلاقیت آزاد است. بعد از انتخاب پلان، نوبت به پیاده کردن آن روی زمین مورد نظر برای ساخت می‌رسد، بعد از این مرحله، ردیف اول از اَبَرخشت روی پلان جاگذاری می‌شود. کیسه‌هایی که معمولاً به صورت استاندارد برای این هدف منظور شده‌اند در حین جاگذاری، با خاک مرطوب پر و کوبیده می‌شوند و با روش بنایی «زنجیره پیوست» (Running Bond) روی هم قرار می‌گیرند. در این بین، بین هر دو لایه از اَبَرخشت بعد از کوبش لایه پایینی، برای مهار کردن نیروهای کششی، دو ردیف سیم خاردار قرارداده می‌شود، هدف از این کار ایجاد نوعی‌سازه خودپشتیبان مقاوم در برابر نیروهای کششی است.

در حین اجرا هر جا لازم باشد در یا پنجره‌ای قرار گیرد، قابلیت استفاده از قالب در سیستم اَبَرخشت به کمک ما می‌آید و به‌راحتی با قراردادن قالب‌های مذکور (که بعداً برای نصب درگاه‌ها و پنجره‌ها برداشته خواهند شد) فضای خالی مورد نظر شکل می‌گیرد.

سرعت و ارزانی ساخت این سازه‌ها باعث شد که سازمان ملل علاقه زیادی برای به کار بردن این سازه‌ها برای ساختن پناهگاه‌های اضطراری جهت پناهندگان و کسانی که خانه‌های خود را در بلایای طبیعی از دست داده‌اند نشان دهد.

خلیلی به درخواست شهردار هسپریا در ایالت کالیفرنیای امریکا چندین ساختمان اَبَرخشت را در این شهر ساخته است. این سازه‌ها کاملاً منطبق بر مقررات زلزله‌سنجی و کدهای استاندارد ساختمان‌سازی در کالیفرنیا (که در نوع خود سختگیرانه‌ترین مقررات در این زمینه‌اند) بودند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با ارزان‌ترین مصالح ساخته شدند. ایده خلیلی در اواخر دهه ۹۰ ساختن خانه‌ای مدرن برای طبقه متوسط بود که شامل سه اتاق خواب و دو گاراژ می‌شد که به خوبی به اجرا رسید و با این اقدام وی شهردار شهر هسپریا در مورد او گفت: «ما فکر می‌کنیم که این طرح‌ها مایه ایجاد انقلابی در صنعت خانه‌سازی است».

بعد از جنگ اول عراق و کویت خلیلی به درخواست دفتر امور پناهندگان و دفتر سازمان ملل متحد دست به ساخت چندین سازه اَبَرخشت زد. وی که در آن زمان در امریکا به سر می‌برد مهندسی ایرانی که با هدف آموزش همراه وی بود را آموزش داد و این مهندس ایرانی پس از بازگشت به ایران در اردوگاه بنی‌نجار در خوزستان ۱۴ سازه اَبَرخشت بر پا کرد که به تأیید مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن و سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگی رسید.

 این واحدها که هر کدام برای خانواده‌ای ۷ نفره در نظر گرفته شده بود تنها در ۶ روز ساخته و به بهره‌برداری رسیدند. در سال ۱۳۸۲ پس از زلزله بم خلیلی بر آن بود تا به قول خودش با ۱۰۰۰ سرباز و ۱۰۰ دانشجوی معماری و با ارزان‌ترین و سریع‌ترین راه یعنی سازه‌هایی با روش اَبَرخشت یا گل تافتن به بازسازی بم بپردازد. اما ایده‌اش از جانب مسئولان وقت آن زمان مورد توجه قرار نگرفت و معاون مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن ایده وی را ابتدایی دانست. این در حالی بود که وی پیش از آن طرح ساخت همین سازه‌ها را به صورت موفقیت‌آمیزی در اقصی نقاط ایران و جهان اجرا کرده بود. با این‌حال دولت پاکستان بعد از زلزله مهیبی که در سال ۱۳۸۹ اتفاق افتاد روش خلیلی را جدی گرفته و مجموعه‌ای بزرگ از بناهای اَبَرخشتی را زیر نظر موسسه هنرهای زمینی و معماری خاکی کالیفرنیا ساخت. نمونه‌های سازه‌های اَبَرخشت خلیلی مورد آزمایش شش ساله زلزله قرار گرفته‌اند که در مجموع مقاومت آنها ۶۰ درصد بیشتر از سازه‌هایی با معماری و مصالح معمول ارزیابی شده‌اند.

علاوه بر11 خانه‌ای که خلیلی در سال‌های ابتدایی انقلاب در قلعه مفید شهریار ساخت، یکی از شاگردان وی نیز 14 سازه‌ابرخشت در اردوگاه  بنی نجار خوزستان برپا کرد.

علاوه بر۱۱ خانه‌ای که خلیلی در سال‌های ابتدایی انقلاب در قلعه مفید شهریار ساخت، یکی از شاگردان وی نیز ۱۴ سازه‌ابرخشت در اردوگاه
بنی نجار خوزستان برپا کرد.

 

خانه‌های سرامیکی با روش «گل تافتن»

نادر خلیلی در کتابش با عنوان «تنها دویدن» که ابتدا به زبان انگلیسی توسط انتشارت «هارپر و رو» در سانفرانسیسکو چاپ شد و بعدها به زبان فارسی توسط نشر «چشمه» در اختیار ایرانی‌ها قرار گرفت، به چگونگی پژوهش‌ها و جستارهای خود در زمینه ساخت خانه‌های سرامیکی با روش گل تافتن پرداخته است. روش گل‌تافتن، پختن و گداختن خانه‌های خشتی و گلی است. وی در ابتدای این کتاب می‌گوید: «در نیمه راه زندگی از رقابت‌ها دست شستم و با گام‌هایی آرام با رویاهایم به راه افتادم؛ رویای ساختن یک خانه ساده. خانه‌ای که به دست انسان و با ارکان ساده این جهان بنا شود. آب، باد، خاک و آتش. خانه‌ای با خاک و خشت و آتشی افروخته در آن. آتشی که خشت‌ها را در هم آمیزد و دیوارهایی سنگ گونه پدید آورد. خانه‌ای مانند یک کوره یا کوره‌ای مانند یک خانه. آراسته با لعاب‌های رنگین به زیبایی ابدی ظروف سفالین». خلیلی بعد از پنج سال‌سفر و پژوهش با موتورسیکلت در روستاهای ایران به رمز پایداری بسیاری از خانه‌های خشت و گلی در روستاها پی برد و پس از طی کردن راهی دور و دراز در پیدا کردن حامی مالی در ایران و امریکا در سال‌های پیش از انقلاب بالاخره در اوان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ موفق شد ایده‌اش را در خانه‌های خشتی روستای قلعه مفید شهریار در نزدیکی تهران که یک واحد کشاورزی کوچک بود به اجرا برساند.

وی برای به انجام رساندن این ایده، توانست با صرف زمان زیادی (تقریباً ۱۷ ساعت) یکی از این خانه‌های متروک خشتی روستایی را، با کمک یکی از استادکاران تنورساز و با مشعلی بزرگ گداخته و پخته کند. در نتیجه، دیوار خانه‌ها به آجرهایی نشکن که در برابر آتش، بارندگی برف و باران و زلزله مقاوم هستند تبدیل شوند. پس از موفقیت این پروژه هر ۱۱ خانه دیگر این قلعه به همین روش گداخته شده و به روشی کاملاً سنتی ایرانی و با مصالح بومی لعاب داده شدند. خانه‌های سرامیکی خلیلی پایه‌شان در زمین نیست و همین موضوع می‌تواند به لغزندگی آنها بر روی سطح زمین به هنگام زلزله کمک کند. وی همچنین دبستانی در روستای جودآباد ورامین با روش گل تافتن ساخت و با کمک دانشجویانش گداخته کرد.

خلیلی در کتابی دیگر با نام «خانه‌های سرامیکی و چگونه آن را بسازیم» که آن را در سال ۱۳۶۵ نوشت، روش ساخت این نوع خانه‌ها را آموزش داده است. ساختمان‌های سرامیکی خلیلی در واقع مانند کاسه‌های سرامیکی هستند که به شکل واژگون روی زمین قرار می‌گیرند و همان زیبایی و مقاومت در برابر شکستن و تخریب را در خود دارند. در همین سال خلیلی از سوی مرکز هدایای ملی هنر امریکا بورسیه تحقیقاتی و اجرایی برای تحقیق در روش ساخت خانه‌های سرامیکی و ایجاد سازه نمونه دریافت می‌کند.

سازه های ابرخشت خلیلی که سال 1984 به عنوان راه حلی برای سکونت‌گاه‌های فضایی پیشنهاد شده بود، به شدت یادآور نوستالژی بناهای چندگانه سینمایی «جنگ ستارگان» است.

سازه های ابرخشت خلیلی که سال ۱۹۸۴ به عنوان راه حلی برای سکونت‌گاه‌های فضایی پیشنهاد شده بود، به شدت یادآور نوستالژی بناهای چندگانه سینمایی «جنگ ستارگان» است.

وی در سال ۱۳۶۶ گنبدی با نام «گنبد خورشید» در کالیفرنیا با روش گل‌تافتن ساخته و گداخته کرد. خلیلی در همین سال یک خانه سه اتاقی با الهام از معماری سنتی ایران در شهر نیوکایامای کالیفرنیا بنا کرد که برای خنک کردنش یک بادگیر در آن جاسازی شده و روش ساختمانی آن با پاشیدن مخلوطی از مصالح طبیعی خاکی روی طاق ضربی قالب‌بندی (مقاوم در برابر باران، آتش و زلزله) به اجرا
درآمد.

خانه‌های و سازه‌هایی که با روش‌های پیشنهادی نادر خلیلی یعنی گل تافتن و اَبَرخشت ساخته شده‌اند از سوی مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن جمهوری اسلامی مورد آزمایش و نمونه‌برداری قرار گرفته و هر بار سربلند بیرون آمده‌اند.

 

نوشته سفالگری از گذشته معماری در آینده؛ شرحی از مسیر نادر خلیلی در رسیدن به‌سازه ‌اَبَرخشت اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.