نوامبر 2017 - صفحه 4 از 11 - فایر دیزاین




۳۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: کارن برنز[۱]. تئوریسین و تاریخ‌نگار معماری، دانشگاه ملبورن استرالیا
مترجم: نیلوفر رسولی| دبیر سرویس ترجمان


در ژانویه‌ی ۲۰۱۲ مجله‌ی بریتانیایی «ژورنالِ معماران[۲]» نتایج حیرت‌آوری از هفتصد زن مشغول به کار در معماری و ساختمان‌سازی ارائه کرد[۳]. نتایج حاکی از تجارب گسترده‌ای بود که در آن شمایی تاریک از تجربیات زنان را در این حرفه‌ی جنسیت زده آشکار می‌کرد:  تبعیض، تعرض جنسی و تفاوت حقوق‌های دریافتی. «اِی. جی» جوایز «زنان در معماری[۴]» را به عنوان بخشی از تعهد خود به ایجاد تغییر در وضعیت حضور زنان در معماری و [ارتقای] کیفیت فرهنگ این حرفه پایه‌گذاری کرد. این مسابقه متشکل از بخش‌هایی نظیر جایزه‌ی «جین درو[۵]» و دو جایزه‌ی جدید است- «معمار زن سال» و «معمار زن نوظهور سال». هر دو جایزه و اصطلاح «معمارِ زن» را بر دوش می‌کشند. اصطلاح «معمار زن» تحقیر‌آمیز است یا سودمند؟ چه تنشی در میان این اصطلاح جاسازی شده است؟ و آیا جوایزی که به یک جنسیت تعلق می‌گیرد سکسیستی است؟

مخالفت من با اصطلاح «معمارزن» از علاقه‌ام به زبان و هویت نشئت می‌گیرد. من هرگز از این اصطلاح استفاده نمی‌کنم، در عوض اصطلاح «زنان در معماری» را برمی‌گزینم. از «معماران زن» استفاده نمی‌کنم چرا که به وضوح واژه‌ی معماری را به جنسیت مذکر تعمیم می‌دهد. علاوه بر این، جنسیت مردانه‌ی معمار در پس واژه‌ی معمار پنهان شده و این واژه‌ی زن در این اصطلاح است که با جنسیت خود ظاهر می‌شود. با استفاده از این توصیفات الگوهای تولید آشکار و نهان جنسیت را مستحکم می‌کنیم.

با این حال می‌دانم که برخی زنان در معماری هم با توجه به دلایل دیگری از این اصطلاح استفاده نمی‌کنند. در سال ۲۰۰۶، ژورنال «معماری استرالیا[۶]» جوابیه‌ای را به متن پائولا ویتمن[۷] با عنوان «پله‌های ترقی» که گزارشی از پیشرفت زنان در حرفه ی معماری بود، منتشر کرد. ریچل نیسن[۸]، مدیر دفتر نیسن مورکات[۹] در سیدنی با این گزاره فصل مشترک میان جنسیت و معماری را تبیین کرد.

«موافقم. تقریبا هر روز ترجیح میدهم تا به جای تئوریسین و تاریخ نگار معماری ِ زن، همان تئوریسین و تاریخ نگار خوانده شوم. همانند نیسون من هم ارزش کارم را با ابزار رسمی و غیر رسمی می‌سنجم. با این حال، من در حوزه‌ی معماری و فرهنگ پژوهش و کار فمینیستی هم انجام می‌دهم و این پژوهش مرا به سمت دیگری می‌کشاند که درمسیری دور از زندگی شخصی من و ریچل نیسن است».

در تجربه‌ی کاری من، گاهی اوقات و نه همیشه، به عنوان یک زن مورد قضاوت نادرست واقع شده‌ام (نه در محل کار فعلیم). در قبال اموری مانند بقا، ارتقا، درآمد، دسترسی به مقام ارشد و فرصت‌های رهبری یا کفایت مشارکت خودم در قیاس با همکاران مرد، تجربه‌ای متفاوت داشته‌ام. تحقیق سال ۲۰۱۲ ژورنال معماری تایید کرد که نزدیک به ۵۰% از زنان چنین الگوهای رفتاری را در محیط کاری خود تجربه کرده‌اند. علی‌رغم نهایت تلاشی که برای زدودن بار جنیسیتی از معماری می‌کنم، به این نتیجه رسیده‌ام که نمی‌توانم همیشه نظر دیگران را به خودم کنترل کنم. هویت من به شیوه‌های خودآگاه و ناخودآگاه به واسطه‌ی فرهنگ شکل گرفته است. شکافی میان این دو نقطه نظر وجود دارد، اعتقاد به عاملیت منفرد- ظرفیت ما برای کنش در جهان و کنترل کردن سرنوشتمان- و اعتقاد به کنش‌های فرهنگ در تولید و حمایت از الگوهای مستحقانه‌ در رفتارهای موجود در محل کار. به اعتقاد من تجربیات زندگی در کشاکشی میان عاملیت فردی و فرهنگ رخ می‌دهد.

مفهوم من از قدرت جاذبه‌ی فرهنگ نباید در سازوکارهای ارزشی عمومی حرفه‌ی ما منعکس شود. اعتقاد به فردیت و استحقاق فردی به شدت در معماری تنیده شده است. سیستم آموزشی متمرکز بر آموزش در آتلیه، آموزش مهارت‌های طراحی و پیشرفت ظرفیت‌های طراحی است. به طور کلی کار دانشجویان بر پایه‌های فردی ارزیابی و قضاوت می‌شود. این [قضاوت] باید بر مبنای استحقاق باشد. ارزش فردیت و شایسه‌سالاری به سرعت آموخته می‌شوند.

اما آیا رشد فرهنگ طراحی مبنی بر شایسته سالاری می‌تواند به راحتی مدیریت شده و پیروز میدان باشد؟  یکی ازامور مختص به حرفه‌ی معماری،  میزان عواملی است که برمبنای استحقاق پایه نشده‌اند و می‌توانند آغاز و گسترش  پروژه‌ی موفقی را مشخص کنند: دسترسی به گروه حامی و نافذ اجتماعی و اقتصادی، دسترسی به سرمایه، دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، دسترسی به درآمدهای جایگزین خصوصاً زمانی که کار در حال آغاز است، مزایای روابط اجتماعی و خانوادگی، و حتی عوامل شخصی‌تر- مثل جذابیت ظاهری، کاریزما و روابط عاطفی. من به شخصه معمارانی را با استعدادهای ناب دیده‌ام که به صرف شخصیت جامعه‌ستیزشان در عمل شکست خورده‌اند، با اینکه خلاقیت و طراحی‌هایشان فوق‌العاده بوده است (می‌دانید که سخنم از چه کسانی است).

اهمیت پاداش‌های شایسته سالار محور در سازوکار جایزه‌های معماری نهاده شده است. با این حال، زمانی که به مطالعه‌ی سازوکار محلی انتخاب و ژوری جایزه‌های معماری می‌پردازم، به نظر می‌رسد که تنها گروه کوچکی در مقام داوران در طی سالیان دوام می‌آورند و هیئت داروان اکثراً برندگان سال قبل جایزه هستند. البته اینجا به فساد موجود در سازوکار مسابقات معماری نمی‌پردازم- صرفاً به این اشاره بسنده می‌کنم که این جایزه صرفاً بر مبنای سیستم سلیقه‌ای است که با افراد باقی مانده در گروه و اعضای جدید که با آن پیوسته‌اند، ادامه پیدا می‌کند. آیا جوایز محضا بر مبنای شایسته سالاری توزیع می‌شوند؟ (یا مشخص می‌شوند؟) یا عوامل دیگری موثر هستند: شهرت قبلی، روابط، آشنایی با گروه و تطبیق با سلیقه‌ی عمومی در فرهنگ؟ جوایز بخش قدرتمندی از سازوکار پاداشی معماری است و به برندگان امتیاز‌های زیادی را اعطا می‌کند: برای مثال تمایز در رقابت بازار، شهرت عمومی و تبلیغات.

جایزه‌ای انحصاراً برای «زنان» سوال‌هایی را در ارتباط با ضرورت خود اصطلاح و جوایزی بر مبنای سیستم ستاره‌پروری برمی‌انگیزد. ما نیازمند جوایز معماری برای پروژه‌های داوطلبانه و به نفع مردم هستیم، جوایزی برای کارمند منتخب، برای ابداع خلاقیت پژوهشی درارائه‌ی خدمات یا برای مذاکرات انجام شده با مشتری.

اما مسئله‌ی موجود در جایزه‌ی «ای. جی» این است که جایزه‌ای صرفاً برای معماران زن توجه ما را به جایزه و کانتکستش جلب می‌کند: اینکه چگونه سازوکار جایزه برقرار است و چه کسانی آن را می‌برند. جوایز ادبی برای زنان مثل «جایزه‌ی نارنجی[۱۰]» در اعتراض به جوایزی تاسیس شده‌اند که لیست برندگان آن‌ها توسط مردان تهییه می‌شود یا اینکه زنان سال‌ها از لیست برندگان غایبند. جایزه‌ی «ای. جی» هم لازم است که ما را وادارد تا به جایزه و مشکلات پس آن نظر کنیم. اما روابط میان مشکل و راه‌حل‌های ممکن بسیار درهم ریخته است.

جوایز صرفا زنانه می‌تواند در چرخه‌ای گیر کند. این جوایز توجه را به ارزش‌های غیر شایسته سالاری مثل جنسیت جلب می‌کند که ممکن است در لیست برندگان تاثیر بگذارد. جوایز تک جنسیتی، با تکیه بر جنسیت به مثابه ابزاری برای تفکیک شرکت‌کنندگان، می‌توانند خود متهم به همان امری شوند که معترضش هستند: معیارهای انتخابی که بر مبنای شایستگی شرکت کنندگان نیست. برای منتقدان بسیار سهل خواهد بود اگر بخواهند ادعا کنند که جایزه‌ی تک جنسیتی خود سکسیستی است.

اما شاید ما با معیارهای اشتباهی درباره‌ی جوایز تک جنسیتی می‌اندیشیم. به نظرم جوایز تک جنسیتی خود نمودی از فعالیت سیاسی هستند. آنها توجه را به سمت مکانیزم انتخاب، معیارهای انتخاب و حضور اندک زنان در انتشارات یا ساخت و ساز جلب می‌کنند. پایه‌گذاری جایزه‌ای صرفا برای زنان امری محرک و سیاسی است. این امر مانند نوشتنِ قانون ضد تبعیض یا جلب توافق عمومی برای شکل‌گیری قانونی نیست. این امر به دنبال این نیست که «منصف» باشد بلکه تجسم نابرابری است، البته به شیوه‌ای پارادوکسیکال. این امر در جست‌و‌جوی تولید مباحثه و عمومیت یافتگی است. از طرفی هم ممکن است که این جایزه برای صاحبش مفید واقع شود.

برای من گزاره‌هایی مثل «معماران زن» و جوایز صرفاً زنانه فرصت‌هایی را فراهم می‌کند تا بتوان به بحران، پیچیدگی‌ها و تناقضات حول پرسش هویت جنسیتی پرداخت. من هیچ پاسخ سرراستی ندارم. تجربه‌ی مضحک از ناتوانی در کنترلِ تصویر دیگری و درعین حال، حضور در فرهنگی که برای شکل دهی به اعمال و هویت، ظرفیت شخص را بت‌واره می‌کند در حضور پاتریشیا شرودر[۱۱] در انتخابات مجسم شد. به نقل از هافینگتن پست[۱۲]؛ وقتی که شرودر درحال شرکت در انتخابات سنا بود، از وی پرسیده شد که آیا به عنوان یک زن در این انتخابات شرکت می‌کند. او پاسخ داد که: «آیا انتخاب دیگری دارم؟»

گاهی این انتخاب را داریم و گاهی نداریم.

پی‌نوشت

[۱] Karen Burns

[۲] The Architects’ Journal

[۳] این نتایج هر سال تحت برنامه‌ای «زنان در معماری» توسط این پایگاه به روز می‌شوند. نتایج اخیر با نتایج ذکر شده در این متن متاسفانه تغییر چشم‌گیری نداشته است- م.

[۴] Women in Architecture awards

[۵] Jane Drew Prize

[۶] Architecture Australia 

[۷] Paula Whitman

[۸] Rachel Neeson

[۹] Neeson Murcutt 

[۱۰] the Orange Prize

[۱۱] Patricia Schroeder

[۱۲] Huffington Post

منبع

Archiparlour

نوشته معمار یا «معمارِ زن»؟ چه کسی می‌خواهد معمار زن باشد؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: مایکل بیرن | مدیر گروه ارشد مطالعات برابری در کالج دانشگاه دوبلین
مترجم: الهه اصدقی


بحران مالی سال ۲۰۰۸ تنها بحرانی اقتصادی نبود، بلکه بحرانی درزمینه‌ی «رؤیای مالکیت خانه» نیز بود. شکست حباب بدهی‌ها باعث شد تا امکان خانه‌دار شدن فراتر از دسترس یک نسل قرار گیرد. در ایالات‌متحده، بریتانیا، ایرلند، اسپانیا و بسیاری از کشورهای دیگر که از بحران مالی متضرر شده بودند، هزینه اجاره‌بها برای اولین بار در قرن اخیر افزایش یافت. این موضوع مسئله‌ای فراتر از تغییر در شرایط مسکن بود و درواقع تغییر در سیاست مسکن را نشان می‌داد.
افزایش اجاره‌بها و اخراج مستاجرین به مسائلی کلیدی تبدیل شدند و حتی استانداردهای مسکن و ازدحام جمعیت در آن‌ها، در بازگشتی به دهه‌های نخستین قرن بیستم، به چالش‌های اصلی روز تبدیل شدند.

افزایش اجاره‌بها به معنای رفتن پول بیشتر از جیب کم‌درآمدان به جیب سرمایه‌داران و صاحبان خانه است. البته بی‌عدالتی در اینجا تنها در مورد ثروت نیست: مستأجران عموماً دارای قوانین ضعیفی در رابطه با امنیت مسکن و قوانین اجاره هستند و از طرف دیگر همواره در معرض اخراج توسط مالک، تغییر مکان‌های مکرر و کیفیت پایین منازل هستند.

از بحران‌های فردی تا سازمان‌دهی جمعی

علی‌رغم این پیش‌زمینه، نسل جدیدی از مؤسسات مردمی در حال ظهورند تا دولت و صاحبان خانه را به چالش بکشند و مستأجران را سازمان‌دهی کنند. سه موسسه ازاین‌گونه مؤسسات که در سال‌های اخیر به وجود آمده‌اند به شرح زیر است:

Living rent) LR): یک موسسه اسکاتلندی است که در تعدادی از شهرها نیز شعباتی دارد. این موسسه در سال ۲۰۱۴ تأسیس و اخیراً به اتحادیه ملی مستأجران تبدیل‌شده است.

Dublin Tenants Association) DTA) (انجمن مستاجرین دوبلین): این انجمن در اواخر سال ۲۰۱۴ به‌عنوان یک گروه داوطلبانه تأسیس گردید و درزمینه‌ی همکاری با سایر گروه‌ها، ایجاد کمپین‌ها و وکالت مستاجرین فعالیت می‌کند. انجمن مستاجرین دوبلین مدعی است که فضایی مناسب برای مستاجرین به‌منظور گرد هم آمدن و مبارزه برای کسب حقوقشان فراهم آورده است.

 London Renters Union) LRU) (اتحادیه مستأجران لندن): اتحادیه‌ای تازه تأسیس است که توسط تعدادی از گروه‌های فعال در حوزه مسکن، باهدف مبارزه برای «معامله‌ای منصفانه به‌منظور کسب قدرت موردنیاز برای تغییر در سیستم مسکن» ایجادشده است.

این مؤسسات در حال یافتن راه‌هایی تازه برای پاسخگویی به مناقشه‌ی میان مستأجران و مالکین مسکن و همچنین مناقشه میان مسکن به‌عنوان یک حق و مسکن به‌عنوان یک دارایی هستند. هدف آن‌ها این است که فراتر از یک گروه رادیکال عمل کرده و بتوانند مستاجرین را برای تغییرات ساختاری شرایط و سیاست‌های موجود که مستاجرین را محکوم به تحمل اجاره‌های بالا، اخراج‌های پی‌درپی از محل زندگی و مساکن بدون کیفیت می‌کند، سازمان‌دهی کنند.

تمام مؤسساتی که در بالا به آن‌ها اشاره شد درگیر فعالیت‌های جمعی در پاسخ به مسائل فردی به‌ویژه افزایش اجاره‌بها، اخراج از محل زندگی و استانداردهای پایین مسکن هستند. این موضوع شامل دادن اطلاعات در مورد حقوق مستاجرین، مذاکره با صاحب‌خانه‌ها و کمپین‌های رسانه‌ای که صاحب‌خانه‌های خاصی را مدنظر قرار دارند، می‌شود. سازمان دهندگان این مؤسسات قصد برپایی خیریه ندارند بلکه می‌خواهند تا مستأجران در کنار هم برای به‌دست آوردن حقوقشان مبارزه کنند.

اجاره‌نشینی می‌تواند یک تجربه‌ی مجزا و فردی باشد. تنها در لحظات بحرانی است که احتمال دارد یک مستأجر به کمک دیگران احتیاج داشته باشد. موقعیت‌هایی نظیر زمان افزایش اجاره‌بها و یا هنگام اخراج از مسکن. این لحظات این امکان را فراهم می‌کنند تا فردی بودن تجربه مستأجری غیر فردی شود و این موضوع با نمایش اینکه مستأجران در کنار هم می‌توانند واقعیت وضع موجودشان را تغییر دهند، حتی سیاسی شود.

البته این نوع از «کارهای موردی» دارای چالش‌ها و مشکلاتی نیز هست. به‌عنوان‌مثال این خطر وجود دارد که این انجمن‌ها و گروه‌ها تبدیل به ارائه‌دهنده‌ی نوعی خدمات خیریه‌ای شوند به این صورت که فعالین آن تبدیل به متخصصان حقوق مسکن شده و مستاجرین به‌صورت منفعلانه‌ای از کمک آن‌ها استفاده کنند. چالش این است که باید راهی پیدا نمود که بتوان تجربیات فردی را به امری جمعی و سیاسی تبدیل نمود به‌طوری‌که موجب تقویت نهادی و سازمانی شود.

کمپینی برای تغییر

در پشت تجربیات شخصی مستاجرین ساختارهای اجتماعی گسترده‌تری قرار دارد، ساختارهایی که موجب ایجاد شرایط نامناسبی شده‌اند که مستاجرین دائماً با آن روبرو هستند. اگر این ساختارها به چالش کشیده نشوند، بحران‌های فردی که به‌موجب همین ساختارها به وجود آمده‌اند به‌طور نامحدودی بازتولید خواهند شد. مستأجران بخش خصوصی برخلاف صاحبان مسکن و مستأجران خانه‌های اجتماعی، حقوق بسیار محدودی در تمام زمینه‌ها دارند و این بخش تحت محرومیت‌های شدیدی قرار دارد. نتیجه این شده که بخش اجاره تبدیل به «غرب وحشی» مسکن شده است و به‌صورت پی‌درپی تحت سیاست‌های غیرمعقول و ناکارآمد قرار می‌گیرد. به‌طوری‌که حتی ذهن مشوش بنیادگراترین نئولیبرال‌ها هم برای دفاع از آن به‌زحمت می‌افتد.

LR به‌عنوان موسسه‌ای برای مستأجران در پاسخ به مشورتی که دولت اسکاتلند در رابطه با امنیت سکونت آغاز کرده بود، ظهور کرد. همانند انگلستان و ولز، اسکاتلند نیز دارای یکی از ضعیف‌ترین اشکال امنیت سکونت در اروپاست. اصطلاح «اخراج بدون خطا» به معنای امنیت بسیار پایین و نزدیک به صفر مستاجرین است. Living Rent از این فرصت به‌منظور ارتباط با مستأجران، برای بحث و گفتگو در مورد حقوق مستأجران و اثرگذاری بر تغییر سیاست‌های این بخش، استفاده کرد.

تاکتیک اصلی آن‌ها راه‌اندازی دکه‌های متحرک خیابانی و یافتن خانه به خانه‌ی مستاجرین برای اطلاع‌رسانی و مشاوره به آن‌ها و تشویقشان به ایجاد یک پرونده برای فرایند مشاوره به دولت بود. آن‌ها کارت‌پستال‌هایی به آدرس ادارات مربوطه طراحی کردند که می‌توانست توسط مستاجرین پر شود و آن‌ها مشکلات و خواسته‌هایشان را در آن بنویسند. در پایان این روند LR کیسه‌هایی پر از کارت‌پستال دریافت کرد که آن‌ها را برای مقاصد اصلی‌شان پست کرد. تمرکز کمپین LR بر روی امنیت سکونت، شامل خاتمه دادن به «اخراج بدون خطا» و امنیت‌بخشی به اقامت‌های بلندمدت بود. بااین‌حال، موضوع سطوح بالای اجاره‌بها که در این فرایند در نظر گرفته نشده بود، در طول این روند توسط LR مطرح شد و کمپین آن‌ها تقاضا برای کنترل اجاره‌بها را نیز به میان کشید.

در همین حین انجمن مستأجران دوبلین (DTA) نیز برای کنترل اجاره‌بها و افزایش امنیت سکونت در سال ۲۰۱۶ کمپینی راه‌اندازی کرد. از مستأجران خواسته‌شده بود شرح‌حالی از تأثیر اجاره‌ی بالا بر زندگی‌شان را بر روی پلاکاردی نوشته و همراه با آن عکس بگیرند و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند. این برای اولین بار، حداقل در دهه‌های اخیر بود که مستاجرین به‌صورت سازمان‌یافته و با یک صدای واحد در بحث‌های مربوط به حوزه‌ی مسکن شرکت می‌کردند.


کمپین‌هایی که توسط LR و DTA راه‌اندازی شد، با موفقیت‌های چشمگیری روبرو شدند. خصوصاً در مورد کمپین LR اصلاحات سیاسی که ایجاد شد فراتر از حد انتظار بود. بر این اساس امنیت مستأجران و نیز قوانین مرتبط با افزایش اجاره‌بها تعریف شدند. همچنین در دوبلین (ایرلند) شکلی از کنترل اجاره‌بها و نیز اصلاحاتی درزمینه‌ی قانون امنیت سکونت انجام شد. البته این مورد آخر ناشی از مبارزه مشترک پروژه‌های مختلف مدنی، خصوصاً خیریه‌های بخش مسکن بود و نمی‌توان آن را صرفاً به‌پای DTA نوشت.

موفقیت‌ها و شکست‌ها

در اثربخشی این کمپین‌ها تعدادی از عوامل نقش داشته‌اند. اولین عامل اینکه هم DTA و هم LR به یک تعامل بسیار مؤثر و آگاهانه با سیاست دست‌یافته‌اند. این موضوع یکی از نقاط قوت گروه “Generation Rent” یکی از زیرمجموعه‌های اتحادیه‌ی مستأجران لندن (LRU) نیز بود. در نقد سیاست‌های فعلی و ارائه گزینه‌های بدیل، مثال‌هایی از سایر کشورهای اروپایی نظیر دانمارک و اتریش نیز مهم بود. این مثال‌ها نشان می‌داد که قوانین سفت‌وسخت درزمینه‌ی افزایش اجاره‌بها به همراه حمایت‌های کافی از قرارداد اجاره می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد.

دومین موضوع تعامل مناسب با رسانه‌هاست. برای این امر باید درک صحیحی از سیاست و جزییات آن داشت چراکه باعث می‌شود اظهارنظرها و پیشنهادها پخته‌تر و معتبرتر شوند. همچنین تعامل با رسانه امکان مبارزه با دیدگاه‌های ضد مستأجری را برای فعالان این حوزه فراهم می‌آورد. اهمیت کار رسانه‌ای هنگامی مشخص می‌شود که بدانیم هیچ‌کدام از این کشورها (حداقل در دهه‌های اخیر)، موسسه‌ای برای حمایت از مستاجرین به‌صورت یک گروه اجتماعی خاص نداشته‌اند و این فضای خالی می‌تواند با حضور مؤسسات مستأجری پر شود.

مؤسسات مستأجری همچنین توانسته‌اند زبانی برای بیان دیدگاه‌های مستأجران باشند که نه‌تنها تجربیات آنان را منعکس می‌کنند، بلکه مستأجران را به‌صورت بازیگران خاص اجتماع و یک مجموعه همبسته نشان می‌دهند. ایجاد این حس همبستگی یکی از اهداف مهم این مؤسسات است تا با ماهیت فردی اجاره‌نشینی مقابله کنند. به‌عنوان‌مثال DTA از ابتدا اقدام به توسعه زبانی کرد که به‌وسیله آن با مستأجران و برای آنان صحبت کند. این زبان به‌جای اتکا به گفتمان سنتی انتقاد از بخش اجاره مسکن، بر اساس تجربیات مستأجران بنانهاده شده است. این موضوع به معنی «نماینده مستأجران» و ارتباط با آنان نیست بلکه به معنای صحبت کردن به‌عنوان یک «مستأجر» است.

با تمام این تفاصیل و این موفقیت‌ها، بازهم چالش‌هایی در این کمپین‌ها وجود دارد. یکی از این چالش‌ها، خطر تبدیل‌شدن به نمایندگی سیاسی مستأجران است که طی آن مستأجران تنها به گروهی مصرف‌کننده تبدیل‌شده و منافعشان از طریق فرایندهای سیاسی حاصل می‌شود. همچنین این موضوع می‌تواند مستأجران را به دو بخش مستأجران بخش خصوصی و مستأجران خانه‌های اجتماعی تبدیل کند.

علاوه بر این در بخش اجاره مسکن نوعی از طبقه‌بندی وجود دارد. این موضوع توسط رسانه‌ها نادیده گرفته‌شده است. اقلیت‌ها، مهاجران و زنان سرپرست خانوار در هنگام اجاره‌ی مسکن با مشکلات متعددی روبرو هستند، درحالی‌که این اقشار در موسسه‌های مستأجری تا حدودی نادیده گرفته‌شده‌اند. اتحادیه مستأجران لندن (LRU) توجه ویژه‌ای به این مشکل داشته و سعی کرده است زیرمجموعه‌هایی از خود را توسط گروه‌هایی از این اقشار مدیریت کند.

متحد کردن و سازمان‌دهی مستاجرین

از این سه موسسه‌ای که در بالا به آن‌ها اشاره شد، دوتای آن‌ها خود را به‌عنوان اتحادیه معرفی کرده‌اند، به این معنی که اعضای آن باید حق عضویت پرداخت کنند. مستاجرینی که عضو این اتحادیه‌ها هستند به‌صورت ماهانه حق عضویت پرداخت می‌کنند و درازای آن می‌توانند در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشته و از مشاوره و پشتیبانی اتحادیه در مسائلی نظیر مباحث حقوقی بهره‌مند شوند.

قدرت اتحادیه در این است که می‌تواند پرونده‌های مختلف و کمپین‌ها را باهم ترکیب کند و موجب تقویت آن‌ها شود. در حال حاضر پرونده‌های مستأجری و کمپین‌ها دو شکل اصلی فعالیت در این مؤسسات هستند و آن‌ها با استفاده از همین دو شکل فعالیت به تقاضای انبوهی برای ایجاد تغییرات ساختاری در سیستم مسکن دست پیداکرده‌اند. به‌طور خاص پرداخت حق عضویت ماهانه باعث ایجاد درآمد مستقل برای اتحادیه می‌شود که از طریق آن می‌توانند به استخدام کارمند بپردازند. LR و LRU وجود کارمند را پیش‌شرطی برای سازمان‌دهی مؤثر حجم عظیم متقاضیان می‌بینند و به همین خاطر در حال حاضر کارمندانی را استخدام کرده‌اند یا در شرف انجام آن‌اند.

در حقیقت تمام مؤسسات در مورد سؤالات سیاسی که سایرین ممکن است در مورد ساختار اتحادیه بپرسند، نگران‌اند و درواقع ساختار مناسب برای اتحادیه چالشی است که این مؤسسات همواره با آن روبرو هستند.

درواقع تمام سازمان‌ها با سؤالاتی سیاسی درباره‌ی خطر به وجود آوردن یک اتحادیه با سازمان‌دهی قوی به همراه کارمندانی حقوق‌بگیر مواجه‌اند و بدون شک این چالشی است که باید با آن روبرو شوند و چه‌بسا با گسترش سازمان بتوانند بر این چالش غلبه کنند.

DTA، LR و LRU تنها مؤسسات مستأجری مردم نهادی نیستند که در اروپا وجود دارند. اتحادیه‌ی مردم‌نهاد Acorn در تعدادی از شهرهای انگلستان در مورد حقوق مستاجرین فعالیت می‌کند و همچنین «اتحادیه‌ی مستاجرین» اخیراً در بارسلونا و مادرید فعالیت خود را آغاز کرده است. گسترش این گروه‌ها بیان‌کننده‌ی شروعی برای ایجاد تغییرات در سیاست‌های بخش مسکن است. در دوران پس از بحران مالی جهانی، بسیاری از محققین و فعالان اجتماعی بر روی مشکلات بخش مسکن و فعالیت‌های مرتبط با آن تمرکز کردند. عقب افتادن بازپرداخت وام‌ها و همچنین گرفتن املاک توسط بانک‌ها به مشکلات عمده‌ی سیاسی در ایرلند، ایالات‌متحده و خصوصاً اسپانیا (در قالب جنبش PAH) تبدیل شدند.

قوانین جدید بانکی و استانداردهای اعتباری دقیق‌تر به همراه کاهش امنیت شغلی و دستمزدها دسترسی به وام‌های مسکن را دشوارتر می‌سازد. امروزه مسببان اصلی بی‌عدالتی در حوزه مسکن شرایط دشوار وام‌ها نیستند، بلکه محرومیت از دستیابی به اعتبار و مالکیت خانه است. درواقع خانه‌ها همواره در رهن بانک باقی می‌مانند و نمی‌توان صاحب اصلی آن شد. با گذشت زمان خانواده‌ها هرچه بیشتر زندگی خود را وابسته به بخش اجاره می‌بینند و نکته‌ی جالب اینکه مشکلاتی که در اوایل قرن بیستم مطرح بود دوباره خودنمایی می‌کنند: افزایش اجاره‌بها، اخراج از خانه و تراکم جمعیتی بیش‌ازاندازه‌ی منازل اجاره‌ای.

البته شرایط اجتماعی و سیاسی بسیار تفاوت کرده است. مؤسسات مربوط به مستاجران که قبلاً به‌صورت محدود و در مقیاس محلی کار می‌کردند، اکنون دارای ساختارهایی قوی بوده و شبکه‌های اجتماعی وسیعی را در اختیار دارند. تقریباً شبیه مشکلاتی که در بخش کار و اشتغال با آن روبرو هستیم، سازمان دهندگان مستأجران نیز با یک بخش اجاره‌ای بسیار فردی و جدا از هم روبرو هستند؛ بنابراین چالش اصلی تنها بسیج کردن آن‌ها نیست بلکه ایجاد حس مشترکی از مستأجر بودن در وهله اول است. علاوه بر این افزایش ارتباطات اجتماعی، ایجاد انواع گفتگوها و یک فرهنگ مشترک و همچنین انجام فعالیت سیاسی که برای هر جنبش موفقی موردنیاز است، ضروری به نظر می‌رسد.

منبع: ROAR

نوشته سازمان‌دهی مستأجران در کشورِ صاحب‌خانه‌ها اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۹ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
ششمین نشست از سلسله نشست‌های انجمن مرمت دانشگاه تهران

موضوع:
ارزیابی پروژه باغ موزه قصر
گفت‌وگو با طرح پروژه: مهندس آرش مظفری

اولین چیزی که آرش مظفری در مورد معماری خود می‌گوید، تجربی بودن آن است. او می‌گوید: شکل کار معماریِ ما تجربی است؛ معماریِ تجربی نه به آن معنای مصطلحی که در معماریِ ایران وجود داشته‌است، برای همین است که نام دفتر معماری ما “شاخه تجربیِ معماری” است. ما به دنبال یک جریان تجربی معماری هستیم. این نوع معماری بر پایه مقایسه کردن و آزمون و خطا شکل می‌گیرد و یک جریان جهانی در معماری است. مثلا دفتر معماری آیزنمن یا ام.وی.آر.دی.وی هم دفترهای معماری از نوع تجربی هستند.

زمان: چهارشنبه ۱ آذرماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۳ الی ۱۵
مکان‌برگزاری: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه شهرسازی، سالن قضاوت دکتری

دانشگاه تهران| انجمن علمی مرمت، بافت و بنا 

نوشته نشست ارزیابی پروژه احیای باغ موزه قصر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۹ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنرانان
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
سلسله نشست‌های تهران شناسی و تهران پژوهی

موضوع: 
نشست معرفی، نقد و بررسی کتاب قصه‌های مسعودیه (تهران در آیینه یک عمارت)

باحضور: 
سیدمحمد بهشتی
سیداحمد محیط طباطبایی
داریوش شهبازی
منصوره اتحادیه
بهنام ابوترابیان
محمد بیطرف

زمان: سه‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۶ الی ۱۸
مکان‌برگزاری: خیابان مطهری، نرسیده به سهروردی، پلاک ۱۳۰، اداره فرهنگ و ارساد اسلامی، نگارخانه تهران

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر تهران

نوشته نشست معرفی، نقد و بررسی کتاب قصه‌های مسعودیه (تهران در آیینه یک عمارت) اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۹ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و اعضای پنل
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
موضوع: پخش مستند مادرکشی

سخنران: 
دکتر سید حسین بحرینی | عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

پنل:
مهندس محمد درویش | عضو هیئت علمی و مسئول گروه اقتصاد- اجتماعی در بخش تحقیقات بیابانی
دکتر کمیل سوهانی | کارگردان
دکتر بیژن کلهرنیا | عضو هیئت علمی دانشگاه رازی
دکتر کاوه معصوی | پژوهشگر مسائل اجتماعی آب، اقتصاد روستایی و آمایش‌سرزمین

زمان: دوشنبه ۲۹ آبان‌ماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۵:۳۰ الی ۱۸
مکان: پردیس‌هنرهای زیبا، تالار آوینی

دانشگاه تهران

نوشته نمایش مستند مادرکشی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۸ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی ساختمان فراخوان ایده برای اسکان موقت زلزله‌زدگان منتشر کرده است؛ فراخوانی که مهلت ارسال آثارش تا پایان ماه آبان است و برای ارسال آن به جای ایمیل یا وب‌سایت، راه‌هایی چون تلفکس، آدرس و کدپستی معرفی شده است. البته جایزه و هزینه این فراخوان هم واضح نیست و از عبارت گنگ «هدایایی از سوی شورای مرکزی» استفاده شده است. فراخوانی که بی‌ساختاری در شکل طرح و نگارش آن عیان است.
این فراخوان پیام‌های روشنی دارد که در ادامه آن اشاره می‌کنیم:

۱در حالی که مردم زلزله‌زده از سرمای شدید رنج می‌برند و در چندروز آینده در انتظار موج جدید سرما و بارش هستند، سازمان نظام مهندسی تا پایان ماه حتی ایده‌های فراخوانش را هم جمع‌بندی نخواهد کرد. کُندی و لَختی این سازمان در چنین موقعیتی پیام اول فراخوانی است که قطعا از روند پرشتاب امدادرسانی به مردم عقب خواهد ماند. این یعنی این سازمان هیچ فهمی از «وضعیت اضطراری» ندارد.

۲بند «د» از ماده‌ی «۱۱۴» آیین‌نامه‌ی اجرایی «قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان» از وظایف شورای مرکزی این سازمان به «جمع‌آوری کمک‌های داخلی و بین‌المللی جهت کمک به دستگاه‌های مسئول در امر امداد و نجات در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه» اشاره می‌کند. وظیفه‌ای که این سازمان پس از وقوع حادثه به یاد آن افتاده است؛ گویی نباید که پروتکل‌های اسکان موقت و سازه‌های پیشنهادی در دوره‌ی ثبات تدوین می‌شد تا در این موقعیت به دستگاه‌های مسئول پیشنهاد داده شود.

۳بر مبنای همین بند، علی‌القاعده سازماندهی نیروهای متخصص مهندسی باید توسط این سازمان انجام می‌شد؛‌ در حالیکه در خلاء حضور و فعالیت این سازمان، گروه‌های مردم نهادی چون «انجمن معماران جهادی» و بعضی گروه‌های دانشجویی بار این مسئولیت را به دوش کشیده‌اند.

۴سازمان نظام مهندسی، مسئول اصلی و قطعی نظارت بر ساخت ساختمان‌ها است، در هر رخداد تخریبی که به دلیل ضعف در ساخت، طراحی یا محاسبه در جریان این زلزله رخ داده‌است قطعا مسئولیت قصور بر عهده‌ی این سازمان و ناکارآمدی سیستم نظارتی آن است. این تحرک‌ها، تلاش‌هایی غیرقابل پذیرش برای شانه‌خالی کردن از مسئولیتی است که سازمان نظام مهندسی در انجام آنها ناکارآمد بوده است.

نوشته بی‌مسئولیتی در سازمان نظام مهندسی ساختمان: پیام فراخوان ایده‌ی سرپناه موقت برای زلزله‌زدگان چیست؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۸ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

 در سه روز گذشته بیش از ۸۰۰ فرد یا گروه متخصص برای همکاری با «معماران جهادی» و کمک به مناطق زلزله‌زده اعلام آمادگی کرده‌اند.

با پیگیری‌های انجام شده، مجموعه‌ی «معماران جهادی» به عنوان سازمان‌دهنده‌ی خدمات و اقدامات معماری و مهندسی در «قرارگاه شهید محمدسعید جعفری» مسئولیت گرفته‌است. این قرارگاه مسئول سازماندهی تمامی گروه‌های جهادی در منطقه‌ی زلزله‌زده است. مهندس محمد یاراحمدی، به عنوان نماینده‌ی انجمن معماران جهادی، در چارت این قرارگاه حکم گرفته‌اند. همزمان قرارگاه جهادی امام رضا(ع)، به عنوان همکار مسئولیت تامین تجهیزات،‌ نیروی اجرایی و مصالح لازم برای فعالیت معماری و عمرانی را برعهده گرفته است. مذاکره با مسئولان بنیاد مسکن و دیگر ارگان‌ها ادامه دارد.

 مسئولیت‌های تعریف‌شده برای «معماران جهادی» در ۴ فاز قابل تقسیم‌بندی است:

  1. شناسایی، جذب، دسته‌بندی و سازماندهی نیروهای داوطلب متخصص
  2. همکاری در مستندسازی وضعیت منطقه برای برنامه‌ریزی در دو موقعیت امدادی و بازسازی
  3. سازماندهی عملیات عمرانی ساخت سرپناه‌های موقت
  4. سازماندهی خدمات مهندسی داوطلبانه در فرایند بازسازی روستاها

در حال حاضر، ستاد «معماران جهادی» در حال نهایی کردن زیرساخت فنی و سازماندهی مستندسازی وضعیت منطقه با همکاری نیروهای قرارگاه جهادی امام رضا(ع) است. در این فاز اطلاعات روستاهای آسیب‌دیده برای استفاده در دو دوره‌ی امداد و بازسازی به صورت مکان‌مبنا ثبت و تحلیل می‌شود.

«معماران جهادی» ماهیت و اولویت فعالیت خود را سازماندهی و فعالیت برنامه‌ریزی شده تعیین کرده است. فعالیت‌های عملیات ساخت و ساز سرپناه موقت یا دائم باید متناسب با نیازمندی‌هایی باشد که پس از برداشت منطقه و مستندسازی مشخص می‌شود. از شنبه‌ی پیش‌رو بر اساس شرایط منطقه و اولویت‌های اقدام با متخصصین و عزیزانی که اعلام آمادگی کرده‌اند تماس خواهیم گرفت.

سازماندهی متمرکز نیروهای داوطلب این فرصت را فراهم می‌کند که به جای تجمع نیروهای کارآمد روی پروژه‌های موضعی و محدود، از این توان برای هدایت نیروهای داوطلب غیر متخصص یا بومی بهره گرفت.

از سوی دیگر شرایط منطقه مناسب نیست. اهالی و نیروهای امدادی فعلی خود در اسکان و بعضا تامین مایحتاج دچار مشکل هستند؛ حضور برنامه‌ریزی و هماهنگ نشده تنها بار مضاعفی بر شرایط منطقه خواهد بود. بر این اساس ضمن درک انگیزه‌های خیرخواهانه‌ی اهالی حرفه و تخصص برای حضور زودتر در منطقه زلزله‌زده،‌ خواهشمند است کمی صبر پیشه کنند تا اولویت اقدامات و هماهنگی‌ها به شرایط لازم برسد.

توجه داشته باشید، به زودی احساسات عمومی فروکش خواهد کرد،‌ شرایط عمومی منطقه نیز به ثبات بهتری خواهد رسید و البته با این فروکش احساسات نیاز مردم به تعیین تکلیف سرپناه‌های خود و حیواناتشان اولویت اصلی خواهد بود. از قشر فرهیخته و متخصص انتظار داریم با کنترل منطقی احساسات خود برای شرایطی آماده باشند که توان تخصصی آنها مورد نیاز است و به برداشتن باری فکر کنند که دیگران برنخواهند داشت.

یکی از آسیب‌های دیگر متاثر شدن از شرایط احساسی و عجولانه، فعالیت‌های موازی است؛ یکی از موارد آن چندین مورد ثبت‌نام‌های موازی از افراد است که موجب برهم خوردن محاسبات تیم‌های از بدنه‌ی قابل اتکای خود برای حضور عملیاتی و البته سرخوردگی نیروهای داوطلب از بی‌نظمی خواهد بود. «معماران جهادی» پس از سازماندهی و مشخص شدن گروه‌های حرفه‌ای داوطلب، پرهیزی در اتصال داوطلبین به یکدیگر و هم‌افزای مجموعه‌ها ندارد و خصوصا معماران باسابقه‌ای که انگیزه‌ای حضور دارند می‌توانند روی همراهی این افراد باانگیزه حساب کنند.

نوشته معماران جهادی؛ گزارش شماره ۱ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۸ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
سلسله نشست‌های نقد پژوهش‌های شهری
نشست سی‌‌چهارم
محیط زیست شهری پایدار و الزامات ان

سخنران:
فاطمه ظفر‌نژاد

دبیر نشست:
مهرناز بیگدلی

اعضای پنل نقد و بررسی:
مجید مخدوم، فرخ باور، بیژن کلهرنیا

زمان: سه‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری:‌ ۱۶ الی ۱۹
مکان‌برگزاری: ولنجک، خیابان بیست‌و ششم، بلوار دانشجو، میدان البرز، نبش سلامی، شماره ۲۵

*وسیله نقلیه همگانی (اتوبوس) هر ۱۵ دقیقه از ترمینال افشار، واقع در چهارراه پارک‌وی به مقصد جامعه مهندسان مشاور ایران حرکت می‌کند

جامعه مهندسان مشاور ایران، انجمن جامعه‌شناسی ایران و جامعه مهندسان شهرساز ایران

نوشته نشست محیط زیست شهری پایدار و الزامات ان اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۸ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

موضوع:
نمایش فیلم اجاره نشینی
کارگردانان:
ابراهیم مختاری، کیوان کیانی
*به‌همراه گفت‌وگو پس از فیلم با حضور کارگردانان 

زمان: سه‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۴
مکان: دانشگاه تهران، باشگاه دانشجویان، سالن سینما

دانشگاه تهران

نوشته نمایش فیلم اجاره‌نشینی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۸ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

پس از زلزله‌ی مهیب نپال در ۲۵ آوریل ۲۰۱۵ که بیش از ۷۳۰۰ کشته برجای گذاشت، شیگرو بان با الهام از معماری محلی نپال و با استفاده از آجرهای بازمانده از آوار، طرحی را برای ساخت پناهگاه‌های موقت و کمک به زلزله‌زدگان ارائه داد. در این متن نگاهی کوتاه به این طرح خواهیم داشت.

ما پیش‌تر از این شیگرو بان[۱]، معمار برجسته‌ی ژاپنی را به خاطر اثر خلاقانه‌اش، «سازه‌ی لوله کاغذی»[۲]، می‌شناختیم، اما برنده‌ی جایزه پریتزکر این بار ما را با معرفی نوع جدیدی از مصالح ساختمانی شگفت‌زده کرده است. بان به تازگی از طرح تازه‌ی خود رونمایی کرده است که در آن از آجرهای باقی‌مانده از ساختمان‌های تخریب شده در ساخت پناه‌گاه‌های امدادی موقت استفاده کرده است. قرار است از این روش به منظور ساخت پناهگاه برای پناه‌جویان و بازماندگان زلزله ۷.۸ ریشتری نپال استفاده شود. این پناه‌گاه‌ها با سر هم کردن یک اسکلت ماژولار چوبی ساخته می‌شود که فاصله‌های بین دیوارهای آن‌ها با آجرهای بازیافتی پر می‌شوند.

شیگورو بان با کمک سازمان بشر دوستانه‌ای که خودش تاسیس کرده است، «شبکه معماران داوطلب»[۳]، در ماه می گذشته (سال ۲۰۱۵) اعلام کردند که قصد دارند تا پناهگاه‌های اضطراری‌ برای زلزله‌زدگان نپالی برپا کنند، ولی از این طرح تا به امروز که نمونه‌ی اولیه‌ی آن منتشر شد، خبری نبود. هر کدام از اجزای اسکلت ماژولار این سازه ۷ فوت (حدود ۲ متر) طول دارند که به سرعت و با هزینه‌ی بسیار کمی سر هم می‌شوند و خرده آجرهای بازیافتی را می‌توان به سادگی از محیط جمع آوری کرد و از آن‌ها برای ساخت دیوار استفاده کرد. سقف این ساختمان نیز به شکل سقف کاذب و با استفاده از لوله‌های کاغذی ساخته می‌شود که بر روی آن روکشی از جنس پلاستیک کشیده می‌شود.

سازه ساختمان شبیه به معماری محلی نپال است که با وجود پنجره‌های تاشو[۴] این شباهت بیشتر نیز می‌شود. پناه‌گاه‌های ابداعی بان مرحله دوم از طرح نجات سه مرحله‌ای شبکه معماران داوطلب است. مرحله اول شامل توزیع پناه‌گاه‌های موقت و تجهیزات پزشکی، در روزهای ابتدایی پس از وقوع زلزله است. اولین نمونه‌های این مدل از پناه‌گاه‌های موقت آجری برای زلزله‌زدگان ساخته شد و نتیجه‌ی موفقی را در پی داشت. برای پناه‌جویان ساخته شوند. مرحله سوم و پایانی این برنامه، ساخت خانه‌های دائمی برای زلزله‌زدگان است.







پی‌نوشت

[۱] Shigeru Ban

[۲]  Paper Tube Architecture

[۳] (Volunteer Architects Network (VAN

[۴] foldout windows

منبع

Inhabitat

نوشته پناهگاهی با آجرهای آوار اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.