سپتامبر 2017 - صفحه 7 از 11 - فایر دیزاین




۲۳ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

بیانیه فستیوال جهانی معماری: به دنبال تغییر مالکیت و با توجه به موافقت‌نامه‌ی بانکی، فستیوال معماری جهان حالا می‌تواند پذیرای شرکت‌کنندگان از ایران برای فستیوال امسال باشد. به همین خاطر امسال بر تا جایزه مخصوصی را برای پروژه‌های تکمیل شده‌ی ایرانی در سه سال اخیر اختصاص دهیم. به این منظور تیم ژوری مخصوصی را در نظر گرفته‌ایم که در روز جمعه، هفده نوامبر در برلین گردهم خواهند آمد و تجربه‌های ایرانی مورد نظر این لیست می‌توانند بناهایشان را به صورت زنده در این فستیوال در برلین ارائه کنند. جایزه‌ی بهترین پروژه‌ در ضیافت شامی در جایزه‌ی گالا در عصر جمعه به برنده اهدا خواهد شد.

مکث اثر گروه معماران اعشاری

 

پروژه تجاری زعفرانیه اثر گروه عمارت خورشید

پارک پرنده سفید اثر گروه Ero Architects

مرکز تحقیقات مخابرات ایران اثر گروه مهندسین مشاور روند هماهنگ

رستوران چاشت (رستوران ۲۰۰۰ دلاری) اثر دفتر مهندسین مشاور منظر بوم نقش

مجتمع مسکونی همسایه اثر دفتر معماری رازان

 بیمارستان پارس اثر گروه معماران موج نو 

رستوران ریواس اثر دفتر معماری باغ ایرانی

یک خانه، سه منظر اثر گروه معماران موج نو

معماران ایرانی «جشنواره‌ی جهانی معماری» را تحریم می‌کنند

 

 

منبع

worldarchitecturefestival

نوشته جایزه‌ی ویژه‌ی ساختمان‌های ایرانی در جشنواره جهانی معماری اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

موضوع: طبیعت در هنر و شهر
نگاهی به طبیعت در آثار ادبیات کلاسیک آمریکا و ایران

رونمایی از کتاب «والدن»، شاهکار بزرگ «هنری دیوید تارو»

سخنرانان:
استاد هلی‌رضا طاق‌دره، پژوهشگر ادبی و مترجم کتاب والدن
دکتر مرتضی میرغلامی، استیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

زمان: یکشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۶ 
ساعت برگزاری: ۱۸ الی ۲۰
مکان: تبریز بلوار استاد شهریار سینما ناجی

 کانون معماران و شهرسازان جوان 

نوشته نشست طبیعت در هنر و شهر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
دویست و پنجاهمین گفتمان هنر و معماری

علی حاتمی و معماریِ تصویر
نقش معماری و فضا در آثار سینماگران مؤلف ایران

برپاسازی “مکان ها” وظیفه ی بنیادین معماری است و مهمترین نقش معماری، تعیین کردن مکانِ آدمی در جهان است. چنان که توسط هایدگر بیان شده، ما به جهان هستی پرتاب شده ایم. از طریق معماری، تجربه مان از این “بی مأوا ماندگی” و غربتِ حاصل از آن را به حسی مطبوع از سکنی یافتگی تبدیل می کنیم. سازمند کردنِ مکان، فضا، وضعیت، مقیاس، نور و امثال این ها، یا به طور کلی شاخصه های معمارانه، قاب گیریِ بودنِ انسان، به صورتی غیرقابل اجتناب، به انواعِ بیانِ سینمائی نیز تسری می یابند. کار معماری فقط شخصی سازی فضا نیست. کار معماری مقاومتی جانانه در برابر هراسِ زمان است. دگرگون کردن و دست کاری در زمان، از نو چیدنِ آن، سرعت دادن، کند کردن، ایستادن و معکوس کردنش، در بیانِ سینمائی نیز امری اساسی است.
فضای زنده یک پدیدۀ همگن نیست که همه اجزایش ارزشی یکسان داشته باشد. یک اتفاق، بسته به اینکه در چه زمانی رخ می دهد، ممکن است معانی کاملاً متفاوتی بیابند. اتفاق بسته به اینکه در چه وقت از روز، چه شرایط جوی و روشنایی و یا چه اتمسفر صوتی رخ دهد، معنی خاص خود را می یابد. علاوه بر این هر مکان، دلالتِ نمادینِ خود را داراست که به معنای اتفاق،گره می خورد. از این رو است که بازنمودِ یک اتفاق در سینما، کاملاً با معماری فضا، مکان و زمانِ وقوعش هم بسته است و فیلم ساز، بخواهد یا نخواهد، ملزم به آفریدن معماری است و دقیقاً همین بکر بودن حسِ معماری فیلم ساز و عدم وابستگی اش به جریان های رسمیِ معماری است که معماری سینما را چنین بدیع و بارز می سازد. معماری وجه اساطیری فضا را از نو نمایان می کند و روحِ واحدِ عالم را از نو در آن می دمد. هنر، مرز و محدودۀ میان روان و جهان را مشخص می کند و هنرمند وقتی بستری را خلق می کند که در آن رویدادها ترسیم و تبیین می شوند، ناخودآگاه قدم در قلمرو معماری می گذارد. مناظر شهری، ساختمان ها و اتاق هایی که هنرمندان به تصویر کشیده اند، واقعیاتی تجربه پذیر اند. همه آن ها مخاطب خود را به معماری بدل می کنند که در گذر از روایت (از طریق شعر، داستان، نقاشی، عکاسی، بازیگری و …)، ساختمان ها، اتاق ها، فضاها و در نهایت کل شهر را در خیالش بنا می کند. تصاویر خلق شده از مکان های وقوع روایت، ادراکاتی تجربی از فضاهای موجودیت یافته و زنده اند. همچون فضاهای واقعی، دما و رایحه مخصوص به خودشان را دارند. می توان بافت و انعکاس صوت از دیوارهاشان را حس کرد. خیابان به نمایش در آمده در یک فیلم، با رسیدن به انتهای قاب، تمام نمی شود. بلکه گرداگرد تماشاگر به صورت شبکه ای واقعی از خیابان ها و ساختمان ها و مکان ها گسترش می یابد. این برانگیختن تخیل مخاطب، کارکرد گرانقدر همه هنر هاست. برعکس، تصاویرِ تولید شده توسط کارخانۀ خودآگاه انسان، منفعلانه و بی هیچ تخیلی، ادارک می شوند.
در دویست و پنجاهمین گفتمان هنر و معماری که به مناسبت روز ملی سینما به بررسی آثار استاد علی حاتمی تخصیص یافته است، آقایان علیرضا زرین دست، شهریار سیروس و مهندس حبیب اله شیبانی سخن خواهند گفت که با نمایش فیلم همراه است. دبیر پنل گفتگو آقای مهندس امید جوانبخت هستند.

زمان: چهارشنبه ۲۲ شهریور ماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۶ الی ۱۸
مکان: موزه هنرهای دینی امام علی (ع) خیابان ولیعصر (عج) – بالاتر از ظفر – بلوار اسفندیار – شماره ۳۵

انجمن مفاخر معماری ایران

نوشته نشست نقش معماری و فضا در آثار سینماگران مؤلف ایران اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۳ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

معمار شیلی‌یایی، کارینا پوئنت تصمیم دارد از تمام شهرهایی که ایتالو کالوینو، در ۱۹۲۷ در رمان خود «شهرهای نامرئی*» توصیف کرده است تصویرسازی کند. در این رمان، مارکوپولو، هزار و یک‌شب‌وار، برای قوبلای خان، حاکم مغولی، شهرهایی عجیب را که در سفرهایش دیده توصیف می‌کند. هر شهر ویژگی خاصی دارد و به گونه‌ای که شهرها بیشتر به شخصیت‌هایی انسانی می‌مانند، هریک منحصر به فرد با خلقیاتی متفاوت از دیگری. کتاب کالوینو منبعی الهام‌بخش برای تخیلات شهری و معمارانه بوده است. در ادامه بخشهایی از توصیفات چند شهر نامرئی و تصویرسازی‌های پوئنت را می‌بینید.

زورا

«در پس گذر از شش رودخانه و سه رشته کوه، زورا سر بر می‌آورد. شهری که هرکس یک بار آن را دیده باشد، دیگر نمی‌تواند از یادش ببرد. البته نه از آن رو که زورا مانند دیگر شهرهای خاطره‌انگیز تصویری خاص در ذهن بجا می‌گذارد، بلکه به این دلیل که زورا این خصوصیت را دارد که نکته به نکته در خاطر آدمی جای گیرد: ترتیب خیابان‌ها، خانه‌های دوسوی کوچه‌ها، درها و پنجره‌های خانه‌ها، همه به یاد سپرده می‌شود، حتی اگر در هیچ یک از اینها زیبایی یا ویژگی نادری بروز نکند. راز شهر در طرز لغزش نگاه بر اشیایی است که مانند نت‌ها در یک نوشته موسیقی پشت سر هم می‌آیند، بی‌آنکه بتوان جای نتی را در آن تغییر داد یا پس و پیش کرد.»

شهر زورا

دسپینا

«به دو شیوه می‌توان به دسپینا رسید: با کشتی یا با شتر. و شهر برای کسی که از راه زمین می‌آید و آنکس که از راه دریا وارد می‌شود، دو جلوه متفاوت دارد.»

شهر دسپینا

زهیره

«آنچه به این شهر هستی می‌بخشد، هیچ‌یک از اینها نیست، بلکه همانا رابطه‌هایی است که میان اندازه فضاهایش و رویدادهای گذشته‌اش وجود دارد: فاصله بالای تیر چراغ تا زمین و پاهای آویخته تبهکاری که به دارش زده‌اند؛ طنابی که از تیر چراغ به هره خانه جلویی کشیده‌اند و نوارهایی از گل که بر فراز سر کسانی که به خاطر عروسی ملکه درخیابان رژه می‌روند، طاق نصرت بسته است؛ بلندی آن هره در قیاس با پرش مردی فاسق که به گاه سحر به قصد دیدار زنی از روی آن به دیگرسو می‌پرد؛ شیب سقف اتاقِ زیرشیروانی و خرامیدن گربه‌ای که از همان پنجره وارد می‌شود؛ خط شلیک توپ کشتی جنگی که ناگاه از پشت دماغه سربرمی‌آورد و گلوله توپی که اتاق زیر شیروانی را درهم می‌کوبد؛ سوراخ‌های تورهای ماهیگیری پاره شده و سه پیر مردی که نشسته بر بازوی لنگرگاه به دوختن پارگی‌ها مشغولند و برای صدمین بار داستان ناو جنگی مرد اشغالگری را برای هم تعریف می‌کنند که به گفته بعضی‌ها پسر حرامزاده ملکه بود و بدن پاره‌پاره‌اش را همان‌جا روی بازوی موج‌شکن رها کرده بودند. از خیزشِ دوباره این موج خاطرات شهر به مانند اسفنجی آماس‌کرده، جا باز می‌کند. توصیفی از زهیره، آنگونه که امروز جلوه می‌کند، باید تمام گذشته شهر را نیز در بر داشته باشد، اما شهر گذشته خود را باز نمی‌گوید. تنها، چون خطوط کف دست، نقشی از آن برخود دارد؛ گذشته‌ای که در گوشه و کنار خیابانها، در طارمیهای پنجره‌ها، در دست‌انداز پله‌ها، در آنتن‌های برق‌گیر، در دسته چوبی بیرق‌ها، و در هرجزئی از شیئی که به نوبه خود از خنجها، اره‌کردن‌ها، حکاکی‌ها، و تماس‌های مختصر اثر برداشته، نقش بسته است.»

شهر زهیره

ایزورا

«می‌گویند ایزورا، شهر هزار چاه، روی دریاچه زیرزمینی عمیقی برپا شده است. هرجا ساکنان شهر سوراخ‌های دراز عمودی در زمین کنده‌اند و به آب رسیده‌اند، شهر نیز تا همانجا، و نه فراتر از آن، دامن گسترده است: پیرامون سبزفامش رنگ کناره‌های تاریک دریاچه مدفون شده را تکرار می‌کند، آنچنان که منظره‌ای نامرئی، منظره مرئی را مشروط می‌کند. گویی تمام آنچه زیر آفتاب در حرکت است با موجی به جلو رانده می‌شود که در زیر آسمان آهکی صخره محبوس مانده است.»

شهر ایزورا

دیومیرا

«ویژگی دیومیرا درآنست که وقتی شخص در یک شب اواخر تابستان، آنگاه که روزها کوتاه‌تر می‌شوند و چراغ‌های رنگارنگ بر سر دکانهای که غذای سوخاری می‌فروشند روشن است، به آنجا می‌رسد و صدای زنی را که از بالای یک مهتابی فریاد می‌کشد اووووه! می‌شنود، به تمام کسانی که گمان می‌کنند شبی اینچنین را به خوشی گذرانده‌اند و شادکام بوده‌اند، رشک می‌برد.»

شهر دیومیرا

شهر دیومیرا

پی‌نوشت

* کتاب شهرهای نامرئی به ترجمه ترانه یلدا به دست نشر باغ نو در سال ۱۳۸۱ منتشر شده است. بخش‌های نقل شده از کتاب برگرفته از ترجمه ایشان است.

منبع

 

meidaan

نوشته شهرهای نامرئی به روایت تصویر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نمره سه گروه از پایتخت‌نشین‌ها به عملکرد شهرداری با انجام یک پژوهش شهری مشخص شد. میانگین رضایت «نخبگان شهری»، «عموم مردم» و «شورایاران»، از مدیریت شهری، از ۵ نمره، در سطح ۸/ ۲ قرار دارد که از نظر کارشناسان «رضایت نسبی اما شکننده» توصیف می‌شود. این مطالعه، «شدت وخامت» ۶ عنصر حیاتی پایتخت را مورد سنجش قرار داده که نتایج نشان می‌دهد شرایط زندگی در تهران به لحاظ عناصری همچون «محیط زیست، ترافیک و ازدحام ساختمانی» در «وضعیت قرمز» قرار دارد. همچنین ۹ پارامتر سلب‌کننده آسایش و آرامش شهروندان شناسایی شده است.

پایتخت‌نشینان به کارنامه ۱۲ ساله شهرداری تهران در ۶ شاخص حیاتی سکونتی نمره دادند. ارزیابی سه گروه متخصصان دانشگاهی و نخبگان شهری، عموم مردم و شورایاران از عملکرد شهرداری طی دوره گذشته به لحاظ کیفیت خدمات‌رسانی در ۶ مولفه‌ای که به‌صورت مستقیم با زندگی روزمره شهروندان تهرانی ارتباط دارد و بر کیفیت زندگی آنها تاثیر می‌گذارد حاکی از آن است که میانگین میزان نارضایتی شهروندان از میزان وخامت وضعیت ۶ عنصر حیاتی زندگی همچون آلودگی هوا، ترافیک سنگین، تراکم ساخت وسازها، جانوران موذی و…از عدد ۵ (که بیشترین میزان نارضایتی را نشان می‌دهد) معادل ۸۳/ ۳ است. این بررسی که در میان یک جامعه آماری نمونه از شهروندان تهرانی انجام شده نشان می‌دهد سطح آسایش و آرامش زندگی شهروندان که به‌عنوان هدف اصلی تیم جدید مدیریت شهری انتخاب شده در وضعیت نگران‌کننده و اورژانسی قرار دارد و کابینه جدید مدیریت شهری می‌تواند برای تدوین سیاست‌های جدید نتایج این نظرسنجی را به‌عنوان صورت وضعیت فعلی شهر مدنظر قرار دهد.

مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران با توجه به نزدیک شدن به زمان تدوین برنامه پنج‌ساله سوم شهرداری تهران که از ابتدای سال ۹۸ باید در دستور کار تیم مدیریت شهری قرار گیرد، در قالب یک پژوهش میزان رضایت شهروندان از عملکرد شهرداری تهران و وضعیت ۶ عنصر حیاتی سلامت سکونت در پایتخت را مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش از یکسو نمره پایتخت‌نشینان در سه گروه شهروندی به عملکرد شهرداری از بابت میزان رضایت آنها از خدمات شهرداری مورد سنجش قرار گرفته و از سوی دیگر شدت وخامت عناصر حیاتی پایتخت اندازه‌گیری شده است. کارشناسان شهری معتقدند این پژوهش در این مقطع که شهردار جدید تهران وعده تحقق آسایش و آرامش را برای ساکنان تهران در افق ۱۴۰۰ داده، یک صورت وضعیت از میزان سطح کنونی آرامش و آسایش در پایتخت محسوب می‌شود. مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران، به‌عنوان بازوی اصلی هر نوع پژوهشی در حوزه شهر برای شهرداری، در این پژوهش سطح آسایش و آرامش شهروندان تهران را با شاخص‌های تخصصی در دو بخش اندازه‌گیری کرده است.

به این صورت که در بخش نخست، سه گروه شهروندان شامل نخبگان شهری و متخصصان دانشگاهی در حوزه پژوهش‌های شهری، عموم مردم و شورایاری‌ها به‌عنوان حلقه واسط بین شهروندان و مدیریت شهری به لحاظ میزان رضایت به عملکرد شهرداری از یک تا پنج نمره داده‌اند. نتایج به دست آمده از نتایج این بخش از پژوهش که جامعه آماری مشخصی را مخاطب قرار داده، نشان می‌دهد: در این بخش نمره میانگین سه گروه از بابت میزان رضایت از عملکرد و خدمات شهرداری از ۵، معادل ۸/ ۲ است. کارشناسان ارزیابی خود از این نمره را به معنای رضایت نسبی شکننده از شهرداری تهران می‌دانند. در عین حال نمراتی که هرکدام از این سه گروه برای اعلام میزان رضایت از عملکرد و خدمات شهرداری داده‌اند، مشخص می‌کند کمترین سطح رضایت مربوط به گروه نخبگان شهری و متخصصان دانشگاهی در حوزه پژوهش‌های شهری و بالاترین سطح رضایت هم مربوط به گروه شورایاری‌ها می‌شود.

بررسی مجموع نظراتی که سه گروه به میزان رضایت از عملکرد شهرداری داده‌اند بیانگر آن است که ۵۲ درصد از کل شهروندان موردنظر در این پژوهش اعلام رضایت نسبی(متوسط)، ۳۲ درصد از آنها اعلام رضایت پایین و خیلی کم و ۲۰ درصد آنها اعلام رضایت مناسب از عملکرد شهرداری داشته‌اند. در عین حال ۴۷ درصد از گروه متخصصان و نخبگان شهری شرکت‌کننده در این نظرسنجی اعلام رضایت نسبی و ۴۵ درصد آنها اعلام رضایت پایین و خیلی کم داشته‌اند. در دو گروه دیگر یعنی شورایاری‌ها و مردم نیز به ترتیب در گروه اول ۵۸ درصد اعلام رضایت نسبی و ۲۲ درصد اعلام رضایت خیلی کم و در گروه دوم ۵۲ درصد اعلام رضایت نسبی و ۳۰ درصد نیز اعلام رضایت خیلی کم داشته‌اند.

مجموع این نظرات نشان می‌دهد کمتر از ۲۰ درصد کل پایتخت‌نشینان رضایت مناسب از عملکرد شهرداری دارند.

اما بخش دوم این پژوهش که به‌صورت کامل سطح فعلی آسایش و آرامش را در میان شهروندان تهرانی نشان می‌دهد به شدت وخامت ۶ عنصر حیاتی در شهر بازمی‌گردد که بیشترین ارتباط را با زندگی روزمره مردم عادی شهر دارد. این شدت وخامت براساس بازه عدد یک تا پنج بررسی شده است؛ به این معنی که عدد پنج به معنای وخامت حداکثری اوضاع یک عنصر و عدد کمتر از آن به معنای اوضاع بهتر این عنصر از دیدگاه شهروندان است. این ۶ عنصر حیاتی که مردم میزان نارضایتی خود را از وضعیت آنها اعلام کرده‌اند و براساس میزان نارضایتی شدت وخامت محاسبه شده است شامل محیط‌زیست(هوا)، حمل و نقل(ترافیک)، شهرسازی(ساخت وساز)، اجتماعی(آسیب‌های اجتماعی)، فرهنگی(خدمات تفریحی و رفاهی) و خدمات شهری(سرویس‌دهی شهرداری) می‌شوند.

شدت وخامت این ۶ عنصر حیاتی براساس میزان نارضایتی مردم از ۳۵ شاخص و مولفه زیرمجموعه این ۶ عنصر محاسبه شده است و همه سه گروه شهروندان تهرانی میزان نارضایتی خود از ۳۵ شاخص و مولفه ۶ عنصر را براساس ۹ پارامتر آزاردهنده شهری و ۶ نوع کژکارکردی در سیستم مدیریت شهری اعلام کرده‌اند. نتایج به دست آمده از بررسی شدت وخامت مجموع ۶ عنصر حیاتی شهر از بازه عدد یک تا پنج، عدد ۸۳/ ۳ است که کارشناسان شهری در تحلیل این نمره شهروندان از وضعیت موجود ۶ عنصر حیاتی شهر تهران معتقدند سطح آسایش و آرامش در شهر تهران در وضعیت اورژانسی قرار دارد. بنابراین تشخیص شهردار منتخب درباره این موضوع که باعث شد در اولین پیام عمومی خود خطاب به پایتخت‌نشینان در ثانیه‌هایی بعد از کسب رای اعتماد از شورای شهر، قول احیای آسایش و آرامش را برای تهران ۱۴۰۰بدهد، مهر تاییدی بر اورژانسی بودن وضعیت شاخص‌های حیاتی سکونت در شهر تهران است.

در این میان بررسی‌ها از میان ۹ مولفه آزاردهنده شهری و ۶ کژکارکردی مجموعه مدیریت شهری حاکی از آن است که بالاترین شدت وخامت مربوط به عنصر محیط زیست با نمره ۴۳/ ۴ است و رتبه بعدی شدت وخامت به عنصر حمل و نقل با نمره ۱۹/ ۴ مربوط می‌شود. پس از این دو گروه، به ترتیب عنصر شهرسازی(ساخت وساز) با نمره ۹/ ۳، اجتماعی(آسیب اجتماعی) با نمره ۹/ ۳، فرهنگی (خدمات تفریحی و رفاهی) با نمره ۳۲/ ۳ و خدمات شهری(سرویس‌دهی شهرداری) با نمره ۲۸/ ۳ در رتبه‌های بعدی نارضایتی شهروندان قرار دارند. بررسی جزئی‌تری در میان ۳۵ مولفه و شاخص زیرمجموعه عنصرهای حیاتی، نشان می‌دهد بالاترین میزان نارضایتی و شدت وخامت وضعیت موجود مربوط به شاخص آلودگی هوا و بعد از آن به ازدحام ساختمان‌ها در محله‌ها و سلب آسایش ناشی از ساخت‌وساز است که هر دو در گروه پارامترهای آزاردهنده شهری قرار دارند. ۹ شاخص آزاردهنده شهری شامل آلودگی هوا، ازدحام ساختمان‌ها و مزاحمت ساخت‌وسازها، ترافیک سنگین، جانوران موذی، مشاغل مزاحم، تخریب باغات، عدم ایمنی معابر، توجیه‌ناپذیر بودن زمان و سفر با حمل‌ونقل زیرزمینی و ناهنجاری‌های اجتماعی است.

علاوه بر این میزان نارضایتی از ۶ نوع کژکارکردی مجموعه مدیریت شهری نیز در سطح بالایی قرار گرفته است. نظرسنجی از سه گروه مخاطب شهروندان تهرانی نشان می‌دهد فقر مراکز تفریحی- گردشگری ناشی از میدان دادن به ساخت‌وسازهای تجاری و مسکونی، دو قطبی شدن به لحاظ سرانه خدمات رفاهی و سکونتی، جمع‌آوری پسماند و زباله، عدم امنیت کامل در مکان‌های شهری و معابر، چالش بافت فرسوده و نهایتا نبود سلامت اداری در شهرداری در حوزه‌هایی که مردم مراجعه روزانه دارند ۶ محوری است که از نظر شهروندان تهرانی مدیریت شهری نتوانسته به خوبی مدیریت کند.

 

طرح اقدام برای جلب رضایت

تدوین طرح «اعتمادسازی» اولین گام برای تبدیل وعده‌های مدیریت شهری جدید به برنامه قابل اجرا و تحقق هدف آسایش و آرامش پایتخت‌نشینان در سال ۱۴۰۰ است. حسین ایمانی جاجرمی، رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران با تاکید بر این نکته معتقد است: یکی از مهم‌ترین دلایل تفاوت معنادار رای شهروندان به شورای شهر پنجم نسبت به دوره‌های پیشین نارضایتی از وضع موجود در شهر است. با شکل‌گیری دوره جدید شورای شهر و فاصله گرفتن از اعلام وعده‌های انتخاباتی همچون زیباسازی شهر و پایدار‌سازی درآمدها وقت آن رسیده است که برای ارتقای کیفیت زندگی و سطح رضایت از عملکرد مدیریت شهری، برنامه و سیاست‌های مشخص تدوین و اجرایی شود؛ چراکه رسیدن به اهداف اعلام شده کاملا به سیاست و برنامه تعریف شده بستگی دارد.

او ادامه داد: در دوره گذشته سیاست اداره شهر بر مبنای تجاری‌سازی و کالایی کردن شهر به‌عنوان منبع درآمد برای شهر تعریف شده بود و در این راستا به اجرای پروژه‌های پر زرق و برق و بزرگ مقیاس از طریق فروش شهر اقدام می‌شد اما در دوره کنونی که هدف دستیابی به آسایش و آرامش برای شهروندان پیش‌بینی شده است باید برنامه‌ و سیاست دقیق و روشنی برای مردم توضیح داده شود. این جامعه‌شناس با بیان اینکه ادامه وضع موجود ممکن است در کوتاه‌مدت قابل ادامه باشد اما ادامه آن در بلندمدت مدیریت شهری را از اهداف بیان شده دور می‌کند، اظهار کرد: از آنجا که مساله شهرداری و شوراها با زندگی روزمره در تماس است باید مشخص شود برنامه‌های اداره شهر در چهار سال آینده بر چه مبنایی قرار می‌گیرد؛ به‌عنوان مثال تامین هزینه‌های اداره شهر از چه محلی خواهد بود، آیا شهرداری بنا دارد در هزینه‌های شهر صرفه‌جویی کند یا نه، یا آنکه تصمیم شهرداری بر ارتقای بهره‌وری است یا خیر و نهایتا آنکه شهرداری بنا دارد تعداد سازمان‌های ناکارآمد مجموعه مدیریت شهری را کاهش دهد یا خیر؟

او افزود: قطعا یکی از مهم‌ترین اقدامات اولیه برای تامین هزینه‌های اداره شهر، پایدارسازی درآمدها از طریق اخذ عوارض شهری است که به نظر می‌رسد در دسترس‌ترین نوع درآمدهای پایدار برای اداره شهر می‌تواند باشد. این استاد دانشگاه با بیان اینکه تبدیل اهداف و وعده‌ها به برنامه و سیاست قابل اجرا، یک گام مقدماتی نیاز دارد، تصریح کرد: شهرداری برای افزایش رضایت عمومی نیاز دارد برنامه اعتمادسازی داشته باشد؛ چراکه شهرداری طی ادوار گذشته به واسطه عملکرد نامناسب سازمان خوشنامی در میان عامه مردم نبوده است. به گفته او برای آنکه شهرداری بتواند برنامه اعتمادسازی را اجرایی کند باید پارادایم سازمان شهرداری به معنای یک سازمان طبیعی را از بین ببرد.

او در توضیح ساختار فعلی مجموعه شهرداری گفت: در این نوع سازمان‌ها که شهرداری نیز یکی از همین نوع سازمان‌ها به واسطه عملکردش در سال‌های گذشته بوده است، افرادی شاغل هستند که منافع آنها بر منافع سازمان اولویت دارد. در این راستا نیز به‌صورت مستمر پروژه‌هایی برای شهر تعریف می‌کنند که جزو پروژه‌های اولویت‌دار شهری نیستند و به این ترتیب منابع اداره شهر صرف پروژه‌هایی می‌شود که در ارتباط با کیفیت زندگی شهروندان ضرورتی ندارند؛ این در حالی است که مساله مهم زندگی شهروندان به نارضایتی از مسائل عمیق اجتماعی و اقتصادی باز‌می‌گردد.

جاجرمی با تاکید بر آنکه باید شهرداری بار دیگر مسوولیت‌های خود را بازخوانی کند، اظهار کرد: بازخوانی دوباره مسوولیت‌های شهرداری این امکان را به مدیریت شهری می‌دهد که در دوره جدید چگونه و به چه طریقی به حوزه نرم‌افزاری یا سایر حوزه‌ها ورود کند. رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران با اشاره به موضوع سرمایه اجتماعی سازمان شهرداری تهران، اضافه کرد: باید قبول کنیم که در حوزه سرمایه اجتماعی با بحران مواجه هستیم بنابراین شهرداری در دوره جدید می‌تواند با تشخیص نیازها و بحران‌های مردم، سیاست‌ها و برنامه‌های جدیدی را تدوین و اجرایی کند؛ چراکه یکی از ضعف‌ها و مشکلات دوره‌های پیشین مدیریت شهری نبود تحلیل دقیق از بحران‌ها و سیاست‌‌های تهران بود. او در بخش دیگری از صحبت‌های خود به مسوولیت مهم شورای شهر به‌عنوان نهاد نظارتی بر عملکرد شورای شهر اشاره کرد و افزود: اگر شورای شهر تهران هدف جدیدی را برای خود تعریف نکند مطمئنا در خدمت اهدافی که دیگران تعریف کرده‌اند، قرار می‌گیرد و به این ترتیب یک بازی باخت- باخت در برابر شهروندان خواهد داشت. بنابراین شورا باید انتخاب کند که می‌خواهد در مقام شورایی باشد که برنامه می‌دهد و بر روند اجرایی بر شهرداری نظارت می‌کند یا آنکه شهرداری برنامه خود را به شورا ارائه می‌دهد و شورا فقط به عنوان تصویب‌کننده برنامه‌ها و طرح‌ها نقش بازی می‌کند.

 

منبع: دنیای اقتصاد

نوشته میزان وخامت ۶ عنصر حیاتی در شهر با شناسایی ۹ آزاردهنده شهری و ۶ نوع کژکارکردی در سیستم مدیریت شهری اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسنده:مجید ابراهیم‌پور


تمرکز بر تقاضا اصلی‌ترین برنامه دولت دوازدهم برای حل مشکل مسکن معرفی شده است. اما باید دولت دوازدهم به این نکته توجه داشته باشد که «حل بحران بازار مسکن» با «حل مشکل مسکن» دو مقوله کاملاً متفاوت و در برخی موارد کاملاً متضاد است. به عبارت دیگر تجربه نشان داده که سوداگری در بازار مسکن است که دسترسی به مسکن را کاهش می‌دهد. التقاط این دو باهم، چه در برنامه و چه در گفتمان رایج و خبرها، سوء‌استفاده از مسأله کاهش دسترسی به مسکن (که مسکن را به مثابه نیاز دائمی بشر به سرپناه به مسأله تبدیل می‌کند) به نفع حل بحران بازار مسکن (که مسکن را کالایی برای سود سوداگرانه قلمداد می‌کند) است.

طبق گفته وزیر راه و شهرسازی در چهار حوزه تقاضای جدی برای مسکن وجود دارد:

حوزه اول و دوم؛ حوزه مسکن حاشیه‌نشین‌ها و ساکنان بافت‌های فرسوده: طبق گفته او حدود ۱۱ میلیون نفر حاشیه‌نشین وجود دارد که با ساکنان بافت‌های فرسوده که در حدود ۸ میلیون نفر است، ۱۹ میلیون نفر «جمعیت هدف» در این دو حوزه است. برنامه دولت دوازدهم جای دادن این ۱۹ میلیون نفر در بافت‌های فرسوده از طریق نوسازی آن‌ها است. سؤال این‌جاست که در حالی‌که بافت‌های فرسوده از تراکم بالای جمعیتی و کمبود خدمات رنج می‌برد، دولت دوازدهم چه برنامه‌ای برای این افزایش جمعیت دارد؟ از سال ۹۳ تاکنون صحبت از بازآفرینی شهری می‌شود ولی هنوز اساس سیاست‌های نوسازی صرفاً بر تراکم تشویقی و افزایش رانت زمین استوار است. تسهیلات بانکی با سود ۸ درصد هم که در گزارش بنا به گفته وزیر راه و شهرسازی برای «توانمندسازی مالی ساکنان محلی است تا بتوانند خانه بهتری برای خود بسازند»، در عمل نه مالک بلکه سازنده آن ‌را تصاحب می‌کند و سود آن‌را به جیب می‌زند. چرا که اساساً مالک ساکن در بافت‌های فرسوده از هیچ لحاظ توانمند نشده است که بتواند خانه خود را خود بسازد و به ناچار و از روی استیصال مجبور به واگذاری ملک خود به سازنده‌ای است که تنها به دنبال کسب سود سوداگرانه از آن است.

وزیر راه و شهرسازی به‌درستی حاشیه‌نشینان را به‌عنوان جامعه هدف برای خرید این واحدهای مسکونی انتخاب کرده است چرا که تنها کسانی که به ناچار حاضر به خرید این آپارتمان‌های بی‌کیفیت می‌شوند به‌حاشیه‌رانده‌شدگان شهری هستند و ادامه این وضعیت نه تنها کمکی به بهبود شرایط زیست در بافت فرسوده نمی‌کند بلکه باعث انباشت فقر شهری، کمبود بیشتر خدمات و افزایش تراکم جمعیتی در این محلات خواهد شد و تنها برندگان آن بازیگرانی هستند که به‌دنبال سود سوداگرانه در بازار مسکن هستند. بنابراین بازی گرفتن این دو حوزه تقاضای مسکن، نه برای تأمین مسکن مناسب برای زیست آن‌ها بلکه برای رونق دادن به بازار مسکن و جبران خسارت ناشی از قفل‌شدگی در بازار مسکن است.

حوزه‌های سوم و چهارم؛ خانه اولی‌ها و اقشار کم‌درآمد جامعه: دولت در این حوزه نیز از وطایف خود شانه خالی می‌کند. دولت برای این گروه حداکثر ۱۶۰ میلیون تومان وام مسکن تخصیص داده است. درحالی‌که متوسط قیمت آپارتمان در تهران طبق آمار سال ۹۵ مترمربعی ۵/۴ میلیون تومان است و حداقل مساحت آپارتمان، که بیشتر در مناطق جنوبی است، ۵۰ تا ۷۵ مترمربع است. به عبارت دیگر این وام در ارزان‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین حالت تنها ۷۰ درصد قیمت مسکن را پوشش می‌دهد. یعنی این گروه‌ها می‌بایست سایر دارایی‌های خود را هم روی این وام بگذارند تا بتوانند مسکنی با مساحت ۵۰ مترمربع در مناطق جنوبی شهر خریداری کنند که نه بر اساس حق انتخاب مسکن بر مبنای شرایط زندگی بلکه بر اساس بودجه حداقلی مشخص شده است. این شرایط در کنار نوسازی بافت‌های فرسوده به انباشت هرچه بیشتر فقر در مناطق جنوبی منجر خواهد شد. ضمناً نرخ سود و اقساط ماهیانه بازپرداخت این وام‌ها به حدی زیاد است که تقریباً دو برابر مبلغ وام را باید بازپرداخت کنند و باید تا سال‌ها در تأمین نیازهای روزمره خود ناتوان باشند چرا که بخش اعظم درآمد ماهیانه آن‌ها باید برای رقم‌های سرسام‌آور قسط مسکن ذخیره شود به امید این‌که مسکن در آینده گران می‌شود و آن‌ها در پایان زمان قسط‌دهی به دلیل افزایش قیمت مسکن سود می‌کنند.

اما موضوع این‌جا است که کسی که از مسکن استفاده می‌کند هیچ‌وقت مسکن برای او به‌عنوان ثروت تلقی نخواهد شد. از طرف دیگر بخشی از این خانواده‌ها باز هم با موضوع اجاره‌نشینی مواجه‌اند. چرا که توانایی خرید مسکن مناسب با شرایط اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی خود را ندارند و بنابراین ناچارند که مسکن خریداری‌شده را اجاره دهند و خود در مسکن دیگری ساکن شوند. بنابراین صاحب مسکن بودن در این شرایط لزوماً امنیت مسکن را به همراه ندارد. در نهایت برنده اصلی این بازی نیز بورژوازی مستغلات است که از طریق تزریق پول به بخش متقاضی در قالب وام باعث آزاد شدن سرمایه محبوس در ساختمان‌های خالی بازار مسکن می‌شود. این سود همچنین باعث کمک به بانک‌ها می‌شود چرا که نرخ سود این وام‌ها خود رقم قابل ملاحظه‌ای خواهد شد.

بنابراین این‌طور به نظر می‌رسد که برنامه دولت برای بحرانی که در این گزارش بعضی اوقات به عنوان بازار مسکن و بعضی اوقات به عنوان مسکن ذکر می‌شد، نه برای حل مسأله دسترسی به مسکن برای اقشار کم‌درآمد بلکه برای به رونق انداختن بازار سوداگرانه مسکن و جبران ضرر قشر منفعت‌جوی بورژوازی مستغلات است که جاه‌طلبی سوداگرانه آن‌ها در دهه اخیر که به نام تأمین مسکن برای ساکنان شهری، بازار مسکن را از مرحله حباب قیمتی به رکود تورمی و در نهایت به قفل‌شدگی [۱] کشاندند و بخش اعظمی از سرمایه کشور را که می‎بایست برای رفاه و عدالت بیشتر ایرانیان سرمایه‌گذاری می‌شد را در چاه بی‌پایان سوداگری مسکن و مستغلات ریختند. ضرر این جاه‌طلبی را در برنامه‌های دولت دوازدهم قرار است اقشار آسیب‌پذیر جامعه پرداخت کنند. در صورتی‌که چنان‌چه دولت دوازدهم در تلاش برای حل مسأله بحران دسترسی به مسکن است می‌بایست رویکردهای خود را چه نسبت به نوسازی بافت‌های فرسوده و چه نسبت به مسکن از نگاه کالایی‌سازی به نگاهی ضدکالایی‌سازی تغییر دهد و از آن‌جا که بخش اعظم سرمایه کشور (که نفت است) در اختیار آن است، به مسئولیت خطیر خود طبق قانون اساسی که تأمین مسکن است بپردازد و از طریق تأمین مسکن مناسب و باکیفیت برای اقشار کم‌درآمد و به‌حاشیه‌رانده‌شدگان شهری بتواند روند رو به افزایش فاصله طبقاتی کشور را کُند إکند. به جای دادن وام‌های کلان به زوج‌های جوان که سودای زندگی شادابی را در سر می‌پرورانند، شرایط بدیلی به جای مالکیت خصوصی مسکن فراهم کند و قوانین را به سمتی سوق دهد که اجاره‌نشینی به معنی ناامنی نباشد و مالک سالانه نتواند به میزان دلخواه اجاره‌ها را زیاد کند یا مستأجران را از خانه بیرون کند. همچنین از طریق تعریف مالیات بر خانه‌های دوم و خالی، سرکشی بورژوازی مستغلات را کنترل کند تا بتواند هر چه زودتر بخشی از سرمایه‌های قفل‌شده را به چرخه‌های مولد سرمایه بازگرداند. به هر حال جامعه به امید حاکمیت عقلانیت به دولت تدبیر و امید رأی داده است.

پی‌نوشت

[۱] این واژه را از آقای کمال اطهاری وام گرفته‌ام که معتقد است بازار مسکن دچار قفل‌شدگی است.

منبع: میدان

نوشته جبران خسارت بورژوازی مستغلات از جیب اقشار آسیب‌پذیر اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

ارائه: دنیل لیبسکیند[۱]
ویدئوی اختصاصی برای « سی‌ان‌ان »: تواندا اسکات سامبو[۲]
ترجمه: الیاس کهن‌سال


دنیل لیبسکیندِ معمار،اولین سردبیر مهمان «سی‌ان‌ان استایل[۳]» است. او در حال حاضر به موضوع «معماری و احساس» می‌پردازد و در اینجا برخی از اندیشه‌های پشت موضوع انتخابی‌اش را توضیح می‌دهد.

نیویورک (سی‌ان‌ان): بسیاری از مردم، حتی افراد بسیار باهوش، معماری را مهم نمی‌دانند و به شخص دیگری واگذارش می‌کنند.

ولی برای من چیزی مهم‌تر از معماری وجود ندارد. معماری دنیای شما را می‌سازد و بر اینکه چه حسی دارید، چه از لحاظ ذهنی و چه از لحاظ روحی، تأثیر می‌گذارد. بنابراین اگر در جای نامناسب زندگی کنید، از لحاظ ذهنی تحلیل می‌روید. فرض کنید که در محیطی تاریک و بدون پنجره زندگی می‌کنید که فقط یک دیوار خالی پشت سر شماست؛ محل زندگی شما [مثل] یک زندان خواهد بود و تأثیر زیان‌باری بر سلامت ذهنی‌تان خواهد داشت.

خنثی‌ترین معماری‌ها معمولاً متعرض‌ترین هستند ولی در ساختمان‌هایی که ما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، حسی از توجه و اهمیت وجود دارد. این مسئله در مورد این نیست که ساختمان باعث می‌شود حس خوبی به ما دست بدهد یا حسی بد، این در مورد تأثیرگذار بودن است: این معنیِ کلمه احساس است. چیزی که ما حس می‌کنیم، شور و هیجان و دخیل بودن است و این مسئله ای بسیار درونی است.

مثلاً به یکی از ساختمان‌های فرانک گهری[۴] نگاه کنید، می‌توانید عشق و اهمیت و زحمت بی‌حدی که صرف خم کردن آن تکه فولاد شده را درک کنید. می‌توانید این [مورد] را در معماریِ های-تک مثل کارهای نورمن فاستر[۵] ببینید؛ عشق به یک قطعه شیشه که به طرز شگفت‌انگیزی معلق است و واقعاً که چقدر سخت است که کاری کنید یک قطعه شیشه شناور به نظر برسد. به همین دلیل است که مردم دوست دارند به شهرهای قدیمی قرون وسطی یا روستاهای زیبا بروند – چون تحت‌تأثیرشان قرار می‌دهد.

در شهرهای برجسته، ساختمان‌های باارزش چیزهایی به شما می‌گویند که نمی‌دانید و چیزهایی را یادآوری می‌کنند که فراموش کرده‌اید. این یک خرد جمعی است، موتوری قوی‌تر از هوش خودتان. معماری بزرگترین سند نانوشته‌ی تاریخ است.

امروز ما قطعاً در حال نوشتن فصل جدیدی [از این تاریخ] هستیم. محل‌هایی که صرفاً محل کاروان‌هایی در بیابان بوده‌اند، حالا ناگهان شهرهایی متراکم با ساختمان‌های شگفت‌انگیر شده‌اند. شهرهایی که نادیده انگاشته می‌شدند حالا در حال رقابت با دیگر شهرهای مهم هستند: شانگهای[۶] در برابر بیجینگ[۷] در مقابل فرانکفورت[۸]، فرانکفورت در مقابل نیویورک[۹]. ۵۰ سال پیش هیچ‌کس نمی‌توانست پیش‌بینی کند که شهرها در رقابت با یکدیگر خواهند بود، نه کشورها.

و این مهم است که شهر تنوع بسیاری داشته باشد. من شهرهای خفه‌کننده‌ای که هیچ آرامشی در اختیار نمی‌گذارند را دوست ندارم. این اتفاق را در تلاش‌های مستبدانه برای کنترل معماری میبینم، چه متفکران دوره‌ی روشنگری باشند، چه استالین یا هیتلر یا موسولینی. همه‌ی آنها تلاش کردند تا دنیا را به شکل خودشان بسازند و ایده‌هایشان برای بازی کردن نقش خدا به خاطر فردیتِ مهارناپذیر ما شکست خورد.

گاهی آرزو می‌کنم که شهر خلاقانه‌تر بود، که [مثلاً] پیاده‌رو تجربه‌ی خارق‌العاده‌تری بود چون زندگی کوتاه است و کسی نمی‌خواهد در جای احمقانه‌ای راه برود. شهرهای برجسته‌ای که ما واقعاً تحسینشان می‌کنیم، این تنوع پیچیده از تفکرات، فرم‌ها، رنگ‌ها، لهجه‌ها و ایده‌های روحی را دارند.

در مقام یک معمار، وظیفه‌ی من است که رابطه‌ای شخصی برقرار کنم – نه فقط با محیط فیزیکی بلکه با اینکه [محیط فیزیکی] چگونه خاطرات و واکنش‌های احساسی ما را برمی‌انگیزانند.

وقتی سایت موزه‌ی یهود برلین[۱۰] را بررسی می‌کردم، خودم را به جای روح کسانی قرار دادم که آنجا حضور ندارند؛ خلا را حس کردم. سعی کردم که ببینم بودن در آنجا چه حسی دارد وقتی که [دیگر] آنجا نیستید. خلق فضا برای کسانی که به قتل رسیدند، کسانی که دود شدند، چه معنایی دارد؟

این احساس را می‌توانید اینجا در نیویورک بعد از ۱۱ سپتامبر حس کنید. روح کسانی که در منطقه‌ی صفر[۱۱] کشته شدند. هیچ نیازی نیست که اهل شهود یا مذهب باشید. هر کسی حسش خواهد کرد.

کافی است به بستر سنگی، دیوار حائل یا جای خالی [برج های تجاری جهانی] بیاید و ناگهان در فضایی قرار بگیرید که صرفاً آنچه روی زمین می‌بینید، نیست. به این مکان و تاریخش متصل هستید و این اتصال با شما حرف می‌زند.

این [امر] به شما می‌گوید که حد و حدود کجاست، تابوها چه هستند. نمی‌توانید جوری رفتار کنید که انگار در حال راه رفتن در جای دیگری هستید. این مکان خاص است؛ ظرافتی در مورد آن وجود دارد که باید حفظ شود. همه‌ی اینها بخشی از بررسی سایت هستند. من به چنین چیزی سفر روحی می‌گویم.

حتی در مورد سایتی معمولی هم باید علاقه‌مند و حساس باشید. در غیر این صورت، هر کاری بخواهید می‌توانید بکنید. معماری همین حالا هم خشن است –همیشه باید فونداسیون را بکنید – و همیشه وقتی کسی کار [معماری] را سرسری و صرفاً برای پول انجام می‌دهد، مشخص است. بی‌توجهی و سکوتی که به وجود می‌آورد قابل حس است.

سال ۲۰۰۱ وقتی برای اولین بار به اینجا [نیویورک] آمدم، مثل شهر ارواح بود. هر از گاهی دو سه نفر را می‌دیدم که در باران ایستاده و به سایت نگاه می‌کنند.

من دیده‌ام که این سایت هر روز خودش را تغییر شکل می‌دهد، ولی خودش را با خاطره‌ای تغییر شکل می‌دهد – نه با پنهان کردن آنچه که اتفاق افتاده است.

منطقه‌ی صفر هم به آرامی تغییر کرده است. مثل چیزی بود که از گودالی عمیق بیرون می‌آمد، شبیه تجربه‌ام در برلین[۱۲].

وقتی روی منطقه‌ی صفر شروع به کار کردم، مسئولان در مورد صفحات بزرگ برای طبقه‌های تجاری صحبت می‌کردند و نظر من خیلی [با آن ها] متفاوت بود –که اینجا قرار نیست دوباره تبدیل به وال استریت[۱۳] شود، قرار است محله‌ای نو باشد.

به نظر من، تعداد افرادی که به این محله نقل مکان کرده‌اند، نشان موفقیتش است. از زمانی که در اینجا شروع به کار کرده‌ام، صد هزار نفر به منهتن جنوبی[۱۴] نقل مکان کرده‌اند. این تولد دوباره‌ی بخشی از شهر است که بخشی کاملا فعال از وال استریت بود؛ [اما] حالا جایی برای خلاقیت است.

معماری هم مقدس است و هم نامقدس. ولی قداست مانعِ شادی نمی‌شود. بنابراین بستنی خوردن یا فریزبی بازی کردن در منطقه‌ی صفر در تضاد با فضا نیست؛ چرا که این فضاست که اجازه می‌دهد تا اتفاقات معینی رخ دهند.

زمان زیادی لازم است تا فضای عمومی خودش را شکل بدهد. این زمان برای منطقه‌ی صفر، بیش از دویست سال طول کشیده است. در ابتدا، نیویورک فقط چند خیابان بود که روی نقشه کشیده شده بودند. ولی در آن طرح اولیه، روح این جزیره، این نوک تیزی که به دنیای بیرون می‌جهد، مجسم شده بود؛ روح غیرمنتظره‌ها.

این نوعی مثبت‌اندیشی است که در هر طرح معماری وجود دارد. استعاره‌ی زندگی ریشه در معماری دارد. به دنیا آمدن، رشد کردن، بودن، همگی تجربیاتی معماری‌گون هستند. از کَندن شروع می‌شود، از هیچ، و فقط یک نقشه دارد که با گذر زمان به نتیجه می‌رسد. هر چقدر هم یک سایت اندوه‌بار و تراژیک باشد، هر چقدر که در تاریخ به آن تجاوز شده باشد، معماری [همواره] تصوری از آینده دارد.

این حس مانع می‌شود که معماری امری کم‌اهمیت باشد. حتی برپا کردن یادبودی برای مردگان، به هر شکلی – نوشتن یک کتاب یا کاشتن یک گل یا یک درخت – حسی از امید و رستگاری دارد.

برای من، این احساسِ معماری است.

در گفتگو با استیون گلدبرگ[۱۵] از سی ان ان

پی‌نوشت

[۱] Daniel Libeskind

[۲] Tawanda Scott Sambou

[۳] CNN Style

[۴] Frank Gehry

[۵] Norman Foster

[۶] Shanghai

[۷] Beijing

[۸] Frankfurt

[۹] New York

[۱۰] Jewish Museum in Berlin

[۱۱] Ground Zero

[۱۲] Berlin

[۱۳]  Wall Street: نام خیابانی که یکی از بزرگترین مراکز تجاری دنیا در نیویورک است. در طول زمان، نام وال استریت به عنوان «مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا» شهرت گرفته‌است.

[۱۴] Lower Manhattan

[۱۵] Steven Goldberg

منبع

CNN

نوشته معماری بزرگ‌ترین سند نانوشته‌ی تاریخ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنرانان
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
چهاردمین نشست گفتمان شهر

موضوع: حاشیه نشینی و فقر شهری

کژکارکردی نهادی و تله فضایی فقر شهری:
کمال اطهاری، پژوهشگر اقتصاد شهری

حاشیه نشینی گذر از آسیب به راه‌حل:
دکتر محمد شیخی، پژوهشگر برنامه‌ٰیزی شهری

زمان: چهارشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۳۹۶ ساعت۱۷
مکان: سناباد۴۱، تقاطع اول سمت راست، پلاک ۴۱، پژوهشکده ثامن

پژوهشکده ثامن

نوشته نشست حاشیه نشینی و فقر شهری اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۲ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

مترجم: امیر مصباحی


پیدایشِ مفاهیمِ گوناگونِ برنامه‌ریزی

با پیدایش برنامه‌ریزی تاون یا اوربان (شهری)، نیاز به پژوهش نیز گسترش یافت. این پژوهش‌ها تلاشی بود برای فهمِ بهترِ موضوع و منجر به تکامل آن شد. نظریاتِ مختلفِ برنامه‌ریزی مانند الگوی برنامه‌ریزی‌ خردگرا[۱]، مفهوم[۲] برنامه‌ریزی وکالتی، نظریه برنامه‌ریزی هم‌کارانه[۳]، الگوی اقتصاد سیاسی در برنامه‌ریزی شهری[۴] و نظریه حداقل تلاش ضروری[۵] پدیدار ‌شدند. این نظریات روشی را شکل‌دادند که امروز آن را برنامه‌ریزی شهری می‌دانیم و بخشی از نظریه برنامه‌ریزی را ساختند.

تاریخچهِ مفهومِ برنامه‌ریزی وکالتی

مفهوم برنامه‌ریزی وکالتی را پائول دیویدف ارائه داد. در این‌گونه برنامه‌ریزی، گروه‌های ذینفع گوناگونی وجود دارند که می‌توانند به شرح زیر باشند:

۱. احزاب سیاسی (در قدرت یا در اپوزیسیون)

۲. گروه‌های خاص ذینفع مانند گروه‌های مخالفِ نظامِ کاستی (در بافت هندی آن)، گروه‌های علیه تبعیض نژادی، گروه‌های طرفدار یا ضد‌حقوق‌مدنی، اتاق‌های بازرگانی، سازمان‌های کارگری، سمن‌هایی که هدفشان حفظ محیط‌زیست است و انجمن رفاه ساکنان[۶].

۳. انجمن‌های ویژه‌ای که علیه سیاست‌های موجود اعتراض‌میکنند برای نمونه گروهی از معماران که به دلایل زیباشناختیْ مخالفِ احداثِ بنایِ روزمینیِ مترویِ دهلی‌اند.

این گروه‌ها نیازهای خودشان را دارند که از طریق تهیه طرح‌هایی چندگانه[۷] ارائه‌شان می‌دهند و این‌گونه است که مشارکت عمومی در برنامه‌ریزی وکالتی به دست می‌آید.

طرح‌های چندگانه، مفهومی در برنامه‌ریزی وکالتی در مخالفت با طرح واحد[۸] برنامه‌ریزی خردگرا است. برنامه‌ریزی خردگرا معتقد است که تهیه یک طرح [واحد] توسط یک کارشناس منفرد که با عینیت علمی[۹] خود می‌کوشد حتی‌الامکان منافع اکثریت جامعه را مدنظر قرار دهد و جامعه را توانمند سازد که به یگانه و تنها حقیقتِ موجود دست یابد امکان‌پذیر است. برنامه‌ریزی وکالتی با موجودیتِ مفهومِ بی‌طرفیِ ارزشی مقابله کرده و ازاین‌رو طرح‌هایی چندگانه تهیه ‌می‌کند که هرکدام توسط ایدئولوژیِ مردمی هدایت می‌شود که آن را تهیه می‌کنند. ارزش‌ها یک بخش گریزناپذیرِ فرآیندِ تصمیم‌سازی‌ ضد خردگرا‌ هستند.

منافع‌ِ عمومی را برنامه‌ریز ارائه یا معین نمی‌کند بلکه منافع عمومی از طریق فرآیندِ سیاسی ایجاد‌ می‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر باید نمایندگان گروه‌های مختلف وجود ‌داشته ‌باشند که این را می‌توان با تهیهِ طرح‌های چندگانه به انجام‌ رسانید. این فرآیند به حقیقت نسبی باور دارد. سیاستِ مناسب، آن سیاستی است که تدوین‌کنندگانش آن را مناسب به‌حساب آورند. راه‌کارِ درستْ موضوعی گزینشی است نه یک حقیقت بیرونی.

برنامه‌ریز نقش یک وکیل را ایفا می‌کند و در تهیه طرح‌ها به آن مردمی یاری می‌رساند که نظراتشان با نظر وی یکی است. ازاین‌رو، در برنامه‌ریزی وکالتی نقش برنامه‌ریز تنها نقشِ یک کارشناسِ فنی مانند [نقش برنامه‌ریز] در برنامه‌ریزی خردگرا نیست. برای برنامه‌ریز این فرصت فراهم‌شده که پشتیبانیِ خود را از طرحی اعلام کند که خود به آن باور دارد. او به موکلان‌ خود کمک‌ می‌کند تا اندیشه‌هایشان را در زبانی که برای آن‌ها، احزاب دیگر و تصمیم سازان فهمیدنی است به‌روشنی بیان کنند. در برنامه‌ریزی وکالتی دانش ابزاری نیز به کار‌گرفته‌ می‌شود.

برنامه‌ریز با برجسته کردن توانمندی‌های طرح خود و اشاره به کمبودهای طرح‌های تهیه‌شده توسط گروه‌های دیگر از طرح خود دفاع ‌می‌کند. این کار به‌منظور دست‌یابی به پشتیبانیِ سیاسی برای موافقت با طرح موکلانِ برنامه‌ریز صورت ‌می‌پذیرد که خود پیش‌نیازی است برای تأمین مالی و اجرای طرحشان. برنامه‌ریزْ موکلان خود را در مورد نهادها و فرآیندهای گوناگونی که در برنامه‌ریزی دخیل‌اند آگاه می‌سازد. به همگان گفته می‌شود که چرا پیشنهادهای مشخصی پذیرفته شدند و برخی خیر. چه توجیهاتی پشت سیاست‌هایی که اجرا‌ می‌شوند وجود‌‌ دارد؟

طرح‌های چندگانه تهیه طرح‌هایی باکیفیت بالا را تضمین می‌کنند زیرا که طرح‌های مختلف به رقابت با یکدیگر می‌پردازند. این طرح‌ها بر پایه مطالعاتِ زمینه‌ای موشکافانه‌ای تهیه می‌شوند که هنگام دفاع از طرح‌ها موردنیازند. این امر تولیدِ تعداد کافی از این طرح‌ها را نیز تضمین می‌کند.

طرح‌های چندگانه تضمین می‌کنند که هیچ حزب در‌حال‌رقابتی که مشغول تهیه طرح است، هیچ نوع برتری ناروائی نداشته باشد. برنامه‌ریزی خردگرا از تهیه [طرحِ] بدیل حمایت می‌کند اما این بدیل‌ها بیش از آن‌که طرح‌های حقیقی متفاوتی باشند، یک تمرین ذهنی‌اند. برنامه‌ریزی وکالتی، با ایجاد طرح‌های چندگانه توسط بخش‌های مختلفِ جامعه، بر این کمبودها غلبه می‌کند و مباحثهِ داغِ سیاسی و مخالفت با سازمانی دولتی را که برای یک دموکراسیِ سالم و فرآیندِ تصمیم‌سازیِ خردگرا به آن نیاز است آسان ‌می‌سازد.

دیگر برتری‌های طرح‌های چندگانه عبارت‌اند از:

۱. به‌عنوان وسیله آگاه‌سازی عمومی درباره بدیل‌ها، اختیارات و گزینش‌های گوناگونی که موجودند و قویاً توسط حامیانشان پشتیبانی می‌شوند عمل می‌کند.

۲. فشارِ سازمانِ دولتی [برنامه‌ریزی] برای تهیهِ بدیل را فرومی‌نشاند.

۳. تعهد حرفه‌ای را بر دوش برنامه‌ریز قرار می‌دهد تا از طرح موکلان‌ خود دفاع کند.

۴. سازمان برنامه‌ریزی در یک شرایط انحصاری نخواهد بود و ازاین‌رو وادار ‌خواهد شد تا با دیگر گروه‌های درحال‌رقابت به رقابت بپردازد و این وادارش‌ خواهد کرد که طرح‌هایی باکیفیت بهتر تهیه کند.

۵. از انتقاد بیهوده جلوگیری می‌کند. آن‌هایی که با طرح‌های موجود، برای نمونه طرح جامع، مخالف‌اند وادار‌ خواهند شد که طرحی بهتر تهیه کنند و ازاین‌رو پاسخ گوئی افزایش‌ می‌یابد.

دیگر کارکردهای برنامه‌ریز در برنامه‌ریزی وکالتی عبارت است از:

۱. کارآموزشی را بر عهده‌ ‌می‌گیرد.

۲. موکلانش را از حقوقشان در قوانینِ گوناگونِ برنامه‌ریزی، روشِ کارکردیِ یک حکومتِ شهری و دستور کارهای ویژه‌ای که ممکن است بر آن‌ها اثرگذار باشد آگاه‌ می‌سازد.

۳. سازمان‌های دولتی و دیگر گروه‌ها را از شرایط، چشم‌اندازها و مسائل گروهی که آن را نمایندگی می‌کند آگاه‌ می‌سازد.

۴. برنامه‌ریز با مبنا قرار دادن اطلاعات به‌کار گرفته‌شده در طرح‌های دیگر به ماهیتِ سوگیری‌های آن‌ها اشاره‌ می‌کند.

پیشنهاد می‌شود که حکومتِ فدرال و نه حکومتِ محلیْ بودجهِ اجرای طرح‌ها را تأمین کند [زیرا که] حکومت محلی می‌تواند گروه‌های محلی مجریِ طرح را تحت نفوذ خود درآورد و [نهایتاً] به اجرای طرحی متفاوت از طرح برگزیده‌شده بیانجامد.

گروه‌های ذینفع مختلفی که طرح تهیه می‌کنند می‌توانند از حکومت فدرال درخواست تأمین بودجه کنند. سازمان‌های دیگر ازجمله سازمان‌های خیریه‌ نیز می‌توانند بودجه این گروه‌ها را تأمین کنند. حکومت محلی هم می‌تواند اطلاعاتی را که گروه‌های تهیه‌کننده طرح‌ها به آن نیاز دارند در اختیارشان قرار دهد. در صورتِ نبودِ اطلاعات، احزاب در‌حال‌رقابت مجبورند از جیبِ خودشان هزینه کنند تا اطلاعاتِ موردنیاز را گردآوری نمایند.

در طی زمان برنامه‌ریزی وکالتی به موارد زیر منجر شده است:

۱. برنامه‌ریزی مساوات خواه[۱۰]

۲. یادگیریِ اجتماعی، متقابل و تراکنشی (تعاملی)[۱۱]

۳. برنامه‌ریزی اجتماع‌محور[۱۲]

پی‌نوشت

[۱]Rational planning model

[۲] Concept

[۳] Collaborative planning theory

[۴] Political economy model in urban planning

[۵] Critical minimum effort theory: نظریه‌‌ای که توسط پروفسور هاروی لایبنشتاین اقتصاددان مطرح در کتاب  «عقب‌ماندگی و رشد اقتصادی» مطرح شد. مطابق این نظریه در کشورهای توسعه‌نیافته برای این‌که رشدِ مداوم بتواند آغاز شود، لازم است سرمایه‌گذاری به میزانی در دستگاه اقتصادی صورت گیرد و درآمد سرانه را به سطحی برساند که برای ایجاد زمینه‌های رشدِ مداومْ مناسب و مساعد باشد

[۶]Resident welfare association: گروه‌های شهری که منافع یک محله شهری یا حومه شهری خاص را در شهرهای هند نمایندگی می‌کند.

[۷] Plural plan

[۸] Unitary plan

[۹] Objectivity

[۱۰] Equity planning

[۱۱] Social, mutual and trans active learning

[۱۲] Community based planning

منبع: Planningtank

نوشته برنامه‌ریزی وکالتی چیست؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۱ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

پیش‌نویس سند «توسعه شهرهای جدید» با ترسیم چشم‌انداز ۲۴ ساله برای ۱۳ شاخص کیفیت زندگی در این شهرها تدوین شد. جزئیات این سند، مسیر «خواب‌زدایی» از شهرهای جدید موجود و نحوه ایجاد «نسل نوین» شهرها را برای عوامل شهرساز ترسیم کرده است. به‌واسطه تکالیف موجود در این سند، «شهرهای جدید تا ۱۴۲۰» به مناطق جذاب حاوی خدمات رفاهی برای استقرار جمعیت تبدیل می‌شوند و ۱۰ نارسایی در آنها –از جمله خلأ مراکز شغلی و مترو- برطرف می‌شود. در حال حاضر ۷۸ درصد از ظرفیت جمعیت‌پذیری شهرهای جدید، خالی از سکونت است.

سند توسعه شهرهای جدید برای «ارتقای کیفیت زندگی در ۱۷ شهر جدید موجود» و «نحوه احداث ۱۱ شهر جدید دیگر (نسل نوین شهرهای جدید)» در قالب «شهرهای جدید ۱۴۲۰» تهیه و تدوین شد. متولی ساخت و توسعه شهرهای جدید در دولت با تدوین این سند که حاصل سه دهه تجربه ایجاد و استقرار این شهرهاست، با تصویر کیفیت زندگی «شهرهای جدید تا سال ۱۴۲۰»، با استناد به آسیب‌شناسی وضعیت موجود ۱۷ شهر جدید مستقر در اطراف ۸ کلان‌شهر از یکسو و مطالعه الگوهای جهانی موفق در توسعه شهرهای جدید، «۱۰ نارسایی کلیدی» در نسل قدیم این شهرها را شناسایی کرده و برای رفع آنها و همچنین نحوه ایجاد نسل نوین شهرهای جدید، «۱۳ ماموریت شاخص» برای مدیران این شهرها ترسیم کرده است.

قرار است پیش‌نویس این سند ۳۰ صفحه‌ای در جلسات اولیه شورای‌عالی شهرسازی و معماری در دولت دوازدهم تصویب نهایی شود؛ در صورت تصویب این سند، تکالیف ۲۴ سال آینده دستگاه‌های دولتی برای «شهرهای جدید تا سال ۱۴۲۰» تعیین می‌شود. در حال حاضر ۱۷ شهر جدید در کشور وجود دارد؛ هر چند طی چهارسال گذشته اقداماتی مبنی بر طراحی، مکان‌یابی و آغاز عملیات اجرایی برای ساخت ۱۱ شهر جدید دیگر در قالب نسل نوین شهرهای جدید آغاز شده است؛ عمده این شهرها هم ‌اکنون در مراحل اولیه مطالعه، طرح‌ریزی و عملیات احداث قرار دارند. ۱۷ شهر جدید موجود در کشور بر مبنای مطالعات صورت گرفته در دهه ۶۰ و بر مبنای دو هدف کلی «اسکان سرریز جمعیت کلان‌شهرها» و همچنین «تامین مسکن برای پاسخ به نیاز رشد شتابان جمعیت» ایجاد شده و طی سه دهه اخیر گسترش یافتند؛ ظرفیت جمعیت پذیری برای این شهرهای جدید -۱۷ شهر جدید موجود-طی سال‌های گذشته و در مطالعات انجام شده، ۳ میلیون و۶۴۱ هزار نفر تعریف شد؛ به این معنا که ۱۷ شهر جدید موجود کشور در مجموع گنجایش جذب نزدیک به ۴ میلیون نفر جمعیت را دارند؛ این درحالی است که جمعیت ساکن موجود در ۱۷ شهر جدید موجود درحال حاضر ۷۶۶ هزار نفر است؛ بر پایه‌ این آمارها، به این ترتیب، هم‌اکنون تنها ۲۲ درصد از ظرفیت جمعیت‌پذیری تعریف شده برای شهرهای جدید کشور تحقق یافته و ۷۸ درصد ظرفیت جمعیت‌پذیری این شهرها همچنان خالی از سکنه و غیرمسکونی است.

بررسی‌های کارشناسی صورت گرفته ناشی از تجربه گذشت سه دهه از ساخت وگسترش شهرهای جدید، نشان می‌دهد مهم‌ترین علت خالی ماندن بیش از ۷۰ درصد ظرف جمعیتی شهرهای جدید طی سال‌های گذشته تاکنون، به «چالش‌های سکونتی موجود در این شهرها» برمی‌گردد که عمده این چالش‌ها و مشکلات در «سند توسعه شهرهای جدید ۱۴۲۰» شناسایی و برای رفع آنها برنامه‌ریزی شده است.

این در حالی است که الگوی جهانی ساخت و توسعه شهرهای جدید نشان می‌دهد «یک شهر جدید کارآمد» شهری است که «حداقل ۵۰ درصد از ظرفیت جمعیت‌پذیری تعریف شده برای آن فعال بوده» و مورد سکونت خانوارها قرار گرفته باشد؛ همچنین برخورداری از شاخصه‌های مهمی همچون «سرزندگی»، «هویت اجتماعی» و «سکونت طبقات مختلف اجتماعی» از دیگر معیارهای کارآمدی یک شهر جدید در استانداردهای تعریف شده جهانی است. وضعیت موجود شهرهای جدید در ایران اما نشان می‌دهد اگرچه طی سال‌های گذشته تاکنون دیدگاه‌های کارشناسی بر ضرورت ایجاد این شاخصه‌ها در شهرهای جدید و تلاش برای دستیابی به آنها تاکید داشته است اما این شاخص‌ها به ندرت در برخی شهرهای جدید قابل ملاحظه است؛ این‌درحالی است که عمده شهرهای جدید کشور هم‌اکنون فاقد این شاخص‌ها هستند. شهرهای جدید در کشور در بدو طراحی و برنامه‌ریزی برای ایجاد بر پایه همان اهدافی ایجاد شدند که شهرهای جدید موفق دنیا نیز برای تحقق همان اهداف شکل گرفتند. به این معنا که شهرهای جدید کشور با هدف «تامین مسکن برای رشد شتابان جمعیت شهری» و همچنین «تمرکززدایی از کلان‌شهرها و پاسخ به نیاز سرریز جمعیت شهرهای بزرگ»، طراحی و ساخته شدند؛ این دو هدف دقیقا مشابه همان اهدافی است که از سال‌های قبل تاکنون مبنای تاسیس شهرهای جدید در دنیا قرار دارند.

این در حالی است که تغییرات جمعیتی کشور طی سال‌های اخیر مبنی بر کاهش نرخ رشد جمعیت از یک طرف و همچنین افزایش ساخت‌وساز و تراکم ساختمانی در کلان‌شهرها و شهرهای بزرگ از سوی دیگر، توسعه شهرهای جدید با اتکا به دو هدف اولیه ساخت این شهرها را با اما و اگر مواجه کرده است؛ به عبارت دیگر در حالی که شهرهای جدید ابتدا با هدف تامین مسکن برای پاسخ به نیاز سکونتی جمعیت کشور که طی سه دهه اخیر با رشد شتابان در حال افزایش بود، ایجاد شدند هم اکنون با کاهش نرخ رشد جمعیت شکل توسعه این شهرها نیازمند تغییرات اساسی است؛ به بیان دیگر افزایش ساخت و ساز در شهرهای بزرگ و کلان‌شهرها و همچنین افزایش تراکم ساختمانی در شهرهایی که با مشکل سرریز جمعیت طی دهه‌های گذشته مواجه بودند ضرورت توسعه شهرهای جدید با رویکرد اسکان سرریز جمعیت را نسبت به سه دهه گذشته کاهش داده است؛ در واقع «کاهش آهنگ رشد جمعیت» در کنار «افزایش ساخت وساز در کلان‌شهرها و شهرهای بزرگ» نشان می‌دهد هم‌اکنون توسعه شهرهای جدید باید با اهداف دیگری غیر از اهداف اولیه ایجاد این شهرها دنبال و محقق شود. این سند بیشتر از آنکه نگاه کمی و کالبدی به توسعه شهرهای جدید داشته باشد با «نگاه کیفی» طراحی و تدوین شده است؛ به این معنا که مطابق با نقشه راه ترسیم شده برای ۲۴ سال آینده شهرهای جدید، دیگر توسعه کمی(فیزیکی) شهرها و ساخت مسکن انبوه برای اسکان سرریز جمعیتی اولویت سیاست‌گذاران حوزه مسکن و شهرهای جدید قرار ندارند بلکه اولویت در این شهرها در افق ترسیم‌شده، چه در شهرهای جدید موجود و چه در نسل نوین این شهرها، «ارتقای سطح کیفیت زندگی و رفاه سکونتی ساکنان شهرهای جدید» است.

متولی توسعه شهرهای جدید در دولت، در این سند با شناسایی و دسته‌بندی چالش‌ها، ناکامی‌ها و نارسایی‌هایی که طی سه دهه گذشته در ساخت و گسترش شهرهای جدید تجربه شده است «توسعه کیفی» این شهرها را جایگزین «گسترش کمی» کرده است؛ در این راستا، مهم‌ترین هدف تهیه و تدوین این سند در وهله اول حذف دست کم ۱۰چالش و نارسایی موجود از شهرهای جدید فعلی و همچنین ساخت نسل نوین شهرهای جدید با اتکا به شاخص‌های شهر جدید کارآمد و اجرای ۱۳ماموریت کلیدی مرتبط با کیفیت زندگی در این شهرهاست.

 

حذف ۱۰ چالش عمده از شهرهای جدید

متولی توسعه شهرهای جدید در دولت، حذف دست‌کم ۱۰ چالش کلیدی در این شهرها را به‌عنوان یکی از اهداف عمده خود در افق ۲۴ ساله توسعه این شهرها قرار داده است؛ این چالش‌ها تنها ۱۰ نمونه عمده از میان همه چالش‌هایی است که هم‌اکنون در شهرهای جدید وجود دارد.

اولین چالش به «کیفیت نازل سطح زندگی در شهرهای جدید» برمی‌گردد؛ مشاهدات و مطالعات صورت گرفته طی سال‌های گذشته تاکنون از سطح پایین کیفیت در شهرهای جدید حکایت می‌کند؛ به این معنا که سطح کیفیت زندگی به لحاظ شاخصه‌های گوناگون همچون دسترسی به مراکز خدماتی، خدمات زیربنایی و روبنایی و سایر شاخصه‌های سنجش رفاه شهری، در شهرهای جدید در مقایسه با سایر شهرها پایین‌تر است.چالش دوم، «جانمایی نامناسب برخی شهرهای جدید»به علت سهل‌انگاری و کم‌کاری در مکان‌گزینی برای احداث و گسترش شهرهای جدید است؛ این در حالی است که در برخی شهرهای جدید هرچند جانمایی اولیه برای احداث شهر مناسب بوده است اما ساخت و سازهای مسکن مهر طی یک دهه گذشته عمدتا در مناطقی از این شهرها انجام شده است که نسبت به سایر مناطق دورافتاده‌تر و نامناسب‌تر بوده‌اند. «نبود سامانه حمل و نقل عمومی سریع و ارزان» سومین چالشی است که در «سند شهرهای جدید ۱۴۲۰» بر ضرورت حذف آن تاکید شده است؛ پیش‌تر در جریان یک نظرسنجی از ساکنان شهرهای جدید، ۷۵ درصد ساکنان این شهرها از کمبود و نقص شبکه حمل و نقل بین شهر جدید و شهر مادر به‌عنوان مهم‌ترین مشکل سکونت در این شهرها یاد کرده‌ بودند.در حال حاضر در نبود شبکه حمل و نقل مترو بین شهر مادر و شهرهای جدید، تنها وسیله حمل و نقل در دسترس برای تردد ساکنان بین این مسیر، استفاده از خودروهای شخصی است که هم زمان و هم هزینه سفر را برای خانوارهای ساکن در شهرهای جدید افزایش می‌دهد. چالش چهارم به «فقر خدمات رفاهی و سکونتی در شهرهای جدید» برمی‌گردد؛ هم‌اکنون شهرهای جدید کمترین سطح دسترسی به خدمات و امکانات رفاهی، تفریحی، بهداشتی و درمانی، آموزشی و… را دارند.

«ضعف در جذب جمعیت هدف» پنجمین چالش حال حاضر شهرهای جدید موجود است؛ هم‌اکنون بیش از ۷۰ درصد جمعیت‌پذیری شهرهای جدید محقق نشده است که مهم‌ترین علت این امر سطح پایین کیفیت زندگی در این شهرها به واسطه مشکلات فراوانی است که پیش‌روی ساکنان این شهرها قرار دارد. «دامن زدن به جدانشینی در شهرهای جدید»، چالش ششمی است که در سند توسعه شهرهای جدید ۱۴۲۰ بر ضرورت حذف آن طی ۲۴ سال آینده تاکید شده است؛ درحال حاضر چهره جمعیتی شهرهای جدید، چهره‌ای فقیرنشین است؛ به این معنا که عمده ساکنان شهرهای جدید جزو طبقات ضعیف جامعه هستند و اختلاط جمعیتی که یکی از مهم‌ترین شاخص‌های کارآمدی یک شهر جدید محسوب می‌شود در کمترین سطح ممکن قرار دارد.

 

هفتمین چالش کلیدی شهرهای جدید«عدم دسترسی کامل ساکنان شهرهای جدید به خدمات زیربنایی همچون آب، برق، گاز و… به خصوص در محله‌های مسکن مهر» است؛ هم‌اکنون ۴۰۰ هزار واحد مسکن مهر از مجموع ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار واحد مسکن مهر در شهرهای جدید ساخته شده است که همین ساخت وسازهای انجام شده تنها ظرف ۵ سال(فاصله سال‌های ۸۸ تا ۹۳)، جمعیت‌پذیری شهرهای جدید را دست کم معادل یک میلیون نفر افزایش داده و ظرف جمعیت‌پذیری شهرهای جدید را به حدود ۴ میلیون نفر رسانده است. این حجم فشرده ساخت وسازهای مسکن مهر در فاصله کوتاهی بدون آنکه با در نظر گرفتن واقعیت شکل‌گیری جمعیت در یک شهر (به معنای جمعیت‌پذیری شهرها در گذر زمان) انجام شود، موجب شده هم‌اکنون ۶۵ هزار واحد مسکن مهر از مجموع ۴۰۰ هزار واحد مسکونی مهر شهرهای جدید فاقد متقاضی باشد؛ البته این آمار بدون احتساب واحدهای مسکن مهر خالی از سکنه در شهرهای جدید است. «کمبود خدمات تفریحی» هشتمین چالش حال حاضر شهرهای جدید و یکی از مهم‌ترین عوامل سطح پایین کیفیت زندگی در این شهرها محسوب می‌شود؛ این در حالی است که هم‌اکنون سرمایه‌گذاران برای سرمایه‌گذاری در شهرها بیشتر راغب به ورود به شهرهایی هستند که جمعیت آنها از مرز ۱۰۰ هزار نفر عبور کرده باشد؛ در واقع مقیاس جمعیت، هم‌اکنون یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش صرفه اقتصادی برای سرمایه‌گذاری در شهرها محسوب می‌شود؛ هم‌اکنون جمعیت ساکن در ۵ شهر جدید اندیشه(حوالی کرج)، پرند(حومه تهران)، فولادشهر(نزدیک اصفهان)، صدرا(در شیراز) و علوی(در هرمزگان)، به مرز ۱۰۰ هزار نفر رسیده یا از آن عبور کرده است. چالش نهم، «مدل سنتی تامین مالی برای توسعه شهرهای جدید» است که طی سال‌های اخیر مبنای تامین مالی در این شهرها محسوب می‌شده است؛ اتکای کامل به فروش زمین‌های دولتی به‌عنوان اصلی‌ترین مدل تامین مالی شهرهای جدید طی سال‌های گذشته تاکنون موجب فروش دارایی‌های ارزشمند شهرهای جدید به شکل خام و بدون ایجاد ارزش افزوده روی آنها شده که مهم‌ترین نتیجه آن محرومیت اداره‌کنندگان شهر در آینده از ارزشمند‌ترین دارایی شهر یعنی زمین است.این درحالی است که این شکل تامین مالی ناشی از نداشتن ایده یا طرح مالی مشخص برای تامین مالی شهرهای جدید طی سال‌ها و دهه‌های گذشته است.

«تبدیل شدن شهرهای جدید به خوابگاه شاغلان کلان‌شهرها»دهمین چالش کلیدی ساکنان این شهرها محسوب می‌شود که ناشی از وابستگی شغلی شهرهای جدید به شهرهای مادر است؛ طی سال‌های گذشته، شهرهای جدید موجود عمدتا بدون تدابیر مشخص برای اشتغال ساکنان و صرفا در شکل خوابگاه ساکنان کلان‌شهرها احداث شدند.

 

بازتعریف سیاست‌ها با ۱۳ ماموریت

مدیریت جدید شرکت عمران شهرهای جدید، اعلام کرده هم‌اکنون زمان بازتعریف سیاست‌های مدیریت و توسعه شهرهای جدید فرا رسیده است؛ متولیان شهرهای جدید با استناد به نقشه راه شهرهای جدید تا افق ۱۴۲۰، در صدد برآمده‌اند تا مجموعه اقدامات تازه‌ای را برای سکونت‌پذیری در شهرهای جدید در دو سطح عمده کلید بزنند؛ براین اساس، «حل چالش و نارسایی‌های ۱۷ شهر جدید موجود» در سطح اول و همچنین «ایجاد نسل نوین شهرهای جدید با ویژگی شهرهای کارآفرین و دارای استقلال شغلی از شهر مادر»در سطح دوم، مهم‌ترین اهداف ذکر شده در این سند است.

«متنوع‌سازی گروه‌های ساکن در شهرهای جدید»به معنای ایجاد اختلاط جمعیتی و جذاب‌سازی شهرهای جدید برای ورود وسکونت طبقات متوسط و متوسط رو‌به بالای درآمدی از مهم‌ترین ماموریت‌های تاکید شده در «سند توسعه شهرهای جدید ۱۴۲۰» است. «تلاش برای شکل‌گیری تدریجی هویت و سرمایه اجتماعی»و ایجاد سطح بالای ماندگاری ساکنان شهرهای جدید در این شهرها به واسطه ایجاد حس تعلق در آنان دومین ماموریت مورد تاکید در این سند است؛ براساس نتایج تحقیقاتی که پیش‌تر درخصوص وضعیت حس تعلق و سرمایه اجتماعی در شهرهای جدید انجام شد ۷۱ درصد از ساکنان شهرهای جدید از تمایل به جابه‌جایی از شهر جدید و تغییر محل زندگی در صورت توانمندی مالی در آینده خبر دادند. به این معنی که هر زمان از توانایی مالی کافی برای جابه‌جایی و تامین مسکن برخوردار شوند به مجموعه شهری مادر بازگشت خواهند کرد.

«توسعه مطلوب شهرهای جدید با اتکا به توان بخش خصوصی»چهارمین ماموریت کلیدی برای توسعه شهرهای جدید طی ۲۴ سال آینده است.در این راستا حذف مداخله‌گری مستقیم دولت از تصدی امور اجرایی در این شهرها مورد تاکید قرار گرفته است؛ «ایجاد و تکمیل سیستم حمل و نقل همگانی، انبوه، سریع وارزان قیمت» با تکیه بر توسعه ریل محور شبکه‌های حمل و نقل عمومی «شبکه مترو»، اولویت دیگر متولی شهرهای جدید در دولت است؛ «نوآوری در مکان‌یابی برای ساخت وتوسعه شهرهای جدید اعم از نسل قدیم و نسل جدید این شهرها» و همچنین «ارتقای کیفیت محیطی شهرهای جدید» از دیگر ماموریت‌های کلیدی تاکید شده در «سند توسعه شهرهای جدید ۱۴۲۰ » است.

هفتمین ماموریت کلیدی تعریف شده در این سند برای متولی شهرهای جدید«ایجاد زیرساخت مطلوب برای سرمایه‌گذاران و تسهیل فرآیند جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی و همچنین توسعه خدمات شهری در این شهرها» است. «پرهیز از خام فروشی زمین با استفاده از ظرفیت شرکت‌های ارائه‌کننده خدمات مدیریت دارایی» ماموریت کلیدی هشتم است؛ به این معنا که متولی شهرهای جدید به جای فروش زمین‌های خام، با استفاده از ظرفیت شرکت‌های مدیریت دارایی به پشتوانه‌های زمین‌های شهرهای جدید، اوراق مشارکت منتشر کرده و با واگذاری سرمایه و زمین به بخش خصوصی از درآمد حاصل از بهره‌برداری از پروژه‌های شهری احداث شده روی این زمین‌ها اصل و سود سرمایه خریداران اوراق مشارکت را پرداخت کند و به این وسیله نه تنها از فروش زمین‌های شهرهای جدید جلوگیری کند بلکه از مزایای ایجاد ارزش افزوده روی این زمین‌ها نیز بهره‌مند شود؛ در عین حال با این اقدام، مراکز تفریحی، خدماتی و… برای ساکنان این شهرها ایجاد شود. «اولویت‌بخشی به ساخت مراکز تفریحی، سلامت و…»، «اولویت ویژه برای رفع گسست اجتماعی در محله‌های مسکن مهر»، «گسترش فضاهای عمومی و مکان‌های اجتماع محور همچون پارک‌ها، سینما‌ها و…»، «حمایت از استقرار سرمایه فرهنگی و خلاقیت در شهرهای جدید» و همچنین«پایش دائمی شاخص‌های زیست‌پذیری در شهرهای جدید» سایر ماموریت‌های کلیدی از میان همه ماموریت‌های تعریف شده در «سند توسعه شهرهای جدید ۱۴۲۰ » محسوب می‌شوند.

 

منبع: دنیای اقتصاد

نوشته فهرست ۱۰ اشکال و نارسایی سکونتی در ۱۷ شهر جدید موجود و ۱۳ ماموریت دولت برای احیای شهرهای خوابگاهی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.