سپتامبر 2017 - صفحه 9 از 11 - فایر دیزاین




۱۶ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان
  • برگزارکننده
سخنران: هومن طالبی

زنگ خطر یک تلنگر براى آغاز جسارت هاى معمارانه است.

همراه با شروع پذیرش دانشجویان برای دومین سال ، مدیر آکادمیک مدرسه معماری Caai از تجربیات سال اول و دستاورد هاى آن و همچنین گفتمان ها و رویدادهای آموزشی و پژوهشی مهیج پیش رو صحبت خواهد کرد. 

“نشست آنلاین: زنگ “خطر  
یک هشدار برای شروع بازی است.

زمان: چهارشنبه ۱۵ شهریور، ساعت ۱۷ تا ۱۸
این نشست بصورت آنلاین برگزار می شود
لینک تماشای آنلاین (بصورت زنده):
کلیک کنید

کانون معماران معاصر

نوشته نشست آنلاین زنگ «خطر» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۶ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنرانان
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

نشست رایگان
نکاتی برای آماده سازی پورتفولیو

سخنرانان : علی شیخ الاسلامی، پویان بیزه

پیدا کردن کاری مناسب و یا تحصیلات بالاتر تنها به قابلیت های شما به عنوان دانشجو(معمار) نیاز ندارد، بلکه روش ارائه توانایی های شما نقش بسیار مهمی در موفقیت شما دارد.
پورتفولیو خوب در واقع به شما کمک می کند که تمام توانایی های خود را به مخاطب ارائه کنید. 

زمان برگزاری: چهارشنبه ۱۵شهریورماه ۹۶
ساعت : از ساعت ۱۸ تا ۲۰

مکان: کانون معماران معاصر  
حضور برای عموم آزاد است.
برای حضور رزرو الزامی است

کانون معماران معاصر  

نوشته نشست نکاتی برای آماده سازی پورتفولیو اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

زبان معماری سنگ در اریحا
ترجمه:
نیلوفر رسولی| دبیر سرویس ترجمان


طاق‌های سنگی در شهر واحه‌ای اریحا[۱] در حال گرفتن شکل تازه‌ای به خود هستند، این کار به دست دو معمار فلسطینی در حال اجرا است که از قابلیت‌های سنگ در جایگاه مصالحی سازه‌ای استفاده می‌کنند.

نمونه‌ی اولیه‌ی طاق آن‌ها شامل مجموعه‌ای از پایه‌های قوسی است که با تعدادی بیش‌تر از ۳۰۰ بلوک‌ سنگ‌آهک درهم‌تنیده ساخته شده است. به گفته‌ی الیاس آناستاس[۲]، یکی از طراحان، این سازه که [سطح]۶۰ مترمربع را پوشش می‌دهد، در تلاش است تا اسلوب جدید شهری را در فلسطین خلق کند.

یوسف آناستاس[۳]، همکار این طراحی به الجزایر می‌گوید: «در فلسطین سنگ‌آهک‌های بسیاری در دسترس است. به خاطر مشخصه‌های مکانیکی خوبشان، ما در تلاشیم تا آن‌ها را در فرآیند طراحی دخالت دهیم. تمام این [مشخصه‌ها] منجر به تغییری در فرم می‌شود که با [نحوه‌ی] استفاده از مصالح و حضور سنگ در زبان معاصر معماری در ارتباط است.»

برادران آناستاس، متولد بیت‌لحم[۴]، در فرانسه به تحصیل معماری پرداخته‌اند و هم‌اکنون پژوهشی را در زمینه‌ی استریوتومی[۵]– هنر برش و سرهم‌کردن قطعات سنگ به منظور ساخت، در دانشگاه معماری فرانسوی Ensa Paris Malaquais به پیش می‌برند.

به گفته‌ی یوسف:« پژوهش ما مبتنی بر سرمایه‌گذاری روی ظرفیت سنگ در جهت استفاده به عنوان مصالح سازه‌ای است. با فهم شهرهای تاریخیمان، پژوهش در تلاش است تا تکنیک‌های ساخت را به ریخت‌شناسی شهری ربط دهد. ایده‌ی اصلی [این پژوهش]، ریخت‌شناسیِ جدید شهری را پیشنهاد می‌کند که با کاربرد مصالحی در ارتباط است که در فلسطین به راحتی قابل دسترس هستند.

در سرزمینی که برشِ سنگ و ساختنش بخشی از میراثش است، استفاده از مصالح جدید مانند بتن‌آرمه و فولاد، مصارف عمومی را تصاحب کرده است. امروزه، سنگ، صرفاً به شکل ظاهری بر فراز سازه‌های مصنوع استفاده می‌شود.

الیاس در صحبت‌هایش به این نکته اشاره می‌کند که: «با اینکه در گذشته سنگ مصالح سازه‌ای بود، امروزه برای نماسازی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا ساختمان ساخته شده با اسکلت بتنی را پوشش بدهد.»، و این مسئله تار‌و‌پود شهر‌های فلسطین را به شکل نامساعدی تحت‌تأثیر قرار داده است.

طراحیِ طاق‌های دو برادر، در ژانویه‌ی ۲۰۱۶ آغاز شد و در نوامبر همان سال با بریدن سنگ‌ها به اجرا در آمد و ساخت نمونه‌ی اولیه در فوریه و در اریحا پایان یافت.

یوسف می‌گوید که: «بلوک‌های سنگی… در ابعاد و زوایای بی‌نظیری بریده شده‌اند. هر سنگ نقش سازه‌ای همسانی دارد، به این شکل که [یک سنگ] دو سنگِ دیگر را نگه می‌دارد و توسط دو سنگِ دیگر نیز نگه داشته می‌شود، در نتیجه، این سازه مشترکاً حمل وزن می‌کند.

برخی از ساکنین اظهار داشتند که هدف[ساخت] این طاق را نمی‌دانند. فواد ۱۳ ساله می‌گوید که این محل می‌تواند جایی برای سرو «قهوه و قلیان» باشد. رهگذر دیگری این بنا را در نقش «استراحتگاهی می‌داند که تامین‌گر سایه هم باشد.»

با توجه به [سخنان] برادران آناستاس، هدف این طاق و طاق‌های دیگری که در آینده ساخته خواهند شد، میزبانی از هنرمندان و نویسندگان از فلسطین و سایر جاها است.

با این حال، چرا سنگ قابل ملاحظه‌ترین جنبه‌ی بیش‌تر ساختمان‌های فلسطین است. بخشی از این مسئله در ارتباط با دوران استعمار انگلستان است که [در آن دوران] خواست بر این بود تا نشانه‌‌ی ساختمانی- نشانه‌ای که امروز هم مؤثر است، شمایلی متمایز از اورشلیم را به نمایش بگذارد.

شمایل متمایز نتیجه‌ی حضور تمدن‌های فراوان و سبک‌های ساختمانی متفاوت در اورشلیم است.

دیالا خاسوانه[۶]، در کتاب یادهای حک شده بر سنگ: عمارات شهری فلسطین[۷]، مهارت سنگ‌تراشان محلی را توصیف می‌کند و به اهمیت سنگ در مقام مصالحی سازه‌ای در دوره‌های معماری مختلف در فلسطین اشاره می‌کند.

اما با گسترش مصالح ساختمانیِ مدرن، مهارت‌های ساخت با سنگ به سرعت در حال ناپدید‌شدن هستند.« توانایی الحاق بنایی سنگی به منظر شهر» چیزی است که الیاس می‌خواهد آن را حفظ کند تا با تمسک به تکنیک‌های مدرنِ ساخت، این مصالح سنگیِ «اصیل» را در مرکزِ منظر فلسطین جای دهد.

اریحا که در میان فلسطینی‌ها به مرکبات و آب‌وهوای گرمش در زمستان معروف است، یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان با استقرار لاینقطع انسانها بر آن است. در زمستان، بازدیدکنندگان در شهر ازدحام می‌کنند؛ اما در تابستان، اریحا تقریباً در انزواست.

وفور معدان در مرکز فلسطین باعث می‌شود که سنگ گزینه‌ی اقتصادی‌تری در میان منطقه باشد. مطالعات نشان می‌دهد که حدود ۳۳۰ معدن سنگ با تولید سالانه ۲۲میلیون متر‌مربع سنگ و مرمر دارد. فلسطین دوازدهمین صادرکننده‌ی بزرگ این مصالح است.

در سال پیش‌رو، برادران آناستاس برنامه دارند تا یازده طاق دیگر در همان سایت و در جوار مدل فعلیِ خود بسازند.

پی‌نوشت

[۱] Jericho

[۲] Elias Anastas

[۳] Yousef Anastas

[۴] Bethlehem

[۵] Stereotomy

[۶] Diala Khaswaneh

[۷] “Memoirs Engraved in Stone: Palestinian Urban Mansions”

منبع

ALJAZEERA

نوشته زبان معماری سنگ در اریحا فلسطین؛ احیای دوباره شهر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: آرش طبیب‌زاده نوری| معمار


معماری در مقیاس بزرگ، حضور انسانی با نگاهی چند وجهی را می‌طلبد. انسانی که در شناخت ماهیت فضا، مصالح، تکنولوژی و از همه مهمتر جامعه و محیط پیرامون توانا باشد و در نهایت بحث‌های مدیریتی نیز به این مجموعه شناخت، اضافه می‌شود. معماری که بیش از چهار دهه در این حرفه تجربه کسب کرده بود و حال چند سالی است که در میان ما نیست. مهندس بهروز احمدی از آن دسته معمارانی بود که با نگاهی واقع بینانه در زندگی معمارانه خود، در میان چنین مقوله‌هایی به خوبی و با توانایی قدم برای ساختن، برمی‌داشت.

بهروز احمدی متولد آبان ماه ۱۳۲۵ در تهران بود. او تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان البرز به پایان رساند. روند رشد و نمو این معمار و دوران تحصیل معماری او، به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران باز می‌گردد که خود موضوعی قابل توجه در زمینه شکل‌گیری شخصیت حرفه‌ای یک معمار است.
این معمار نخستین تجربیات معمارانه خود را در سال‌های ۱۳۴۸-۱۳۴۹ شروع کرد و تا آخرین ساعت زندگی، در مهندسان مشاور شارستان ساخت و تجربه کرد. او از معماران شاخص و خوش‌نام در سال های اخیر به شمار می‌رود. در کنار ساختمان‌ها و خانه‌های اداری و مسکونی ساخته شده توسط او، بسیاری از بناهای مطرح معماری در سطح کشور و پایتخت از جمله فروشگاه بزرگ کوروش، برج اداری آرمیتا، موزه قرآن (فرهنگسرای نگارستان)، نمای ساختمان مجلس شورای اسلامی، مجموعه ساختمان‌های اداری بم، کلینیک چشم پزشکی نور، موزه بزرگ زاهدان، ساختمان اداری مجتمع گاز پارس جنوبی، بیمارستان تخصصی مغز و اعصاب ایران و در نهایت تکمیل طرح نوسازی و توسعه میدان شهید بهشتی تبریز را می‌توان از پروژه های شاخص این معمار دانست که در گوشه و کنار کشور به یادگارهایی ماندگار تبدیل شده‌اند. روند۴۰ ساله فعالیت حرفه‌ای این معمار را می توان به سه دوره عمده تقسیم‌بندی کرد که هریک با ویژگی‌هایی همراه است.
دوره اول که به سال‌های ابتدایی فعالیت‌های معماری وی تا اواخر دهه ۵۰ شمسی و سال های اولیه بعد از انقلاب اسلامی باز می‌گردد، عمده ساختمان‌های طراحی و ساخته شده توسط او در قالب خانه‌ها و مجتمع‌های مسکونی کوچک طراحی و اجرا شده‌است.
دوره دوم که دوران رکود ساخت و ساز حاصل از جنگ در کشور است، بر فعالیت‌های معماری مهندس احمدی نیز تاثیر گذار بوده است. حاصل فعالیت‌های او در این سال‌ها چندین ساختمان اداری و مسکونی است.
در دوره سوم که بارزترین دوره فعالیت‌های حرفه‌ای‌اش بود، وسعت و مقیاس پروژه‌های معماری این معمار افزایش می‌یابد. این دوره از سال های ابتدایی پس از دفاع مقدس شروع می‌شود. بسیاری از پروژه‌های شاخص این معمار در این دوره به نتیجه رسیده‌است. در این بازه زمانی، رشد و پختگی در زمینه‌های طراحی معماری، شیوه و نگرش‌های نوین در اجرای ساختمان‌ها و در کنار آن بحث‌های مرتبط با مدیریت پروژه‌ها مطرح می‌شود.
در نگاهی کلی به ساختمان‌های طراحی شده توسط این معمار، ویژگی‌هایی مشترکی در تمامی آنها می‌توان یافت. او بر آن باور بود که «ساختمان زمانی قابلیت تحلیل و بررسی را خواهد داشت که ساخته و اجرا شده باشد. معماری بر روی کاغذ فاقد ارزش است. از سویی دیگر، ارتباط و عملکرد صحیح فضاهای داخلی در ساختمان از واجبات طراحی یک بنا بوده و باید به آن توجه ویژه‌ای شود. در ادامه، بحث زیبایی و طراحی و نمایش کالبد و مسائل مرتبط با آن مد نظر قرار می‌گیرد.»
دقت بر اجرای صحیح و استفاده از مصالح مناسب و در نتیجه دوام و طول عمر در ساختمان از نکات مورد توجه‌ او بود. در این رابطه تلاش بر آن بود تا جزئیات ساختمانی را به بهترین نحو اجرا کند. این موضوع در ساختمان‌های قدیمی ساخته شده توسط او کاملا مشهود است که گذشت چند دهه از عمر آنها، کمترین تغییری در چهره ساختمان ایجاد نشده است.
در طراحی و استفاده از جزئیات اجرایی در ساختمان‌ها، در مواردی، شاهد ابداعات و یا بهتر می‌توان گفت بومی‌سازی دیتیل‌ها و روش های اجرا هستیم. به عنوان مثال، نمای وسیع ساختمان بلند آرمیتا با جزئیات نصب سنگ به روش خشک (بدون استفاده از ملات) از تجربیات و نوآوری های ویژه این معمار بود که در اوایل دهه ۷۰ به انجام رسیده و پس از گذشت حدود ۲۰ سال از عمر ساختمان، نمای آن هنوز به شکلی مناسب در شهر رخ‌نمایی می‌کند. یا در ساختمانی دیگر (ساختمان اداری رضا، ۱۳۶۸)، اجرای نمای شیشه به صورت Curtain Wall بوده که دیتیل‌های اجرایی آن به روشی مبتکرانه طراحی و اجرا شده‌است.
مهندس بهروز احمدی معماری بود که سعی بر شناخت ریشه‌ها و الگوهای معماری گذشته داشته و تلاش بر تغییر و به‌روزسازی آنها درطرح‌های خود داشت. به عنوان نمونه، در ساختمان موزه بزرگ زاهدان، استفاده از فرم آب‌انبارهای منطقه سراوان و ترکیب این فرم‌ها با سازه موجود از پیش ساخته شده برای موزه، به احیا و بهینه سازی حجم و کاربری‌های داخلی این ساختمان منجر شد. این ساختمان امروزه به عنوان نمادی شاخص در استان سیستان و بلوچستان مطرح است و بیانی از تجربیات این معمار در زمینه ساختمان های ویژه و نمادین است.
در روندی کلی می‌توان بهروز احمدی را معماری با نگاه و نگرشی رو به جلو دانست. معماری که سعی در تجربه مسائل نوین داشت. در بازه ۴۰ ساله فعالیت حرفه‌ای او نوآوری در تکنیک‌های اجرا، انتخاب مصالح نوین و … را می‌توان به خوبی یافت. معماری که در سال‌های دور از سیمان و آجر شروع کرده بود، در دهه‌های اخیر جدید‌ترین و به‌روزترین مصالح و جزئیات معماری را انتخاب و آنها را به واقعیت رسانده و اجرا کرده است.
این نوگرائی، او را تا جایی پیش می‌برد که در آخرین پروژه اجرا شده، حرکتی عجیب را رقم زده است. گستردن فرشی سنگی به ابعاد ۱۲۲۰ متر مربع در فضای میدان شهری در تبریز، حضور این معمار در جامعه را فراتر از طراحی ساده در مقیاس یک ساختمان برده و نگاه‌های معماری و هنری، او را برای شهر و شهروندان ملموس‌تر می‌کند. ساخت باغی مسطح از سنگ‌های رنگین در قالب یک فرش در میان میدان، حرکتی جسورانه از سوی این معمار است و شاید در معماران دیگرکمتر جرأت و توان طراحی و از آن مهم‌تر اجرای چنین طرحی را دیده باشیم. حال آنکه بهروز احمدی با چند دهه تجربه این کار را عملی کرد و در تبریز ماندگار شد.
ماندگاری نام یک معمار در بناهای اوست. مهندس بهروز احمدی، معماری بی‌ادعا و بی‌حاشیه، در طول فعالیت حرفه‌ای خود به ساخت و جان بخشی به کالبدهای بی‌جان پرداخت و حال یادگاران او در گوشه‌وکنار کشور با استواری ایستاده‌اند به شهروندان و بهتر بگویم به انسان‌ها (که هدف اصلی این معمار بود) خدمت می‌کنند.

منبع: شماره ۲۲ فصلنامه همشهری معماری

نوشته معماری که باور به ساختن داشت؛ در گرامیداشت یاد مرحوم مهندس بهروز احمدی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: شهاب‌الدین تصدیقی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطلعات معماری ایران


به چه دلیل در دانشگاه تحصیل می‌کنیم؟ بسیاری بدون پرسیدن این سؤال از خود وارد دانشگاه می‌شوند، یا پاسخ‌هایی سرسری می‌دهند که تنها نقابی است بر بر این باور عمومی که «باید درس خواند!». خوشبخت کسی که حداقل رشتهٔ مورد علاقهٔ خود را برگزیند. احتمالاً قرار بوده دانشگاه محل تلاقی «اندیشه» و «تولید» باشد؛ تا مبنای فکری، فلسفی یا تکنیکیِ تولید، تأمین شود. حداقل منطق اقتصادی امروز چنین حکم می‌کند!

این منطق در اقتصادی رانتیر و نفتی، تا حدودی کمرنگ می‌شود و از همین روست که امروز در دانشگاه رشته‌هایی وجود دارند که بسیاری مسئولان بالادستی حتی دلیل وجودشان را هم نمی‌دانند. البته مزایایی در این اقتصاد نفتی هست: دوپینگ پول نفت، خلوتگاهی در دانشگاه‌ها (همچون بسیاری محیط‌های دولتی دیگر) برای کسانی ایجاد می‌کند تا بدون دغدغهٔ نان و تولید، به مطالعهٔ «علایق» خود بپردازند. چنین محیطی، بستری می‌شود برای رشد «صومعه‌های آکادمیک»؛ با این تفاوت که در گذشته صومعه‌ها خودکفا بودند و اینک از پول رایگانِ نفتِ دولتی بهره می‌برند. البته یک جای کار می‌لنگد: این بستر ابدی نخواهد بود. امروز دولت نفتی ایران، بر اثر نوسانات قیمت نفت و فساد ناشی از اقتصاد غیرشفاف و نفتی، بیش از هر زمانی به ناکارآمدی این سیستم پی برده است و کم‌حجم‌شدن دولت و خدمات آن، امری گریزناپذیر خواهد بود. چه بر سر صومعه‌نشینان دانشگاه خواهد آمد که با پول نفت اداره می‌شدند؟

پاسخ اولیه روشن است: یا صومعه‌ها خود را با منطق تولید اقتصادی هماهنگ کنند (توجیه اقتصادی دانشگاه برای تولید) یا خودکفا شوند (به‌عبارتی دانشجویان شهریه بپردازند!). دستهٔ اول که احتمالاً به کار ادامه خواهند داد ولی مشکل دستهٔ دوم اینجاست که تا چه زمان در منطق جدید، چنین صومعه‌ای می‌تواند نام «دانشگاه» بر خود بنهد؟ در اقتصاد غیردوپینگی با منطق تولید، تولیدکنندگان اعتبار دانشگاه را تعیین خواهند کرد: آن‌ها هستند که تعیین می‌کنند یک دانشگاه تا چه اندازه مبنای فکری، فلسفی و تکنیکی چرخهٔ تولید را فراهم کرده. با این حساب، خطر سقوط بی‌شک راهبان عزلت‌نشین را تهدید می‌کند.

این صومعه و راهبان، تمثیلی از ماجرایی است که احتمالاً بر «مطالعات معماری ایران» برود. امروز در سایه‌سار دوپینگ نفتی، گفتمان‌های متعددی از این رشته در حال بحث و جدل با هم هستند و بسیاری دانشجویان، همچون راهبان قرون وسطی دل به این خوش می‌کنند که سر در کتابی فرو کرده، سخنان شیرین استادی را بشنوند (گویا دیگر حتی تحمل کارهای تحقیقاتی هم ندارند و استادی را ترجیح می‌دهند که قصه‌ای بخواند و بگذارد بخوابند!).

منبع

وبسایت کوبه

نوشته صومعه‌ی مطالعات معماری ایران اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: برانکو مارکتیچ
مترجم: علی آتشی


کوبا کشوری است که در مقابل طوفان بهترین آمادگی قبلی و بعدازآن سریع‌ترین روند بازسازی را دارد. ما از مردم این جزیره کوچک چه چیزی می‌توانیم یاد بگیریم؟

در کنار تصاویر وحشتناک اجساد شناور بر روی آب، زندگی‌های ویران‌شده توسط سیل و مردمی که برای نجات جانشان به یک بلندی پناه برده‌اند، خاطره ماندگار دیگری نیز در میان فجایع طوفان «هاروی» ثبت‌شده است. در گیرودار بلای هاروی، مردم شروع کرده بودند به منتشر کردن تصاویری از هزاران مورچه آتشین که با چسبیدن به یکدیگر، بر روی سطح آب قایقی درست کرده بودند تا جان ملکه، لاروها و بچه‌هایشان را نجات دهند.

این تصویر مشهور از همبستگی حشرات در برابر یک فاجعه بیش از هر چیز در تضاد با واکنش انسان‌ها در مقابل طوفان هاروی بود، هرچند به‌خوبی باعث شد تا ناتوانی و ضعف انسان در مقابله با بلایای طبیعی بار دیگر به او یادآوری شود.

بااین‌همه اگر من به شما بگویم که کشوری هم وجود دارد که ۱۷ طوفان قبلی خود را تنها با ۳۵ نفر تلفات پشت سر گذاشته است؛ یا که بگویم آن کشور دقیقاً همان مدل از همبستگی را به نمایش گذاشت که ما چند خط بالاتر در مورد مورچه‌ها حسرتش را می‌خوردیم؛ و این‌که اگر بدانید آن کشور تولید ناخالص ملی‌اش در قیاس با ایالات‌متحده، چیز چندان قابل‌توجهی نیست، چه واکنشی نشان خواهید داد؟

همچنین کشوری وجود دارد: کوبا.

وقتی‌که در سال ۲۰۱۶ طوفان «متیو» ۴۴ نفر را در ایالات‌متحده به کام مرگ کشاند، در کوبا علی‌رغم ویرانی‌های فراوانی که این طوفان با خود در پی داشت، هیچ‌کس کشته نشد. ایضاً زمانی که براثر طوفان «کاترینا»، بیش از ۱۸۰۰ نفر در ایالات‌متحده جان خود را از دست دادند، در کوبا هیچ‌کس کشته نشد. در سال ۲۰۰۸ طوفان «گوستاو و آیک» در شلوغ‌ترینِ فصلِ کوبا جان ۷ نفر را گرفت، درحالی‌که با ادامه حرکت این طوفان در ایالات‌متحده، باوجوداینکه مقدار زیادی از قدرتش را ازدست‌داده بود، ۳۰ نفر جان خود را از دست دادند. در جریان طوفان «ایزابل» در سال ۲۰۰۳ نیز تعداد شهروندان آمریکایی بیشتری در قیاس با جان‌باختگان ۶ طوفان بزرگ کوبا در بازه میان سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳، کشته شدند؛ و این الگو برای تمامی طوفان‌هایی که هر دو کشور را موردحمله قرار داده است، تکرار می‌شود. جای تعجب ندارد که سازمان‌های بین‌المللی مثل صلیب سرخ و سازمان ملل بارها و بارها کوبا را نمونه‌ی جهانی کاهش خطر بلایای طبیعی نامیده‌اند.

مگر کوبا چه‌کار می‌کند؟ راز بزرگی در میان نیست. بعد از چندین طوفان مرگ‌بار در قرن بیستم، دولت کوبا برنامه‌ی جامع و کلانی را در مورد افزایش آمادگی در زمان‌های مواجهه با بلایای طبیعی، تخلیه منازل و شهرها، تسکین، بهبود و بازسازی بعد از فاجعه، عملی کرد. این برنامه شامل حال تمامی شهروندان کوباست و در تمامی ارگان‌های ملی و محلی اجرا می‌شود.

به‌جای این‌که برنامه‌ی آمادگی، بهبود و بازسازی در زمان طوفان یک برنامه تشریفاتی تلقی شود و از این طوفان تا طوفان بعدی کسی به یاد آن نباشد، اجرای این برنامه در کوبا حکم مرگ و زندگی را دارد و واقعاً هم حکم مرگ و زندگی را دارد. شاید بعضی بخواهند بگویند که برنامه جامع کوبا به این دلیل اجرایی است که این کشور تک‌حزبی اداره می‌شود، اما اجرای برنامه نجات کوبا از فاجعه، ربط چندانی با اقتدارگرایی حکومت این کشور ندارد. این برنامه ماحصل یک تصمیم سیاسی است؛ تصمیمی که طی آن دولت کوبا اولویت خود را حفظ جان تمامی شهروندان، حتی آسیب‌پذیرترین اقشار خود قرار داده است و نقشه مقابله با طوفان خود را بر اساس آن ترسیم کرده است.

در اینجا به چهار عامل مهمی که اجرای این برنامه را عملی ساخته‌اند اشاره می‌کنیم:

۱- کوبا همواره در حال آماده شدن برای طوفان بعدی است.

کوبایی‌ها فرض می‌کنند که طوفان بعدی همیشه همین حوالی است، و این فرض هم تقریباً درست است. ازاین‌رو دولت کوبا بخش‌های مختلفی را مأمور پیش‌بینی زمان وقوع طوفان و کسب آمادگی برای رویارویی با آن کرده است؛ ۶۸ ایستگاه آب‌و‌هوایی در سراسر کوبا طوفان‌های مختلف را ره‌گیری می‌کنند و سازمان پدافند غیرعامل سیستم‌های هشدار سریع، ذخایر اضطراری و گروه‌های نجات خود را به‌صورت آماده‌باش دارد.

این عوامل به‌تنهایی باعث ایجاد تفاوت میان ایالات‌متحده و کوبا نیستند، اما فرستاده‌ی شهر گالوستون ایالت تگزاس پس از بازدید از کوبا در سال ۲۰۰۹ در گزارش خود آورده: «کوبا در تمام طول سال آماده‌ی رویایی با طوفان است». در کوبا تمامی افراد بزرگ‌سال به‌طور اجباری در کلاس‌های پدافند غیرعامل شرکت می‌کنند که در آنجا چگونگی کمک کردن در زمان تخلیه‌ی شهری آموزش داده می‌شود. از سال ۱۹۸۶ به بعد، تک‌تک شهروندان کوبایی موظف‌اند که هرسال در دوره‌ای به نام Ejercicio Meteoro که سری کلاس‌های تمرینی شبیه‌سازی شرایط تخلیه شهری است، شرکت کنند. آموزش‌وپرورش نیز مطالب مرتبط با آمادگی مقابله با طوفان را در واحدهای درسی در تمامی مقاطع تحصیلی و تمامی پایه‌های مدارس قرار داده است.

به‌علاوه نقشه‌های اضطراری مقابله با طوفان در سطوح ملی، استانی، شهری و محلی از پیش تهیه‌شده‌اند و هرساله به‌روز می‌شوند. به‌عنوان بخشی از این نقشه، برای هر کوبایی منطقه‌ی امنی در نظر گرفته‌شده است که در صورت بروز هرگونه طوفان به آن پناه ببرد.

اطلاعات هواشناسی به‌طور مستمر و هر شش ساعت یک‌بار، و در صورت احتمال وقوع طوفان در آینده نزدیک هر ۳ ساعت یک‌بار، از تلویزیون و رسانه‌های دولتی پخش می‌شوند. زنگ‌های هشدار ۷۲ ساعت قبل از رسیدن طوفان به صدا درمی‌آیند. به کلام ساده‌تر، مردم کوبا همواره حواسشان به آب‌وهوا هست.

۲- همه برای اجرای این برنامه بسیج شده‌اند.

یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت برنامه مقابله با طوفان در کوبا، در کشوری با منابع نسبتاً محدود، فلسفه بسیج سراسری است. رویارویی با طوفان شاید طبق یک سلسله‌مراتب فرماندهی شود، ولی اجرای آن توسط مردم عادی در جوامع خودشان و بر اساس تمرین‌های آمادگی قبلی، انجام می‌شود.

بر اساس یافته‌های موسسه آکسفام در سال ۲۰۰۴، «مهم‌ترین نکته در مورد واکنش به بلایای طبیعی در کوبا، همکاری مردم در مقیاس گسترده است». رهبران شهری و استانی، برای هر محدوده و محله یک فرمانده از همان محدوده برای عملیات دفاع از شهروندان در برابر طوفان تعیین می‌کنند و با این کار یک نظام با روند تصمیم‌گیری مرکزی را با یک مجموعه غیرمتمرکز ترکیب می‌کنند. بدین منظور جلساتی برگزار می‌کنند و در این جلسات علاوه بر مرور برنامه‌های زمان اضطرار، تجهیزات و وسایل نقلیه به هر منطقه تعلق می‌گیرد و وظایف خاصی به عهده هر فرد گذاشته می‌شود.

در کوبا هرکسی نقشی دارد. پزشکان، مدیران مدارس، کارکنان سازمان‌های دولتی دیگران، پروتکل‌های زمان بحران و برنامه‌ها و تدارکات تخلیه شهری را مرور می‌کنند. یکی از نیروهای امدادی که در سال ۱۹۹۶ به کوبا اعزام‌شده بود می‌گوید «همه، حتی کودکان، از وظایف خود آگاه‌اند». در یک آپارتمان همه دست‌به‌کار می‌شوند و افراد وظایفی مثل چسب زدن پنجره‌ها، ذخیره مواد غذایی، پخت‌وپز، و یا مشاوره دادن به همسایه‌ها برای محافظت از اموالشان را به‌خوبی ایفا می‌کنند. این قسمتی از مجموعه اقداماتی بود که بخش اسکان سازمان ملل آن را «فرهنگ ایمنی» نامیده است.

در زمان حادثه اعضای کمیته نجات کمک می‌کنند تا حیوانات به نواحی مرتفع‌تری منتقل شوند، افرادی که گیر افتاده‌اند نجات پیدا کنند و خانه‌هایی که در برابر طوفان مقاوم بوده‌اند شناسایی شوند. اگر خانه‌ی خانواده‌ای در برابر طوفان مقاوم بوده باشد و خطر سیل آن را تهدید نکند، آن‌ها همسایگان را به خانه خود می‌برند. در غیر این صورت، افراد به خانواده یکی از اقوام یا آشنایان، یا به یکی از پناهگاه‌های دولتی منتقل می‌شوند. هر ساختمانی، از کلیسا گرفته تا مدرسه، می‌تواند یک پناهگاه دولتی باشد.

به‌منظور انتقال افراد به این مکان‌ها، اعضای کمیته از تمامی وسایل نقلیه‌ای که در دست دارند استفاده می‌کند، چه خودروی شخصی باشد و چه کامیون، قایق، یا تراکتور. شهروندان می‌توانند حیوانات خانگی خود را نیز با خود به این مراکز ببرند و آنجا دامپزشکانی حضور دارند که به وضعیت آن‌ها رسیدگی کنند. نانوایی‌های دولتی هم برای افراد حاضر در پناهگاه غذا تهیه می‌کنند.

این شرایط تا مرحله بهبود و بازسازی ادامه پیدا می‌کند. کمیته‌های محلی به‌منظور ارزیابی خسارات وارده و همچنین آغاز عملیات پاک‌سازی محلات، گروه‌هایی را تشکیل می‌دهند. شهروندان هم در اموری مانند پاک‌سازی محلات، بازسازی ساختمان‌ها و جمع‌آوری پوشاک و موارد موردنیاز کمیته‌های محلی، کمک می‌کنند. بعضی از مردم ترجیح می‌دهند تا زمانی که ایمنی کامل برقرار نشده است، در خانه دوستان و یا پناهگاه بمانند.

این‌چنین همبستگی‌ای البته مختص مردم کوبا نیست. در تگزاس و دیگر ایالت‌های طوفان‌زده نیز چنین روحیه‌ای در سال‌های اخیر مشاهده‌شده است، شهروندان آمریکایی که مشتاقانه به کمک همسایگان خود می‌رفتند؛ اما اغلب اوقات زمانی شاهد چنین کارهایی هستیم که دیگر خیلی دیر شده است و باید مانند آنچه در کوبا اتفاق می‌افتد، زودتر از این‌ها انجام می‌شدند.

۳- از جوامع آسیب‌پذیر حمایت می‌شود.

هیچ‌وقت بلایای طبیعی به‌تمامی افراد به یک‌میزان خسارت وارد نمی‌کنند. در ایالات‌متحده نابرابری اقتصادی موجب می‌شود تا در زمان فاجعه، اوضاع برای برخی از طبقات بحرانی شود. علاوه بر این، عوامل مهم دیگری ازجمله جغرافیا و سلامت شخصی افراد نیز به این چنددستگی طبقاتی و بحران دامن می‌زنند.

در کوبا، دولت دست‌به‌کار شده است و شهروندان، مناطق و قسمت‌هایی که بیشترین آسیب‌پذیری را دارند را شناسایی کرده است. شهرداری‌ها هرساله اطلاعات دقیقی از سن و سال افراد گرفته تا خدمات ویژه موردنیاز آن‌ها را جمع‌آوری می‌کنند.

همچنین اعضای جامعه، مانند پزشکان یا نمایندگان سازمان‌های دولتی، اوضاع محله خود را ارزیابی می‌کنند. یک نفر به آکسفام گفته بود که تمام ساکنین محله، از پیرزن ویلچری تا زن حامله‌ای که نیاز به کمک دارد را می‌شناسد و از نیازهای خاص آن‌ها مطلع است. زمانی که طوفان می‌آید، گروهی از این افراد وظیفه دارند تا از وضعیت افراد آسیب‌پذیرتر مطمئن شوند و پزشکان به وضعیت مصدومان رسیدگی می‌کنند تا افرادی که نیاز به مراقبت بیشتری دارند را به بیمارستان منتقل کنند.

۴- تضمین حفاظت از اموال افراد توسط دولت و چندین اقدام منحصربه‌فرد دیگر.

اما اقدام منحصربه‌فرد دیگر دولت کوبا، تلاش برای حفاظت از اموال و دارایی‌های مردم عادی در زمان وقوع طوفان است. این علاوه بر دارا بودن اهمیت ازنظر اقتصادی و روانی، باعث می‌شود مردم به پیروی از دستورات در زمان تخلیه شهری متقاعد شوند.

نیروهای دولتی، پلیس و ارتش موظف‌اند تا لوازم منزل و دیگر دارایی‌های مردم را به مکان‌های ایمن و مرتفع منتقل کنند. بعضی از استان‌ها این امکان را فراهم کرده‌اند که مردم چیزهای باارزش خود را در جعبه قرار دهند و جعبه را به مکانی امن در یک جای دیگر بفرستند. به‌منظور آرامش خاطر مضاعف شهروندان، دولت باوجود منابع مالی محدود کوبا، متعهد شده است که تمامی اموال آسیب‌دیده مردم را با نمونه سالم جایگزین کند.

این فقط یک نمونه از خدمات متمایز دولت کوبا در زمان توفان بود. تمامی رسانه‌های کوبا اعم از دیداری، شنیداری و نوشتاری دستورالعمل‌هایی مبنی بر ایمن‌سازی خانه‌ها و مکان‌های امن در دوره بازسازی منتشر می‌کنند. با رسیدن سرعت باد به یک‌میزان مشخص، برق و گاز شهری برای جلوگیری از برق‌گرفتگی و یا انفجار قطع می‌شوند. برداشت محصول قبل از رسیدن طوفان شتاب بیشتری می‌گیرد. تمامی درختان در نزدیکی دکل‌های برق و مخابرات قطع‌شده‌اند.

و برخلاف امریکا که بستن بیمارستان‌ها و دیگر مراکز خدماتی مهم (مانند پلیس و آتش‌نشانی) در زمان طوفان رایج است، در کوبا این مراکز، همواره ایمن و باز هستند تا به مردم منطقه خدمت‌رسانی کنند. استمرار ارائه خدمات پزشکی به قربانیان تا مدت‌ها بعد از اتمام حادثه، حاکی از صداقت دولت کوبا در اصرار بر احتساب خدمات درمانی به‌عنوان حقوق بشر است.

ما می‌توانیم بهتر هم عمل کنیم.

همه آنچه گفته شد در تضاد کامل با آنچه در ایالات‌متحده می‌گذرد قرار دارد. واکنش‌ها به بلایای طبیعی در ایالات‌متحده بدون در نظر گرفتن مشارکت شهروندان برنامه‌ریزی و اجرا می‌شود. شهرداری‌ها درزمینه‌ی تخلیه‌ی شهری وظیفه‌ای نسبت به پاسخگویی به مجموعه‌ی مرکزی خاصی ندارند و بر طبق تشخیص و میل خود تصمیم‌گیری می‌کنند؛ تصمیماتی که عملی نمی‌شوند. هیچ‌گونه آموزش کمک‌های اولیه یا همکاری در زمان بحران که شهروندان ملزم به شرکت در آن باشند وجود ندارد. نواحی آسیب‌پذیر شناسایی نشده‌اند و از منابع ارتش به‌جای استفاده در جهت کمک به مردم کشور، در جنگ‌هایی خیلی دورتر از مرزها استفاده می‌شود.

ایالات‌متحده یک رسانه ملی که از طریق آن بتواند در مواقع اضطرار اطلاع‌رسانی کند ندارد. البته هستند رسانه‌های خصوصی‌ای که به همکاری با دولت ایالات‌متحده در زمان‌های اضطرار مشهور هستند و پخش برنامه‌های عادی‌شان را برای پخش صحبت‌های فوری رئیس‌جمهور قطع می‌کنند. باورش سخت است که این‌ رسانه‌ها در زمان بروز بلایای طبیعی از همکاری با دولت امتناع ‌کنند.

بعضی شاید به این نکته اشاره کنند که دولت ایالات‌متحده توانایی خارج کردن مردم از خانه‌هایشان را در زمان تخلیه شهری ندارد و علت بسیاری از مرگ‌ومیر شهروندان توجه نکردن به هشدارهای تخلیه شهری است؛ اما همان‌طور که در گزارش فرستاده‌ی گالوستون آمده «مردم آگاه، رغبت به مشارکت دارند و با آگاهی از خطرات بلایای طبیعی، میل بیشتری به ترک داوطلبانه خانه‌های خود در زمان تخلیه شهری نشان می‌دهند.» به‌بیان‌دیگر، استفاده از مردم عادی به‌عنوان بخشی از برنامه‌ی واکنش به طوفان، واگذاری مسئولیت به آن‌ها و همچنین آموزش خطرات بلایای طبیعی به آنان، علاوه بر تضمین امنیت بیشتر اموال و دارایی‌های آن‌ها، موجب می‌شود که عده بیشتری چنین هشدارهایی را جدی بگیرند.

برنامه‌ی کوبا برای مقابله با طوفان محصول جانبی سیستم سیاسی اقتدارگرای این کشور نیست، بلکه این برنامه ماحصل یک تصمیم سیاسی است؛ تصمیمی که طی آن دولت کوبا اولویت خود را حفظ جان تمامی شهروندان، حتی آسیب‌پذیرترین اقشار خود قرار داده است و نقشه مقابله با طوفان خود را بر اساس آن ترسیم کرده است.

حالا تصور کنید که چه می‌شد، اگر سیاست‌مداران حاکم بر ایالات‌متحده، کشوری با منابع و ثروتی صدها برابر آنچه کوبا در اختیار دارد، می‌توانستند چنین تصمیمی اتخاذ کنند.

 

منبع: ژاکوبن

نوشته سوسیالیسم و کاپیتالیسم در برابر طوفان؛ تجربه‌ی کوبا و آمریکا اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نخستین نشست خبری عیسی کلانتری، رئیس جدید سازمان حفاظت محیط زیست در سالن اجلاس این سازمان برگزار شد. در این جلسه، کلانتری ضمن تشریح سیاست های کلی خود به پرسش های خبرنگاران محیط زیست پاسخ داد؛ پاسخ هایی مثل ناتوانی سازمان در تحقق صد در صدی مطالبات زیستی و ساختار پر اشکال این سازمان، که نه تنها افق روشنی از آینده ترسیم نمی کند، بلکه نگرانی ها در مورد آینده محیط زیست را افزایش می دهد.

به گزارش «تابناک»؛ عیسی کلانتری در آغاز جلسه با تأکید بر ضرورت حضور فعال خبرنگاران در بخش محیط زیست و نقش بی بدیل آنها در افزایش آگاهی و مطالبات مردمی از مسئولان برای حفظ محیط زیست، از ضرورت تبدیل نگرانی های زیست محیطی به یکی از اصلی ترین دغدغه های کشور سخن گفت.

کلانتری در ادامه با تأکید بر لزوم انجام کار فرهنگی و افزایش حساسیت های مردمی در قبال محیط زیست، داشته های طبیعی کشور را متعلق به همه نسل های کشور دانست و افزود: هر کشوری در رابطه با دغدغه های زیست محیطی خود، اولویت های مهمی دارد که به نظر من دغدغه اصلی و اولویت اصلی کشور ما مسأله آب است.

رئیس سازمان محیط زیست با انتقاد از نحوه و میزان مصرف آب کنونی ادامه داد: در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد منابع آب کشور در حال مصرف است و با روند کنونی تا پانزده سال آینده، آب تمدن چند هزار ساله ایرانی به خطر خواهد انداخت.

وزیر اسبق جهاد کشاورزی کشور با ذکر خاطره ای از هشدارهای آبی خود، افزود: وقتی در وزارت کشور سی سال پیش از خطر خشک شدن دریاچه ارومیه سخن می گفتم، دوستان من را مسخره می کردند ولی امروز همه می بینید که دریاچه ارومیه در خطر جدی خشک شدن قرار دارد و اگر تلاش های دولت یازدهم نبود، تا کنون خشک شده بود.

او با انتقاد از روند کنونی برخورد با محیط زیست اضافه کرد: نسل موجود، همه چیز را با ابزارهایی که دارد، برای خود می خواهد و این روند توسعه پایدار را به کلی به فراموشی سپرده است.

کلانتری در بخش دیگری از سخنان خود، با انتقاد از ساختار کنونی سازمان محیط زیست، یکی از مشکلات پیش روی حل مشکلات زیست محیطی کشور را ساختاری دانست و تأکید کرد: سازمان از نظر بودجه و نیروی انسانی با محدودیت فراوانی رو به روست و این موضوع سبب می شود در بسیاری از طرح های ضد محیط زیستی، توان اظهار نظر و تصمیم گیری برای سازمان و کارشناسان فراهم نشود؛ این در حالی است که بر اساس مصوبه هیأت وزیران، اگر در مورد یک پروژه مثل ساخت سد، سازمان برای سه ماه اظهار نظر کارشناسی نکند، آن طرح آغاز خواهد شد و دیگر نمی توان کاری کرد.

کلانتری با اعلام موافقت خود برای ساخت سد در شمال کشور ادامه داد: در مناطق شمالی کشور یک میلیون و ۲۰۰ هزار متر مربع جنگل تخریب شده است و ما می توانیم در قالب معامله ای با وزارت نیرو، در ازای صدور مجوز ساخت سد، از آنها بخواهیم به احیای جنگل های نابود شده اقدام کنند.

 
 
 
 

رئیس سازمان محیط زیست، در پاسخ خبرنگار «تابناک»، که پرسید همیشه سازمان محیط زیست پشت سر رسانه ها و افکار عمومی حرکت می کند و آیا شما جسارت این را دارید که پیشگام شوید و برای مثال، سدهایی را که به محیط زیست خسارت زده اند، تخریب کنید یا چاه هایی که غیر مجاز فعالند را پلمپ کنید، گفت: ما نمی توانیم خلاف قانون کار کنیم و اینکه پشت سر رسانه ها و افکار عمومی حرکت کنیم، خوشحال کننده است. 

وی در پاسخ به این پرسش ادامه داد: ما ناچاریم در مطالبات برحقی که داریم، واقعیت و منطق را نیز در نظر بگیریم و اگر بخواهیم تمام قد در برابر اقدامات ضد محیط زیستی بایستیم، قطعاً در برابر ما موضع گیری خواهد شد و قربانی خواهیم شد.

کلانتری با اشاره به مشکلات پیش روی سازمان تأکید کرد: برای پیش بینی آینده نیاز است که یک مؤسسه آینده پژوهی راه اندازی کنیم؛ اما این را بدانیم که در یک کشور هشتاد میلیونی که باید منطبق با رشد ۸ درصد مسیر توسعه را ادامه دهد، اگر بخواهیم از محیط زیست دفاع کنیم، باید راه حل هایی برای کاهش حداقلی خسارت ها بدهیم و اگر مدام با طرح ها و پروژه ها بدون دادن راه حل بایستیم، کنار زده خواهیم شد و کسی به ما توجه نخواهد کرد.

رئیس سازمان محیط زیست ادامه داد: البته شما خبرنگاران ایده آل گرا هستید، ولی من ناچارم واقع گرا باشم و بر این اساس فضای زیست محیطی کشور را اداره کنم.

عیسی کلانتری در ادامه افزود: یکی از اهداف توسعه پایدار حفظ حقوق نسل‌های بعد است. آیا نسل بعد آب و خاک و تنوع زیستی و حیات وحش جنگل نمی‌خواهد؟ چون ما فناوری حفاری و اره برقی و تفنگ ژ۳ داریم همه چیز را برای خوشبختی نسل موجود می‌خواهیم.

وی ادامه داد: اگر ما سیاست توسعه متوازن و پایدار را درست پیاده کنیم هیچ مشکلی نه با حفظ محیط زیست و نه با توسعه خواهیم داشت اما اگر سیاست متوازن را در پیش نگیریم، یکی قربانی دیگری خواهد شد. اگر حفظ محیط زیست را با توسعه همراه نکنیم مثل کشورهای آفریقای استوایی می‌شویم که جنگل و منابع طبیعی دارند، ولی مثل حیوان زندگی می‌کنند. برعکس آن هم می‌شود برخی کشورهای غربی که با خرج منابع طبیعی و هزینه کشورهای دیگر می‌خواهند خود را نجات دهند.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص شیوه اطلاع رسانی در این سازمان تأکید کرد: من به همکارانم گفتم، هیچ‌کس حق کوچک‌ترین بی‌احترامی به هیچ خبرنگاری را ندارد. چرا که اگر شما درست مسائل را منعکس کنید و جامعه درست مسائل را دریافت کند، می‌توانیم مطمئن باشیم محیط زیست درستی را برای نسل بعد به جای می‌گذاریم؛ اگر نه این نسل موجود با استفاده نادرست از فناوری همه چیز را برای نسل بعد از بین می‌برد. 

وی افزود: سیاست سازمان، توسعه متوازن است. ما در راستای توسعه متوازن و توسعه پایدار و با یک سری تغییرات تشکیلاتی می‌خواهیم نه مانع توسعه واقعی کشور باشیم و نه می‌خواهیم محیط زیست را به واسطه عدم پیشرفت حفظ کنیم. کشور نزدیک به چهار و نیم میلیون فارغ‌التحصیل دانشگاهی بیکار دارد و دولت نمی‌تواند بی توجه به این موضوع سیاست‌گذاری کند.

 

منبع: تابناک

نوشته رئیس سازمان محیط زیست؛ ایده آل گرایی کار خبرنگاران است، من باید واقع گرا باشم / اگر با پروژه های ضدمحیط زیست مقابله کنیم، قربانی می شویم اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع
  • زمان و مکان برگزای
  • نهاد اجرایی

نمایشگاه گروهی روشنایی معماران، مجسمه‌سازان و طراحان ایرانی

هنرمندان:
هومن بالازاده-سارا حسینیان امیری،
علیرضا تغابنی و سپیده صراف زاده،
شروین حسینی
محمد خاوریان،
علی دوالفقاری
آناهیتا رضااله
امین صادقی
فیروز فیروز
مریم غلامی
شهریار قرایی
سهیل قندیلی و استودیو ری
بهارک کشانی حسین غفاری
نیما کیوانی وسینا کیوانی
آرش مظفری
حمید ناصر خاکی وبنفشه درویش
رضا نجفیان
محمدرضا نیکبخت
و مجسمه سازان مطرحی همچون:
بهمن چگنی
بهروز دارش
عادله فرزین
امین طباطبایی وسروش بهار زاده
فرزانه وزیری تبار
ومحمدرضا یزدی
وهمچنین اثری از صادق تیرافکن وفرشید شیوا

نمایشگاه گردانان:
الناز طهرانی،لورنزو پالمری 

زمان بازدید: ۱۷ الی ۲۴ شهریور ماه
ساعت بازدید: 
در روز افتتاحیه از ساعت ۱۷ الی ۲۱
سایر روزها از ساعت ۱۰ الی ۲۱

مکان: گالری شماره ۱ فرهنگسرای نیاوران، انتهای پاسداران روبروی پارک نیاوران

ابژه دیزاین پلتفرم 

نوشته نمایشگاه ابژه ۰۲؛ «چراغ روشن،چراغ خاموش» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع وسخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
کارگاه رویداد فرم

سخنرانان: 
دکتر علیرضا رضوانی
مهندس جعفراعرابی
دکتر احسان جبروتی

زمان: جمعه ۱۷ شهریور ماه 
ساعت برگزاری: ۹:۳۰ الی ۱۲
مکان: سالن آمفی تئاتر، ساختمان نظام مهندسی خراسان رضوی

گروه طرح و توسعه تجدید

نوشته همایش کارگاه رویداد فرم اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۱۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده: محسن اکبرزاده| دبیر سرویس معماری معاصر ایران


اگر معماری را نه به عنوان یک پدیده، بلکه در سطح عملی انسانی بررسی کنیم، قادر خواهیم بود که عمل معمارانه را، همچون دیگر اعمال انسانی، در محک صواب و خطا از منظر رضایت خالق قرار دهیم. آیا بر این عمل، حسن فعلی و حسن فاعلی توأمان مترتب است؟ خلوص در چنین عملی که پدیداری عام دارد، تنها در مرتبه قلب و از سوی خداوند قابل دریافت است و یا به مخاطبان عمل نیز منتقل خواهد شد؟ اثر تکوینی فعلی مؤمنانه و یا از روی هوای نفس، آیا خود را در رویکردهای عملی و نظری نیز آشکار خواهد کرد؟ معماران در طول تاریخ اسلام با دستورهایی که از نصوص دینی به آنها رسیده چگونه برخورد کرده‌اند؟ موضع دین نسبت به عمل معمارانه، در غایت این عمل که خلق فضایی است چه بوده است؟ اگر معماری را در موضوعی چون مسجد، بیش از جنبه‌های سازه‌ای و عملکردی، سویه‌ای روان‌شناسی و ادراک‌مدار بپنداریم، منظر ادراکی فضای عبادی، چه نسبتی با عمل معمارانه برقرار می‌کند؟
در نگاهی ترمینولوژیک می‌توان مسجد را از همه افزوده‌هایش جدا ساخت و برای آن تنها ارکانی را پذیرفت که بی‌آنها مسجد دیگر مسجد نیست. می‌توان مسجد را فضایی دانست که انسان در آن به عبادت خداوند می‌پردازد. نه هر خدایی بلکه الله و نه هر انسانی بلکه مسلمان. بر این اساس مسجد را می‌توان سامانه ارتباطی فردی مسلمان با الله قرارداد کرد و برای پذیرش هر افزونه نظری و عملی بر آن در جست‌وجوی دلیل و اثبات بود. مسجد گاهی بخشی از چمن پارکی است که فروشنده ذرت مکزیکی بر آن نماز می‌خواند و مسلمان، دانشجویی که در اتوبوس‌های بین شهری عمر تباه می‌کند و بر روی صفه سیمانی کنار پمپ بنزین رو به قبله ایستاده است؛ اما الله تنها جزء تغییرناپذیر تمام مساجدی است که در طول تاریخ و عرض جغرافیا، کسی دست‌هایش را تا گوش بالا آورده و با ذکر الله اکبر دوباره پایین آورده است. اگر بخواهیم در میان تصاویر خیره‌کننده و شمایل متکثر مسجد، نقطه ثبات و اتکایی بیابیم جز الله، سخن الله و رضایت الله همه‌چیز تغییرپذیر است. بر این اساس شایسته نیست مسجد را در گونه‌شناسی تاریخی و شکلی آن دفن کرد و یا به باد قرائت‌های هرمنوتیک ذرت‌فروش و دانشجو و معمار و جز آن سپرد. یگانه طریق ما در درک رضایت خداوند که چیزی جز حکمت ربوبی او برای کمال بنده نیست، درک دستورهای او پیرامون مسجد است. درکی که در کتاب او و سخن پیامبر خاتم او و سیره عملی ایشان و ائمه‌اش قابل جست‌وجوست. سیره‌ای که خود را در طراحی و اجرای مسجدالنبی، مسجد قبا، مسجد سهله و مسجد کوفه به نمایش گذاشته است. در همین ابتدای سخن می‌پذیرم که آموختن از الگویی در ۱۴۰۰ سال پیش‌ترِ حجاز و عراق و به‌کارگیری آن در امروز ما و اقلیم ما و جامعه ما امر سهل و آسانی نیست؛ اما مگر دیگر اجزای اسلام و اصولاً دین‌ورزی را نیز به همین شیوه اجتهاد نمی‌کنیم؟ پس چرا در اجتهاد پیرامون مسجد، رجوع را امری ناممکن بپنداریم؟ این یادداشت در پی ارائه الگویی عملی برای طراحی مسجد نیست که نه ظرف این سخن است و نه در عهده نگارنده؛ اما برای شست‌وشوی چشم ضروری است که ابتدا چشم‌ها را بر آنچه که هست ببندیم و دوباره در زلال عمل حضرت رسول(ص) بگشاییم:
وقتی پیامبر(ص) طرح مسجد مدینه را در میدان میانی شهر آغاز کرد و شهر را رج به رج بر گرد آن تنید، دستور داد دیوارهای مسجد تا ارتفاع قد آدمی بالا آورده شود و برای درگاه نیز ابعاد شانه‌های انسانی را مدول طرح قرار داد. بر این اساس مسجد چهاردیواری سپیدی بود که نمازگزار در هنگام حضور در آن هیچ چیزی از عالم متکثر شهر را به چشم نمی‌دید و قوه باصره‌اش از هرگونه تحریک محیطی پالوده بود. برای طرح کف نیز به ریگزار بستر طرح قناعت کرد. گویی به‌جای طراحی یک بنا، تمام خاطره آدمی از مفهوم بنا را پاک کرده باشیم.
با این حال سختی نماز خواندن بر ریگ‌های تفته از عهده نمازگزاران خارج بود. بنا به درخواست آنان پیامبر(ص) پذیرفت تا زیراندازی از برگ خرما بر بستر زمین پهن کنند. چون خطبه‌ها گاه طولانی می‌شد و آفتاب حجاز نیز سخت تابنده بود، باز تقاضای سایه‌بان کردند. حضرت پذیرفت اما شرط کرد که از مصالح دورریز استفاده شود. تنه درختان بی‌بار و خشکیده برای ستون و زوائد دورریختنی همچون برگ‌های خشک نخل و یا پوستین پوسیده حیوانات که دیگر قابل بهره‌گیری در زندگی روزمره نبود؛ به عبارت دیگر گونه‌ای معماری پایدار مبتنی بر مصالح بازیافتی، بی‌آن‌که در صورت مصالح تغییری داده شود و به هرچیزی جز آن‌که هستند تشبه پیدا کنند. باز درخواست شد که میان مصالح سقف را با کاه‌گل اندود کنند تا آب باران بر مسلمین نبارد اما این‌بار پیامبر(ص) مخالفت کردند. گویا تن دادن به مقتضیات و ضروریات آسایش اقلیمی نیز حد و حدودی دارد و ایده حداقلی بودن مسجد نباید قربانی این زیاده‌خواهی‌ها گردد. فراموش نکنیم که آسایش اقلیمی امروزه حداقل‌های یک طرح معماری را شامل می‌شود و هیچ عقل روزمره امروزینی با آن مخالفت نمی‌کند. با این حال گویا معماری نیز رویکردهای کانسپچوالش را بر دیگر عوامل طرح برتری می‌داده است و شاید درست‌تر آن است که بگوییم این مخالفت‌ها خود بخشی از کانسپت چنین طرحی بوده است.
با افزایش شمار مسلمین قرار شد مسجد توسعه پیدا کند. خواستند دیواری را خراب کنند و آن را عقب ببرند، اما حضرت رسول(ص) این امر را مشروط به تخریب و عقب کشاندن دیوار مجاور نیز کرد، چراکه باید هندسه مربع‌شکل پلان حفظ می‌شد؛ به عبارت دیگر کیفیت طرح بر کمیت طرح ارجح بود و توسعه حق نداشت پرسپکتیو خنثای مسجد را با کشیدگی در یک ضلع قطبی کند و چشم نمازگزاران را به دو سوی دیوار قبلی متوجه کند.
در برخی اعیاد همچون عید فطر که نمازگزاران از اطراف مدینه نیز به مسجد می‌آمدند و شمار جمعیت از ظرفیت صحن مسجد افزون بود، علی‌رغم این‌که در ظاهر با اتصال صفوف می‌شد از ظرفیت بیرون مسجد نیز استفاده کرد اما تأکید پیامبر(ص) بر منظر ادراکی پیراسته از تزئین چنان جدی بود که نماز را به بیرون شهر منتقل می‌کرد. پابرهنه و بی‌زیرانداز، پیشانی بر شن‌های صحرا می‌گذاشت و به اقامه نماز می‌پرداخت. بگذارید منظر ادراکی صحرا را تخیل کنیم. در برابر نمازگزاران جز پهنه بی‌نهایت شن‌ها و آسمان بی‌ابر حجاز چه دیده می‌شد؟ شاید تنها بتوان از خط افق سخن به میان آورد، اما وقتی دقیق می‌شویم درمی‌یابیم که خط افق نیز به سبب خاصیت سراب‌گونه بیابان محو و نامتعین بود.
به عبارت دیگر، منظر ادراکی آرمانی حضرت رسول(ص) در اعیادی همچون فطر که مبارک‌ترین روز برای عبادت خداست، تقریبا هیچ‌چیز نبود. هیچستانی بی‌نهایت که بهترین توصیف از توحید است. بهترین بازنمایی از معنایی فراتر از عالم ماده، تهی کردن فضای ادراک از ماده است. امری که هرچند در عالم ماده به‌تمامی ممکن نیست، اما حداقلی کردن ماده را می‌توان به عنوان رویکرد اصلی آن پذیرفت. در تأیید این سنت عملی وقتی عده‌ای از تازه‌مسلمانان متمول به نیت زینت کردن مسجد به نزد حضرت رسول(ص) آمدند و از او پرسیدند که مسجد را چگونه می‌پسندد ایشان که در صحن عریان مسجد نشسته بود، مشتی سنگ‌ریزه از روی زمین برداشت و جلوی صورت گرفت و فرمود که: این‌گونه!
آیا محمد(ص) توان بهره‌گیری از معماری، افزون از آنچه به آن عمل کرده بود نداشت؟ در پاسخ به این سؤال باید در نظر آورد که ایشان عمری را به تجارت گذرانده بود. از یمن و عراق و شام دیدن کرده بود و مستقیم و غیرمستقیم از قوس و گنبد و منار باخبر بود. چه این‌که به محض آن‌که قدرت در مدینه از دست ایشان و ائمه(ع) خارج شد، والیان اموی این افزونه‌ها را به مسجد بی‌پیرایه او افزودند و باید پذیرفت که این افزونه‌های معمارانه قریب به سه دهه پس از وفات او اختراع نشده بوده‌اند. دیگر این‌که قدرت سیاسی و نظامی او در مدینه نیز امکان بهره‌گیری و فراخوان معماران را از سرزمین‌های نزدیک به او می‌داده، چه این‌که در مضیف خانه‌های اطراف مسجد که برای ملاقات با غیرمسلمانان تدارک دیده شده بود، از آذین‌ها و اندام‌های متنوعی بهره‌گیری می‌شد که حتی آنها نیز حق ورود به مسجد را نداشته‌اند. پس باید قبول کرد که رویکرد کمینه‌گرای حضرت رسول(ص) در طرح مسجد مدینه امری عامدانه و به‌تبع آن عالمانه بوده است. گویا منظر ادراکی سامانه‌ای به نام مسجد باید از هرگونه محرکی تهی باشد. اگر این قاعده را به رسمیت بشماریم، در برابر مساجد تاریخی یا معاصر خود چه پاسخی در دست داریم؟
اولین انحراف را معاویه در زمان خلیفه دوم آغاز کرد و کاخ خویش را مسجد خواند. هرچند در همان زمان نیز به امر خلیفه توسعه کمی بر کیفیت مربع‌گون مسجد ارجح دانسته شد و رمز و راز عمل حضرت رسول علی‌رغم تصریح ایشان از سوی حاکمان فهم نشد و یا مورد توجه قرار نگرفت. در طول زعامت امویان و عباسیان، دین در خدمت سلطنت قرار گرفت و در نتیجه برای توجیه کاخ‌نشینی، مدام بر مساجد افزونه‌هایی بار شد که با قواعد نخستین پیامبر(ص) تعارض جدی داشت. افزودن مقصوره به بهانه امنیت اما با تزئینات ظریف و مصالح شکننده برای تقدس‌بخشی به جایگاه خلیفه که خلاف نص صریح دین بود و طلاکاری و نقاشی مساجد و مناره‌های بلند در بنای مساجد افراط را به حدی رساند که با پا گرفتن اولین دولت‌های شیعی در ایران برای اثبات قدرت و حقانیت در برابر خلفای عباسی، حکام شیعی نیز به اکراه یا از روی اشتیاق حتی، بر بلندمرتبه‌‌سازی و فخامت مسجد پافشاری کردند. حال آن‌که پیامبر(ص) تصریح کرده بود من مأمور به بلند ساختن مساجد نیستم (سنن بیهقی، ۴۳۹) و در حدیثی دیگر این‌گونه حجت را برای همه اعصار تمام کرده بود:
«هرگاه دیدید قرآن‌ها را می‌آرایند و مساجد را تزئین می‌کنند و مناره‌ها را بلند می‌سازند و قرآن را با شعر و آواز می‌خوانند و مساجد را گذرگاه و راه عبور قرار می‌دهند، مؤمن در آن زمان از طلای سرخ و خالص کمیاب‌تر است؛ مساجدشان آراسته، اندامشان پاکیزه، ولی قلب‌هایشان از مردار بدبو آلوده‌تر است» (نیشابوری،۳۷۰).
این سیر انحرافی در بارزترین شکلش در تعارض میان دولت شیعی صفوی و دولت سنی عثمانی خود را نمایش داد. هردو سوی ماجرا مسجد را محملی برای به رخ کشیدن توان فنی، اجرایی، اقتصادی و سیاسی خود می‌خواستند و هر پادشاهی سعی بر آن داشت تا چیزی به نام خود بر این پهنه‌ها بیفزاید. به این نکته دقت داشته باشیم که در این میان نقدی به توان معماری فخیم ایرانی در اوج صفوی آن وارد نیست. مسئله، موضوع به‌کارگیری این توان است و این سؤال بنیادین که آیا مسجد باید فخیم‌ترین و پرشکوه‌ترین بنای شهر باشد یا دیگر ابنیه؟ در برابر چنین سؤالی، حضرت امیر (ع) حدیث درخور توجهی دارد، ایشان می‌فرماید که: «شهرهای خود را آباد کنید و بیارایید که رونق مسلمانی است و مساجد را ساده و کوچک بسازید و آن را از جمعیت پر کنید که مردم زینت مسجدند» (نوبهار، ۱۳۷۶).
در برابر چنین حدیثی بگذارید به مقایسه دو منظر شهری بپردازیم. در نمونه تجربه‌شده ما، مسجد بنایی فیروزه‌ای و فخیم و بلندمرتبه و آذین‌شده است که گرد آن، شماری خانه‌های خاکی‌رنگ و فروخورده قرار دارد که محل زندگی مسلمانان است و در منظر معصوم(ع)، با شهری آذین‌بسته و پرنقش و نگار مواجه‌ایم که در میان خود مسجدی ساده و کوچک دارد که محل مراجعه مردم است. مسجد امام(ره) اصفهان چقدر مورد مراجعه مردم است؟ چه‌چیز حیات عبادی این مسجد را به فروش بلیت و برگزاری نماز جماعت با شماری کم در یکی از شبستان‌های کوچک آن تقلیل داده است؟ چرا در مسجد شیخ لطف‌الله به جای جماعت مؤمن نمازگزار، توریست‌های دوربین به گردن چینی می‌بینیم که بر اساس نص صریح دین، حق ورود به این بنا را ندارند؟ در میانه متن بدون هیچ ارجاعی همه را دعوت می‌کنم به خواندن فصل «معنا و ماهیت موزه» از کتاب «مسجد ایرانی» نوشته سیدمحمد بهشتی تا بدانیم چگونه مسجد را به جسمی تماشایی تقلیل داده‌ایم که در ازای پرداخت وجه قابل رؤیت است! چنین سطحی از ابتذال چگونه می‌تواند سامانه ارتباطی مسلمان با الله باشد؟
دردناک‌ترین ممنووجه ماجرا دفاع تئولوژیک استادان دنیادیده‌ای است که برای توجیه هر رویدادی در گذشته ایران، به قطع برای آن برهانی حِکمی سراغ دارند و چنان داد سخن می‌دهند که گویا تا پیش از دوران قاجار ایرانیان، ملتی معصوم و بی‌خطا بوده‌اند و هر سازنده‌ای عارفی کامل و واصل! سنت‌گرایان معماری اسلامی در آثار بسیاری، با دستاویز قرار دادن ایده اصیلی چون وحدت در عین کثرت، بیان می‌دارند که تزئینات در مساجد ایرانی نمایش این ایده است؛ اما هرگز به این پرسش پاسخی نداده‌اند که مگر قرار بوده مسجد عرصه نمایش باشد؟ مسجد به عنوان سامانه‌ای عبادی قرار بوده مؤمن را از کثرت به سمت وحدت راهبری کند و هرگز قرار نبوده عرصه تجمیع این دو وادی باشد. این خطای بزرگ که مسجد را نه مسیر که مقصد فرض کرده است، ابزار را هدف پنداشته و هرآنچه در توان پرستش خالق داشته، در پای مخلوق دست خویش قربانی کرده است. بناهایی فخیم و عظیم و دوست‌داشتنی که با آنها عکس یادگاری می‌گیریم و در فضای مجازی منتشر می‌کنیم و هر احساس حیرت، کوچکی، تأمل و اندیشه‌ای که به ما دست می‌دهد، آن را با حس پرستش یکی می‌دانیم. این خطای ادراکی در موازات آن خطای تاریخی که بر مسجد رفته است چه وقت روی اصلاح خواهد دید؟ رجوع می‌کنم به این حدیث از امام محمد باقر(ع) که فرموده است:
«اول چیزی که قائم ما- عجل الله تعالی فرجه- بدان اقدام می‌کند، سقف مساجد است که آن را می‌شکند و فرمان می‌دهد تا برای مساجد سایبانی همچون سایبان حضرت موسی علیه‌السلام بنا کنند» و در حدیث دیگری نیز فرمودند:
«هنگامی که قائم آل محمد(عج) قیام کنند، کنگره هر مسجدی در روی زمین را ویران می‌کنند» (وسائل الشیعه، ۴۹۴ و ۴۸۸).
بازخوانی این احادیث بیشتر آشکار می‌سازد که چرا وقت ظهور حضرت، عده‌ای بیان می‌دارند که ایشان دین جدیدی آورده است. اگر همین نگاه را پی بگیریم خواهیم دانست که چرا مسجدهایی که به معماری آنان تفاخر می‌کنیم، تنها زمانی در عکس‌ها زیبایند که از جمعیت تهی شده باشند. گویا این بناها نه برای حضور آدمی، که برای تماشای آدمی‌اند و بنایی که چشم گشودن بر عالم را، به چشم بستن بر عالم ارجح کرده باشد، هرچند در زبان مسجد خوانده شود، اما در معنا باید به دنبال مفهومی جز آن برای هویت خود باشد. در برابر آنچه ما معماران با خانه خدا و خدا کرده ایم و به مناسبت آن در میان مردم به تفاخر پرداخته‌ایم، بودجه گرفته‌ایم و طرح‌های پژوهشی تصویب کرده‌ایم. بیایید تنها این روایت را به عنوان یک سیلی بر چهره خواب‌زده خویش پذیرا باشیم:
روزی امام سجاد(ع) در مسجد مشغول عبادت بودند، متوجه فردی شدند که با چوبی برای اندازه‌گیری به بررسی دیوارهای مسجدالنبی مشغول است. به او نزدیک شدند و از او پرسیدند که چه می‌خواهد، او پاسخ داد که قصد تزئین و نقاشی بنای مسجد را دارد. حضرت سجاد(ع) دست مرد را درون سینه‌اش خم کرد و او را تا در ورودی مسجد به عقب هل داد و بعد از در مسجد بیرون انداخت (نوبهار، همان).

نوشته معمــاری علیه خدا!؛ تأملی در منظر ادراکی مسجد مبتنی بر رضایت خداوند اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.