نوامبر 2017 - صفحه 3 از 11 - فایر دیزاین




۴ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع
  • زمان و مکان
  • برگزارکننده

«نمایش یک تغییر» اولین برنامه از دو گردهمایی عمومی است که با تمرکز بر مسئله تحول شهری در پایتخت‌های ایران و آلمان به پرسش‌هایی در باب طراحی شهری، نقش مشارکت مردمی و مداخله هنر در فضای عمومی دو شهر تهران و برلین می‌پردازد. در هر دوی این شهرها، فرایندهای نوسازی و بهسازی بافت‌شهری، خصوصی‌سازی رو به رشد، و بازپسگیری فضای عمومی در موسسات، دانشگاه‌ها و محافل خودسازمان‌یافته تحت مشاهده و بررسی اند. این برنامه دو روزه موقعیتی است برای گردهمایی معماران، هنرمندان، جامعه‌شناسان و شهرسازان ایرانی و آلمانی که با گفتگو درباره نحوه برخود روزانه‌شان با چالش‌های توسعه شهری، مخاطب را به مشارکت در مباحث نظری و کاربردی در این حیطه دعوت کند. در این گفتگو با تمرکز بر تحول فرمی فضای عمومی و جسمانیت‌یافتن نیروهای سیاسی-اجتماعی در بدن شهر، تغییر هم به عنوان یک مفهوم و هم یک تجربه مورد تحلیل قرار می‌گیرد.

«نمایش یک تغییر»
نگاهی به خاستگاه‌های بصری تحولات اخیر و چشم انداز‌های شهری تهران و برلین
به دعوت سولماز شهبازی و آذر محمودیان

شرکت در این برنامه برای علاقه‌مندان آزاد و رایگان است و سخنرانی‌های غیرایرانی با ترجمه فارسی ارائه خواهدشد.

زمان:
شنبه، ۴ آذر ۹۶، ساعت ۱ تا ۷ شب
یکشنبه، ۵ آذر ۹۶، ساعت ۲ تا ۷ شب
مکان: موزه هنرهای معاصر تهران

موزه هنرهای معاصر و موسسه IFA

نوشته نمایش یک تغییر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۴ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

پس از طی مراحل فراخوان و مصاحبه های یک ماهه، قریب به سی درصد ثبت نام کنندگان برای شرکت در اولین دوره هم آفرینی هنر عمومی پذیرفته شدند. بر این اساس پیش رویداد و نخستین نشست این دوره میان رشته ای در روز جمعه مورخ ۳ آذر در مشهد برگزار شد. در این نشست که با حضور جمعی از اساتید دانشگاه و هنرمندان جوان و مجرب برگزار شد نوید فلاحت، هنرمند عرصه عمومی، به تشریح روند شکل گیری ایده اصلی این دوره و کارکردهای آن پرداخت. ایشان با تحلیل روندی که در دهه اخیر مدام هنر عمومی را به حوزه های تبلیغاتی تقلیل می دهد و از آن به لفظ تزئینات شهری نام می برد، تغییر نگاه مدیریت شهری را در این حوزه ضروری دانست و از خطرات تداوم این نگرش سخن گفت. وی خاطر نشان ساخت که حذف رویکردهای هنری اصیل از منظر شهری، و جایگزین شدن آن با نمونه آثار مرسوم که صرفاً دغدغه پاسخ به منویات کارفرما را دارد، شاید یک کنش اقتصادی از سوی هنرمندان باشد اما نمی تواند یک برونداد هنری تلقی شود. دکتر محراب اسد خانی، عضو هیات علمی دانشگاه در ادامه با تاکید بر همین اصل، به مرور تجربه یک دهه گذشته مشهد پرداخت و با انتقاد از آنکه چرا رویدادی همچون استقبال از بهار در مجامع هنری جهان هیچ جایگاهی ندارد، اقتصادی شدن بیش از حد این جریان را مورد نقد جدی قرار داد و با ابراز تاسف بابت مسیر طی شده، دوره هم آفرینی را فرصتی دانست که هنرمندان به صورت خودجوش و مستقل از نهادهای قدرت قصد بر جریان سازی و تاثیرگذاری بر روند هنر عمومی در مشهد داشته باشند.

مهندس سمیه سریری، معمار، نقاش و مجسمه ساز مشهدی که در سال های گذشته از هنرمندان تاثیرگذار بر فضای هنرهای شهری مشهد بوده با توجه دادن به اصل آفرینش هنری از سوی هنرمند، تنهایی و فردیت را گوهری دانستند که می تواند به غنای اثر هنری حتی در عمومی ترین وضعیت آن بیافزاید. ایشان با تاکید بر ماهیت میان رشته ای هنر عمومی و هنر شهری، حضور تخصص های مختلف را در کنار هم فرصتی مغتنم دانستند که می تواند به پدیداری آثاری ختم شود که از جنبه های ادراکی مختلف از سوی شهروندان مورد استقبال قرار بگیرد. محسن اکبرزاده، دکترای معماری اسلامی و عضو هیات علمی دانشگاه نیز با تاکید بر ماهیت چند تخصصی  و تجمیعی این دوره، در کنار هم قرار گرفتن نقاشان، گرافیست ها، مجسمه سازان، خوش نویسان، هنرمندان دیجیتال و عرصه انیمیشن و هنرمندان سنتی را در کنار هم، موقعیتی برای عبور از اتیکت ها و حجاب های حرفه ای عنوان کرد و افزود که برای یک هنرمند عرصه عمومی ضرورت بسیاری وجود دارد تا بتواند پیش از هر چیزی از خودش و عنوان تخصصی اش عبور کند و بتواند با شهر به عنوان یک مجموعه زیستی زنده، رابطه ای دموکراتیک برقرار کند. هنرمند عرصه عمومی خود یک عنوان مکفی برای بازنمایی آن نقش و آن وضعیت آفرینش گرانه ای است که هر معمار یا نقاش یا گرافیستی ممکن است خود را دچار آن کند. ایشان با اشاره به نقش هنر عمومی در توسعه کیفی ناخودآگاه شهری، مسئولیت هنرمند را در قبال عرصه عمومی، سنگین و حتی ترسناک توصیف کرد و فرآیندهای فعلی داوری را در این حوزه قابل بازنگری دانست.

پیروز پیروی، دانش آموخته عکاسی از کالج هنری کمبریج با استثنائی توصیف کردن ساختار دوره هم آفرینی به مقایسه این دوره و وضعیت شهر مشهد با پایتخت های اروپایی پرداخت و مدیریت شهری را به نسبت منفعل و کم انگیزه توصیف کرد. او با تبیین ظرفیت های مغفول مانده هنر عمومی در مشهد ابراز امیدواری کرد که آثار تولید شده در این دوره بتوانند نسلی جدید و رویه ای جدید را در فضای هنرهای شهری مشهد به جای بگذارند. در ادامه نوید فلاحت، هنرمند با سابقه مشهدی، با توضیح مدل بوم طراحی به عنوان یک مکانیزم اعتبار سنجی درونی و بیرونی آثار هنری برای حضور در عرصه شهری، این امیدواری را به حاضران داد که جمع حاضر به مثابه گلچینی از برترین های هنرهای تجسمی مشهد می توانند در مقیاسی فراتر از مشهد، بروندادهای این جریان فعالیتی جمعی را به دیگر شهرهای ایران نیز عرضه کنند و خبر از برخی موافقت های اولیه از سوی دیگر شهرداری ها و نهادهای متولی در تهران، اصفهان، شیراز، شاهرود، کنگ و چابهار داد. در ادامه جلسه حاضرین با طرح پرسش هایی پیرامون چشم انداز این پویش هنری، نکاتی را درباره بستر مذهبی مشهد، سمت و سوی فراخوان های هنری از جمله استقبال از بهار و برخورد مدیریت شهری جدید با هنرمندان را طرح کردند که از سوی سخنرانان پاسخ داده شد. لازم به ذکر ست که دوره هم آفرینی هنر عمومی با شرکت قریب به ۴۵ هنرمند عرصه هنرهای تجسمی، در طول ۸ هفته پیاپی به خلق آثار هنر عمومی به صورت جمعی و تیمی پرداخته و امید است که این جریان خود جوش و غیرفرمایشی با پاسخ مثبت از جانب مدیریت تخصص گرای شهری جدید مشهد روبرو شود.

نوشته شهر به مثابه بوم آفرینش هنری؛ گزارش نخستین نشست از اولین دوره هم آفرینی هنر عمومی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

به گزارش گروه اجرایی دبیرخانه آب های تهران، روز چهارشنبه یکم آذرماه ۱۳۹۶ گردهمایی میانکار مسابقه کارگاهی ” دربند، شمیران: آب/ رود دره / ما مردمان ” از مجموعه سلسله نشست ها و کارگاه های ” اگر آب ها را در تهران جاری کنیم …؟ ” در بلوک C باغ کتاب تهران از ساعت ۱۳ تا ۱۹:۴۵، با حضور جمعی از طراحان شرکت کننده در مسابقه برگزار شد و شرکت کنندگان از نزدیک با صاحبنظران داور حاضر در گردهمایی ( سرکار خانم دکتر حمیده امکچی، آقای دکتر محمد مهدی محمودی، آقای دکتر اسکندر مختاری طالقانی و آقای مهندس فرهاد احمدی ) گفتگو کردند و تعدادی از سرپرستان گروه های طراح شرکت کننده در مسابقه کارگاهی، از جمله خانم دکتر مه تیام شهبازی، خانم دکتر الهام امینی، خانم دکتر ندا ضیابخش، خانم مهندس ژیلا سربازی، خانم مهندس آناهید ملک مرزبان، خانم مهندس جواهر کوتی، خانم مهندس بهارک کشانی، آقای مهندس سامان سیار، آقای مهندس احمد خلیفاوی و آقای مهندس افشین نفیسی، که در طی چهارهفته گذشته و در روند پیشبرد طرح با گروه همکارانشان به نکاتی برخورده بودند، موارد را با جمع حضار و داوران و صاحبنظران مهمان به اشتراک گزاردند و پرسش هایی را به نمایندگی اعضای گروه طراحی مطرح کردند.

همچنین، در این گردهمایی صاحبنظران مهمان: آقای محمد سالاری راد ( جامعه شناس )، آقای مهندس حیدری ( متخصص مهندسی آب )، آقای دکتر حمید ماجدی ( شهرساز و رییس دانشکده هنر و معماری واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی )، آقای مهندس مهدی فروغمند اعرابی ( معمار و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی )، آقای دکتر پیروز حناچی ( استاد گروه مرمت دانشکده معماری هنرهای زیبای دانشگاه تهران و معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران )، آقای دکتر علی اعطا ( معمار و عضو شورای اسلامی شهر تهران ) و آقای دکتر علی محمد سعادتی ( معمار و شهرساز و مدیر بافت و بناهای تاریخی شهر تهران ) از منظر تخصصی و حرفه ای و اجرایی خویش به بیان دیدگاهشان در مورد موضوع مسابقه و بالاخص رودخانه دربند پرداختند و در جمعی صمیمی و خودمانی پرسش های شرکت کنندگان در مسابقه کارگاهی را شنیدند و پاسخ گفتند.

در این گردهمایی آقای دکتر بابک اسلامی مجاوری ( مدیر برنامه ) و خانم دکتر غزال کرامتی ( دبیر برنامه )، موارد مربوط به کلیات موضوع مسابقه کارگاهی و سایت مورد طراحی، چرایی اجرا با رویکردی جمع گرا و کارگاهی و به این شکل شفاف و نحوه و ضوابط و قالب ارائه طرح ها به دبیرخانه آب های تهران جهت انجام مرحله داوری را پاسخ دادند.

یکی از خواسته های پر طرفدار جمع شرکت کنندگان حاضر در گردهمایی میانکار مسابقه کارگاهی تمدید مدت مسابقه بود که به دلیل تکرار مکرر درخواست، تمدید زمان مسابقه به مدت یک هفته توسط آقای دکتر اسلامی اعلام شد و مقرر گردید که با توجه به الزام به برگزاری داوری مسابقه در آذرماه ( به دلیل شرایط کاری برخی از داوران در دی ماه و بهمن ماه )، روز شنبه ۲۵ آذرماه از ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۴، آخرین مهلت تحویل آثار به دبیرخانه آب های تهران باشد؛ و این مهلت به هیچ وجه تمدید نخواهد شد.

بازتعریف رابطه آب و انسان ایرانی در شهر و معماری امروز، دغدغه بیست و دوساله ای است که قسمتی از آن چهارده سال پیش در قالب پایان نامه دانشگاهی ارائه شد؛ دغدغه ای که انحصاری نبود و مدیران طرح جامع جدید تهران در ایدئوگرام توسعه شهر در نظر گرفتند و دوازده سال پیش در سطح طراحی بر نقشه سازمان فضایی پیشنهادی شهر تهران نقش بست.

اما، دغدغه بازتعریف این رابطه در همان سطح کلان طراحی ماند و در اجرا شاهد جریانات و اقداماتی شدیم که آب را از محیط انسان ایرانی امروز دورتر و دورتر کردند و فاصله مطالعات نظری تا اقدامات عملی شهری بسیار زیاد شد؛ تا سال ۱۳۹۴ که این دغدغه با یکی دو دوست دانشگاهی در میان گذاشته شد و به کمک این همراهان مصمم و توانمند، مجموعه نظر و عمل این بینش، شکل و رویه ای تازه به خود گرفت و در قالب پژوهش عملی مشارکتی، مرکب از نشست های تخصصی و مسابقه های کارگاهی به نحوی برنامه ریزی و طراحی شد، که از همه دیسیپلین های مرتبط، گروه هایی را جهت اقدام مشترک گردهم آورد و از طریق ایجاد امکان گفتگوهای بین نسلی ( صاحبنظران کهنسال و مشتاقان میانسال و دانش آموختگان جوان ) راه را برای تغییر رویه ها و بازگشت به خویشتن در سرزمین ایران در مورد موضوع آب روشن گرداند.

برای این منظور، مقرر شد که شهر تهران، به عنوان نماینده شهرهای ایرانی امروز، زمینه و مکان مطالعاتی این پژوهش باشد و ذیل عنوان کلی:” اگر آب ها را در تهران جاری کنیم … ؟ ” سه نمود آب ( به شکل رودخانه، به شکل قنات و به شکل چشمه ) در سه گستره تاریخی شمیران و تهران و ری، که بر امتداد ” محور دربند-ری ” از محورهای پنجگانه نقشه سازمان فضایی شهر تهران قرار دارند، در نشست(های) تخصصی محدود بازخوانی شوند. یک سایت مشخص هم برای هر نمود آب تعیین گردید تا از طریق برگزاری کارگاه های طراحی مشارکتی با موضوع کاملا مشخص و ویژه، معیارهای طراحی با آب در شهر به عنوان محصول نهایی این پژوهش عملی به دست آید. این سایت ها و موضوعات عبارتند از:
– دربند؛ شمیران: ( آب/ رود دره / ما مردمان )
محور کارگاه: زیست بوم و طراحی محیطی/ زندگی شهری و طبیعت گردی
( برای دستیابی به معیارهای طراحی، هنگامی که آب به شکل رودخانه روی زمین جاری است.)
– سنگلج؛ تهران: ( کاریز/ کهن شهر/ خانه من )
محور کارگاه: مهندسی، آب و معماری
(برای دستیابی به معیارهای طراحی، هنگامی که آب به شکل قنات (و یا آب لوله کشی) از نظر پنهان و زیرِ زمین است.)
– چشمه علی؛ شهر ری: ( چشمه/ اسطوره/ فردای شهر ما )
محور کارگاه: آب در اندیشه ایرانی
( برای دستیابی به معیارهای طراحی، هنگامی که آب به شکل چشمه چند هزارساله از پای صخره می جوشد.)

تا اکنون، دو نشست تخصصی نیمروزی به تاریخ های چهارشنبه ۶/۱۱/۱۳۹۵ و دوشنبه ۱۱/۲/۱۳۹۶ و همچنین گردهمایی ویژه آغاز نخستین مسابقه کارگاهی به تاریخ چهارشنبه ۱۳۹۶/۸/۳با تمرکز بر رودخانه دربند در محل تالار خلیج فارس موزه ظروف سلطنتی مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد و گردهمایی میانکار به تاریخ چهارشنبه ۱۳۹۶/۹/۱ در محل باغ کتاب تهران برگزار شده اند؛ مسابقه کارگاهی نیز، از همان روز سوم آبان ماه با بازدید دسته جمعی از سایت ( با محوریت خیابان دربند ) شروع شده و گردهمایی میانکار مسابقه به شکل کارگاه عمومی – با امکان حضور همه گروه های طراحی شرکت کننده- در محل باغ کتاب تهران برای روز چهارشنبه ۱/۹/۱۳۹۶ تدارک دیده شده است.

معیارهای طراحی با آب، ( که در این بخش از برنامه با تمرکز بر رودخانه و ذیل عنوان ” دربند؛ شمیران: آب/ رود دره / ما مردمان ” با محوریت زیست بوم و طراحی محیطی/ زندگی شهری و طبیعت گردی، طرح شده است ) مهمترین امری است که دبیرخانه آب های تهران از پس این سلسله نشست ها و گردهمایی ها و مصاحبه ها جستجو می کند و با وجود در دست داشتن معیارهای پایه مستخرج از تجارب جهانی و مطالعات نظری تخصصی سرزمینی، سعی دارد با جلب مشارکت و همکاری گروه های طراحی متشکل از دانشگاهیان و حرفه مندان علاقه مند به موضوع، هم دستاوردهای فعلی پژوهش را غنی تر سازد و هم این دستاوردها را از طریق این هم آوایی و همکاری در سطح وسیعی از جامعه تخصصی و حرفه ای و اجرایی گسترش و بسط دهد.

از طرفی به دلیل تنوع تخصص های شرکت کننده در مسابقه، سایت طراحی در یک بازه حداقلی-حداکثری، هم از شمال و جنوب و هم از شرق و غرب تعریف و تعیین شده است تا در هر دیسیپلینی ( به فراخور رویکرد همان تخصص به امر طراحی در شهر ) امکان تدقیق محدوده طراحی برای سرپرست گروه فراهم باشد و معیارهای حاصله واقعی تر و کاربردی باشند.

نوشته پیش درآمد نخستین مسابقه کارگاهی دبیرخانه آب های تهران اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: جیکوب ریدل[۱]: معمار و سردبیر
مترجم: الیاس کهنسال


بیایید اعتراف کنیم، معماران نسبت به رنگ مشکوک – یا شاید کمی ترسیده – اند. چه دلیل دیگری برای گرایش معماران معاصر به نماهای اکسپوز مثل بتن، آجر، فولاد کورتن، سنگ و چوب وجود دارد؟ دلیل این مسئله احتمالا به این خاطر است که انتخاب رنگ توسط یک معمار، معمولا یکی از شخصی‌ترین – و در نتیجه غیرقابل دفاع ترین – تصمیماتی است که در طی یک پروژه باید گرفته شود[۲]. در حقیقت هم رنگ‌آمیزی، از نقطه نظر فنی، به ندرت اهمیت دارد و زمانی که یک رنگ خاص به کارفرما پیشنهاد می‌شود، این سلیقه معمار است که دخیل است، به همین سادگی. یا شاید هم بی‌اعتمادی معماران به رنگ‌آمیزی به خاطر گرایش معروف این حرفه به کنترل کردن همه چیز و این حقیقت دارد که رنگ یکی از خصوصیات ساختمان است که تاثیر آن به راحتی از بین می‌رود. بهتر، ما معماران تربیت شده‌ایم تا بر روی تصمیمات «مهم» و «معمارانه» همچون فرم، فضا، مصالح، برنامه‌ی فیزیکی و ساماندهی طرح تمرکز کنیم. در واقع، رنگ کردن دوباره یک دیوار برای مالک آینده‌ی ساختمان بسیار راحت‌تر از جا‌به‌جا کردن آن خواهد بود.

اما با این اوصاف نمی‌توان قدرت رنگ را نادیده گرفت. در واقع، در شرایط مناسب رنگ معماری می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد و به دلیل توانایی‌اش در برقراری ارتباط ساده و واضح، می‌تواند از فرم یا سبک معماری نیز تاثیرگذارتر باشد. این پدیده در محل اقامت رسمی سران سه کشور به خوبی نمایان است: کاخ سفید در واشنگتون، دی.سی[۳]، خانه‌ی صورتی (لا کازا رزادا) در بوینس آیرس[۴] و خانه‌ی آبی (چیونگ وادئا) در سئول[۵] – سه پروژه‌ی شاخصی که رنگ نمای خارجی‌شان بسیار معروف‌تر است تا هر گونه خصوصیت فرمال یا سبکی معماری آنها.

قدیمی‌ترین و احتمالا معروف‌ترین نمونه از این سه، کاخ سفید امریکاست. این پروژه در سال ۱۸۰۰ و به دنبال انقلابی ساخته شد که حکومت استعماری انگلستان را ساقط کرد. کاخ سفید در ابتدا با نام‌های گویاتری همچون «کاخ رئیس‌جمهور»، «عمارت ریاست جمهوری»، «عمارت دولت» یا «خانه‌ی رئیس‌جمهور» شناخته می‌شد. با این حال، حتی در سال ۱۸۱۱ هم عموم مردم ساختمان را با رنگ نمای آن می‌شناختند، ترکیب سفیدی از سنگ آهک، چسب برنج، کازئین و سرب بر روی یک نمای ماسه سنگی. در سال ۱۹۰۱، تئودور روزولت[۶]، رئیس‌جمهور وقت عبارت «کاخ سفید – واشنگتن» را روی سربرگ‌های ریاست جمهوری زد و به این نام رسمیت داد.

رنگ این قابلیت را دارد که تداعی‌های قدرت را از بین برده و به دنبال تداعی معانی کلی‌تر و ماندگارتری باشد.

حداقل دو توضیح رایج در مورد انتخاب رنگ سفید وجود دارد، یکی به وضوح محتوای سیاسی و نمادین آن است و دیگری بر عملکرد فنی آن تمرکز می‌کند. توضیح اول ادعا می‌کند که پس از آتش‌سوزی واشنگتن، دی.سی. در سال ۱۸۱۴ در جریان جنگی که از ۱۸۱۲ آغاز شده بود و بازسازی و تکمیل کاخ سفید، خانه‌ی ‌‌‌‌‌رئیس‌جمهور خاکستری رنگ، به رنگ سفید تغییر داده شد تا روی خرابی‌های ناشی از آتش‌سوزی ایجاد شده توسط نیروهای انگلیسی را بپوشاند – و احتمالا خاطره‌ی آن را پاک کند – هرچند که مضمون‌هایی همچون پاک‌کنندگی و بازسازی بی‌شک جذاب هستند ولی این داستان چیزی بیشتر از یک افسانه نیست چرا که به این ساختمان در نوشته‌های قبل از جنگ نیز با نام «کاخ سفید» اشاره شده است.

از طرف دیگر، توضیح عملکردی این است که نمای خارجی سفید و خاص کاخ سفید در سال ۱۷۹۸ به این دلیل ایجاد شد که نمای ماسه سنگی را از یخ‌زدگی در زمستان محافظت کند. هر چند که این توضیح از نظر زمان‌بندی محتمل‌تر به نظر می‌رسد ولی این توجیه برای انتخاب رنگ سفید صرفا به عنوان یک تصمیم فنی ناکافی به نظر می‌رسد. شاید بتوان در اینجا یک توضیح ترکیبی سوم را در نظر گرفت. در اواخر قرن ۱۸ چندرنگی بودن معماری قدیمی یونان و روم هنوز چندان شناخته شده نبود و معماری کلاسیک به شکل افلاطونی سفید تصور می‌شد. در امریکای پس از انقلاب که تولد یک جمهوری نو بود و خود را بر مبنای مدل‌های رومی و یونانی باستان بنا کرده بود، ساختمان‌های سفید نوعی خاص و قوی از تداعی قدرت را می‌توانسته به همراه داشته باشد – و حتی اگر نداشته‌اند – چه رنگی بهتر از سفید؟

خانه‌ی صورتی در بوینس آیرس

توجیه‌های نمادین و فنی در مورد یکی دیگر از عمارت‌های دولتی معروف، خانه‌ی صورتی آرژانتین، نیز با یکدیگر رقابت می‌کنند. امروزه خانه‌ی صورتی نقش عمارت رسمی دولت و دفتر ریاست جمهوری را بازی می‌کند. هر چند که رئیس‌جمهور معمولا در جای دیگری زندگی می‌کند. به عنوان یک ساختمان، خانه‌ی صورتی تاریخچه پیچیده‌ای دارد که به استحکامات نظامی ساخته شده در دوره استعماری می‌رسد. در اواسط قرن ۱۹ این استحکامات تقریبا به کلی تخریب و با ساختمان اداره گمرک جایگزین شدند که بعدا در دهه ۱۸۶۰ توسط رئیس جمهور، بارتولومی میتره[۷]، به عنوان خانه‌ی دولت و دفاتر رئیس جمهوری انتخاب شدند. در زمان دومینگو سارمینتو[۸]، جانشین میتره، نمای خارجی ساختمان به کلی تغییر کرد و به رنگ صورتی رنگ‌آمیزی شد و یک ساختمان بزرگ برای اداره‌ی پست مرکزی در کنار آن ساخته شد. با این حال اداره پست جدید چنان خانه‌ی دولت را تحت‌الشعاع قرار داد که در دهه ۱۸۸۰، رئیس‌جمهور خولیو روکا[۹] دستور داد تا خانه دولت از نو طراحی و ساخته شود تا در ظاهر و مقیاس با اداره‌ی پست متناسب شود. در سال ۱۸۹۸ این دو ساختمان توسط یک طاق مرکزی به هم الحاق شدند و کل مجموعه به رنگ صورتی در آمد تا با خانه‌ی دولت قدیمی متناسب باشد.

داستان‌ها در مورد اینکه چرا رئیس‌جمهور سارمینتو – مدافع دموکراسی در کشوری که گذشته نزدیکی از حکومت استعماری و استبدادی داشت – اداره گمرک سابق را به رنگ صورتی در آورد، درست مثل کاخ سفید، به دو دسته‌ی سیاسی/نمادین و فنی تقسیم می‌شوند. نسخه‌ی سیاسی احتمالا جالب‌ترین داستان است هر چند که می‌تواند ساختگی باشد. در این نسخه، رنگ صورتی به این دلیل توسط سارمینتو انتخاب شد که به صورت نمادین اتحاد دو حزب سیاسی رقیب آرژانتین در آن زمان را نشان بدهد که نماد آنها رنگ‌های سفید و قرمز بود. داستان کمتر جذابِ فنی این است که در ترکیب رنگ اصلی از خون گاومیش استفاده شده بود تا ماندگاری آن را افزایش دهد. سخت است که بتوان گفت دلیل اصلی انتخاب رنگ چه بوده است. هر چند هر توضیحی که وجود داشته باشد، اهمیت آن کمتر از این موضوع است که وقتی در دهه‌ی ۱۸۸۰، رئیس‌جمهور روکا ساختمان دفاتر و اقامت ریاست جمهوری را به کلی باز طراحی کرد و گسترش داد، رنگ صورتی اولیه چنان اهمیت نمادینی داشت که تمام ساختمان جدید به همان رنگ، رنگ‌آمیزی شد.

چیونگ وادئا (خانه آبی) در سئول

احتمالا یکی از کمتر شناخته‌شده‌ترین این پروژه‌ها، خانه‌ی آبی است. مجموعه‌ای از ساختمان‌ها که مقر بخش اجرایی دولت کره‌ی جنوبی و محل سکونت رسمی رئیس‌جمهور را تشکیل می‌دهند. محل خانه‌ی آبی حداقل از قرن ۱۰ مقر فرمانروایان کره‌جنوبی بوده است و در قرن چهاردهم، به باغ خصوصی قصر سلطنتی (گیونگ بوک گونگ)[۱۰] تبدیل شد. اکثر ساختمان‌های قصر تاریخی در نیمه‌ی اول قرن بیستم و در جریان اشغال کره توسط ژاپن تخریب شد و در سال ۱۹۳۹ ژاپنی‌ها در محل این باغ، یک اقامتگاه و دفتر برای حاکم-فرمانده استعماری خود به نام اقامتگاه ریاست جمهوری (گیونگ مودائه)[۱۱] ساختند.

پس از جنگ‌جهانی دوم و آزاد شدن کره، سینگمن ری[۱۲] رئیس جمهورِ جمهوری جدید کره اقامتگاه ریاست‌جمهوری را به عنوان دفتر کار و محل اقامت رسمی‌اش انتخاب کرد. با سرنگونی دولت استبدادی ری و برقراری حکومتی دموکراتیک‌تر در سال ۱۹۶۰، رئیس جمهور منتخب جدید، یون بو-سئون[۱۳] نام مجموعه ریاست جمهوری را به چیونگ وادئا[۱۴] – «عمارت کاشی‌های آبی[۱۵]» یا نسخه ساده‌تر آن «خانه آبی» – عوض کرد که به ۱۵۰۰۰۰ کاشی آبی رنگ پوشش دهنده سقف یکی از معدود ساختمان‌های دوره پیش از اشغال ژاپن در مجموعه اشاره داشت. این تلاشی رسمی بود در راستای قطع ارتباط دفاتر کار و محل اقامت رئیس‌جمهور با دوره حکومت استعماری ژاپن و رژیم استبدادی ری. مثل نمونه‌های پیشین امریکایی و آرژانتینی، این داستان توانایی رنگ در خنثی‌کردن تداعی قدرت و تلاش برای تداعی معانی کلی‌تر و ماندگارتر را نشان می‌دهد. در نمونه‌ی کره‌ای، رنگ حتی از هرگونه گروه یا شکل حکومت نیز فراتر می‌رود.

برخلاف کاخ سفید و خانه‌ی صورتی، سقف آبی رنگ خانه‌ی آبی – خصوصیتی بارز از معماری سنتی کره – که علت نام‌گذاری آن است، از مدت ها قبل وجود داشته است بدون آنکه توجه عموم را جلب کند یا باعث نام‌گذاری ساختمان شود. در مقایسه با کاخ سفید یا خانه صورتی، که هر دو به صورت تدریجی و سپس به صورت رسمی نامشان را از رنگ‌های جسورانه معماریشان دریافت کردند، در نمونه کره‌ای، نام ساختمان به صورت رسمی ساخته شد و بنابراین به نظر می‌رسد که این مورد نشانگر نوع دیگری از ارتباط بین رنگ و هویت معماری باشد. آیا ممکن است که در نیمه‌ی قرن بیستم، رسم جدیدی در نام‌گذاری اقامتگاه‌های اجرایی به وجود آمده باشد؟

به هر حال، این سه بنا قابلیت رنگ در برقراری ارتباط در سطح پایه‌ای و جهانی‌تر از فرم یا سبک معماری را نشان می‌دهند. با این وجود، همچنان نوعی از اضطراب همراهِ رنگ‌آمیزی ساختمان است. در مورد کاخ سفید و خانه‌ی صورتی، این اضطراب خود را به شکل نیاز به توضیح انتخاب رنگ به شکل اشاره به سبقه‌ی تاریخی با یک داستان سیاسی/نمادین یا توجیه به ظاهر فنی آن، نمایش می‌دهد که هیچ کدام به تنهایی جواب کامل و قانع کننده‌ای برای این پرسش نیستند. جالب است که در مورد خانه‌ی آبی، هر دلیلی برای انتخاب اولیه‌ی رنگ کاملا بی‌اهمیت است و در عوض آنچه که اهمیت دارد، تصمیم برای ربط دادن مقر دولت با یک رنگ است. همچنین جالب توجه است که هر سه این اقامتگاه‌های دولتی، هویت‌هایشان – و نام‌های مشهورشان که از این هویت‌ها نشات گرفته است – را در دوره‌هایی به‌دست آورده‌اند که حکومت بسیار دموکرات بوده است. در مورد ایالات متحده، این اتفاق پس از یک جنگ برای آزادی و ایجاد یک کشور جدید افتاده است. در هر دو مورد آرژانتین و کره‌ی جنوبی، این اتفاق مقارن با به قدرت رسیدن رهبرانی متمایل به دموکراسی پس از دوره‌هایی از حکومت استعماری و استبدادی است.

در هر سه مورد، این نیاز وجود داشته که صفحه پاک و از نو شروع شود و در یک دموکراسی جدید بدون یک نمادگرایی متحد‌کننده و زرق و برق یک حاکم، حزب یا مذهب، به نظر می‌رسد که رنگ به خودی خود قدرت خاصی دارد. با توجه به توانایی رنگ در جایگزینی فرم معماری به عنوان انتقال دهنده پیام قدرت که [در این متن] توضیح داده شد، شاید معماران حق دارند که از قلم موی رنگ بترسند ولی با این کار، از یک ابزار ساده ولی کارآمد صرف نظر می‌کنند. به هر حال، برای برقراری نظمی جدید چه راهی بهتر از رنگ کردن (یا دوباره رنگ کردن) خانه؟

پی‌نوشت

[۱] Jacob Reidel

[۲]  در این معنا، رنگ‌آمیزی گاهی برای معماران معاصر هم رده با تزئینات محسوب می‌شود که با تفکر طراحی‌ای که نمود سازه‌ای و مصالح (یا «صداقت») را برابر با اخلاقی بودن طراحی می‌داند، ناسازگار است- م.

[۳] White House in Washington, D.C

[۴] Pink House (La Casa Rosada) in Buenos Aires

[۵] Blue House (Cheongwadae) in Seoul

[۶] Theodore Roosevelt

[۷] Bartolomé Mitre

[۸] Domingo Sarmiento

[۹] Julio Roca

[۱۰] (Royal Palace (Gyeongbokgung

[۱۱] (Presidential Residence (Gyeongmudae

[۱۲] Syngman Rhee

[۱۳] Yun Bo-seon

[۱۴] Cheongwadae

[۱۵] pavilion of blue tiles

منبع

metropolismag

نوشته رنگ، قدرت و معماری: یک لایه رنگ می‌تواند طنین سیاسیِ پرقدرتی ایجاد کند. اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: ایگناسیو آمیگو | نویسنده‌ی آزاد در زمینه‌ی پایداری، علم و فناوری
مترجم: هاله ابراهیمی


پونته‌ودرا، اسپانیا – یک صبح چهارشنبه‌ی معمولی در مرکز شهر پونتِودرا است، اما خیابان‌ها آن‌قدر از مردم لبریز است که فکر می‌کنی فستیوالی چیزی در جریان است. هر طرف را که نگاه می‌کنی عابران پیاده را می‌بینی: سگ‌هایشان را آورده‌اند گردش، کالسکه‌ی بچه‌هایشان را به جلو هول می‌دهند، می‌روند سرکار، خرید، یا به‌سادگی جایی نشسته‌اند و عبور سایر مردم را تماشا می‌کنند.

با دیدن این صحنه، سخت است باور کرد که مدتی نه‌چندان پیش، اکثر این فضاهایی که اکنون مردم در آن‌ها قدم می‌زنند، به حرکت و پارک کردن ماشین‌ها اختصاص داده‌شده بود. یا به گفته‌ی شهردار، میگوئل انشو فرناندز لورس، شهر یک «انبار ماشین» بود. امروز، از دفترش که در طبقه‌ی سوم تالار شهر است، می‌تواند به‌جای صدای بوق و موتور ماشین‌ها، صدای حرف زدن مردم را بشنود. لورس می‌گوید: «شگفت‌انگیز است. قبلاً روزانه ۱۴ هزار ماشین از این خیابان عبور می‌کرد.»

فقط خیابان‌های نزدیک تالار شهر نیست که دگرگون‌شده‌اند. با توجه به آمار مدیریت شهر، از سال ۱۹۹۹ ترافیک موتوری در مرکز تاریخی پونته‌ودرا، به طرز غیرقابل‌باوری ۹۷ درصد کاهش‌یافته است. ترافیک در نواحی نزدیک مرکز، ۷۷ درصد و در شهر به‌طورکلی ۵۳ درصد کم شده است.

درنتیجه، کیفیت زندگی در پونته‌ودرا به‌شدت بهبودیافته است. از سال ۲۰۱۱ حتی یک حادثه‌ی تصادف مرگبار در شهر اتفاق نیفتاده است. هوا پاک‌تر شده و سطح دی‌اکسید کربن در آن به‌شدت پایین آمده است. یک پیاده‌روی ساده در شهر خودش همه‌چیز را می‌گوید: بچه‌ها در بیرون از خانه بازی می‌کنند، افراد مسن راحت در اطراف می‌چرخند و اندک ماشین‌هایی هم که در رفت‌وآمدند – که آن‌هم اکثراً ون‌های دلیوری و تحویل بار هستند- با حواس‌جمع رانندگی می‌کنند.

شهردار شهر پونته‌ودرا، میگوئل انشو فرناندز لورس، از زمانی که خیابان‌ها را از ماشین مدار به مردم مدار تبدیل کرده است، چهار بار پیاپی در انتخابات برنده‌شده است.

مردم در پونته‌ودرا از تغییراتی که اتفاق افتاده خوشحال هستند. در حقیقت، آن‌قدر خوشحال‌اند که لورس در حال حاضر دارد پنجمین دوره‌ی متوالی خدمتش در منصب شهرداری را می‌گذارند. این اقدامات خوب شهردار خارج از مرزهای شهر هم شناخته‌شده‌اند. در سال‌های اخیر، شهر جوایز و تقدیرنامه‌های بسیاری را درو کرده است که شهردار باافتخار آن‌ها را بر روی میزی در دفتر کارش به نمایش گذاشته است. همه‌ی این‌ها ثابت می‌کند که حتی شهرهای کوچکی مثل پونته‌ودرا می‌توانند نوآوری‌های بزرگی به خرج دهند تا زندگی مردمانشان را به نحو ملموسی بهبود بخشند.

راز موفقیت لورس می‌تواند در جمله‌ی ساده‌ای که وسط مکالمه‌مان بیان داشت، خلاصه شود: «برای اینکه شهری درست کار کند، به ماشین‌های کمی نیاز داری.»

تغییر سیاسی

پونته‌ودرا، با هشتاد هزار نفر جمعیت، در بخش گالیسیا قرارگرفته است، منطقه‌ای در شمال غربی اسپانیا که برای آب‌وهوای بارانی‌اش، مناظر طبیعی سرسبزش و غذای دریایی خوشمزه‌اش مشهور است.

خیابان‌های پونته‌ودرا که سابقاً توسط ماشین‌ها مسدود می‌شد، اکنون مملو از عابران پیاده است.

مثل بسیاری از شهرهای غربی، سیل ماشین‌ها در خیابان‌های پونته‌ودرا در نیمه‌ی دوم قرن بیستم جریان گرفت. تا آخر دهه‌ی ۱۹۹۰، نزدیک ۵۲ هزار ماشین هرروز در شهر رفت‌وآمد داشتند.

بعد، اتفاقی افتاد. سال ۱۹۹۹، یک حزب سیاسی چپ‌گرا که لورس در رأس آن قرار داشت، در انتخابات شهرداری برنده‌ی جایگاه دوم شد. با حمایت سوسیالیست‌هایی که سوم شده بودند، لورس شهردار شد. از زمانی که دموکراسی در سال ۱۹۷۸ به اسپانیا بازگشته بود، شهر را حزب محافظه‌کار مدیریت می‌کردند و لورس اولین شهردار چپ‌گرایی بود که از آن موقع به قدرت می‌رسید.

قوی، پرحرف و با اعتمادبه‌نفس؛ لورس به این معروف است که مردی از مردم است. او قبل اینکه وارد عالم سیاست شود، سال‌ها به‌عنوان یک پزشک کارکرده است. او به زبان گالیسی، زبانی منطقه‌ای که در زمان دیکتاتوری فرانکو، تکلم به آن قانون‌شکنی محسوب می‌شد، صریح صحبت می‌کند و زیاد دشنام می‌دهد.

لورس می‌گوید: «مردم احمق نیستند. شاید ازلحاظ ایدئولوژیکی نتوانند تحملت کنند، ولی برای اینکه کارها را خوب انجام می‌دهی ارزش قائل‌اند.»

بیشتر از هر چیزی، بهترین کاری که شهردار انجام داده است، برگرداندن خیابان‌ها به مردم است. این اقدام، دلیل اساسی حمایت پونته‌ودرایی‌ها از او و نشانه‌ی عیار این ۱۸ سال خدمت شهرداری‌اش است. لورس و مشاور کلیدی او در بازسازی شهر، سزار مسکوئرا، به‌سرعت در این زمینه وارد عمل شدند. لورس به یاد می‌آورد: «ما اداره را سوم جولای ۱۹۹۹ تحویل گرفتیم و تا ششم اوت، مرکز تاریخی شهر را پیاده راه ساخته بودیم.»

وضعیت مرکز تاریخی شهر، در انتهای دهه‌ی ۹۰ میلادی در تنگنای وخیمی بود. باوجود فراوانی ابنیه‌ای که از معماری دوران قرون‌وسطی و رنسانس برخوردار بودند، آنجا تبدیل به فضایی خصمانه، کثیف و خطرناک شده بود؛ بازگرداندنش به حالت اولیه، زندگی تازه‌ای به آن بخشید. ازآنجا به بعد، به‌تدریج اقدامات جدیدی در اطراف هسته‌ی شهر صورت گرفت که بعدها ترافیک موتوری را به پیرامون آن انتقال داد؛ و ماشین‌ها که رفتند، مردم شکوفا شدند.

واژگونی «هرم»

اگرچه لورس ماشین‌ها را هدف ضربات تازیانه‌اش قرار داده بود، خیلی ساده‌بینی خواهد بود که اقدامات او را صرفاً «جنگی با ماشین‌ها» بنامیم. برعکس، تفکر اساسی این بوده است که از طریق یک برنامه‌ی یکپارچه با مشکلات مختلف شهری -مثل آلودگی هوا، بحث دسترسی و امنیت- روبه‌رو شد. درواقع، در خیلی از خیابان‌های شهر، هیچ مانع فیزیکی‌ای وجود ندارد که ماشین‌ها را بیرون نگه دارد. دسترسی ماشین‌های تحویل بار و ماشین‌های محلی همچنان در خیلی از اینجاها برقرار است.

لورس توضیح می‌دهد: «کاری که ما انجام دادیم این بود که دوربرگردان‌ها و مسیرهای حلقوی ایجاد کنیم که مردم نتوانند در طول شهر رانندگی کنند. اگر شما از جنوب شهر وارد می‌شوید، از همان جنوب هم خارج خواهید شد.»

هدف این استراتژی که محدودیت‌های پارکینگی متعددی در تمام منطقه‌ی مرکزی مکمل آن شده است، این است که از شر چیزی که مدیران شهری پونته‌ودرا آن را «ترافیک غیرضروری» می‌خوانند، خلاص شوند. این ترافیک شامل وسایل حمل‌ونقلی می‌شود که به‌جای اینکه اطراف شهر برانند، در طول شهر میرانند و آن‌هایی که در جستجوی جای پارک هستند. درحالی‌که در منطقه‌ی مرکزی پارک ساعتی مجاز نیست، نقاط پارک آزاد اندکی هستند که هرکسی می‌تواند ماشینش را برای ۱۵ دقیقه آنجا پارک کند. از طرف دیگر، در گاراژهای حاشیه‌ی شهر، پارکینگ آزاد موجود است که بازدیدکننده‌ها را تشویق می‌کند ماشین‌هایشان را کمی دورتر از مرکز پارک کنند که اندکی برای رسیدن به آن پیاده‌روی انجام دهند.

گرچه ممکن است خلاف انتظار به نظر آید اما این اقدامات واقعاً عبورومرور را بهبود بخشیده است. بر اساس گفته‌های اهالی شهر، آن‌هایی که مجبورند با ماشین به مرکز شهر بروند –که برای مثال فردی مسن را سوار کنند یا بارهای خود را پس از سفر به منزل برسانند- اکنون زمان کمتری را در ماشین خود می‌گذراند، چون هیچ ازدحام ترافیکی وجود ندارد و جای پارکینگ‌های موقت هم سریع دست‌به‌دست می‌شوند.

در خیلی از خیابان‌های پونته‌ودرا، سطح رفت‌وآمد تبدیل به یک «تک سطح» شده است. (تنها به ترافیک پیاده اختصاص داده‌شده است)

لورس توضیح می‌دهد که نکته‌ی مهم دیگر، تغییری است که در اولویت‌بندی‌های ترافیکی اتفاق افتاده است. او می‌گوید: «ما هرم را واژگون ساختیم. پیاده‌ها را بالا آوردیم، بعدازآن دوچرخه‌سواران و حمل‌ونقل عمومی قرار دارند و ماشین‌های شخصی هم انتهای هرم هستند.»

بااینکه امروزه این ایده‌ها بسیار متداول شده‌اند، زمانی که لورس و مسکوئرا کار خود را شروع کردند این‌قدر رایج نبودند. مسکوئرا اعتبار ایده‌هایشان را به فرانسیسکو تونوکی نسبت می‌دهد، نویسنده و نظریه‌پرداز ایتالیایی کتاب «شهر کودکان» تألیف سال ۱۹۹۶٫ تونوکی در آن کتاب خواستار بازسازی شهرها بر اساس مقتضیات پرورش جوان‌ترین ساکنانش است. مسکوئرا می‌گوید: «فضایی که در دهه‌ی ۹۰ به وجود آمده بود، آغازگر یک آگاهی و بیداری بوم‌شناختی بود که شهرهایی را با آلودگی هوا و آلودگی صوتی کمتری تصور می‌کرد.»

امروزه، گونه‌های مختلفی از طراحی‌های خیابان در پونته‌ودرا وجود دارد. درجاهایی که روند پیاده‌محوری شدید بوده است، خیابان‌ها به‌کل پیاده‌رویی ندارد و کل فضا به چیزی که به آن یک «تک سطح» می‌گویند تبدیل‌شده است. ترافیک سواره در این معابر به‌شدت محدودشده است و تنها ماشین‌های اندکی که رفت‌وآمدشان الزامی بوده است، باید با سرعت‌پایین حرکت کنند و در یک همزیستی مسالمت‌آمیز با جمعیت پیاده باشند.

در سایر خیابان‌ها، محور پیاده‌رو به حدی گسترش‌یافته است که بتواند به‌اندازه‌ی حداقل دو نفر عابر پیاده که از روبه‌روی هم می‌آیند و چترهایشان را بازکرده‌اند –نکته‌ای که در یک منطقه‌ی بارانی الزامی است- فضا داشته باشد. اکثر این خیابان‌ها تنها یک خط عبوری برای ترافیک موتوری دارد و تمام تقاطع‌های پیاده‌رو با سرعت‌گیرهای برآمده، آرام‌سازی شده‌اند. این رویکرد، ماشین‌ها را وادار می‌کند که از سرعت خود بکاهند و همچنین ناخودآگاه این پیام را به رانندگان منتقل می‌کند که دارند به محدوده‌ای برای عابران پیاده وارد می‌شوند نه هرجای عادی دیگری. این تقاطع‌های برآمده‌سازی شده، همچنین رفت‌وآمد را برای افراد مسنی که از ویلچر استفاده می‌کنند و یا هرکسی که کالسکه‌ی بچه به همراه خود دارد، آسان‌تر می‌کند.

جنبه‌ی کلیدی این نوع طراحی‌های خیابان این است که این‌گونه، بسیاری از تخلفات رانندگی غیرممکن می‌شوند. برای مثال، دیگر چیزی به اسم پارک دوبل وجود ندارد وقتی‌که ماشین‌ها تنها یک خط عبوری برای رفت‌وآمد دارند؛ و به لطف تقاطع‌های برآمده‌سازی شده‌ی پیاده، رد کردن محدودیت سرعت شهری ۳۰ کیلومتر بر ساعت، حتی اگر بخواهی هم سخت می‌شود.

هم‌زمان با بازداشتن افراد از رانندگی، آن‌ها به پیاده‌روی تشویق می‌شوند. یک ابتکار جالب در این زمینه «مترومینوتو» است، نقشه‌ای شهری شامل فواصل و زمان تقریبی پیاده‌روی میان نقاط شهری که طرح‌بندی آن به تقلید از نقشه‌های مترو صورت گرفته است. این ایده در سال ۲۰۱۳، برنده‌ی جایزه‌ی اینترمُد شد که در توصیفش آن را «هم ساده و هم مبتکرانه» توصیف کرد و از آن تاکنون شهرهایی مثل پاریس، لندن و فلورانس تقلید کرده‌اند.

ازآنجایی‌که [ساختار] شهر متمرکز و فشرده است، بیشتر سفرهای درون‌شهری کمتر از ۲۰ دقیقه پیاده‌روی لازم دارند. برای اینکه این روال حفظ شود، شهر محدودیت‌هایی را بر گسترش پراکندگی‌های حاشیه‌ی شهر اعمال کرده است و به‌جای آن، به تجارت‌های خرده مقیاس در مرکز شهر ارتقاء بخشیده است. لورس می‌گوید: «در هر خیابانی ما سوپرمارکت، بقالی، لباس‌فروشی، رخت‌شویی و هر چیز دیگری را برای خودمان داریم. به همین خاطر، بدون اینکه لازم باشد محله‌ات را ترک کنی، می‌توانی خرکاری که نیاز داری انجام دهی.»

پیروزی بر مغازه‌داران

امروزه مزایای تمام این تغییرات بر همگان واضح شده است، اما اگر به سال ۱۹۹۹ برگردیم، همه در پونته‌ودرا از این محدودیت‌های ترافیکی هیجان‌زده نبودند.

هم لورس و هم مسکوئرا معتقدند که معمولاً درباره‌ی مخالفت‌هایی که با این‌گونه پروژه‌ها صورت می‌گیرد، رسانه‌ها اغراق می‌کنند و با جهت‌گیری‌های سیاسی به جلو سوق داده می‌شوند. لورس یک جلسه‌ی عمومی با ۳۵ مغازه‌دار را به خاطر می‌آورد که قرار بود مسئله‌ی پیاده‌راه شدن یک خیابان را بررسی کنند. همه به‌جز یک نفر از طرح حمایت کردند، ولی روز بعد روزنامه‌ها از صدای اعتراض مردمی گفته بودند که مخالف این اصلاحات بودند.

نقشه‌ی پیاده‌روی «مترومینوتو» توسط شهرهای بسیاری ازجمله پاریس، لندن و فلورانس تقلیدشده است.

لورس می‌گوید: «فرضیه‌ای است که می‌گوید همیشه بخش تجاری با این‌جور چیزها مخالف است. ما میگوییم که این‌چنین نیست. ممکن است از جانب افراد کمی مخالفت‌هایی صورت بگیرد، اما معمولاً این مخالفت‌ها یا دلایل شخصی دارند یا انگیزه‌های سیاسی.»

میگوئل لاگو، مدیر تشکیلاتی که در مرکز تاریخی شهر ارائه‌دهنده‌ی خدمات تجاری است، تائید می‌کند در ابتدا مخالفت‌هایی صورت گرفت، اما بعد با گفتگو و مذاکره مسئله حل شد. لاگو می‌گوید: «آن‌ها مجبور بودند مغازه به مغازه بروند و طرحشان را توضیح دهند و درباره‌ی شرایط مذاکره کنند.» او همچنین متوجه شده بود که فشار قضیه با توجه به نوع تجارت متفاوت می‌شد –برای مثال بارها و رستوران‌ها ازین قضیه سود می‌بردند، ولی خرده‌فروشی‌هایی که کالاهای بزرگ میفروختند، مثل لوازم برقی خانگی، زمان بیشتری می‌برد تا با اوضاع کنار بیایند؛ اما درکل، او می‌گوید که به نفع تجارت تمام‌شده است.

دولت، مجموعه‌ی مشخصی از اهداف را دنبال می‌کرد، اما همچنین آن‌قدر انعطاف‌پذیر بود که بتواند [برای اجرایی شدن قضیه] آن‌ها را مرحله‌بندی کند. برای مثال، در ابتدا مغازه‌داران اجازه داشتند در بعضی خیابان‌ها ماشین‌هایشان را پارک کنند. به‌تدریج که مدل پذیرفته تر شد، امتیاز ویژه‌ی پارک کردن برای مغازه‌داران لغو شد. به‌طور مشابه، مسافرکش‌ها و تحویل بارها قبلاً در هر ساعتی از روز اجازه‌ی رفت‌وآمد داشتند اما اکنون تنها ساعت‌های مشخصی این اجازه را دارند.

مسکوئرا می‌گوید: «در پونته‌ودرا حتی یک اقدام کوچک هم نبود که توسط همسایه‌ها و مغازه‌داران حمایت نشود. بدون آن حمایت و پذیرش، فرآیند [تغییر] نمی‌توانست این‌قدر سریع و موفقیت‌آمیز پیش برود.»

وقتی از مسکوئرا پرسیدم که آیا مدلی که در پونته‌ودرا اجراشده است می‌تواند به شهرهای دیگر نیز صادر شود، او سؤالم را با سؤال دیگری پاسخ داد: «آیا امکان‌پذیر است که شهرها را، به هر ابعادی که هستند، در وضعیت فعلی‌شان نگه داشت؟» واضح است که برای او، پاسخ نه بود. «نمی‌توان ترافیک نامحدود، بدون شرط و بدون ضوابط را در شهرها داشت. باید وارد عمل شویم.»

لورس موافق است که شهرها باید وارد عمل شوند؛ اما متوجه هم هست طرحی که در پونته‌ودرا اجرا شد، نمی‌توان در شهر دیگری به‌سادگی کپی‌برداری شود. شهردار می‌گوید: «وقتی شما کپی می‌کنید، کارهای اشتباهی از شما سر می‌زند و شاید متناسب نباشند. شما باید پروژه‌ای برای شهر خودتان طراحی کنید. هر شهری باید راه خودش را بیابد.»

منبع: citiscope

نوشته چگونه شهری در اسپانیا از شر ماشین‌هایش خلاص شد؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

گزارش دوم از مناطق زلزله‌زده‌ی استان کرمانشاه در دو بخش توصیفی و عملیاتی ارائه می‌شود؛‌ گزارش توصیفی وضعیت مناطق زلزله‌زده و گزارش اقدامات انجام شده چندروز اخیر توسط «معماران جهادی» را ارائه می‌دهد. برای دیدن گزارش‌ها روی عنوان هر تب کلیک کنید:

  • گزارش توصیفی
  • گزارش عملیاتی

۱ با پایان تعطیلات،‌ حاضران منطقه زلزله زده به طور محسوسی کم شده‌اند؛ این شرایط هم برکاتی دارد و هم نگرانی‌هایی. با کاهش ترافیک منطقه و جمعیت، امکان ساماندهی توزیع اقلام و کمک‌ها آسان‌تر شده و تحلیل بهتری از افراد و گروه‌هایی که توان کمک واقعی دارند حاصل می‌شود. با این حال انرژی زیادی که با ساماندهی می‌توانست آثار بهتری داشته باشد از دست‌رفته و بار روی دوش گروه‌های کمتری افتاده است. بعضی گروه‌های هوشمند، با جذب کمک‌های عمومی آنها را برای روزهای افت ارسال اقلام انبار کرده‌اند و با جیره‌بندی در اختیار آسیب‌دیدگان قرار می‌دهند.

۲ دولت قول کمک محدودی به هر خانواده برای اسکان موقت داده است و در این زمینه از تفاهم با سپاه صحبت می‌شود. اما پیگیری‌های ما نشان می‌دهد هنوز این تفاهم به یک قرارداد قطعی منجر نشده و بلاتکلیف است. بعضی از مسئولان نهادی بنابر شرایط فرهنگی منطقه اعتقاد دارند آغاز بازسازی بدون انتقال افراد از روستاها و اسکان موقت در مکان‌های مجتمع دیگر میسر نیست. اعتقادی که نافی مشارکت‌جویی اجتماعی است. مسئولان ارشد در زمینه‌ی روند بازسازی دائم به تصمیم قطعی نرسیده‌اند به همین دلیل امکان و شکل مداخله‌ی گروه‌های جهادی و معماری نیز روشن نیست.

۳ مردم در چادرها مستقر شده‌اند و با مرتفع کردن بستر با مصالح ابنیه تخریب شده و پوشش‌های پلاستیکی چادرهای خود را عایق کرده‌اند؛‌ در واقع در موضوع اسکان نسبت به روزهای پیش به شرایط بهتر و پایدارتری رسیده‌اند. با این حال اکثر روستاها از مشکل بهداشت، عدم وجود حمام،‌ قطعی آب و آسیب به زیرساخت‌های آن رنج می‌برند. پیشنهاد ما به گروه‌های داوطلب این است که برای هزینه هدفمند منابع به جای تهیه کانکس‌های عادی اسکان، روی تامین حمام و دست‌شویی تمرکز کنند.

۴ وسعت منطقه آسیب‌دیده و جمعیت آسیب‌خورده زیاد و منابع محدود است؛ و ایجاد سرپناه‌ها در یک روند صنعتی و پرسرعت غیرقابل گریز است. پیشنهادهای معمارانه که می‌خواهند کیفیت فرهنگی و هنری را تضمین کنند باید بر پایه‌ی یک برنامه‌ی بلند مدت باشند؛ هم از این منظر که روندبازسازی مناطق زلزله‌زده کرمانشاه «در آینده» و «به تدریج» به کیفیت مطلوب برسند و هم از این منظر که در دوره‌ی ثبات، برای شرایط بحرانی دیگر و امدادرسانی و بازسازی سریع با ضمانت کیفیت معمارانه آماده شویم. بر این اساس پیشنهاد می‌کنیم، گروه‌های داوطلب معماری که موفق به جذب منابع نیز شده‌اند، به جای برنامه‌ریزی بر روی ساخت تک ساختمان‌های فاخر،‌ برای ساخت چندین ساختمان ضروری و قابل ارتقا با مشارکت اجتماعی مردم منطقه برنامه‌ریزی کنند.

۱ در راستای مسئولیت مستندسازی و برداشت منطقه آسیب‌دیده، «معماران جهادی» اپلیکیشنی ویژه‌ی این فعالیت را با همکاری برنامه‌نویسان داوطلب تهیه کرده است. در این پروژه با همکاری پیمایشگران این انجمن و دیگر گروه‌های فعال، اطلاعات منطقه را به صورت طبقه‌بندی شده و مکان‌مبنا ثبت می‌شود. این اپلیکیشن بر اساس تجربه‌ی زلزله‌ی نپال و گزارش‌های سازمان ملل طراحی شده است.

۲ گروه پیش‌قراول از روز جمعه در منطقه مستقر شده و دفتر فنی انجمن را در مدرسه شاهد سرپل ذهاب مستقر کرده است. در سه روز گذشته این گروه ضمن بازدید و برداشت از چند روستای دشت ذهاب،‌ مذاکراتی با فعالان اقتصادی منطقه، مسئولانی از قرارگاه خاتم و مسئولان بسیج سازندگی انجام داده است. تا پایان هفته روستاهای هدف تمرکز انجمن مشخص خواهد شد.

۳ در طول این هفته روستاهای هدف برای طراحی و اقدام انجمن مشخص می‌شود و داوطلبان جهادی برای مذاکره‌ی چهره‌به‌چهره و برداشت دقیق، از شهر سرپل ذهاب خارج و در این روستاها اردو خواهند زد. هم‌زمان با این فعالیت میدانی، ستاد انجمن در تهران پروپوزال‌های پیشنهادی برای روستاها را تهیه می‌کند؛ این طرح‌های با نگاه به شرایط اقتصادی هر روستاها و با پیشنهاد روال‌های بازسازی اقتصادی و دامداری منطقه تهیه می‌شود.

۴ با هدف تمرکز توان و همچنین جلوگیری از موازی‌کاری، ستاد معماران جهادی بر پیگیری ساخت سرپناه موقت تمرکز نخواهد کرد و بلکه به عنوان تسهیل‌گر تامین منابع، معرفی نیروی انسانی و فراهم آوردن شرایط فعالیت گروه‌های داوطلب عمل می‌کند. در حال حاضر «معماران جهادی» با دو مجموعه‌ی «سلام» و «بروسکا» همکاری می‌کند. «سلام» از ابتدای هفته در قصر شیرین مستقر شده و بروسکا با تکمیل طرح‌هایش از اواخر هفته به دشت ذهاب می‌آید. هر دو گروه سیاست خوشه‌ای را اتخاذ کرده‌اند که پس از ساخت اولین سرپناه، در صورت مناسب بودن شرایط کار، اعضای متخصص هر گروه رهبریِ گروه‌های محلی را برای ساخت سرپناه‌های دیگر بر عهده بگیرند. البته در حالی که «سلام» نیز قصد اجرای سندبگ داشت، به دلیل نزدیکی موج سرما مشغول پایدارسازی کپرهای سنتی آسیب‌دیدگان شده است. 

نوشته معماران جهادی؛ گزارش شماره ۲ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنرانان
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

دویست و پنجاه و نهمین گفتمان هنر و معماری
نشست «باز هم زمین… لرزید»
یادبود زلزله زدگان کرمانشاه

پنل گفتگو:
مهندس انوشه منصوری
مهندس اردشیر سیروس
دکتر محمدحسن فلاح
مهندس مسعود نوران

دبیر پنل:
مهندس علیرضا قهاری

زمان: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰
مکان: موزه هنرهای دینی امام علی (ع)، خیابان ولیعصر، بالاتر از ظفر، بلوار اسفندیار، پلاک ۳۵

انجمن مفاخر معماری ایران

نوشته نشست «باز هم زمین… لرزید» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

جشنواره جهانی معماری برندگان دهمین دوره‌ی خود را اعلام کرد. دهمین دوره از این جشنواره در نوامبر سال ۲۰۱۷ در برلین برگزار شد. برندگان این مسابقه از میان ۹۲۴ پروژه دریافتی اعلام شده است. در این متن نگاهی داریم به لیست پروژه‌های برنده در این جشنواره و دو پروژه از ایران.

ساختمان برتر سال ۲۰۱۷

دانشگاه چینی‌های هنگ‌کنگ- پروژه‌ی بازسازی پس از زلزله روستای گوانگمینگ. چین

جایزه ویژه هیئت داروان

Marc Koehler Architects, Superlofts Houthaven آمستردام- هلند

پروژه قابل تقدیر سال ۲۰۱۷

Neri&Hu Design and Research Office گاراژ مرکز خدمات رسانی خودرو پکن – چین

۲۰۱۷ پروژه‌ی آینده‌ی برتر سال

Allen Jack+Cottier Architects and NH Architecture – فروشگاه ماهی سیدنی – سیدنی – استرالیا

منظر برتر سال ۲۰۱۷

Turenscape – دهقانان و زمین‌هایشان – منظر مرمت‌شده‌ی باستانی – Chengtoushan, Lixian County – چین

برترین کاربرد رنگ سال ۲۰۱۷

Iredale Pedersen Hook Architects – هاستل فیتروزی کراسینگ رنال -فیتروزی کراسینگ – استرالیا

جایزه مخصوص ایران

مقام اول – بیمارستان پارس شیراز – معماران موج نو

اثر قابل تقدیر – مکث – معماران اشعری

پروژه‌های مسکونی

خانه- مقام اول – Vo Trong Nghia Architects – خانه بین – ویتنام

پروژه قابل تقدیر – در جست‌و‌جوی رنگین‌کمان – Hiroshi Nakamura & NAP – توکیو، ژاپن

مجتمع مسکونی – مقام اول – Marc Koehler Architects – Superlofts Houthaven – آمستردام، هلند

مجتمع مسکونی – اثر قابل تقدیر – Peter Salter Associates – Walmer Yard – بریتانیا، لندن

تولید، انرژی و بازیافت

مقام اول – Slash Architects and Arkizon Architects- مزرعه ۳۰ – ۳۸ شهر آفیوناکاراهی، ترکیه

پروژه‌های ورزشی

مقام اول – HKS, U.S. Bank Stadium- مینه‌پولیس، آمریکا

پروژه‌های آموزشی

Andrew Burges Architects – مرکز آموزش‌های ابتدایی سیدنی- سیدنی،استرالیا

پروژه‌های معماری آینده

مقام اول –
Pilbrow & Partners – موزه جدید باستان‌شناسی قبرس –
نکوسیا -قبرس

پروژه قابل‌تقدیر – متروپلیس جدید اروپایی تا سال ۲۰۳۰ – Sweco Architects – سوئد

پروژ‌ه‌های فرهنگی

مقام اول – Heneghan Peng Architects- موزه‌ی فلسطینیان – فلسطین

پروژه قابل تقدیر- Neri&Hu Design and Research Office – تئاتر جدید شانگهای – شانگهای – چین

پروژه‌های اداری

مقام اول معماری آینده- Vo Trong Nghia Architects – استودیو Viettel offsite – ویتنام

پروژه قابل‌تقدیر – معماری آینده – Pilbrow & Partners – ساختمان فروشگاه – لندن – بریتانیا

پروژه‌های اجتماعی

مقام اول – پروژه‌های آینده – edgeARCH – ساختمان کنسول، مجمتمع آموزشی و اسکان کارکنان – کاراچی – پاکستان

اثر قابل تقدیر – Belatchew Arkitekter – کلیسای اتیوپی – استکهلم – سوئد

پروژه‌های اداری

مقام اول – Nikken Sekkei – Co Op Kyosai Plaza – توکیو – ژاپن

اثر قابل تقدیر – Francis-Jones Morehen Thorp – مرکز ای. وای – سیدنی – استرالیا

پروژه‌های بازسازی

مقام اول – دانشگاه چینی‌های هنگ‌کنگ – بازسازی پس از زلزله – ژوتونگ – چین

مقام اول – studioMilou – Le Carreau du Temple – پاریس -فرانسه

پروژه‌های نمایشی

مقام اول – Alison Brooks Architects – لبخند – لندن – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – Batlle i Roig Arquitectura – هتل حشره‌ای – بارسلونا – اسپانیا

 

پروژه‌های سلامت

مقام اول – پروژه‌های آینده – Magi Design Studio – اندونزی

اثر قابل تقدیر – Boogertman + Partners Architects/Geyser Hahn Architects – کلینیک بینایی چشم جدید – شانگا – جمهوری کنگو

مقام اول- Ntsika Architects – جانسبرگ – آفریقای جنوبی

اثر قابل تقدیر – Nickl & Partner Architekten – Kaiser-Franz-Josef-Spital – وین – اتریش

پروژه‌های تفریحی توسعه‌محور

مقام اول – Tabanlioglu Architects – آسمان بوردوم – بوردوم – ترکیه

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده -Hypothesi – رستوران کراهام – تایلند

پروژه‌های آموزشی

مقام اول – پروژه‌های آینده – Feilden Clegg Bradley Studios and SHATOTTO architecture – آکادمی آقاخان – داکا – بنگلادش

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – Vo Trong Nghia Architects – مرکز آموزشی ویتال – هانویی – ویتنام

پروژه‌های مسکونی

مقام اول – پروژه‌های آینده – EAA Emre Arolat Architecture – مجتمع مسکونی گوکسو – استانبول – ترکیه

اثر قابل‌ تقدیر – پروژه‌های آینده – Modern Office of Design + Architecture – دهکده – کالاگری – کانادا

پروژه‌های حمل و نقل

مقام اول – Grüntuch Ernst Architects – ایستگاه مرکزی کمنیتز – کمنیتز – آلمان

اثر قابل تقدیر – Grüntuch Ernst Architects – ترمینال سالرنو مارتیمه – سالرنو – ایتالیا

Masterplanning

مقام اول – پروژه‌های آینده – Allen Jack+Cottier Architects and NH Architecture – بازار ماهی سیدنی – سیدنی – استرالیا

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – O2 Design Atelier – One Heart Foundation – اکودهکده‌ی کودکان – کاکامگا – کنیا

پروژه‌های هتل وتفریحی

مقام اول – Cong Sinh Architects- Vegetable Trellis – شهر هوچی مینگ – ویتنام

مراکز خرید

مقام اول – ACME – دروازه ویکتوریا – لیدز – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – Nikken Sekkei – Tokyu Plaza Ginza – توکیو -ژاپن

پروژه‌های مسکونی

مقام اول- Ntsika Architects – جانسبرگ – آفریقای جنوبی

پروژه‌های چندکاربری

 

مقام اول – Allford Hall Monaghan Morris – جاده پل وست مینیستر – لندن – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – Stu/D/O Architects – مجتمع هنری نایپی – بانکوک – تایلند

پروژه‌های مذهبی

مقام اول – Waugh Thistleton Architects – قبرستان بوشی – بوشی – بریتانیا

اثر قابل‌تقدیر – Fearon Hay Architects – کلیسای حضرت سلوین -آکلند – نیوزلند

پروژه‌های تحصیلات تکمیلی و پژوهشی

مقام اول – C.F. Møller Architects – برج مرسک -کپنهانگ – دانمارک

اثر قابل تقدیر – Savage + Dodd Architects – Sol Plaatje University – ساختمان سی. او .او. تو – کیمبرلی -آفریقای جنوبی

پروژه‌های فرهنگی

مقام اول- پروژه‌های آینده – سبدی مملو از فرهنگ – گوتنبرگ – سوئد

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – Wright & Wright Architects – Lambeth Palace Library – لندن – بریتانیا

اثر قابل تقدیر – پروژه‌های آینده – Heatherwick Studio- Zeitz MOCAA – آفریقای جنوبی

ویلا

مقام اول – Irving Smith Architects – انزوا با دو سقف – گولدن بای – نیوزلند

اثر قابل‌تقدیر – EMC Arquitectura – ویلای اسکوندیدا – الساوادور

منبع

worldarchitecturefestival

 

 

 

 

نوشته اعلام برندگان جشنواره جهانی معماری و جایزه مخصوص ایران اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱ام آذر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: مجید ابراهیم‌پور


به مدد فضاهای مجازی در کسری از ثانیه خبرهای وقوع زلزله‌ای شدید در غرب کشور به گوش همه رسید…کرمانشاه، سرپل ذهاب، سنندج، سقز، بانه و هزاران شهر و روستای کوچک و بزرگ تخریب شده‌اند… خبرها حاکی از کشته شدن ۱ نفر… ۲ نفر…۲۰۰ نفر… ۳۴۰ نفر… و همین‌طور ادامه دارد؛ درحالی‌که مسئول ستاد مدیریت بحران در شب وقوع زلزله گفت تا پیش از طلوع آفتاب عملیات پایان خواهد پذیرفت… اما خبر افزایش کشته‌شدگان و مجروحان هنوز به گوش می‌رسد و ویدئوهایی از روستاها می‌رسد مبنی بر این‌که هیچ نیروی امدادی وجود ندارد.

سخن خود را با این پرسش شروع می‌کنم که آیا رابطه طبیعت و جامعه رابطه‌ای دوگانه است؟ درحالی‌که، نیل اسمیت، نظریه‌پرداز شهری، بعد از طوفان کاترینا نوشت: «چیزی به نام بلای طبیعی وجود ندارد» [۱] و دیوید هاروی، نظریه‌پرداز شهری، در کتاب خود با عنوان عدالت، طبیعت و جغرافیای تفاوت نوشت: «چیز ناطبیعی[۱]در شهر نیویورک وجود ندارد» [۲]. از دهه ۱۹۹۰، در ادبیات شهریِ انتقادی، گفتمانی به نام اکولوژی سیاسی شهری[۲] شکل گرفت که دو تأثیر عمده در ادبیات شهری انتقادی گذاشت: اول، اکولوژی سیاسی انتقادی را در بافتار شهری حک کرد و دوم، چارچوبی را فراهم کرد تا شهرها به‌عنوان تولیدی از فرآیندی متابولیک تحولات اجتماعی‌طبیعی[۳] بازتعریف شوند. ارتباط دادن طبیعت و جامعه تحت مفهوم شهری‌شدن، نه تنها فهم شهرپژوهان را نسبت به تولید فضای شهری شفاف کرد بلکه آن‌ها را قادر ساخت تا مشکلات محیط زیست شهری را در بافتارهای وسیع‌تر تاریخی، اقتصادی و اجتماعی بازتعریف کنند. با این صورت‌بندی، مداخلات برای مسایل زیست‌محیطی در شهرها نظیر آلودگی و بی‌عدالتی زیست‌محیطی می‌بایست در سطح نظم اجتماعی صورت پذیرد. [۳]

از طرف دیگر، نائومی کلاین در کتاب دکترین شوک اذعان می‌دارد که نظام سلطه چگونه از طریق ایجاد بحران یا سوء‌استفاده از اتفاقی طبیعی نظم اجتماعی جدیدی بر مردم تحمیل می‌کند. نظریه‌ای که از جانب میلتون فریدمن ارایه شد این بود که یک فاجعه می‌تواند تبدیل به فرصتی برای جراحی‌های شدید در ساختارهای موجود شود. کلاین در کتاب خود ثابت می‌کند این جراحی‌ها سبب تشدید محرومیت‌ها و بازتولید بی‌عدالتی می‌شود که از آن به عنوان «دکترین شوک» یاد می‌کند. اتفاقی که پس از طوفان کارترینا رخ داد و همین‌طور تحدید آزادی‌های قانونی که پس از حملات تروریستی پاریس در فرانسه به تصویب رسید. با این مقدمه، که جزییات آن باشد برای مجالی دیگر، من در تلاش برای پاسخ به این پرسش هستم که آیا زلزله بلایی طبیعی است؟ من در اینجا ادعا می‌کنم که فاجعه اخیر در استان‌های ایلام و کرمانشاه مستقیماً به روند شهری‌شدن کشور و در حقیقت سیاست‌های دولت نسبت به تخصیص منابع، فقرزدایی و مسکن ارتباط دارد و دولت در تلاش است این شرایط را تبدیل به فرصتی برای تحقق سیاست‌های نئولیبرال خود کند.

الف) اصولاً روند توسعه در یک دهه اخیر به سمتی پیش رفت که منابع و سرمایه‌های نفتی در کلانشهرهای ایران متمرکز شد؛ البته نه در بخش مولد بلکه در بخش نامولد یعنی مسکن و مستغلات. این جذب سرمایه در بخش نامولد، درون کلانشهرها نیز نه در بخش‌های ساخته‌شده شهر بلکه در اراضی خالی و کشاورزی درون و پیرامون شهر رخ داد. رشد افقی کلانشهرها، افزایش حاشیه‌نشینی، رشد شدید قیمت مسکن که از تهران شروع شد و به تبریز، شیراز، اصفهان و مشهد رسید و ساخت بزرگراه‌ها و زیرگذرها و روگذرها در این کلانشهرها حاکی از این توسعه نابرابر هم درون شهرها و هم بین شهرها بود. نیاز به ارایه آمار و اعداد نیست، کافی است با پرسه در نقاط مختلف این شهرها و شهرهای پیرامونی آن‌ها متوجه این بی‌عدالتی فضایی شوید و محرومیت را در اغلب شهرهای کشور مشاهده کنید. به بیانی دیگر، سیاست‌های دولت در تخصیص منابع، هم درون شهرها و هم بین شهرها بی‌عدالتی را گسترش داده است. دولت هم به‌جای مدیریت تخصیص منابع و برنامه‌های فقرزدایی از طریق دامن زدن به سیاست‌های کالایی‌سازی مسکن به این روند دامن زد و شهرها و روستاهای کوچک در تله فضایی فقر گرفتار شدند. این شرایط برای استان‌های غربی کشور بحرانی‌تر بود چرا که به دلایل سیاسی و «امنیتی» همواره تعمدی در محروم نگه‌داشتن این استان‌ها وجود داشته و دارد.

ب) درون شهرها این بی‌عدالتی گریبان فقرا و کم‌درآمدهای شهری را گرفت. سیاست‌های تأمین مسکن برای کم‌درآمدها و فقرای شهری هم دنباله‌رو روند کالایی‌سازی مسکن شد. اما برای این کالایی‌سازی نیاز بود تا فاصله رانتی (Rent Gap که به معنی فاصله ارزش موجود به ارزش بالقوه است) زمین و مسکن افزایش یابد ، چرا که این فاصله در بافت‌های به‌اصطلاح فرسوده وجود نداشت. دولت و مدیریت شهری این مسأله را از طریق ارزان‌کردن رانت و افزایش رانت بالقوه به انجام رسانید. اگرچه این سیاست ماهیتاً باعث بازتولید فقر می‌شود و در جای دیگری آن‌را نقد کرده‌ام، اما بی‌عدالتی فضایی در مقیاس ملی باعث بی‌اثر شدن این سیاست برای افزایش فاصله رانتی در شهرهای کوچک و متوسط شد. به عبارت دیگر، فقر و محرومیت از منابع کشور ناشی از بی‌عدالتی توسعه شهری در ایران، برای شهرها و روستاهای غرب کشور مجالی حتی برای کالایی‌شدن مسکن در بافت‌های به‌اصطلاح فرسوده نگذاشته است. ۱۲۶۰ هکتار از شهر کرمانشاه با جمعیتی در حدود ۲۰۰،۰۰۰ نفر به عنوان بافت‌های به‌اصطلاح فرسوده تلقی می‌شوند و به گفته خود مسئولین تا سال ۹۴ تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد این بافت‌ها نوسازی شده است [۴]، درحالی‌که مسئولان شهری با نام نوسازی بافت‌های فرسوده در حال ساخت پروژه‌های مجتمع تجاری بودند[۵]. پژوهش‌ها در محلات نشان می‌دهد که تمایل مردم به مشارکت در این پروژه‌ها به دلیل ریسک بالا و عدم تسهیلات لازم بسیار پایین است[۶]. این داستان شهر کرمانشاه است، شما خود تصور کنید در شهرهای دیگر غرب کشور داستان چگونه است.

پ) همچنین، ساختمان‌های جدیدی هم که تخریب شده‌اند به‌دلیل نفوذ فساد در لایه‌های مختلف مدیریت شهری ناشی از کالایی‌شدن مسکن و تسری آن به جامعه مهندسان در قالب‌هایی نظیر امضا‌فروشی و عدم اهمیت به اصول مهندسی ساخت، به شدت در برابر زلزله آسیب‌پذیر بوده‌اند. درحقیقت، کیسه چندلایه‌ای که بسازبفروش‌ها، بخشی از مدیریت شهری و بخشی از مهندسان برای سرریز شدن پول ناشی از کالایی‌سازی مسکن دوخته بودند، سنگینی آن بر دوش انسان‌هایی افتاد که زیر آوارِ سرمایه نفتیِ دود شده که می‌توانست صرف رفاه و عدالت در جامعه شود، گیر افتادند.

ت) در عکس‌های منتشر شده تصویری از مسکن مهر را دیدیم که در اثر زلزله تخریب شده بود. چند ساعت بعد خبری روی سایت وزارت راه و شهرسازی منتشر شد که مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمانشاه اعلام کرده بود که تخریب این واحدها نه به دلیل ساخت و ساز نامطلوب بلکه به این دلیل بود که این ساختمان‌ها دقیقاً روی گسل ساخته شده بودند [۷]؛ یعنی عذری بدتر از گناه. چند ساعت بعد یکی دیگر از مسئولین گفت این تخریب ربطی به گسل ندارد و به‌دلیل ساخت‌وساز نامناسب است. در نهایت، رییس‌جمهور اذعان داشت: «ثابت شد که مردم بهتر از دولت برای خود خانه می‌سازند/وظیفه دولت کمک‌های بلاعوض و تخصیص وام‌های بلندمدت است» [۸]. این روند دقیقاً نمودی از دکترین شوک است. به قول دیوید هاروی، شعاری که سرمایه در طوفان‌ها و زلزله‌ها به آن عمل می‌کند این است: «نگذارید یک بحرانِ خوب به هدر برود!». اگرچه نقدهای فراوانی به مسکن مهر وارد است اما اولاً که دولت نهادی حکومتی است که می‌بایست مسئولیت دلت‌های خود را به گردن بگیرد نه این‌که خود هم منتقد باشد، ثانیاً، این نقدها نباید دستاویزی برای دولت شود تا نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی خود شانه خالی کند. اما همه ما می‌دانیم که منظور رییس‌جمهور از «مردم»، «بورژوازی مستغلات» است و منظور از «کمک‌های بلاعوض و تخصیص وام‌های بلندمدت»، «سلب مسئولیت‌های اجتماعی و تبدیل دولت به کارگزاری برای بورژوازی مستغلات» است. اما باز هم همه می‌دانیم که تخریب مسکن مهر به معنی ناتوانی دولت در ساخت مسکن مناسب نیست بلکه به‌معنی فساد در اجرای سیاست‌های مسکن برای کم‌درآمدهاست و روند ساخت‌وساز بخش خصوصی نه تنها لزوماً منجر به ساخت ساختمان‌های مستحکم‌تری می‌شود بلکه مسکن را به کالایی تبدیل می‌کند که رشد قیمت ناشی از آن دسترسی به مسکن را به یک آرزوی محال تبدیل می‌کند و نتیجه آن افزایش فاصله طبقاتی، افزایش سهم مسکن در سبد خانوار و تصاحب منابع عمومی توسط بورژوازی مستغلات خواهد شد. تنها این نشان از آن دارد که دولت دوازدهم نیز تمام آرزوی خود را روی بازار بی‌رحم مسکن بنا کرده است و با سیاست ایجاد رانت در بازار مسکن در تلاش است تا بتواند اقتصاد خفته ایران کمی از این رو به آن رو کند.

پایان کلام، خطاب به من و امثال من است، چرا که معتقدم ما هم در این فاجعه مقصر هستیم. حوزه اندیشه و برنامه‌ریزی شهری نیز دچار فاجعه مرکزگرایی شده است. چنان درگیر مسایل کلانشهرها شده‌ایم که گویی تنها یک زلزله در غرب می‌توانست فریاد محرومیت و تله فضایی فقر ساکنان استان‌های غربی کشور را به گوش ما برساند. آیا این زلزله می‌تواند شروعی باشد برای این‌که ساکنان استان‌های غربی از تله فضایی فقر رهایی یابند یا عاملی است که تله فضایی فقر را بازتولید خواهد کرد؟ به نظر من پاسخ به این سوال در دستان ما نیز خواهد بود: این‌که چه میزان بتوانیم شهری‌شدن در ایران را صورت‌بندی نماییم و نیروهای کنش‌گر در بیرون از مرکز را شناسایی کنیم، در حوزه‌های سیاست‌گذاری کنش کنیم و مسیر بازسازی شهرهای غربی کشور و تخصیص منابع را به سمتی جهت دهیم تا بتواند فضایی عادلانه‌تر تولید نماید نه دوباره بستری را فراهم نماییم تا رانت‌خواران و زمین‌بازان این بحران را برای خود تبدیل به فرصت کنند؛ سناریویی که در این سال‌ها فجایعی مانند رودبار، بم و اکنون کرمانشاه و ایلام را به‌وجود آورده است و معلوم نیست کدام جغرافیا نوبت بعدی است.

پی‌نوشت‌ها

 

[۱]Neil Smith (2006), ‘There’s no such thing as a natural disaster’,http://understandingkatrina.ssrc.org/Smith/ (آخرین دسترسی ۲۲ آبان ۱۳۹۶)

 [۲] Harvey, D., & Braun, B. (1996). Justice, nature and the geography of difference (Vol. 468). Oxford: Blackwell.

 [۳] Angelo, H., & Wachsmuth, D. (2015). Urbanizing urban political ecology: A critique of methodological cityism. International Journal of Urban and Regional Research۳۹(۱), ۱۶-۲۷٫

[۴]

[۵]

[۶] نقدی, اسدالله, کولیوند, شکیبا. (۱۳۹۴). بررسی مشارکت اجتماعی شهروندان در بهسازی و نوسازی بافت‌های فرسوده شهری(مورد مطالعه ساماندهی بافت فرسوده خیابان مدرس کرمانشاه). مطالعات مدیریت شهری۷(۲۱), ۲-۲۰٫

[۷]

[۸]

 

[۱] Unnatural

[۲] Urban Political Ecology

[۳] Socionatural

 

منبع: پروبلماتیکا

نوشته بلای طبیعی زلزله یا کژکارکردی و فرصت‌طلبی نهادها اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
در ششمین سمینار از سری جدید سلسله‌نشست‌های تجارب مطالعات معماری و شهرسازی ایران
موضوع:
مدل‌سازی فکری یا معماری اندیشه

سخنران:
دکتر سید غلامرضا اسلامی |  استادتمام و عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ معماری دانشگاه تهران است؛ ایشان در سال ۱۳۷۷ از تز دکترای خود با موضوع «معماری با گرایش برنامه‌ریزى توسعۀ درون‌زا» از پردیس هنرهاى زیبای ادینبورو، دانشگاه هریوت‌وات، دفاع کردند. ایشان علاوه‌بر نگارش کتاب و مقاله و راهنمایی پایان‌نامه‌های فراوانی در مقطع دکتری و کارشناسی‌ارشد در بسیاری از مجامع و شوراهای مختلفِ بین‌المللی، ملی و دانشگاهی نیز فعالیت داشته‌اند؛ از جمله، عضویت در پانل تخصصی زیبایی‌شناسی در معماری و شهرسازی اسلامی، عضویت در کمیتۀ علمی همایش ملی معماری و شهرسازی ایرانی-اسلامی و ریاست انجمن علمی هنر اسلامی ایران. 

در همین راستا آقای دکتر اسلامی متن زیر را به‌عنوان پیش‌درآمدی بر موضوع در اختیار ما قرار دادند:

«…به گفتۀ ویتگنشتاین، گاهی رفتار ما مانند کسی است که عرق‌ریزان برای فرار از فضایی دربسته آن را به سمت بیرون فشار می‌دهد، درصورتی‌که آن در به‌راحتی به داخل باز می‌شود. ترسیم این مدل مفهومی به درک موضعِ موضوع و توجه به شیوۀ نگاه به آن کمک شایانی می‌کند. اگر در مقابل این سؤال قرار بگیریم که فرق انسان و خرچنگ چیست به صورت طبیعی و با روش توصیفی تشابه و تضادهای شکلی و رفتاری بسیاری می‌یابیم که می‌تواند تفاوت انسان و دیگر موجودات را نیز بیان کند. درصورتی‌که بخواهیم پاسخ آن را به‌جای استفاده از روش توصیفی و تشریحی با بهره‌گیری از روش مشابه‌سازی و در نتیجه مدل‌سازی مفهومی و از طریق محدود نمودن موضوع بیان کنیم خواهیم گفت که «انسان عضلاتش بیرون و اسکلتش درون است، لیکن خرچنگ اسکلتش بیرون و عضلاتش درون است». مثال‌های بسیاری از این نمونه، به‌خصوص در حوزۀ مباحث مرتبط با علم بیونیک، در دست است که به ما کمک می‌کند تا تفاوت‌ها و شباهت‌های انسان و دیگر موجودات را کاوش نماییم. برای نمونه، علاوه‌بر اطلاعاتی که از طریق دانش جزئی‌نگر در اختیار ما قرار می‌گیرد، می‌توان از مدل‌های مفهومی کلی‌تری برای درک بهتر مردم از محیط پیرامون خود بهره برد…»

زمان: چهارشنبه ۱ آ‌ذرماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۰ صبح
مکان: دانشگاه تهران پردیس‌هنرهای زیبا نگارخانه تجسمی

دانشگاه تهران | کوبه

نوشته نشست مدل‌سازی فکری یا معماری اندیشه اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.