نوامبر 2017 - صفحه 10 از 11 - فایر دیزاین




۱۱ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: آلن بدیو| فیلسوف فرانسوی
مترجم:
محمدصادق یوسف‌زاده| دبیر سرویس «آمایش سرزمین»


می‌خواهم بر نکته‌ای در اینجا تأکید کنم که ظاهراً این روزها پس از استیلای ظاهری سرمایه‌داری فراموش شده است: انقلاب ۱۹۱۷ روسیه حادثه‌ای بی‌نظیر در تاریخ نوع بشر بود.
از این نظر خوب است یادآور شویم که کل تاریخ بشر نسبتاً کوتاه است: دویست‌ هزار سال؛ که در نسبت با میلیون‌ها سالی که دایناسورها بر سیاره ما حکم‌فرما بودند چیزی نیست.
با این مقدمه‌ کوتاه می‌توان گفت اساساً تنها یک انقلاب بنیادی تاکنون بوده است و آن انقلاب نوسنگی است. این انقلاب به معنای به وجود آمدن ابزارهای به‌مراتب مؤثرتر، کشاورزی ثابت، مفهوم مالکیت زمین، سفالگری، به وجود آمدن یک طبقه‌ی حاکم مفت‌خور به خاطر ممکن شدن تشکیل مازاد غذا، به‌تبع آن شکل‌گیری دولت، نوشتن، پول، مالیات، کامل کردن تجهیزات نظامی (به لطف برنز)، تجارت‌ با راه دور…
همه‌ی این‌ها از هزاره‌ها قبل تاکنون ادامه داشته‌اند و ما همچنان در همان نقطه‌ایم.
گرچه تولید صنعتی با پشتیبانی دانش مدرن بسیاری از فرآیندها را تسهیل کرده است، اما واقعیت این است که جهان ما همچنان جهان دولت‌های متخاصم، جنگ‌ها، جهان تسلط اقلیت الیگارشی مالی بر سایرین، اهمیت بی‌چون‌وچرای تجارت‌ بین‌المللی، غارتگری نظامی مواد خام، وجود توده‌های عظیم چندین میلیاردی مردمی که تقریباً هیچ ندارند و مهاجرت دائمی و گسترده‌ی دهقانان فقیر به‌سوی شهرهای لبریز از جمعیت برای به عهده گرفتن شغل‌های زیردستی و پادویی است.
همین چند قرن پیش بود که پرسش از بنیادهای اقتصادی دولت به مرکز توجه مباحث سیاسی راه یافت. می‌توانیم ادعا کنیم از آن زمان تاکنون یک سازمان اجتماعی ظالمانه و تبعیض‌آمیز توانسته پشت هر نوع و فرم حکومت (استبداد فردی یا دموکراسی) خودش را کاملاً بازسازی کند؛ یعنی سازمانی که در آن همیشه مهم‌ترین دغدغه‌ی تصمیمات دولت چیزی نیست جز محافظت بی‌حد‌ومرز از مالکیت خصوصی، انتقال این مالکیت از طریق خانواده و نهایتاً حفظ کامل نابرابری‌ وحشتناکی که طبیعی و گریز‌ناپذیر فرض شده است.
سپس قدرتی انقلابی ظهور کرد که کاملاً با انقلاب‌هایی که تنها فرم و شکل قدرت سیاسی را به چالش می‌کشیدند متفاوت بود. تمام قرن نوزده پر بود از شکست‌های اغلب خونین تلاش‌های انقلابی‌ای ازاین‌دست. کمون پاریس با سی هزار کشته‌اش همچنان عظیم‌ترین این فجایع است.
پس اجازه دهید بگوییم در شرایط ضعف دولت استبدادی مرکزی روسیه که خود را ناچار درگیر در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) کرده بود و در آغاز اولین انقلاب دموکراتیک در فوریه ۱۹۱۷ که موجب سقوط این دولت شده بود، با طبقه‌ی کارگری جوان که سازمان‌دهی شده بود، با روحیه‌ی به‌شدت انقلابی‌ای که هیچ اتحادیه‌ی محافظه‌کاری آن را محدود نکرده بود، تحت رهبری حزب بلشویک که سازمانش به یک معنا آشتی‌ناپذیر بود و با هدایت لنین و تروتسکی که فرهنگ قوی مارکسیستی را با تجارب نظامی‌ای که از کمون پاریس آموخته بودند ترکیب کرده بودند همه و همه در اکتبر ۱۹۱۷ باهم درآمیختند و اولین پیروزی انقلاب حقیقی تاریخ بشر در دوران بعد از نوسنگی به وقوع پیوست.
نتیجه انقلابی شد که هدفش را سرنگونی بنیادهای قدیمی همه‌ی اجتماعات مدرن قرارداد: دیکتاتوری پنهان کسانی که اختیار کنترل مالی تولید و مبادله را در اختیار داشتند. این آن انقلابی بود که بنیادی را برای مدرنیته‌ای جدید گسترش داد. اسم عام این چیز کاملاً نو «کمونیسم» بود. مردمان سراسر جهان از هر طبقه‌ای، از توده‌های دهقان و کارگر گرفته تا روشنفکران و هنرمندان این انقلاب را تحت نام کمونیسم شناختند و از آن با اشتیاقی به‌اندازه‌ی حس انتقامی که از شکست‌های سنگین قرن گذشته داشتند استقبال کردند. حالا لنین می‌توانست اعلام کند که عصر انقلاب‌های پیروز فرارسیده است.
فارغ از نمایندگانی که بعداً این ماجرا را نمایندگی کردند و فارغ از وضعیت کنونی که دار و دسته‌های نوسنگی معاصر دوباره امور را در سرتاسر جهان در دست گرفته‌اند، انقلاب کمونیستی اکتبر ۱۹۱۷ به ما ثابت کرد که سرمایه‌داری حاکم علیرغم ظواهر زودگذر چیزی مربوط به گذشته است و تا ابد هم مربوط به گذشته باقی خواهد ماند.


منبع: versobooks

نوشته انقلاب اکتبر: تغییر مسیر دوباره‌ی بشر پس از انقلاب نوسنگی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۱ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
سلسله نشست‌های اندیشه و تمدن ایران‌شهری
نشست بیست و ششم
موضوع:
ضرپرت تعریف جدید از هویت ایرانی

سخنران:
دکتر علی کرم همدانی

زمان: سه‌شنبه ۷ آذرماه ۱۳۹۶
ساعت‌برگزاری: ۱۶
مکان: خانه گفتمان شهر و معماری| میدان فلسطین، خیابان طالقانی غربی،  پلاک ۵۱۴

شرکت عمران و بهسازی شهری ایران 

نوشته نشست ضرورت تعریف جدید از هویت ایرانی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۱ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
سلسله نشست‌های معرفی رشته معماری منظر در درانشگاه‌های مختلف جهان 

نشست دوم
گفت‌وگوی تعاملی
معماری منظر در دانشگاه ادینرو

سخنران:
امید ریسمانچیان؛ دانش آموخته دانشگاه ادینبرو

ریسمانچیان تجربه خود در خصوص دانشگاه محل تحصیلش، موضوعات مطرح دانشگاهی رشته منظر، پروژه های آکادمیک و حرفه ای و موقعیت های شغلی را به اشتراک می گذارد.

موضوعات زیر در این نشست مطرح خواهند شد:
– علل انتخاب ادامه تحصیل در رشته معماری منظر در انگلستان و شیوه های دستیابی به آن
– ذهنیت ها، پیش بینی ها و واقعیتهای پیش رو هنگام ادامه تحصیل
– نمونه موضوعات تحقیقاتی و حرفه ای منظرین در کار سایمون بل
– نقش و اهمیت رشته تحصیلی معماری منظر در خارج از کشور
– چگونگی فرآیند شغلی در انگلستان و تفاوت آن با سایر رشته های مرتبط
– کار، فعالیت و عضویت معماری منظر در نظام مهندسی استرالیا

* حضور در این برنامه برای عموم علاقمندان آزاد و رایگان میباشد.
* جهت حضور، ثبت نام الزامی میباشد. لینک ثبت نام
* به دلیل محدودیت فضا، ثبت نام زود هنگام اولویت دارد.

زمان: یکشنبه ٢١ آبان ۹۶، ساعت ١٧ الی ٢٠
مکان: میدان فلسطین، خیابان طالقانی غربی، پلاک ۵۱۴، خانه گفتمان شهر و معماری (خانه وارطان)

معمار منظر با حمایت شرکت عمران و بهسازی شهری ایران 

نوشته نشست معرفی رشته‌ معماری منظر در دانشگاه‌های مختلف جهان اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۱ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

«کورگو» (Kurgo) یک شرکت استارتاپ هست که تجهیزات و وسایل ضروری برای حمل و سفر سگ‌ها را تولید می‌کند. مرکز تامین و انبار این شرکت در ماساچوست آمریکا واقع شده و حدود ۳۷۱ مترمربع مساحت دارد.

نکته‌ی بسیار جالب و هیجان‌انگیزی که در مورد این ساختمان وجود دارد، فرم شکل‌دهی به فضا و معماری داخلی آن هست. تمام فضاها و المان‌های داخلی این بنا به نحوی طراحی شده‌اند که برای تردد سگ‌ها و بودن آن‌ها در دفتر هم مناسب باشد. چون معمولا هر روز کارمندان این دفتر تعدادی سگ هم همراه خود به محل کارشان می‌آورند. به عبارت دیگر، در این‌ دفتر که کارمندان‌اش عاشق حیوانات خانگی هستند، سگ‌ها هم کنار انسان‌ها حضور دارند. البته وجود سگ‌ها در این دفتر که هدف‌اش تولید تجهیزات سفر این حیوانات خانگی است، منطقی و حتی ضروری به نظر می‌رسد.

کانتینرهای بزرگ و نارنجی‌رنگ در مرکز این فضا قرار دارد و قسمت‌هایی از دیوارهای آن با پنل‌های چوبی تزیین شده؛ ضمن این‌که قسمت‌های مختلف مبلمان هم از چوب ساخته شده است.

کف آشپزخانه خیلی راحت و سریع تمیز می‌شود. در این‌جا همیشه برای چهار تا هشت سگی که ممکن است آن روز به دفتر آمده باشند، غذا وجود دارد.


منبع:  digikala

نوشته کورگو، یک دفتر کار مجهز برای آدم‌ها و سگ‌ها اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۱ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده:کلاوس رنبرگر و جرج شولهامر
مترجم: الهه اصدقی


ساختارگرایی روسی و معماری استالینی تا حدودی برای مردم آشناست ولی هنوز اطلاعات زیادی در مورد معماری مدرن شوروی به مردم داده نشده است. یکی از اهداف نگارش این متن، بیان دوره‌ای از شهرسازی شوروی است که شاید در نگاه اول تنها خانه‌های بتنی کسل‌کننده نتیجه آن باشد، اما این نوع ساخت‌وساز در بسیاری موارد با برنامه‌ریزی و مفاهیم غربی همخوانی داشته است. اکنون مستندسازی این دوره از معماری بسیار ضروری است چراکه بسیاری از ساختمان‌های آن در حال تخریب هستند.

هتل بلااستفاده، باکو، آذربایجان

دوره‌های مختلف در شهرسازی شوروی

بعد از انقلاب سال ۱۹۱۷، بلشویک‌ها تلاش کردند تا وضعیت نامناسب مسکن در شهرها را با تغییر مکان اجباری طبقه متوسط شهری از محل سکونتشان بهبود بخشند. به دنبال انتقال مالکیت شخصی زمین به شهرداری، مسئولین شهری آپارتمان‌ها را به واحدهای مجزا تقسیم کردند و چندین خانوار در این آپارتمان‌ها جا گرفتند. این آپارتمان‌­های جمعی «کمونالکا» نامیده می­شدند و برای دهه‌ها جزء ثابتی از زندگی روزمره مردم شوروی بودند. به‌طور هم‌زمان دهه ۲۰ شاهد یک سری از پروژه‌های ساختمانی پیشرو و وابسته به شهرداری بود که اهداف رادیکال اجتماعی و زیبایی‌شناسی را دنبال می‌کردند. آرمان‌گرایان اجتماعی نیز به این موضوع علاقه‌مند شدند و معماران خارجی نظیر «ارنست‌می» و «هانس‌مایر» همراه با طرح‌ها و نقشه‌هایشان جذب روسیه شدند. از دیدگاه مقامات شوروی «شهرنشینی» در ابتدا یک پدیده صرفاً سرمایه‌داری بود. این امر به دو دیدگاه در مورد «شهر سوسیالیست» منجر شد: ازیک‌طرف «انطباق بین شهر و روستا» با محدود کردن رشد شهرها و بردن امکانات به روستاها، از طرف دیگر تقاضا برای «بهداشت عمومی از طریق ساخت ساختمان‌های غیرمتراکم». این موضوع کاملاً مغایر با قاعده‌ی رایج در شهرهای اروپای قدیم بود، شهرهایی که بر اساس قاعده­‌ی «شهرسازی متراکم» ساخته شده بودند. ایده‌ی بنیادین در مدل‌های سوسیالیستی ارتباط فضایی نزدیک بین نواحی سکونت و نواحی کار و فعالیت بود به‌گونه‌ای که این نواحی توسط فضای سبز از هم جدا شده باشند. این نوع تقسیم‌بندی کاربری‌ها یک زیرسیستم فضایی را تشکیل می‌­داد که در امتداد محوری اصلی با دیگر واحدهای مشابه، کل شهر را به وجود می­‌آورد. ایده‌­ی شهر صنعتی خطی هنگامی مطرح شد که شهرهایی نظیر ولگوگراد یا مگنیتوگورسک ایجاد شدند. امروزه از این دوران به‌عنوان «فاز ساختارگرایی» در شهرسازی شوروی یاد می­‌شود.

ایستگاه راه‌آهن کوگ، تفلیس، گرجستان

در اوایل دهه ۳۰، استالین وقفه‌ای در روند معماری پیشرو ایجاد کرد. حزب اعلام کرد که چنین تجارب معماری «فرمالیسم» و «بورژوایی» است. به‌این‌ترتیب مدرنیسم با شاخه‌ای از معماری نئوکلاسیسم جایگزین شد، سبکی که مدل‌های آن از معماری قرن ۱۹ روسیه الهام گرفته‌شده بود. از معماران خواسته شد تا بر روی «میراث بزرگ معماری ملی» کار کنند و آن را توسعه دهند. در تمام پایتخت‌های جمهوری‌های شوروی ساختمان‌های باشکوهی سر برآوردند که توانستند خواسته‌های دولت شوروی را برآورده کرده و درعین‌حال نمایانگر سنت‌های فرهنگی هر منطقه باشند. آپارتمان‌های جدید یا در فضاهای قدیمی شهر ساخته شدند و یا در حومه شهرها. کیفیات زیبایی‌شناسی این ساختمان‌ها مطابق با ایده‌های اجتماعی رایج در آن زمان بود. ساختمان‌های این دوره به‌طور کامل ساخته شدند و زندگی در آن‌ها نسبتاً راحت بود.

سیرک کاراگاندا، قزاقستان

استراتژی استعمار داخلی باعث تغییر جامعه از حالت کشاورزی به سمت یک جامعه صنعتی شد، اما سرعت رونق مشاغل صنعتی در شهرها بسیار بیشتر از سرعت ساخت مسکن مورد نیاز جمعیت شاغل در این بخش بود. اغلب این جمعیت مهاجر مجبور بودند در آپارتمان‌های کومونالکای بسیار شلوغ زندگی کنند و یا زندگی در سربازخانه‌ها را برگزینند.

سیرک کاراگاندا، قزاقستان

پس از مرگ استالین در سال ۱۹۵۳، معماران از ساخت‌وسازهای تزیینی دور شدند. حل سریع و جامع مسئله‌ی مسکن، یکی از ارکان اساسی پروژه‌ی اصلاحاتی بود که توسط رئیس جدید حزب، خروشچف، آغاز شده بود. در کنفرانس اتحادیه‌های معماران سراسر جهان در نوامبر ۱۹۵۴، او بحثی علیه تکنولوژی قدیمی ساخت‌وساز، نماهای پر از تزیین و استانداردسازی نامناسب انواع ساختمان‌ها آغاز کرد. بیستمین کنگره حزب کمونیست شوروی در سال ۱۹۵۴ هدفی مبنی بر حل مسئله کمبود مسکن ظرف ۲۰ سال آینده را تصویب کرد. براین اساس سیاست‌های صنعتی سازی استالین نادیده گرفته شد، بودجه‌ی بخش ساخت‌وساز افزایش یافت و تصمیماتی مبنی بر افزایش بهره‌وری در این بخش اتخاذ شد.

انقلابی در قواعد شهرسازی

حالا رهبران کرملین از دانشمندان، تکنسین‌ها و معماران خواستند تا در طرح‌هایشان از مبانی مدرنیسم رادیکال بیشتر استفاده کنند و خود را با روش‌­های غربی هماهنگ‌تر کنند. باوجوداینکه حزب همچنان نسبت به هرگونه «انحراف» در زمینه­‌هایی نظیر هنر سختگیر بود، اما در مورد معماری مدرن تا جایی که وارد مباحث ایدئولوژیک نمی‌شد، نگاه آزادانه‌­ای داشت.

پلانتاریوم، آلمآتی، قزاقستان

اکنون ارتباط میان روشنفکران شوروی، متخصصین و نهادهای خارجی نسبت به دوران استالین راحت‌تر انجام می‌شد هرچند که آن‌ها هنوز هم تحت نظارت شدید سرویس امنیتی شوروی بودند. این ارتباطات باعث شد تا معماران شوروی خیلی زود به راه‌حل‌های به‌روز و مناسب مسائل خود، دست یابند. کتاب‌هایی درزمینه‌ی معماری غرب چه به‌صورت ترجمه و چه به زبان اصلی منتشر شد. معماران بزرگ مدرنیسم نظیر لوکوربوزیه، والتر گروپیوس یا میس­‌ون­در­روهه که سابقاً از آن‌ها به‌عنوان فرمالیسم یاد می‌شد، حالا به رسمیت شناخته می‌شدند. در اواخر دهه ۵۰ شهرسازان فرانسوی و شوروی همکاری خود را افزایش دادند. به همین دلیل بود که نخستین سری از بلوک‌های مسکونی که با استفاده از دال بتنی ساخته شد، بر اساس سیستم فرانسوی بود.

دانشگاه فنی آلمآتی، قزاقستان

اما مهم‌ترین منبع الهام، کشورهای سوسیالیست اروپای شرقی بودند. زیبایی‌شناسی جدید شوروی از نشریات چکسلواکی و لهستان الهام گرفته شده بود، جایی که جنبش مدرنیسم در معماری و طراحی همواره در جریان بوده و تنها برای مدت کوتاهی در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ متوقف شده بود. دیگر منبع الهام‌بخش جمهوری‌های حوزه­ی بالتیک بودند که فعالانه در شکل دادن به سبک جدید معماری شرکت داشتند. بین دو جنگ جهانی، این کشورها معماری مدرن خود را به‌خوبی توسعه دادند. کشورهای حوزه‌ی بالتیک در دهه ۴۰ به اتحاد جماهیر شوروی اضافه شدند و قواعد شهرسازی در این منطقه تنها برای مدت کوتاهی با دستورات استالین هماهنگ شدند. به همین دلیل است که این کشورها استانداردهای مدرن را خیلی زودتر از جمهوری‌هایی که از همان ابتدا متعلق به اتحاد شوروی بودند دریافت کردند.

تئاتر ملی، باکو (آذربایجان)

دو دستور در نوامبر سال ۱۹۵۵ صادر شد که بر اساس آن هزینه‌های ساختمان‌سازی باید کاهش می‌یافت. این دستور استفاده از تزیینات در ساختمان­‌ها را نیز ممنوع می‌کرد. معماران شوروی باید از قواعد و دستورالعمل‌های گسترده‌ای پیروی می‌کردند. آن‌ها تنها می­‌توانستند در محدوده‌ی «هنجارها و مقررات ساختمانی» که سازمان برنامه‌ریزی دولتی آن‌ها را وضع کرده بود، عمل کنند. طرح‌ها باید در تطابق با عناصر ساختمانی می‌بود که از قبل در یک کاتالوگ گرد هم آمده بودند. همین موضوع انتخاب معماران را بسیار محدود می‌کرد. برای اینکه این قواعد و مقررات علمی‌تر باشند، دفاتر معماری به «انستیتوی پژوهش برای توسعه مسکن، بیمارستان و مدرسه» تغییر یافتند. تلاش برای تبدیل ملاحظات معماری به عملکردهای اقتصادی و فنی، توجه به سوددهی بیشتر را در شهرسازی شوروی رواج داد. ضرورت سوددهی بیشتر در بخش مدیریت ساخت‌وساز بر مسائل زیباشناختی و کیفی سایه انداخت. این موضوع اثر خود را بر بخش معماری خصوصاً هنگام ساخت‌وسازهای مجموعه‌های مسکونی بزرگ گذاشت. تنها تعداد اندکی از معماران این شانس را داشتند که بر روی پروژه­‌های فردی نظیر تئاتر، موزه، ورزشگاه و … کار کنند.

تئاتر ملی، باکو (آذربایجان)

برنامه‌ی ساختمان‌سازی در سال ۱۹۵۷ افزایش مساحت خانه‌ها را حدود ۱۱ میلیون مترمربع برای سال ۱۹۶۰ پیش‌بینی کرده بود. دو سال بعد این میزان پیش‌بینی به نظر کم می‌آمد به همین خاطر آن را مجدداً افزایش دادند. با توجه به پیشرفت صنعت ساختمان‌سازی، استفاده از مصالح پیش‌ساخته از ۲۵% در سال ۱۹۵۰ به ۷۰% در سال ۱۹۵۸ افزایش پیدا کرد. در این دوران آجر جزء مصالح قدیمی، با بهره‌­وری اقتصادی پایین و کم اثر در فرایند صنعتی شدن محسوب می‌شد. دیوارها به‌جای آجر اغلب از سنگ فشرده ساخته می‌شدند و بتن مسلح جایگزین سنگ معدن برای استفاده در فونداسیون ساختمان‌­ها شد. در اویل دهه ۶۰، نسبت ساختمان‌های ساخته‌شده با استفاده از آجر همچنان بالا بود اما استفاده از مصالح ساختمانی پیشرفته‌تر روزبه‌روز افزایش می‌یافت.

تئاتر ملی، باکو، آذربایجان

به دنبال اولین نسل خانه‌های آجری با سقف و دیوارهای داخلی پیش‌ساخته، خیلی زود تغییری در ساخت‌وسازهای بزرگ‌مقیاس پدید آمد. تولید به‌صورت سری و سرهم کردن در محل اجرای ساختمان رایج شد. ضرورت ترکیب روش‌های تولید صنعتی جدید با تیپولوژی مسکن، منجر به تغییرات گسترده‌ای در مدل‌های سکونت شد. بلوک‌های مسکونی معمولی در دوران استالین که ساختمان‌هایی به دور یک حیاط مرکزی بودند، با مجموعه‌های آپارتمانی مجزا از هم جایگزین شدند. در ابتدا ساختمان‌های پنج طبقه همسان و هم‌شکل که فاقد آسانسور بودند در مناطق شهری ساخته شدند. این ساختمان‌ها یا به‌صورت موازی و یا عمود برهم ساخته می‌شدند. بعدازآن تقریباً در اواسط دهه ۶۰ ساخت بناهای پنج طبقه دیگر ادامه نیافت چراکه ساخت آن هزینه نسبتاً بالایی داشت و ازنظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه نبود. این بناها با ساختمان‌های ۹-۱۲ طبقه و یا ۱۶-۳۰ طبقه جایگزین شدند.

مخزن آب،قزاقستان

معماری مدرن شوروی در نقطه اتصال میان ساختمان‌های استاندارد و معماری تجربی توسعه یافت. در اواخر دهه ۵۰، هدف این بود که ۹۰% ساختمان‌ها به‌صورت استاندارد و طبق الگوهای از پیش تعیین‌شده ساخته شوند و تنها ۱۰% باقی‌مانده به‌صورت خلاقانه و طبق نظر مشتری طراحی شوند.

قهوه‌خانه، آلمآتی، قزاقستان

این سخت‌گیری‌ها چندان ادامه نیافت. در طول دهه ۶۰ جزییات معمارانه که در دهه ۳۰ متداول بود، دوباره ظاهر شدند. در جمهوری‌های شوروی، به‌ویژه در قفقاز و آسیای مرکزی، سنت‌های ملی در معماری ساختمان‌ها بیشتر مشهود بود. برخلاف آنچه که در دوران استالین اتفاق افتاد، این بار استفاده از یک سبک گذشته­‌نگرانه بر پایه‌ی واژگان معماری مدرن و روش‌های صنعتی ساخت‌وساز آغاز شد. معماران تصمیم گرفتند بر اساس «ریشه‌های تاریخی» خود طراحی کنند و این موضوع تنها به دلیل انتقاد از یکنواختی بناهای موجود نبود، بلکه گسترش ایدئولوژی‌های ملی‌گرایانه در جمهوری‌های شوروی نیز در رواج این موضوع دخیل بود.

تئاتر فویر، سومقاییت (آذربایجان)

مرکزیت مونومنتال و ساختمان‌های بتنی

شکل دادن به جامعه، مفهوم کلیدی در شهرسازی شوروی بود. معماری به‌صورت یک عمل نمادین دیده می‌شد که می‌توانستند از آن به‌عنوان یک مجسمه‌ی یادمانی برای نشان دادن آینده‌ی سبک زندگی کمونیستی استفاده کنند. ایده‌ای که بر اساس آن باید فضاهایی باشکوه ساخته می‌شد تا وحدت میان مردم و حزب را بیشتر کند. باوجوداینکه احساس‌گرایی[۱] دوره‌ی استالین به‌وسیله‌ی خروشچف کنار گذاشته شد، حزب انجام پروژه‌های بزرگ و ساخت بناهای باشکوه را ادامه داد. مأموریت شهرسازی، دادن بیان کالبدی واضح به سلسله‌مراتب اجتماعی بود. جنبه‌ی اشتراکی و اجتماعی شوروی باید موردتوجه قرار می‌گرفت، موضوعی که به‌وسیله‌ی راهپیمایی‌ها انجام می‌شد و می‌توانست مشروعیت حزب را تائید کند. برای این امر بلوارهایی وسیع موردنیاز بود تا از آن‌ها به‌عنوان زمین راهپیمایی و رژه استفاده شود. در اطراف این میدان‌های عمومی وسیع ساختمان‌های دولتی، ساختمان‌های حزب، مراکز فرهنگی و تاریخی قرار می‌گرفتند.

قهوه‌خانه، آلمآتی، قزاقستان

میدان یک نقطه‌ی متبلور را در بافت شهری به وجود می‌آورد. عملکرد این نقاط نه‌فقط برای ارائه­‌ی خدمات شهری، بلکه نشان‌دهنده‌ی قدرت شوروی، از نظر سیاسی، فرهنگی و اداری نیز بود. این موضوع که از شهرسازی برای نشان دادن قدرت سیاسی استفاده شود به‌عنوان یکی از ایده‌های کلیدی تا پایان عمر شوروی ادامه داشت. نکته تعیین‌کننده این بود که تمام پروژه­‌های شهری بدون توجه به مالکیت شخصی انجام می‌شد. قوانین مربوط به مالکیت زمین که در نظام سرمایه‌داری جاری بود، همگی لغو شده بود. تنظیم قدرت به‌گونه‌ای بود که در بعضی موارد مستلزم بازسازی و یا تخریب مناطق شهری بود. هدف این بود که شهر از یک قالب منفرد با موضوعاتی مجزا به یک مجموعه‌ی کلی تبدیل شود.

انبار بلااستفاده، تفلیس (گرجستان)

شهرهای شوروی فاقد تنوع بودند. مردم، برخلاف بخش پرولتاریا در غرب، راهی برای فرار از شرایط سخت زندگی با گذراندن زمان در بارها یا سالن‌های بازی نداشتند. اغذیه‌فروشی‌ها و قهوه‌خانه‌ها برای خوردن سریع غذا وجود داشتند ولی رستوران‌ها به‌شدت گران بودند. همچنین کمبود توالت عمومی به‌شدت مشهود بود و آن‌هایی که وجود داشتند اغلب بسته بودند. مقامات سعی داشتند با وضع قوانین سختگیرانه گداها، معلولان و روسپی‌ها را از فضاهای عمومی دور نگه دارند. بدین ترتیب ممکن بود شخص در نگاه اول شهرهای شوروی را دارای مشکلات کمتری نسبت به شهرهای کشورهای صنعتی ببیند.

ایستگاه اتوبوس، تفلیس، گرجستان

 در مقابل این محیطِ نمایشی در مرکز شهر، مسکن­‌های بتنی در حاشیه شهر شکل گرفتند. مقررات دولتی مسکن، جزء جدایی‌ناپذیر سیستم پاداش­‌دهی در شوروی بود. آپارتمان­‌ها مطابق با میزان فعالیت­‌ها و اثرات افراد، به آن‌ها داده می‌شد. درحالی‌که شخصیت‌های ممتاز در جامعه مانند سیاستمداران، اعضای ارتش یا روشنفکران در مراکز شهر زندگی می‌کردند، مردم عادی در آپارتمان‌های عمومی مشترک و یا در مجموعه‌های مسکونی حومه شهر جای گرفته بودند. ازآنجاکه کمیت و سودآوری در تولید انبوه مسکن اولویت داشت، از درجه اهمیت کیفیت سازه‌­ها و تجهیزات مربوط به آن‌ها کاسته شد. پیشرفت زیربناهای حمل‌ونقل و امکانات اجتماعی نیز نسبت به قسمت‌های مرکزی و پیشرفته شهر، عقب‌تر ماند. آپارتمان‌هایی که در دهه ۵۰ و ۶۰ ساخته شدند بسیار کوچک بودند، اما کسانی که قبلاً در کمونالکا زندگی می‌کردند، داشتن آشپزخانه، حمام، شیر آب و گرما را پیشرفت بزرگی در زندگی می‌دیدند. تنها در دوران برژنف که آپارتمان‌های وسیع‌تر و مناسب‌تری ساخته شدند، نامناسب بودن خانه‌های سریع و ارزان‌قیمت دوران خروشچف بر همگان آشکار شد؛ اما آن‌ها نیز جذابیت طولانی مدتی نداشتند.

خانه اپرا، تفلیس، گرجستان

یکی از بنیان‌های مهم برنامه‌ریزی شهری توسط موسسه‌ی «قوانین و مقررات شهرسازی و توسعه» در سال ۱۹۵۸ ارائه شد. بر این اساس شهرها بنا به کاربردشان به مناطقی مربوط به زندگی، صنعت، ترافیک و امکانات خدمات جمعی که هر یک به‌وسیله‌ی فضاهای سبز از دیگری جداشده بودند، تقسیم شدند. اصطلاح “microraions” به واحد فضائی اطلاق شد که برای طرح‌های توسعه مسکن در نظر گرفته‌شده بود. این واحدها دارای مساحتی برابر با ۰٫۳ تا ۰٫۵ کیلومترمربع بودند که جمعیتی بین ۱۰،۰۰۰ تا ۱۵،۰۰۰ نفر را در خود جای می‌دادند و دارای امکانات اساسی اولیه بیشتری بودند. چند microraions با یکدیگر مناطق مسکونی را تشکیل می‌دادند و فروشگاه‌­ها، کلینیک‌­ها و مراکز فرهنگی خاصِ خود را داشتند. نهایتاً مرکز شهر به منطقه‌­ای تبدیل می­‌شد که نیازهای سطح بالاترِ ساکنان مانند فروشگا­ه‌­های بزرگ‌تر، تئاترها، هتل‌­ها و دانشگاه‌­ها را تحت پوشش قرار می‌­داد.

پلتفرم غواصی؛ تفلیس (گرجستان)

بااین‌حال، حتی پیشرفت‌­های عظیم مسکن‌­سازی در دوره­‌ی برژنف نیز، در نهایت همان آرمان­‌های یک شهر کوچک را در پیش گرفت. پارک‌­ها، زمین­‌های بازی، گاراژها و امکانات ویژه جهت ارتباط. این نوع از منطقه مسکونی قابل‌کنترل که به دلیل تعمیق تعامل ساکنین طراحی‌شده بود، نمایانگر تغییر دیدگاه شوروی از مفهومِ همسایگی بود. قدرت‌­ها (دولت‌­ها) با کمک مؤسسات خودگردان مانند «دفاتر مسکونی» و «کمیته‌های مسکونی»، بیش‌ازپیش تلاش کردند تا سبک زندگی اشتراکی را ترویج دهند؛ اما درست مانند غرب، واقعیتِ اجتماع تصویر دیگری را نشان داد. اکثر ساکنین تلاش کردند تا از کنترل دولت دوری کنند. زندگی اجتماعی روزمره در اکثر خانوارها تحت تأثیر خانواده و دوستان، یعنی جوامع خودساخته بود که با سازه‌های microraions سازگار نبودند.

تئاتر، سومقاییت (آذربایجان)

عناصر اصلی در شهرسازیِ شوروی

در اواسط دهه ۸۰، دوسوم جمعیت شوروی در مساکن شهری زندگی می­‌کردند. این در حالی است که در زمان انقلاب تنها ۱۸ درصد شهرنشین بودند. نکته قابل‌توجه این است که تمرکز جمعیت به‌طور مشهودی در شهرهای بزرگ بود. درحالی‌که در اواسط دهه ۲۰ میلادی تنها مسکو و لنین‌گراد بیش از یک‌میلیون نفر جمعیت داشتند، تعداد شهرهای میلیون-نفری به ۲۴ شهر در سال ۱۹۹۰ افزایش یافت. درواقع اتحاد جماهیر شوروی، یک روند شهری شدن را در مقیاسی بی‌نظیر نسبت به هر نقطه از جهان تجربه کرد.

بلوک آپارتمانی، تفلیس (گرجستان)

باوجودی که فرایند شهرنشینی در شوروی دارای مفاهیم مشترکی با غرب است، اما در نسخه اتحاد جماهیر شوروی می‌توان ویژگی‌های منحصربه‌فردی دید. به‌عنوان‌مثال، سیاست­‌های اقتصادی به‌وضوح بر سیاست‌های برنامه‌ریزی منطقه‌ای و شهری تأکید داشت. استفاده از زمین به برنامه عمومی برای توزیع مکان‌های تولید وابسته بود، همراه با توصیه‌هایی برای تعیین محل سایت‌های تولید. این طرح همچنین شامل دستورالعمل‌هایی برای توسعه سیستم‌های شهری منطقه‌ای بر اساس پروژه‌های تولید بود.

پاویون، باکو (آذربایجان)

مسئول طرح‌­های شهری و معماری در مناطق، معمار اصلی کمیته اجرایی شهرداری و اداره مربوط به آن بود. این مسئولان به کمیته دولتی شورای وزیران اتحاد جماهیر شوروی و همچنین کمیته امور خارجه گزارشی مبنی بر نظارت بر طرح کلی و ساخت و اجرای ساختمان‌ها با توجه به استاندارد و دستورالعمل‌ها ارائه می‌­دادند. علی‌رغم همه تمرکزگرایی، هنوز مقامات منطقه‌ای و محلی دارای میزانی از اختیار و آزادی عمل بودند. تصمیم‌گیری در مورد پروژه‌های برنامه‌ریزی‌شده و بودجه آن‌ها در مسکو صورت می‌­گرفت، اما دستگاه‌­های رده پایین‌تر و محلی توانستند سیاست‌­های دقیق دولت را تضعیف کنند و درنهایت در مورداستفاده از منابع در دسترس حرف آخر را بزنند. این دستگاه‌ها با استفاده از گزارش‌های دروغین و مانورهای فریبنده، اولویت‌های خودشان را نسبت به رژیم مرکزی تحمیل می‌­کردند.

ایستگاه قطار، تفلیس (گرجستان)

ساختار فدرال و چند قومیتی شوروی نیز در این مقوله نقش مهمی ایفا می­کرد. «تبعیض مثبت» یا همان سیاست استخدام و ارتقاء در دستگاه دولتی و حزبی که به ملت مربوطه واگذارشده بود، منجر به توسعه رده‌های رهبری بومی شد. بدون این شکل غیرمستقیم حکومت، دولتمردان شوروی قادر به کنترل این کشور بزرگ نبودند. رژیم مرکزی منابع مادی و مالی را در اختیار جمهوری­‌های شوروی قرار می‌­داد. این جمهوری‌ها به‌طور مستقل توسط «روسای ایالتی» اداره می‌شد. به‌طورکلی، زمانی که به امور فرهنگی و پروژه‌های معماری می‌رسید، آزادی عمل بیشتری وجود داشت و در ازای این اختیار، رهبران منطقه می‌­بایست برتری مقامات مسکو را می­‌پذیرفتند.

در شوروی منابع و کمک‌های مالی بر اساس سلسله‌مراتب قدرت توزیع‌شده بودند. برندگان استراتژی توسعه در این کشور، به‌غیراز مسکو، همه شهرهای بزرگ جمهوری‌های اتحادیه و شهرهای صنعتی بودند که برای ادامه حیات اقتصاد کشور ضروری بودند. این شهرها از منابع مالی سرشاری بهره­مند بودند، این در حالی‌ بود که شهرهای کوچک از چنین کمک‌هزینه‌هایی محروم بودند. به‌طور مشابه یک تقسیم منابع مالی ناعادلانه میان شهر و روستا وجود داشت. تا پایان دوره­ی رژیم شوروی، ورود مردم از مناطق روستایی به مناطق شهری محدودشده بود تا از کلان‌شهرها در برابر جریان غیرقابل‌کنترل ساکنان جدید محافظت شود. بااین‌وجود مهاجرت روستائیان به شهرها ادامه داشت و روستاها از سکنه خالی شد. اکنون نیز می‌­توان اثرات این پدیده را احساس کرد.

تولید فضاهای نابرابر

هنری لوفور، فیلسوف فرانسوی فروپاشی شوروی در اوایل دهه ۷۰ را از قبل پیش‌بینی کرده بود. استدلال او این بود که مدل شوروی، نوعی دیگر از انباشت سرمایه است و این کار حتی شدیدتر از مدل کشورهای سرمایه‌داری انجام می‌شود.

علی‌رغم آنچه که ایدئولوژی مرسوم بیان می‌کرد، این مفهوم جدید از سرزمین هرگز موفق به ایجاد اثرات اشتراکی قانع‌کننده‌ای که بتواند توسعه­ و خودکفائی را در سراسر کشور به وجود آورد، نشد. ساختارهای سلسله مراتبی تنها سبب شد که قطب‌های رشد قوی‌تر و مناطق نادیده گرفته‌شده، ضعیف‌­تر شوند. انجام پروژه­‌های حیثیتی بزرگ و ساخت ساختمان‌های باشکوه ادامه پیدا کرد، اما قدرت یکپارچه‌سازی نمادین آن‌ها برای مشروعیت بخشیدن به نظام کافی نبود. به­‌علاوه، تناقض غیرقابل‌حل بین فضای تخیلی نمایشی و فضای واقعی زندگی روزمره مردم نیز موجب به صدا درآمدن ناقوسِ مرگِ اتحاد جماهیر شوروی شد.

پی‌نوشت

[۱] emotionalism

 

منبع: red-thread

نوشته فضای مونومنتال و مینیمال: مقدمه‌ای بر مدرنیسم شوروی در معماری و برنامه‌ریزی شهری اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده:اون هترلی
مترجم:هاله ابراهیمی، دانشجوی ارشد طراحی شهری دانشگاه تهران


معماری شوروی سابق ایده‌های مختلف و جاه‌طلبانه‌ای برای دگرگون کردن فضاهایی داشت که مردم در آن‌ها زندگی، کار و رفت‌وآمد می‌کنند.

در سال‌های اخیر، پرفروش‌ترین کتاب‌های لوکس معماری در یک موضوع باهم مشترک بوده‌اند: ساختمان‌های شوروی. آن‌ها قسمتی از مد عجیب ولی عوام‌پسندی هستند که سعی می‌کند خرابه‌های برجا مانده از اتحاد جماهیر شوروی را چشم‌اندازی بیگانه معرفی و سندسازی ‌کند.

آگاتا پایزیک[۱]، در سخنرانی انتقادی خود در سال ۲۰۱۴، مفلوک ولی جذاب[۲]، این گرایش به وجود آمده را به‌عنوان فرمی از شرق‌گرایی درون-اروپایی توصیف کرده است. کتاب‌هایی مثل کتاب موفقی که امسال چاپ شد یعنی ایستگاه‌های اتوبوس شوروی تألیف کریستوفر هرویگ[۳]، به بررسی چیزی می‌پردازد که او آن را «اکولوژی منسوخ» می‌نامد، زمین بایری که هنوز جادویی است، بهشتی برای رویکرد «اکتشاف شهری» که در آن ریخت‌وپاشی از خرابه‌های شگفت‌انگیز آینده‌گرا (فوتوریستی) موجود است.

رویکردی که هرویگ اتخاذ کرده، نمونه‌ای جذاب است: صفحه بعد از صفحه عکس‎هایی از ایستگاه‌های اتوبوس دیده می‌شود، در کتابی جیبی با جلدی سخت و برازنده که طراحی شگفت‌انگیز آن را یک ناشر آنگلوساکسون شیفته‌ی شوروی انجام داده است: فوئل[۴].

ولی چرا ایستگاه‌های اتوبوس؟ چون هرویگ فهمیده بود که بزرگراه‌های طولانی، مستقیم و مملو از دست‌اندازی که بین شهرهای بزرگ شوروی سابق کشیده شده‌اند، با صدها شاید حتی هزاران ایستگاه اتوبوسی نقطه‌گذاری شده بودند که از معماری خیال‌انگیزی برخوردار بودند.

 در خود شهرها ایستگاهی وجود ندارد. به نظر می‌آید ایستگاه‌های اتوبوس شهری بیشتر نوعی سایه‌بان ساخته‌شده از فلز و شیشه هستند که در هر کلان‌شهری پیدا می‌شوند. ولی شهرهای کوچک، روستاها و دهکده‌ها، از طریق فرآیندهایی که در هر دو مقدمه‌ی کتاب بررسی نشده رهاشده‌اند، مجموعه‌ای از طراحی‌هایی را به کار گرفته‌اند که به طرزی استثنایی برجسته و بدیع هست، به سبکی ابتدایی که زبان بومی معماری محلی (شبه‌جزیره‌ی بالتیک، مرکز آسیا و غیره)، فوتوریسم بتنی (تمام آن گوشه‌های دندانه‌دار و تیرهای پیش‌آمده‌اش) و رنگ‌های روشن را باهم ترکیب می‌کند.

این‌ها مواد و مصالح شگفت‌آوری برای نوشتن یک کتاب هستند، اما به تعبیر برشت، صرفاً یک عکس از ایستگاه اتوبوسی در شوروی، تقریباً به ما هیچ‌چیز از جامعه‌ای که آن را به وجود آورده است، نمی‎گوید.

بسیاری از این کتاب‌های پرفروش را عکاسانی حرفه‌ای تألیف کرده‌اند که آشکارا در پیدا کردن سوژه‌هایشان، خوش‌شانس بوده‌اند _ این چیزی است که هرویگ و عکاس فرانسوی فردریک شوبین[۵]، مؤلف کتاب پرفروش سی.سی.سی.پی: عکس‌برداری از ساخت‌وسازهای کمونیست جهانی[۶] در آن باهم مشترک هستند. به این معنا که آن‌ها مانند روزنامه‌نگاران یا افراد آکادمیک احتمالاً مجبور نبوده‌اند اتحاد جماهیر شوروی را در نوشته‌هایشان تخطئه کنند.

تا همین اواخر درباره‌ی این موضوع کارهای خوب معدودی به زبان انگلیسی تولیدشده بود. به معماری شوروی در دوران پیش از جنگ، با مطالعاتی که امثال کاترین کوک[۷]، سلیم خان ماگومدوف[۸] و ولادیمیر پاپرنی[۹] انجام داده‌اند، به‌خوبی پرداخته‌شده است، اما طراحی در دوران پس از استالین به طرز عجیبی ناشناخته باقی‌مانده است. بااین‌حال، بسیاری از آثاری که جدیداً منتشرشده‌اند، نوآوری‌های زیبایی‌شناختی به سبک شوروی را با نوشتاری بسیار خوب ترکیب کرده‌اند. اصلاً لازم نیست تنها به عکس‌هایی از خرابه‎های شگفت‌انگیز شوروی سابق زل زد درحالی‌که کتاب‌هایی وجود دارند که می‌توانند به شما بگویند آن‌ها اساساً چه هستند و برای چه درجایی که هستند، قرارگرفته‌اند.

 

نظریه و عمل

زوراب سرتلی[۱۰] – یکی از طراحان همان ایستگاه‌های اتوبوس شگفت‌انگیز هرویگ، کسب‌وکار موفقش را در دوران پس از سقوط شوروی نیز به‌خوبی حفظ کرد. این مجسمه‌ساز گرجستانی روسی‌الاصل، از رویکرد مدرنیسم ارگانیک و بیانگرای موزاییکی به فرم غول‌آسایی از مجسمه‌سازی تمثیلی و نو امپریالیستی برنزی روی آورد و در اثر خود ردی از وحشت را به‌جای گذاشت.

بدنام‌ترین اثر سرتلی، مجسمه‌ی پترکبیر در مسکو است که بر روی جزیره‌ی مصنوعی خودش قرارگرفته است. محقق آلمانی، فیلیپ مویزر[۱۱] بر این سبک که ترکیبی از تزاریسم متأخر، استالینیسم والا و زیبایی‌شناسی لاس‌وگاس است، نام کاپیتالیست واقع‎گرا گذاشته است.

در جایگاه ویراستاری در انتشارات دام[۱۲]، مویزر مسئول نشر و اشاعه‌ی معماری دوران شوروی سابق و دوران پس از سقوط آن بوده است. فقط در همین سال گذشته، این برنامه‌ها شامل مجموعه‌ای از تورهای راهنمای شهری برای ریگا پایتخت لتونی، یکی از غربی‌ترین شهرهای شوروی سابق و همچنین اسلاووتیچ[۱۳]، شهر شگفت‌انگیز از پیش طرح‌ریزی‌شده در شمال اوکراین که برای اسکان مجدد کارگرانی که به خاطر فاجعه‌ی چرنوبیل مجبور به تغییر مکان شده بودند طراحی شد، می‌شد.

این املاک مسکونی کوچک در اسلاووتیچ، اهدایی جمهوری‌های متعددی در شوروی بودند. شما می‌توانید ناحیه‌ی تالین[۱۴]، ناحیه‌ی باکو، ناحیه‌ی لنین‌گراد و امثال این‌ها را بیابید که هرکدام بیانگر سبک‌ها و ایده‌های فضایی آن جمهوری هستند که به نامش خوانده می‌شوند. یک کتاب راهنمای معماری از تاریخ‌نگار معماری اوکراینی ایوجنیا گوبکینا[۱۵]، به طرز برجسته‌ای نشان می‌دهد که در آستانه‌ی سقوط شوروی تا چه حد معماری آن متنوع شده بود.

بااین‌حال، یکی دیگر از جدیدترین کتاب‎های انتشارات دام، مثل شهرسازی پنهان[۱۶] _ که درباره‌ی قصر شگفت‌انگیز زیرزمینی متروی مسکو است – سطح قابل‌توجهی از تداوم و پیوستگی را در طراحی شوروی نشان می‎دهد. تمام ایستگاه‌های مترو به شیوه‌ی مشابهی از سبک دخمه‌های عصر فضایی ساخته‌شده‌اند، چه در سال ۱۹۸۵ طراحی‌شده باشند چه در سال ۲۰۰۵٫

یکی دیگر از کتاب‌های اخیر انتشارات دام، کتاب به‌سوی گونه شناسی انبوه‌سازی مسکن در اتحادیه‌ی جماهیر سوسیالیستی شوروی[۱۷]، نوشته‌ی مویزر و دمیتریج زادورین[۱۸] است که بر آن روی دیگر پروژه‌های خاصی مانند مترو، اسلاووتیچ و ایستگاه‌های اتوبوس تمرکز کرده است. به‌جای این‌گونه پروژه‎ها، این کتاب برنامه‌ی وسیع خانه‌سازی به‌صورت پیش‌ساخته را بررسی می‌کند که بزرگ‌ترین تجربه‌ای است که تابه‌حال در خانه‌سازی صنعتی انجام‌شده است. این کتاب با سردی و وسواس خاصی تلاش می‌کند که هر سری آپارتمانی را که مانند اتومبیل از خط سرهم‌کردن کارخانه‌ها بیرون آمده است، دسته‌بندی کند.

کتاب به‌سوی گونه شناسی انبوه‌سازی مسکن نشان می‎دهد که در دهه‌ی ۷۰ میلادی، در معماری شوروی نقش فردی معمار که به‌صورت سنتی بر روی یک طراحی خاص برای یک سایت خاص کار می‌کرد، تقریباً کاملاً حذف‌شده است. در راه این ابتکار درزمینه‌ی تولید انبوه خانه‌های شهری، اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی معماران را تبدیل به طراحانی صنعتی کرده بود به‌جز در مواقعی که قرار بود ساختمان‌های عمومی نمایشی ساخته شود.

برخی از آخرین آثار منتشرشده از انتشارات دام، بر این طراحان صاحب‌نام متمرکزشده‌اند _ مانند فلیکس نویکوف[۱۹]، شخصیتی پویا که دوران کاری‌اش شامل دهه‌ی چهل و [ساخت] کاخ‌هایی استالینیستی برای نومانکلاتورا، مدرنیسم میانه‌ی قرن دوران خروشچف و مانند کاخ پیشگامان مسکو و حمام‌ها و بازارهای نو-ایرانی در آسیای میانه در طول دهه‌های ۷۰ و ۸۰ است.

شاید غم‎انگیزترین کتاب در میان این کتاب‎ها، کتاب گالینا بالاشووا: معمار برنامه‌ی فضایی شوروی[۲۰] است که بر معمار-مهندسی تمرکز کرده که فضاهای داخلی ارگونومیک و پوشش‌های دوکی‌شکل را برای کپسول‌ها و ایستگاه‌های فضایی طراحی کرده است. بالاشووا محیط‌های انسانی واقعی و ساخته‌شده‌ای ایجاد کرده است که در فضا شناور یا در حال چرخش هستند، ولی آخرین کار او نقاشی‌های آبرنگی از خانواده‌اش است درحالی‌که ملبس به پوشش نظامی دوران تزار هستند. هر چه بتوان دراین‌باره گفت، سیستم اقتصاد مشارکتی شوروی آدم‌ها را وادار می‌کند کارهایی را انجام دهند که قبل از آن حتی فکر نمی‌کردند ممکن باشد.

یکی از معدود کتاب‌ها در مجموعه‌ای که موسسه‌ی مدرنیسم مسکو[۲۱] درباره‌ی معماری شوروی کارکرده و به انگلیسی ترجمه‌شده است، کتاب آنا برونوویتسکایا[۲۲] و الگا کازاکووا[۲۳] یعنی حجم سنگین است که درباره‌ی یکی دیگر از معماران خوش‌نام، یعنی لئونید پاولوف[۲۴] است.

تمام رویه‎های معماری شوروی در رزومه‌ی کاری او ظاهرشده‌اند: او به‌عنوان یک کانستراکتیویست آغاز به کار کرد، از دوران سبک واقع‌گرایی سوسیالیستی کلاسیسیسم غنی و نخبه‎گرا گذر کرد و در دهه‎ی ۶۰ میلادی به‌عنوان معماری برای سازمان گاسپلن[۲۵] مشغول به کار شد، سازمانی که به‌طور رسمی اقتصاد شوروی را برنامه‎ریزی کرد.

همان‌طور که خواننده‌های رمان وفور رنگ سرخ[۲۶] از فرانسیس اسپیوفرد[۲۷] تا الآن فهمیده‌اند، در دهه‌ی ۶۰ میلادی، شوروی تلاشی بی‎ثمر کرد که اقتصاد خود را به امید حل کردن مشکلات محاسباتی سوسیالیستی، مکانیزه و کامپیوتری کند. پاولوف مراکز کامپیوتری بسیاری در مسکو برای گاسپلن طراحی کرد که به شیوه‌ای ریاضیاتی، خالص، مملو از جزئیات ظریف و مدرن از خطوط مرتب و شبکه‌های شطرنجی به‌دقت محاسبه‌شده طراحی‌شده بود که گاهی با تندیس‎گرایی انتزاعی ادغام می‌شد – سبکی که انگار پسرعموی شورویایی معماری متعارف دوران بعد از جنگ در آمریکا بود.

بااین‌حال، صنعت ساخت‌وساز نمی‌توانست با سرعت ایده پردازی‌های پاولوف پیش بیاید و بسیاری از این مراکز حداقل یک دهه بعد از زمانی که طرحشان داده شد، ساخته شدند. آن زمان بود که دیگر کامپیوترها ازلحاظ حجمی کوچک‌شده بودند، اتاق‌های نگهداری کامپیوترهای بزرگ‌مقیاس تبدیل به اتاق‎های کنفرانس شده یا اینکه استفاده‌نشده رها شدند؛ که استعاره‎ی مناسبی برای فاصله‎ای است که بین تئوری و عمل در طرح‌ریزی‌های شوروی وجود داشت.

آخرین اثر پاولوف، آشکارا به فضاهای اختصاص‌یافته به مکتب فکری لنین تعلق یافته است _مانند موزه‌ای که برای نگهداری قطار مراسم تشییع‌جنازه‌ی لنین در مرکز مسکو ساخته‌شده است و یا موزه‌ی لنین در گورکی، جایی که لنین زندگی کرد و در همان‌جا نیز در اوایل دهه‌ی ۲۰ میلادی آرام‌آرام جان سپرد. این طراحی‌ها از معماری اماکن مقدس باستانی و مدرنیسم والای میس فن در روهه‌ای الهام گرفته است در تلاش برای اینکه زبان معماری درخور و شایسته‌ای برای یک مکتب فکری سکولار به وجود آورد.

یک مطالعه‌ی تاریخی و یک کتاب راهنمای شهری که هردو سال گذشته منتشرشده‌اند، تحلیل بسیار جالبی درباره‌ی اینکه معماری شوروی سابق حقیقتاً چه بوده و چه چیزی (اگر چیزی باشد) آن را از معماری معمول سرمایه‌گذاری جدا کرده است، انجام داده‌اند.

اولی کتاب روسیه: معماری مدرن درگذر تاریخ[۲۸] تألیف ریچارد اندرسون[۲۹] است که چشم‌انداز تاریخی وسیعی از معماری دوران پیش از شوروی، شوروی و بعد از شوروی از اواخر قرن ۱۹ام تا زمان حال، ارائه داده است. این روند از سبک التقاطی دوران ویکتوریایی، «سبک مدرن» و کانستراکتیویسم آغاز می‌شود، سپس دوباره به سبک واقع‌گرایی سوسیالیستی ضد مدرنیسم و التقاطی دوران استالین و استانداردسازی و مدرنیسم جمعی دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ بازمی‌گردد و با تصویری بسیار مختلط از معماری معاصر روسیه که در آن –مخصوصاً در خارج از مسکو- غلبه با معماری یادمانی روشنفکرانه، بدون برنامه‌ریزی قبلی و سلطه‎جویانه است، پایان میابد.

بااینکه کتاب به تغییرات عمیق اجتماعی می‌پردازد، اندرسون رشته‌ی تداوم نامنتظره را کنار می‌گذارد، همان‌طور که مؤسساتی مانند مُسپروژکت[۳۰] – دپارتمان ساخت و ساز-معماری وابسته به شهرداری در مسکوی زمان برژنف – که در دهه‌ی ۹۰ خود را با طراحی ساختمان‌های بزرگ با نمای مرمری و تمام شیشه‌ای مهیب برای ثروتمندان تازه ظهور کرده، از نو ساختند.

کتاب اندرسون همچنین زیرکانه جنبه‌های کمتر شناخته‌شده‌ای از معماری سوسیالیستی قرن بیستم را فاش می‌کند. فراتر از نمادهای مشهور آوانگارد، کتاب روسیه: معماری مدرن در گذر زمان شامل این موارد نیز می‌شود: باغ شهرهای مسکوی دوران لنین، پروژه‌ی عجیب فنلاندی ساخت خانه‌های کم ارتفاع در دوران پس از محاصره‌ی لنین‌گراد، ناحیه‌ی کاملاً جدیدی که برژنف تلاش کرد از طریق مجموعه‌ای از شهرهای برنامه‌ریزی‌شده در کنار خط راه‌آهن بایکال آمور ایجاد کند و الگوهای معماری سلطنتی متعدد صادرشده‌ای که هم داخل محدوده‌ی شوروی –محدوده‌ی کمونیستی شرق ازبکستان و قزاقستان – و هم در سبک باروک سلطنتی که نمایشگر قدرت مرکزی در پایتخت‌های اروپای شرقی مثل ورشو، آلمان شرقی و ریگا است، یافت شده‌اند.

سیاسی‌ترین کتابی که اخیراً درباره‌ی معماری شوروی و بعد از سقوط شوروی منتشرشده است، به این میراث امپراتوری به‌دقت پرداخته است. کتاب کِیِف[۳۱] که به‌صورت گروهی تألیف شد، اساساً توسط اعضای مرکز تحقیقات فرهنگ بصری (VCRC) که یک سازمان غیردولتی چپ‌گرا بود، منتشر شد تا نشانگر دوسالانه‌ی سال گذشته‌ی شهر باشد.

کتاب کیِف با ارائه‌ی مجموعه‌ای از ساختمان‌های به‌دقت انتخاب‌شده که اکثراً هم از دوران شوروی هستند، به‌عنوان راهنمایی برای شهر عمل می‌کند. ساختمان‌هایی مانند یک فروشگاه راکد و کم مشتری که به آن خانه‌ی پوشاک میگویند؛ یک ایستگاه مترو که ساخت آن را نصفه‌نیمه بیرون از مرکز شهر رها کردند؛ موزه‌ی ملی اوکراین که به سبک استالینیستی و امپراتوری روم ساخته شد، کوره‌ی زباله‌سوزی ارگانیک که در دهه‌ی هفتاد طراحی شد؛ فضاهای سمبلیک متعددی مانند میدان ژرژینسکی[۳۲] سابق که در آن موسسه‌ای با شمایل یک نعلبکی شناور در هوا و بنایی بزرگ به یادبود چکا[۳۳] قرار داشت که همین ماه پیش تخریب شد؛ و شماری از بناهای یادبود و موزاییک‌کاری‌هایی که در به‌زودی کمونیسم زدایی خواهند شد.

یکی از فضاهایی که در کتاب کیِف ارائه‌شده است، میدان استقلال در اواخر دوران استالین است که به نحو دراماتیکی میدانی استبدادی به‌حساب می‎آید و بیشتر با نامی شناخته می‌شود که برای اوکراینی‌ها معادل میدان است: maidan. مرکز تحقیقات فرهنگ بصری (VCRC) از آشوبی که سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ در این میدان عرصه‌ی ظهور پیداکرده بود، حمایت کرد و آن اعتراضات را با انتقاد صریحی که از کمونیسم زدایی محیط‌های ساخته‌شده در اوکراین که اکنون شامل فرآیندهای رسمی و تحمیل‌شده‌ی تغییر نام این فضاها و تخریب‌شده است، ترکیب کرد.

ولی آنچه کتاب کیِف را تبدیل به نقطه‌ی متضادی در مقابل کتاب‌هایی مثل ایستگاه‌های اتوبوس در شوروی می‌کند، دیدگاه همراهانه‌ای است که به معماری و برنامه‌ریزی شوروی دارد که اجازه می‌دهد تأکید برابری بر شکست‎ها، پیوستگی‎ها و موفقیت‎های آن شود و در انسان نگاهی انتقادی و بی‌باکانه را نسبت به شهر سرمایه‌گذاری می‌پروراند که با تکه‌پاره کردن میراث شوروی، ساختن بر روی شکاف‎های آن، تلف کردن فضاهای عمومی آن با تبلیغات و تجارت ارزان‌قیمت، فرسوده کردن زیر ساختارش و حفظ فاصله‌ی طبقاتی شدیدی که میان ثروتمندان و فقرا وجود دارد، خود را نجات داده است.

همه‌ی این‌ها وقتی تلخ‎تر به نظر می‏رسند که بر شهرگرایی‎ای تحمیل شوند که باوجود تمام نقصان‎هایش، تلاش جدی‌ای بود برای ایجاد کلان‌شهری برابری طلب که توسط فضاهای عمومی‌اش، مساوات و برنامه‌ریزی تعریف شود و معنا بیابد. از دل این تضاد است که می‌توان فهمید که آن چیز دور از دسترس _معماری شوروی_ واقعاً چه بود و چه چیزی آن را از معماری جوامع سرمایه‌گذاری متمایز می‌سازد. به همین مناسبت این کتاب در قطع جیبی چاپ‌شده است نه در قالب کتابی لوکس.

پی‌نوشت

[۱] Agata Pyzik

[۲] Poor But Sexy

[۳] Christopher Herwig

[۴] FUEL

[۵] Frederic Chaubin

[۶] CCCP: Cosmic Communist Constructions Photographed

[۷] Catherine Cooke

[۸] Selim Khan-Magomedov

[۹] Vladimir Paperny

[۱۰] zurab Tsereteli

[۱۱] Philipp Meuser

[۱۲] Dom

[۱۳] Slavutych

[۱۴] Tallinn

[۱۵] Ievgeniia Gubkina

[۱۶] Hidden Urbanism

[۱۷] Towards a Typology of Mass Housing in the USSR

[۱۸] Dmitrij Zadorin

[۱۹]  Felix Novikov

[۲۰] Galina Balashova: Architect of the Soviet Space Program

[۲۱] Moscow Institute of Modernism

[۲۲] Anna Bronovitskaya

[۲۳] Olga Kazakova

[۲۴] Leonid Pavlov

[۲۵] Gosplan

[۲۶]  Red Plenty

[۲۷] Francis Spufford

[۲۸] Russia: Modern Architectures in History

[۲۹] Richard Anderson

[۳۰] Mosprojekt

[۳۱] The Book of Kyiv

[۳۲] Dzherzhinsky Square

[۳۳] Cheka

 

منبع: ژاکوبن 

نوشته طراحی اتحاد جماهیر شوروی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: راس ولف/ترجمه امیر مصباحی


مقدمه مترجم

اگر انقلاب اکتبر نبود، نمی‌توانستم سنتی که مرا وادار می‌کرد که شغل پدرم را ادامه دهم بشکنم. [هرچند] مایه و توانائی این سنت در من وجود داشت اما فقط انقلاب به من این آزادی را داد که سرنوشتم را به دستان خود بگیرم. [تأکیدها از من است]

 سرگئی آیزنشتاین، کارگردان شهیر روس

امسال یک‌صدمین سالگرد انقلاب اکتبر است. انقلابی که توسط طبقه کارگر روسیه به رهبری حزب بلشویک و در رأس آن ولادیمیر ایلیچ لنین، پس از سال‌ها مبارزه پیگیرانه در اکتبر ۱۹۱۷ به پیروزی رسید. هدف این انقلاب برقراری یک نظام اقتصادی سوسیالیستی و جایگزینی آن با نظام ناکارآمد و استثمارگر سرمایه‌داری بود؛ به این معنا که وسایل و ابزار تولید جامعه، به‌جای آن‌که در دستان عده‌ای سرمایه‌دار قرار‌داشته‌باشد و آن‌ها با تصاحب ارزش اضافه تولیدشده توسط کارگران آنان را استثمار کنند، در مالکیت اشتراکی همه جامعه قرار گیرد و هر کس به‌اندازه توانش کار کند و به‌اندازه نیازش از تولیدات جامعه بهره‌مند شود. درنتیجه بخش دوم این گزارهِ مشهورِ مارکس در جزوه نقدِ برنامهِ گوتا، پای بحث تخصیص و متعاقب آن بحث برنامه‌ریزی به میان آمد. برنامه‌ریزی که در ابتدا توسط اندیشمندان و اقتصاددانان لیبرال به‌عنوان مکملی برای پوشاندن نقاط ضعف بازار (تخصیص کالاهای عمومی) مطرح‌شده بود، این بار به‌عنوان جایگزینی برای بازار مطرح می‌شد. از همین رو، مسئله شهر، چگونگی سازمان‌دهی جمعیت در آن و «تخصیص» فضای موردنیاز برای فعالیت‌های انسانی برای نخستین بار مطرح شد. بلشویک‌ها هم‌چنین به رفع تفاوت بین شهر و روستا – که در مانیفست به‌عنوان یکی از اهداف کمونیست‌ها مطرح‌شده بود – توجه ویژه‌ای داشتند. ازجمله مهم‌ترین نظریه‌پردازانِ شهری در میان بلشویک‌ها می‌توان نیکولای میلیوتین، میخائیل اُوخیتوویچ و لئونید سابسوویچ را نام برد. نوشته کوتاه زیر که توسط راس ولف به‌عنوان پیش گفتاری برای مقاله «مسئله شهر» نوشته لئونید سابسوویچ به رشته تحریر درآمده، به توضیح دو گرایش شهرگرائی و شهرگریزی در میان نظریه‌پردازان بلشویک می‌پردازد. امیدوارم بتوانم در آینده‌ای نه‌چندان دور ترجمه جزوه «سوتسگورود » نوشته میلیوتین را که مهم‌ترین رساله نوشته‌شده توسط بلشویک‌ها در خصوص مسئله«شهر سوسیالیستی » است به پایان برسانم و آن را در اختیار علاقه‌مندان به بررسیِ تاریخِ برنامه‌ریزی در شوروی قرار دهم. لازم است این نکته را هم به بحث بیفزایم که مقوله برنامه‌ریزی از دهه ۶۰ میلادی بدین سو با پیدایشِ نظریاتِ گوناگون دچار تغییراتِ اساسی شد و نوشته‌هایی از قبیل سوتسگورود یا مقالات سابسوویچ و اخیتوویچ بیشتر جنبه تاریخی دارند و باید تنها برای آموختن تجربیات و نظریات البته گران‌بهای بلشویک‌ها موردمطالعه و بررسی قرار گیرند.


 

در جولای ۱۹۲۹ لئونید سابسوویچِ اقتصاددان با مقاله‌ای که تحت عنوان «مسئله شهر[۱]» برای نشریه اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده نوشت، مباحثه‌ای را پیرامون آینده شهرگرائیِ[۲] شوروی برانگیخت. سابسوویچ متقاعد‌شده‌بود که مراکزِ بزرگِ شهری در شوروی بیش‌ازحد پرازدحام و پرجمعیت‌اند و لازم است که در عین حفظِ پایهِ صنعتی‌ای که فراهم آورده‌اند، اندازه‌شان به حد قابل‌کنترل‌تری کاهش یابد. وی درعین‌حال مناطق روستایی[۳] را بسیار عقب‌مانده‌تر و منزوی‌تر از آن به‌حساب میاورد که در شرایطی که آن زمان در آن قرار داشت باقی بماند؛ بنابراین، سابسوویچ در عوضْ توزیعِ یکدست جمعیت و «شهرهای سوسیالیستیِ[۴]» به‌هم‌پیوسته – هم شهر صنعتی و هم شهر زراعی[۵] – را در فواصلی یکسان پیشنهاد کرد؛ شهرهایی هرکدام به‌طور برابر بین ۳۰ تا ۵۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد.

موضع سابسوویچ دیدگاه «شهرگرایِ» اصلاحاتِ شهریِ شوروی نامیده شد و گروه معمارانِ مدرنیست یعنی برادران لئونید، الکساندر و ویکتور وِسْنین که بسیار هم محترم شمرده می‌شدند، پشتیبانی خود را از طرح وی اعلام کردند. همه آن‌ها طرح سابسوویچ را به‌عنوان راهی برای غلبه بر آن چیزی می‌دیدند که مارکس و انگلس و لنین «تضاد بین شهر و روستا[۶]» خوانده بودند. سابسوویچ استدلال می‌کرد که اندازه کلان‌شهرهای فاسد، پرسروصدا و بیش‌ازحد پرازدحام کاهش یابد و جمعیت در بخش‌های شهریِ نوینی که می‌تواند بهره‌وری صنعتی‌شان را حفظ کند پراکنده شود و این اقدامات در مقابل، جمعیت عمدتاً دهقانی جمهوری‌های مختلفِ شوروی را به رسمیت شناخته و دسترسی به فرهنگ، تحصیلات و فرصتی که شهرهای بزرگ‌تر مهیا می‌کنند را به آن‌ها اعطا می‌کند. سابسوویچ کاملاً بلندپروازانه گمان می‌کرد که همه جمعیت شوروی می‌تواند به همین صورت در یک دوره ۱۰ ساله – یا ۲ برنامه پنج‌ساله – باز توزیع شود. وی ازاین‌رو کتاب غیرواقع‌بینانه‌ای به نام اتحاد شوروی در ۱۰ سال نوشت و دیدگاه خود را به‌طور گسترده‌ای شرح داد و بر امکانِ عملی این طرح تأکید کرد. بعدها او این رقم را به عدد معقول‌تر ولی کماکان عجیب‌وغریب ۱۵ ساله تغییر داد و بر اهمیتِ مرکزیِ این هدف برای پروژه‌های بزرگِ دگرگونیِ اجتماعی در کمونیسم تأکید کرد.

در مقابلِ عقیدهِ سابسوویچ مبنی بر راه میانه بین شهر و روستا، میخائیل اخیتوویچِ جامعه‌شناس و مویزی گینزبورگ، معمار نام‌آور کانستراکتیویست با ارائه ایده «شهرگریزی[۷]» خود به مخالفت پرداختند. همه آن‌ها عقیده اسکان دوبارهِ متمرکز را کنار نهاده و به‌جای آن ایده «شهر خطی[۸]» را پیش بردند. این قضیه به نخستین انشعاب بزرگ در هیئت تحریریهِ نشریهِ معماری مدرن منجر شد زیرا که گینزبورگ و برادران وسنین برای نخستین بار خود را مخالف یکدیگر یافتند. خوشبختانه پس‌ازاین قضیه جایگاه سردبیرِ اصلیِ نشریه به رومان خیگِر واگذار شد و بنابراین روی‌هم‌رفته یک‌طرف، دیگری را تحت‌الشعاع قرار نداد. بااین‌وجود، خیگر آشکارا طرف گینزبورگ و اخیتوویچ را گرفت و ازاین‌رو سابسوویچ مجبور شد دیدگاهش را از صفحات نشریه اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده و همین‌طور کتاب‌های گوناگونی که از طریق سازمانِ مرکزیِ برنامه‌ریزیِ وقت شوروی[۹] ترتیب انتشارش را می‌داد ترویج کند. مجادله شهرگرا – شهرگریز تا سال ۱۹۳۱ یعنی هنگامی‌که به خاطر افکار رویاپردازانه جلوی هر دو طرف گرفته شد ادامه داشت. در آن هنگام شماری از معمارانِ خارجی شامل لوکوربوزیه و آندره لورشات از فرانسه و برونو تاوت، هانس مه‌یر و ارنست مای از آلمان دعوت شدند تا در فرآیند برنامه‌ریزیِ شهرگرائیِ شوروی همکاری داشته باشند. حضور آنان به ترتیب تا سال ۱۹۳۷ در اوج ترور استالینیستی، هنگامی‌که دولت تحت سوءظن «کارشکنی» در پیشرفت شوروی، دستور داد که همه متخصصان بیگانه کشور را ترک کنند به امری نامطلوب تبدیل شد.

پی‌نوشت

[۱] The problem of the city

[۲] Urbanism

[۳] Countryside

[۴] Socialist city

[۵] Agro-city

[۶] The antithesis between town and country

[۷] Disurbanism

[۸] Linear city

[۹] Genplan

منبع ترجمه: https://t.me/decreation

منبع متن اصلی: thecharnelhouse

نوشته لئونید سابسوویچ، شهرگرائی و شهر سوسیالیستی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

سلسله نشست های تجارب مطالعات معماری و شهرسازی در ایران
نشست «چهارفصل آموزش معماری در ایران»

سخنران:
دکتر عیسی حجت

زمان: چهارشنبه ۱۰ آبان ماه ۱۳۹۶، ساعت ۱۰
مکان: دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، نگارخانۀ دانشکده هنرهای تجسمی

گروه مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران با همکاری انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران و کوبه

نوشته نشست «چهارفصل آموزش معماری در ایران» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع
  • زمان و مکان ‌برگزاری
  • برگزارکننده

نمایش فیلم مستند «Concrete Love: The Böhm Family» در موزه‌ی هنرهای معاصر تهران
فیلمی از Maurizius Staerkle-Drux
محصول ۲۰۱۴

گوتفرید بوهم، یکی از سرآمدان معماری آلمان است. پدرش کلیساسازی بزرگ بود، و خود او اکنون با داشتن سه فرزندِ معمار (استفان، پیتر و پل) بزرگِ خاندانی از معماران مدرن است. فرزندان این خانواده با معماری‌های برجسته و خاص‌شان توانسته‌اند بعد از سال‌ها از زیر سایه‌ی پدر مشهورشان بیرون بیایند، اما بحران جاری در صنعت ساخت‌وساز آلمان، در کنار عوامل دیگر، به‌تازگی آن‌ها را به رقابت و مقابله انداخته‌است.

گوتفرید در ۹۴سالگی همچنان هر روز روی پروژه‌های معماری و شهرسازی کار می‌کند. همسرش الیزابت، که او نیز معمار و یکی از اصلی‌ترین منابع الهام خانواده‌ی بوهم است، فوت می‌کند و این خانواده کانون عاطفه‌اش را از دست می‌دهد. آیا کسب‌وکار معماری می‌تواند در این خانواده‌ی بحران‌زده پایدار بماند؟ این فیلم تصویری ژرف و پررمز و راز از پیچیدگی و جدایی‌ناپذیری زندگی، عشق، وفا، هنر، و معماری ترسیم می‌کند.

زمان: پنجشنبه ۱۱ آبان‌ماه ۱۳۹۶، ساعت ۱۷
مکان: سینما تک موزه‌ی هنرهای معاصر تهران
کانون معماری و شهر

نوشته نمایش فیلم «Concrete Love:The Böhm Family» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۰ام آبان ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

دویست و پنجاه و ششمین گفتمان هنر و معماری

چهارمین نشست با محور «با یونسکو در گذر باغ ایرانی»
موضوع این نشست: «باغِ جهانیِ چهل ستون (اصفهان)»

پنل گفتگو:
مهندس ابوالحسن میرعمادی
دکتر علی طاهری

دبیر پنل:
مهندس انوشه منصوری

دویست و پنجاه و ششمین گفتمان هنر و معماری که به همت موسسه مطالعاتی جهان باغ ایرانیان برگزار می گردد به معرفی و شناخت باغ ایرانی چهل ستون اختصاص دارد که با نمایش فیلم همراه است.

زمان: چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰
مکان: موزه هنرهای دینی امام علی (ع)، خیابان ولیعصر، بالاتر از ظفر، بلوار اسفندیار، پلاک ۳۵

«برنامه بیستمین دوره هم‌اندیشی انجمن مفاخر معماری ایران در آبان ماه ۱۳۹۶» :

باغ چهلستون اصفهان
چهارشنبه ۱۰ آبان ۹۶، ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰

روز جهانی شهرسازی
چهارشنبه ۱۷ آبان ۹۶، ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰

به یاد اوشانا، با معماران آشوری
چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶، ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷:۳۰

انجمن مفاخر معماری ایران 

نوشته نشست «باغِ جهانیِ چهل ستون، اصفهان» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.