سپتامبر 2017 - صفحه 6 از 11 - فایر دیزاین




۲۷ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

مصاحبه‌کننده: الهه اصدقی| فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری


شهرسازی تاکتیکال یک مفهوم کلی است که برای توصیف مجموعه‌ای از تغییرات موقت و کم‌هزینه در محیط ساخته‌شده استفاده می‌شود. این تغییرات عموماً در شهرها انجام‌شده و هدف آن بهبود وضعیت محلات و مکان‌های عمومی است. از شهرسازی تاکتیکال با عناوین دیگری نظیر شهرسازی پاپ آپ، شهرسازی چریکی (نامنظم و آموزش ندیده)، تعمیر شهری، یا شهرسازی DIY (Do It by Yourself) یاد می‌شود. این اصطلاح ابتدا در سال ۲۰۱۰ و در شهر نیویورک استفاده شد. شهرسازی تاکتیکال دارای پنج ویژگی است:

  • دارای رویکردی مرحله‌ای برای ایجاد تغییر است.
  • راه‌حل‌هایی محلی برای چالش‌های برنامه‌ریزی محلی ارائه می‌دهد.
  • دارای تعهداتی کوتاه‌مدت و انتظاراتی واقع‌بینانه است.
  • سعی بر انجام اقداماتی با ریسک کم و نتیجه‌ی زیاد دارد.
  • به بهبود سرمایه‌ی اجتماعی بین شهروندان و نیز ایجاد سرمایه‌ی سازمانی میان مؤسسات خصوصی- عمومی، غیرانتفاعی و اجزای آن‌ها می‌پردازد.

در شهریورماه امسال (سال ۱۳۹۶) تجربه‌ای تازه درزمینه‌ی شهرسازی تاکتیکال یا پاپ آپ توسط گروهی مردم‌نهاد در شهر مشهد با موفقیت به انجام رسید. هسته‌ی اولیه‌ی این گروه توسط تعدادی از دانشجویان رشته‌ی شهرسازی ایجادشده است. این گروه که عنوان «چهارطبقه» (اشاره به اولین ساختمان چهار طبقه مشهد که بعدها باوجود تخریب، نام «چهارطبقه» بر روی محدوده‌ی قرارگیری آن باقی ماند.) را برای خود برگزیده، از طریق شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند و توانسته جمعی از مردم مشهد را در کنار هم گردآورد و از این راه اقدامات مؤثری نیز در شهر انجام دهد. همان‌طور که گفته شد یکی از مهم‌ترین اقدامات این گروه ایجاد یک زمین‌بازی پاپ آپ با بهره‌گیری از مشارکت مردم در بوستان فروغ شهر مشهد است. این رویداد که با عنوان «فضا، کودک و مکان» به انجام رسید، بهانه‌ای شد تا با دو تن از اعضای مؤسس این گروه، خانم مهندس حسینی و آقای مهندس شریفی، در مورد این پروژه صحبت کنیم.

  • چهارطبقه از چه زمانی آغاز به فعالیت کرد و تاکنون چه اقداماتی انجام داده است؟

تیرماه سال ۹۵ بود که هسته‌ی اولیه‌ی این گروه تشکیل شد و پس از چندین جلسه مشورت و هم‌فکری، نوزدهم مرداد همان سال، این گروه با نام چهارطبقه فعالیت رسمی خود را آغاز کرد. البته پس از گذشت یک سال از فعالیت چهارطبقه، این گروه درصدد ثبت رسمی «بنیاد چهارطبقه» در قالب یک تشکل مردم‌نهاد برآمده و مراحل اداری آن در حال پیگیری است.

  • از زمان شکل‌گیری ایده‌ی این زمین‌بازی تا به انجام رساندن آن چه مدت طول کشید؟ روند انجام کار به چه صورت بود؟

کمتر از یک ماه؛ البته نباید فراموش کرد که اعضای چهارطبقه همگی مشغول به تدریس یا تحصیل در رشته‌ی شهرسازی هستند، بنابراین سابقه‌ی چندین‌ساله‌ی فعالیت درزمینه‌ی شهرسازی نیز پشتوانه‌ی این کار بود.

روند کار خیلی ساده آغاز شد؛ چهارطبقه یکی از موضوعات هفتگی خود را به «کودک و محله» اختصاص داد و در طی همان هفته فراخوانی برای کشیدن نقاشی و توصیف شفاهی شهر رؤیایی کودکان منتشر کرد. خوشبختانه دوستان کوچک چهارطبقه استقبال قابل‌توجهی از این فراخوان کردند و از شهرهایی غیر از مشهد و حتی کشورهایی نظیر کانادا نیز آثاری به دستمان رسید.

هنگام مرور نقاشی‌ها و توصیف‌های کودکان از شهر رؤیاهایشان، نکات مشترکی زیادی به چشم می‌خورد که یکی از آن‌ها شهر رنگی/ رنگین‌کمان بود. برای ما جالب بود که چگونه این شهروندان کوچک، با زبان کودکانه‌شان یکی از مسائل شهر را بازگو می‌کنند و راه‌حلش را در رنگین شدن شهر می‌بینند.

درواقع همین نقاشی‌ها و توضیحات، ایده‌ی اولیه‌ی تبدیل یک فضای خاکستری به یک فضای رنگی جذاب و سرزنده را شکل داد. ورودی بوستان فروغ در قاسم‌آباد مشهد که پیش‌تر به‌عنوان پارکینگ استفاده می‌شد، به‌عنوان سایت پیشنهادی انتخاب شد و این ایده با شهرداری منطقه ۱۰ در میان گذاشته شد. خوشبختانه شهرداری نیز از این ایده استقبال کرد و کار طراحی آغاز شد. پس از طراحی کلیات و جزئیات فضا توسط اعضای چهارطبقه و تأیید شهرداری، کار اجرا از دوشنبه ۱۳ شهریور آغاز شد و پنجشنبه ۱۶ شهریور به اتمام رسید.

چهارطبقه سعی داشت در احیای فضا، کمترین میزان هزینه را بر شهرداری تحمیل کند و به‌این‌ترتیب ثابت کند که پروژه‌های مؤثر می‌توانند خردمقیاس، کوتاه‌مدت، کم‌هزینه باشند و درعین‌حال کیفیت فضای شهری را ارتقا بخشند.

ازاین‌رو، چهارطبقه به‌جز رنگ، سایر مصالح موردنیازش را از محل دپوی ضایعات شهرداری تأمین کرد و در عمل با استفاده از مواد و ضایعات بازیافتی، این فضا را احیا نمود.

  • همکاری مسئولین شهری تا چه حد بود؟

عالی و فراتر از انتظار ما! خوشبختانه شخص شهردار، معاونان، مدیران و حتی کارمندان شهرداری هم در تصمیم‌گیری، هم در اجرا و هم در بهره‌برداری، چهارطبقه را همراهی کردند.

  • همان‌طور که میدانید صاحبان اصلی شهر مردم هستند. هدف ازاین‌گونه شهرسازی نیز اقدام سریع و مردم محور برای حل مشکلات محلی است. به نظر شما این امکان وجود دارد که بدون نیاز به انجام پروسه‌ی وقت‌گیر اداری و کسب مجوز، افراد در محله‌ی خود اقدام به انجام چنین کارهایی بکنند؟

شهروندان و ساکنان هر محله، روزانه با مسائل و چالش‌های محل زندگی خود دست‌به‌گریبان‌اند، بنابراین بهتر از هرکس می‌توانند مسئله را تشخیص دهند. البته اگر همین مردم با مفاهیم اولیه‌ی شهرسازی نیز آشنا بودند و آموزش شهرسازی عمومی را دیده بودند، می‌توانستیم از آن‌ها انتظار مداخله‌ی مستقیم و بی‌واسطه داشته باشیم؛ اما در شرایط کنونی جامعه‌ی ما، چنین انتظاری غیرواقعی به نظر می‌رسد و معمولاً اتفاق نمی‌افتد.

چهارطبقه در بیش از یک سال فعالیتش، هدف آموزش عمومی شهرسازی به شهروندان را دنبال می‌کرده و امیدوار است در بازه‌ای درازمدت، مردم خود نسبت به اتفاقات شهرشان حساس شوند، مطالبه‌گری کنند و درنهایت در تصمیم‌گیری و اجرا مداخله‌ی مستقیم داشته باشند.

جالب است بدانید که بوستان فروغ در نزدیکی محل زندگی یکی از اعضای چهارطبقه قرار داشت و عملاً فرایند مسأله‌یابی این فضا ماه‌ها زمان برده است؛ بنابراین گرچه ظاهر مداخله‌ی گروه چهارطبقه در این فضا کوتاه‌مدت بوده، اما از شناخت دقیق و عمیق سایت و یافتن راه‌حل‌های ممکن غفلت نشده است.

  • استقبال مردم پس از فراخوان در فضای مجازی و در هنگام شروع کار تا چه اندازه بود؟

روزهای نخست ساکنان محله، کنجکاوانه فعالیت‌های اعضای گروه را زیر نظر گرفتند و برخی سؤال می‌کردند که این کارها با چه هدفی و از طرف چه نهادی است. بدیهی است که روز اول خطوط کلی کار رسم شد و هنوز برای ساکنان محصول نهایی روشن نبود؛ اما از روز دوم که به‌تدریج فضاسازی انجام می‌شد و کار پیشرفت می‌کرد، استقبال و حساسیت مردم نیز بیشتر می‌شد.

همراهی ساکنان محله در روز سوم، فراتر از انتظار اولیه‌ی چهارطبقه بود، چراکه شهروندان با دیدن فعالیت‌های داوطلبانه و دلسوزانه اعضای گروه، به یاری آمدند و با پذیرایی از گروه و کمک در امور اجرایی، علاوه بر تسریع کار به چهارطبقه دلگرمی دادند. حضور و کمک کودکان هم در نوع خود جالب بود؛ آن‌ها با اشتیاق قلم به دست گرفتند و هر جا که کاری از دستشان برمی‌آمد، دریغ نکردند. جالب اینجاست که یکی از خردفضاها را کودکان محله به‌طور کامل رنگ‌آمیزی کردند و به‌این‌ترتیب در خلق فضایی که متعلق به خودشان بود، سهیم شدند.



















































  • بازخورد مردم و مسئولین پس از انجام و تکمیل کار به چه صورت بود؟

علی‌رغم اینکه هیچ دعوت رسمی برای برنامه نشده بود، خوشبختانه هم مدیران شهری و هم شهروندان استقبال بسیار خوبی از این رویداد کردند. شهردار محترم منطقه ۱۰، جناب آقای مهندس مقدم به همراه معاونان و همکارانشان از ابتدای رویداد تا انتها در جمع مردم حاضر شدند. علاوه بر ایشان، جناب آقای اصولی، ریاست کمیسیون فرهنگی شورای شهر نیز در این رویداد حضور پیدا کردند و از نزدیک اثرگذاری پروژه و استقبال مردم را شاهد بودند.

علاوه بر مدیران، ساکنان محله نیز که در چند روز گذشته زحمات اعضای گروه را شاهد بودند و به‌صورت شفاهی و غیررسمی از زمان برگزاری رویداد اطلاع یافته بودند، از همان ساعات اولیه به فضا آمدند و هریک متناسب باعلاقه‌ی خود از خردفضاهای متعدد استفاده کردند.

  • هزینه‌ی انجام این پروژه تا چه اندازه بود؟ آیا مردم خود عهده‌دار تأمین این هزینه شدند؟

هدف چهارطبقه اجرای پروژه‌های کوتاه‌مدت، خردمقیاس و کم‌هزینه است تا به مردم و مدیران شهری ثابت کند، ارتقای کیفیت فضای شهری صرفاً درگرو صرف بودجه‌های کلان و پروژه‌های بزرگ‌مقیاس نیست.

بنابراین اغلب مصالحی که برای احیای فضا به کار رفت، مواد بازیافتی و نیز ضایعاتی بود که از محل‌های دپوی ضایعات شهرداری جمع‌آوری شد. برای مثال مهره‌های شطرنجی که در فضا وجود دارد از بطری‌های آب‌معدنی تهیه شد یا به‌جای گلدان از تایرهای مستهلک استفاده شد.

به‌این‌ترتیب هزینه‌های پروژه کاهش یافت و مجموعاً با بودجه‌ای در حدود یک‌میلیون تومان این فضا احیا شد. البته نباید از این نکته غافل بود که اعضای گروه چهارطبقه نیز برای تلاش‌های شبانه‌روزی خود هیچ حق‌الزحمه‌ای دریافت نکردند و این پروژه کاملاً داوطلبانه انجام شد که این امر نیز به کاهش هزینه‌ها کمک شایانی کرد.

از سوی دیگر، هرچند شهروندان کمک مالی مستقیمی به پروژه نداشتند و اصولاً چنین درخواستی مطرح نشد، اما اهالی محترم و مهربان محله با هر آنچه در اختیار داشتند به کمک گروه آمدند؛ از شربت و میوه گرفته تا کمک در امور اجرایی. دریافت چنین بازخوردی از مردم، بزرگ‌ترین موفقیت چهارطبقه بود و به اعضای گروه و مدیران شهری در عمل ثابت کرد که شهروندان قابل‌اتکاترین پشتوانه‌های توسعه‌ی شهری هستند.

  • پروژه‌های پاپ آپ عموماً موقتی هستند. آیا شما نیز به این اقدام خود به‌عنوان امری موقتی می‌نگرید یا برنامه‌ای برای نگهداری از آن دارید.

ماهیت چهارطبقه، یک گروه دانشجویی و عام‌المنفعه است، بنابراین نمی‌توان از این گروه انتظار داشت در نگهداری فضا مشارکت روزمره داشته باشد، اما بااین‌حال چهارطبقه همچنان پیگیر رفع مسائل باقیمانده‌ی فضا ازجمله قطعی برق بوستان در ساعات شامگاهی هست و فضا را کمابیش رصد می‌کند.

گرچه آماده‌سازی رویداد «فضا، کودک، مکان» چهار روز زمان برد و در عصر روز چهارم طی چند ساعت به بهره‌برداری رسید، اما امکاناتی که در فضا فراهم‌شده، محدود به زمان خاصی نیست و همچنان نیز از سوی اهالی محل مورداستفاده قرار می‌گیرد. نکات مثبت انجام این پروژه بسیار است و بر کسی پوشیده نیست ولی نکته‌ی منفی که بسیار مهم است، احساس موقتی بودن فضا و عدم نگهداری درست از وسایل توسط شهروندان است.

ما در گروه چهارطبقه معتقدیم که نگهداری ازاین‌گونه فضاها باید از سوی شهروندان صورت گیرد، بنابراین چهارطبقه همان‌طور که وظیفه دارد درزمینه‌ی ایجاد این‌گونه فضاها فرهنگ‌سازی کند، بر خود می‌داند در راستای استفاده و نگهداری ازاین‌دست فضاها نیز به آموزش شهروندی بپردازد.

  • شاید پس از خواندن این مصاحبه و مشاهده‌ی تصاویر، افراد دیگری نیز بخواهند مشابه این کار را در محل زندگی خود انجام دهند. چه توصیه‌ها و تجربیاتی می‌توانید در اختیار آن‌ها قرار دهید؟

به هر نحو ممکن کاغذبازی و فرایندهای بوروکراتیک را کنار بزنند و آنچه از درستی آن اطمینان دارند، در شهر و محل زندگی‌شان رقم زنند! البته اینکه چه معیاری کار درست را مشخص می‌کند، خود بحث مفصلی می‌طلبد.

  • در پایان اگر مطلب دیگری ناگفته مانده است، در صورت تمایل بیان بفرمایید.

چهارطبقه وظیفه‌ی خود می‌داند که از مدیران شهری، شهروندان و رسانه‌هایی ازجمله شما که از هیچ کمکی در طراحی، اجرا و بازتاب این پروژه دریغ نورزیدند، قدردانی نماید.

همه‌ی اعضای چهارطبقه امیدوارند که حرکت‌های خودجوشی ازاین‌دست، افزایش یابد و به‌تدریج شهر را به محل سکونت‌پذیرتری برای شهروندان تبدیل کند.

با سپاس از توجه و وقتی که در اختیارمان قرار دادید.

 

برای آشنایی با سایر فعالیت‌های گروه چهارطبقه می‌توانید سری به کانال تلگرامی آن‌ها بزنید:@CharTabaqeh

 

نوشته گزارشی از تجربه‌ی شهرسازی تاکتیکال (پاپ آپ) در یکی از محلات شهر مشهد به‌همراه گفت‌وگو با دو تن از اعضای مؤسس گروه «چهارطبقه»؛ ارتقای کیفیت فضای شهری صرفاً درگرو صرف بودجه‌های کلان نیست اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۷ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

مترجم: محدثه عقابی


سال گذشته  فراخوانی برای مخاطبان آرک دیلی منتشر و از آن‌ها خواسته شد تا تصاویری از فضاهای کاری خود را ارسال کنند.  آرک دیلی در جریان این فراخوان تصاویر بسیار زیادی دریافت کرد که هرکدام  مملو از استعداد، مهارت و خلاقیت جامعه‌ی معماران در سرتاسر جهان بود. ۴۲ تصویری که در ادامه می‌بینید، بخشی از جذاب‌ترین آثار ارسالی است. از تماشای آن‌ها لذت ببرید:

 

۱٫ارسالی از دان دیمانلیگ/ اوتاوا، کانادا

don-dimanlig-slower

این‌ها تمام میزهایی هستند که من از کودکی تا دبیرستان در مدرسه معماری طراحی کرده‌ام. در این مدت بعضی عناصر تغییر کرده‌اند و بعضی دیگر همچنان باقی‌مانده‌اند.

 

۲٫ ارسالی از شانگهای، چین

xiao_xiao

دفتر شرکت معماری Pro-Form Architects در طبقه‌ی هفتم ساختمان قرار دارد و از پنجره‌هایش پشت‌بام ساختمان‌های مسکونی مجاور پیداست. به همین خاطر هرروز موجی از تمام شهر از پنجره‌های افقی به درون دفتر می‌ریزد و هم‌نشین گیاهان، صفحات نمایشگر و همکاران می‌شود.

۳٫ ارسالی از شهر هو چی مین، ویتنام

mickael_minghetti

ما هرروز دو ساعت به کامپیوترهایمان استراحت می‌دهیم تا سرد شوند. در این فرصت در کنار همکاران در دفتر Nghia Architects به مدیتیشن می‌پردازیم.

۴٫ «دکور سنتی فضای کار»/ ارسالی از نوشهر، ایران

seyedeh_ayeh_mirrezaei

۵٫ دفتر کار رؤیایی کریم/ ارسالی از نیویورک

karim_rashid

۶٫ ارسالی از گوا، هند

zui_deuskar

دفتر من در محیطی آرام در طبیعت گرمسیری شهر گوا در هند قرار دارد. موقعیت دفتر فعالیت ما را بسیار پویا و چالش‌برانگیز کرده و من خیلی خوش‌شانس بوده‌ام که فرصت کار در چنین محیط الهام بخشی را پیداکرده‌ام.  این ساختمان باشکوه طبیعت را به آغوش کشیده است. ورودی عظیم آن هر نوع جانوری را از مرغ ماهی‌خوار و طاووس تا مار کبرا به داخل دعوت می‌کند. سخت است که تمام تجربه‌هایم از این محیط را در چند کلمه خلاصه کنم اما آرامشی که انسان در این فضا تجربه می‌کند نامیراست و حتی بعد از ترک دفتر هم از بین نمی‌رود.
۷٫ ارسالی از ونکوور کانادا

joey_gao

من این روزها تقریباً بیشتر اوقات پشت میز در حال کار با تبلت هستم. از طراحی‌های مفهومی گرفته تا ثبت اسناد و برآوردهای مالی را با همین تبلت انجام می‌دهم و به نظرم هیچ‌چیز جای این فضای کاری پرتابل را نمی‌گیرد.

 

۸٫ 

office_ye

۹٫ کار روزانه یک کارمند معتاد به کار/ ارسالی از بانکوک، تایلندkanika_termsedcharoen

۱۰٫ ارسالی از کانسپسیون، شیلی

taller_independiente

ایده پردازی، فرایند تولید و اجرای یک پروژه با فضای کاری ارتباط مستقیمی دارد. کار گروهی همیشه مفهوم همکاری را در خود دارد و ایده‌ی شرکت Taller Independiente خلق فضای همکاری و صمیمیت با مشتریان است. در طراحی داخلی دفتر برای حفظ گرما و راحتی مطلوب از چوب به‌عنوان مصالح اصلی استفاده‌شده که بیشترین تأثیرگذاری و کمترین هزینه را برای تحقق ایده‌ی فضای کاری مشترک و ارتباط صمیمی با افراد در بردارد.

۱۱٫ ارسالی از لندن، انگلیس

dovydas_krasauskas

این خانه و محل کار مستقل من است که نیاز من به کار و استراحت را همزمان تأمین می‌کند.

۱۲٫ طراحی میز کار من بعد از ساعت کاری/ ارسالی از سنگاپور

tongkikong

بله، من تا دیروقت کار می کنم. فضای کاری دفتر ما یک میز ۱٫۸ در ۱٫۳ متری  با قفسه‌هایی باز است که به‌عنوان پارتیشن‌هایی بین دو همکار استفاده می‌شود. این قفسه‌های توخالی همکاری و ارتباط ما را آسان‌تر می‌کند. بااین‌حال این امکان هم وجود دارد که قفسه‌ها را با کتاب پر کنیم و ارتباط چشمی با همکارمان نداشته باشیم. قفسه‌های باز حداقل ۳۰ پوشه ی کاری، یک تقویم، چند کتاب و یک بالش که برای ما حکم هدیه ی کریسمس دارد را در خود جای می‌دهند. اگر قفسه‌های بالایی پر شوند می‌توانیم تعدادی از آن‌ها را هم پایین میز قرار دهیم. عمق این قفسه‌های توخالی تا اندازه‌ای است که طراحی‌های A1  و پوشه‌های پروژه‌ها را در آن جا می شوند. یادداشت‌های مختلف بیشتر سطح بالایی نمایشگر را پوشانده‌اند و شامل نوشته‌های گوناگون و  اطلاعاتی از هدایای تولد تا شماره تماس پیمانکاران هستند. سمت چپ و در قسمت بالای تلفن فهرستی مهم از شماره‌های دفتر برای ارجاع تماس‌ها به همکاران دیگر در زمان‌های شلوغ نصب‌شده است. در قسمت انتهایی دفتر تصاویری از آخرین پروژه‌هایمان را به نمایش می‌گذاریم.

۱۳٫ ارسالی از نیویورک

brto_studio

۱۴٫ارسالی از  دفتر معماری دیدون کوماچیو/ روزا ایتالیا

didone_comacchio_architects

زمان در دفتر کاری آخرین چیزی است که به یاد معماران می‌افتد.

۱۵٫ ارسالی ازبخارست، رومانی

tudor_adina-mihaela

فضای کار من در یک صبح سپتامبری، بعد از یک هفته کار شبانه‌روزی با قهوه، موسیقی کلاسیک و  لوازم الهام‌بخش دیگر

۱۶٫ ارسالی از لیسبون پرتغال

KMBT_C554-20160915093509

برادوی مالیان یک شرکت معماری با ۱۶ استودیو بین‌المللی و پروژه‌هایی در ۴۳ کشور جهان است. استودیو لیسبون در ایستگاه قطار روسیو در قلب این شهر  قرار دارد. ما از پنجره بزرگ استودیو می‌توانیم برج‌ها، میدان اصلی روسیو و ساختمان تئاتر ملی را تماشا کنیم. هیجان بالا و پایین رفتن از راه‌پله‌ها را حتی در شلوغ‌ترین روزهای کاری از دست نمی‌دهیم.

۱۷٫ ارسالی از سورابایا، اندونزی

defry_agatha_ardianta

این تصویر طراحی من از استودیو معماری‌مان در سورابایای اندونزی است. ما در یک خانه‌ی کوچک کار می‌کنیم و این طراحی میز کارمان در دفتر را نشان می‌دهد.  استودیو معماری ما هیچ‌وقت مثل استودیوهای دیگر تمیز و مرتب نمی‌شود چون طراحی‌هایمان فرآیند پیچیده و بسیار پویایی دارد اما در میان این فعالیت‌های سرسام‌آور روزانه برای حفظ سلامتی و تعادل بین روح و جسم مان هم تلاش می‌کنیم. چطور؟ ما فضای کاری‌مان را نزدیک به نمازخانه در نظر گرفته‌ایم و فعالیت‌های کاری‌مان را در این اتاق انجام نمی‌دهیم. به‌این‌ترتیب از این خلوت معنوی نهایت لذت را می‌بریم.

۱۸٫ ارسالی از تورنتو کانادا

anne_ma

زمانی که در دفتر YSoA کار می‌کردم، هیچ‌وقت احساس خوبی نداشتم. برای همین بیشتر دوست داشتم فضای کاری‌ام در مدرسه‌ای که به‌تازگی از آن فارغ‌التحصیل شدم را به تصویر بکشم . اینجا همان‌جایی است که من با تمام جزییات و به‌هم‌ریختگی‌هایش برای شما توضیح داده‌ام.

۱۹٫ ارسالی از باث، بریتانیا

vaswar_mitra2

وقتی من در بانگالور هند دانشجوی معماری بودم، فضای کارم همان اتاق خوابگاهم بود. این فضا یک دوگانگی عجیب‌وغریبی برای تفکیک کار از خانه در ذهن من ایجاد کرده بود. فکر می‌کنم این طراحی نحوه‌ی فعالیت‌های معماری ما را هم نشان می‌دهد. در هر طراحی هزاران عامل تأثیرگذار هستند. شاید این کوچک‌ترین فضایی بود که من در آن کار و زندگی کردم اما چه کسی می‌تواند ادعا کند که فضاهای لوکس به خلاقیت بیشتر و نتیجه‌ی بهتر کمک می‌کند؟

۲۰.

gu_jinqi_exh_design_exhibition_space

۲۱٫ ارسالی از کرانادا، اسپانیا

Modelo

فضای کاری من همین اتاق من است. این طراحی‌ها بخش نهایی پروژه‌ی پایان‌نامه من با عنوان « مسکن مینی مال، مسکن‌سازی مینی مال» هستند که با طراحی دستی در نرم‌افزار ایلاستریتور انجام داده‌ام.

۲۲٫ ارسالی از باث بریتانیا

michael_lewis

این طراحی دستی از فضای داخلی لیوراریا للو در پورتو است. جوهر سیاه بر روی کاغذ کارتریج. این یکی از زیباترین فضاهای کاری است که من در عمرم تجربه کرده‌ام. تز پایان‌نامه‌ی معماری من در پرتو قرار داشت و من ساعت‌های زیادی را برای تحقیق درباره‌ی شهر در این کتابخانه‌ی زیبا گذرانده‌ام.

۲۳٫ ارسالی از چینچیکا، کالداس، کلمبیا

juan_diego_lopez

یک ورودی، یک خروجی، صندلی، میز، چند کتاب ، مداد، لپ‌تاپ و یک انسان! هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌توانند در ایجاد فرصت ایده پردازی و تخیل با فضا رقابت کنند. این  موارد فقط می‌توانند میز را به پرواز دربیاورند که نهایتاً مشتری آن را به زمین برمی‌گرداند.

۲۴٫ ارسالی از برناردو تران، لس انجلس کالیفرنیا

bernardo_teran

“در فضای کاری من مانند بسیاری از دفترهای طراحی امروزی، نور و فضای باز المان‌های کلیدی هستند. من به این نتیجه رسیده‌ام  که مواردی که بعضاً حتی موردتوجه قرار نمی‌گیرند، امکان تعامل و پیشرفت من را در بسیاری از پروژه‌ها و فعالیت‌های کاری فراهم کرده‌اند؛ مثلاً پیگیری زیرچشمی فوتبال که شخص دیگری در حال تماشای آن است و یا یادگیری یک فوت کوزه‌گری ویژه با نگاه کردن به نحوه‌ی کار دیگران.”

۲۵٫ نمایی از فضای کاری با چشم‌انداز طبیعت و ارتباط آن با جهان/ کلمبیا

sebastian_mora

۲۶٫ “طراحی آبرنگ از اتاقم در یک خوابگاه دانشجویی در پاریس ساعت ۲ بعدازظهر”/ ارسالی از ونزوئلا

juan_carlos_figuera

۲۷٫ ارسالی از بوگوتا کلمبیا

ignacio_man%cc%83as

Taller de Arquitectura یک شرکت طراحی و معماری درحال‌توسعه در بوگوتای کلمبیاست. معماران و مهندسان این استودیو از آرک دیلی برای ایده پردازی و الهام در کارهای هرروزه‌شان کمک می‌گیرند.  پروژه‌های ما  در طراحی و کیفیت نما متمایز هستند و ثابت می‌کنند که یک طراحی خوب لزوماً یک طراحی پرهزینه نیست. این طراحی با استفاده از ایده‌های تمام اعضای گروه ما انجام‌شده که امیدواریم آن را بپسندید.

۲۸٫

%e5%8a%9e%e5%85%ac%e5%ae%a4%e5%b9%b3%e9%9d%a2%e5%9b%be

۲۹٫ ارسالی از مکزیکوسیتی مکزیک

pablo_perezalonso

در این تصویر من اتاق کارم در خانه را با استفاده از تکنیک کلاژ طراحی کرده‌ام. در این اثر تمام بافت‌های اتاق و حالت‌های بدن من در زمان کار نشان داده‌شده است.

۳۰٫ ارسالی از بلو هوریزونته برزیل

ana_luiza_maxwell_penna_lacerda

۳۱٫ ارسالی از پونه هند

zuideuskar_2

این میز غذاخوری در ۱۵ سال گذشته همدم تمام اوقات من بوده، حتی زمانی که در دانشگاه معماری تحصیل می‌کردم. این میز را عمویم حدود ۳۰ سال پیش از چوب درخت ساج ساخته است. سطح رویه‌ی آن ورق‌های پلاستیکی براق به رنگ زرد است که در برابر سایش‌ها و لکه‌ها در این سال‌ها هنوز مقاومت کرده اند. من ارزش ویژه‌ای برای این میز  به‌ظاهر ساده قائلم چون ابعاد بزرگ ۶ در ۲٫۵ فوتی‌اش آن را به یک میز بسیار خوب و کاربردی تبدیل کرده است. هر کس به خانه من می‌آید و پشت این میز می‌نشیند احساس راحتی می‌کند. این اواخر میز وفادار من نقش یک میز کار تمام‌وقت را  داشته و فقط بعضی وقت‌ها به‌عنوان میز غذاخوری از آن استفاده کرده‌ام. البته این میز برای من کاربرد سومی به‌عنوان میز جلسات هم دارد. خوشحالم که تصویری از جذاب‌ترین میز دنیا و حالت‌های مختلف روزانه آن را به تصویر کشیدم. این میز ظرفیت همه‌چیز را دارد حتی گربه خانگی من!

۳۳٫ ارسالی از باث بریتانیا

vaswar_mitra

این جماعت افرادی هستند که در کنار هم ‌محل کار ما را به یک فضای کاری واقعی تبدیل کرده‌اند. تصویر دفتر قدیمی من در هند را با کارمندهای پرانرژی  نشان می‌دهد. در این طراحی تفکر، تعامل و حتی ترس‌های دقیقه نودی به‌عنوان عوامل موفقیت در این حرفه به تصویر کشیده شده‌اند. راستی ما یک ماشین چاپ آمونیاکی قدیمی هم در دفتر داشتیم.

۳۴٫

%e8%b5%b5%e4%ba%9a%e9%b9%8f-1

۳۵٫

%e5%a4%a7%e8%a7%82%e5%b7%a5%e4%bd%9c%e5%ae%a4

۳۶٫ Bay 7 / استودیو Planning Systems Services studio/ ارسالی از نایروبی کنیا

dennis_mukuba-1

۳۷٫ ارسالی از جاکارتا اندونزی

louise_angelina-1

وقتی خواهرم برای زندگی به خانه من آمد فضای کاری‌ام خیلی کوچک شد. ما میز را به دو قسمت تقسیم کرده‌ایم. قسمت من سمت پنجره است. میز نقشه‌کشی به‌سختی با هرجایی هماهنگ می‌شد بنابراین  آن را دقیقاً پشت میز مطالعه‌ام گذاشتم. از کمدهای کنار آن برای قرار دادن ابزارهای طراحی و کتاب‌ها استفاده می‌کنم و  پشت میز نقشه‌کشی تخت‌هایمان قرار دارند.

۳۸٫ ارسالی از فیرنزه ایتالیا

michele_mangiavacca

آتلیه معماری AAMM Atelier d’Architecture Michele Mangiavacca در زیرزمین ساختمانی در فاصله ۱۰۰ متری کلیسای جامع فلورانس

۳۹٫ روز بعد از تعطیلات عید در استودیو طراحی داخلی GAJ/ دوبی امارات

rossano_a-_pisuena

تکنیک این طراحی آب رنگ است و طراحی و رنگ گذاری آن مجموعاً ۳ ساعت زمان برده است.

۴۰٫

luying_guo

۴۱٫ ارسالی از مادرید اسپانیا

jorge_puente

طراحی با جوهر سیاه از اولین استودیوی ما در کاله بارکیولو ۱۱ در مرکز مادرید. حروف روی صندلی‌ها مربوط به ابتدای نام  بورخا گونزالس فینتا و خورخه پونت، مؤسسان دفتر دبسپوک و لوییس نکو اولین همکار ما هستند.

۴۲٫ ارسالی از بانکوک تایلند

pimnara_thunyathada pimnara_thunyathada1 pimnara_thunyathada2

این تصویر شرح اجزاء میز شخصی من را در دورانی که در تایلند دانشجوی کارشناسی معماری بودم نشان می‌دهد. چیدمان میز من بسیار کاربردی بود . ایده و طراحی میز  به عهده خودم بود. فوق‌العاده‌تر اینکه من با این میز زمانی که برای طراحی یک مدل لازم است را به نصف رسانده‌ام.

منبع: آرک دیلی

نوشته ۴۲ طراحی از میز کار معماران جهان اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۷ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و شرایط
  • تقویم و جوایز
  • برگزارکننده

«فراخوان تجربه‌های موفق مشارکتی جهت توانمندسازی زنان»

سازمان ائتلاف شهرها (Cities Alliance) جایزه‌ای را برای معرفی تجربه‌های موفق مشارکت محلی در راستای توانمندسازی زنان اعلام کرده است.
«ائتلاف شهرها» برنامۀ مشترک جهانی برای کاهش فقر و ارتقاء شهرها بر اساس توسعۀ پایدار است.

این جایزه در راستای به رسمیت شناختن مشارکت‌ میان دولت‌ها با جوامع محلی‌شان است؛ مشارکت‌هایی مدنظر است که راه‌حل‌های نوآورانه‌ای را برای ارتقاء توانمندی زنان در زمینه‌های گوناگون مانند اقتصاد، حکمرانی و شهروندی ارائه کرده‌اند. از اهداف این جایزه تولید دانش درمورد اقدامات مشارکتی میان شهرها و جوامع محلی در راستای توانمندسازی زنان است. هم‌چنین، تجربه‌های موفق را در معرض دید سرمایه‌گذاران و حامیان بالقوه می‌گذارد.

جایزه‌ها
پنج نفر برتر، برنده این جایزه خواهند بود. هر پنج نفر بلیت سفری ۳روزه و رایگان برای حضور در انجمن جهانی شهری (World Urban Forum) –کوالالامپور، فوریه ۲۰۱۸ – دریافت خواهند کرد. این حضور برای دریافت جایزه و شرکت در مباحثات مربوط به مشارکت در راستای توانمندسازی زنان در سطح محلی است. علاوه بر این، از ۱۰ پروژۀ برگزیدۀ دیگر نیز تقدیر خواهد شد.

مهلت ثبت درخواست
ثبت درخواست تا ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷، مطابق با سوم مهرماه ۱۳۹۶، امکان‌پذیر است.

سازمان ائتلاف شهرها

نوشته «فراخوان تجربه‌های موفق مشارکتی جهت توانمندسازی زنان» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۶ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

یک پرسش مهم؛ «کم‌استرس‌ترین و پر‌استرس‌ترین» شهرهای جهان کدامند؟ به تازگی شرکت انگلیسی مطالعه‌ای انجام داده است که بر اساس آن «کم‌ و پراسترس‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۱۷» معرفی شده‌اند. این شرکت در گزارش خود از ۱۷ معیار در ۴ دسته‌بندی کلی و در مقیاس یک (بهترین) تا ده (بدترین)، برای رتبه‌بندی ۱۵۰ شهر بزرگ جهانی استفاده کرده است. بر اساس این رتبه‌بندی، شهرهای اشتوتگارت (آلمان)، لوکزامبورگ (لوکزامبورگ)، هانوفر (آلمان)، برن (سوئیس) و مونیخ (آلمان) به عنوان کم‌استرس‌ترین شهرهای جهان به ترتیب در رده‌های اول تا پنجم جای گرفته‌اند. در انتهای این رتبه‌بندی نیز شهرهای بغداد (عراق)، کابل (افغانستان)، لاگوس (نیجریه)، داکار (سنگال) و قاهره (مصر) به ترتیب به عنوان پراسترس‌ترین شهرهای جهان معرفی شده‌اند. همچنین در این رتبه‌بندی از ایران تنها نام تهران به چشم می‌خورد. در این رابطه تهران با اختصاص دادن امتیاز ۱/ ۹ به خود در جایگاه ۱۴۵ از میان ۱۵۰ شهر ایستاده است.

 

کم‌استرس‌ترین و پراسترس‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۱۷

شرکت انگلیسی خدمات آنلاین درون شهری در روزهای اخیر مطالعه‌ای انجام داده است که در آن «کم‌استرس‌ترین و پراسترس‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۱۷» معرفی شده‌اند (جزئیات این مطالعه را پایگاه خبری سی ان ان منتشر کرده است). این شرکت هدف از این بررسی را استفاده از تجربیات موفق شهرهایی که کمترین میزان استرس را دارند از سوی شهرهای پراسترس جهان عنوان کرده است. استرس افراد دلایل مختلفی دارد که یکی از آنها، به اوضاع شهر و اثر متقابل آن بر رفتار شهروندان و در نتیجه، فشارهای روانی ناشی از آن باز می‌گردد. به همین خاطر برای درک کامل از وضعیت رفاهی جمعیت شهرها نیاز به داده‌های جامع و کلان است. بر این اساس در مطالعه مذکور برای تعیین میزان استرس ناشی از اوضاع شهرها از عوامل مختلفی استفاده شده است. این شرکت در بررسی‌های خود از ۱۷ معیار در ۴ دسته‌بندی کلی برای امتیازدهی و رتبه‌بندی ۱۵۰ کلان شهر جهان استفاده کرده است. مقیاس امتیازها از یک (کم‌استرس‌ترین شهر) و ۱۰ (پراسترس‌ترین شهر) است و ۱۷ معیار مورد بررسی عبارتند از: تراکم جمعیت، فضای سبز، حمل‌ونقل عمومی، ترافیک، احساس امنیت و ساعات تابش آفتاب در بخش «شهر»؛ آلودگی هوا، آلودگی صوتی و آلودگی نوری در بخش «آلودگی»؛ بیکاری، بدهی سرانه، امنیت اجتماعی و قدرت خرید خانوار در بخش «وضعیت مالی»؛ و سلامت روحی، سلامت فیزیکی، برابری جنسیتی و برابری نژادی در بخش «مردم».

 

بر اساس رتبه‌بندی «کم‌‌استرس‌ترین و پراسترس‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۱۷»، شهرهای اشتوتگارت (آلمان) با امتیاز ۰۰/ ۱، لوکزامبورگ (لوکزامبورگ) با امتیاز ۱۳/ ۱، هانوفر (آلمان) با امتیاز ۱۹/ ۱، برن (سوئیس) با امتیاز ۲۹/ ۱و مونیخ (آلمان) با امتیاز ۳۱/ ۱ به ترتیب به‌عنوان کم‌استرس‌ترین شهرهای جهان در رده‌های اول تا پنجم جای گرفته‌اند. همچنین برترین شهرها در هر یک از ۱۷ معیار معرفی شده‌اند که بر اساس آن شهر کویت (کویت) در معیار «تراکم جمعیت»، شهر اشتوتگارت (آلمان) در معیار «فضای سبز»، شهر سنگاپور (سنگاپور) در معیار «حمل‌ونقل عمومی»، شهر لایپزیش (آلمان) در معیار «ترافیک»، شهر ابوظبی (امارات) در معیار «احساس امنیت»، شهر دمشق (سوریه) در معیار «ساعات تابش آفتاب»، شهر میامی (آمریکا) در معیار «آلودگی‌ هوا»، شهر ابیجان (ساحل عاج) در معیار «آلودگی صوتی»، شهر سنگاپور (سنگاپور) در معیار «آلودگی نوری»، شهر پنوم پن (کامبوج) در معیار «بیکاری»، شهر بندر سری بیگوان (برونئی) در معیار «بدهی سرانه»، شهر آتن (یونان) در معیار «امنیت اجتماعی»، شهر مونیخ (آلمان) در معیار «قدرت خرید خانوار»، شهر لوکزامبورگ (لوکزامبورگ) در معیار «سلامت روحی»، شهر ریکیاویک (ایسلند) در معیار «سلامت جسمی)، شهر ریکیاویک (ایسلند) در معیار «برابری جنسیتی» و شهر سان‌فرانسیسکو (آمریکا) در معیار «برابری نژادی» در جایگاه نخست قرار گرفته‌اند.

در انتهای این رتبه‌بندی نیز شهرهای بغداد (عراق) با امتیاز ۰۰/ ۱۰، کابل (افغانستان) با امتیاز ۹۸/ ۹، لاگوس (نیجریه) با امتیاز ۹۵/ ۹، داکار (سنگال) با امتیاز ۵۸/ ۹ و قاهره (مصر) با امتیاز ۵۳/ ۹ به ترتیب به عنوان پراسترس‌ترین شهرهای جهان معرفی شده‌اند. البته در انتهای این رتبه‌بندی و در میان پراسترس‌ترین شهرهای جهان پس از این پنج شهر، تهران با امتیاز ۱۰/ ۹ در رده ۱۴۵ قرار گرفته و ششمین شهر پر استرس جهان شده است. نکته مهم در این رابطه امتیاز بالای شهر تهران در معیار «امنیت اجتماعی» است؛ در این معیار تهران با تصاحب امتیاز ۳۰/ ۱ در رده ششم از میان ۱۵۰شهر بزرگ جهان قرار گرفته است.

 

منبع: دنیای اقتصاد

نوشته تهران ششمین شهر پراسترس جهان اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
دویست و پنجاه و یکمین گفتمان هنر و معماری

باغِ جهانیِ اکبریه (بیرجند)

عمارت و باغ اکبریه، یکی از بناهای تاریخی شهر بیرجند (مرکز استان خراسان جنوبی) است که از اواخر دوره زندیه و طی دوران قاجاریه توسط حشمت الدوله و سپس پسرش ابراهیم شوکت الملک ساخته شده است. این باغ در روستای اکبریه واقع بود که با گسترش بیرجند اکنون داخل شهر قرار دارد. باغ اکبریه در خرداد ۱۳۷۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و سپس در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱ میلادی (همراه با هشت باغ ایرانی دیگر) به عنوان میراث جهانی شناخته شد. پس از درگذشت ابراهیم خان شوکت الملک، پسر وی اسداله اعلم، وزیر دربار شاه، این بنا را وقف آستان قدس رضوی کرد و در سال ۱۳۷۱ ساختمان و باغ در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت.
باغ اکبریه (با وسعتی در حدود چهل و پنج هزار متر مربع) شامل چند قسمت است که قدیمی ترین آن عمارت دو طبقه حشمت الملک در منتهی الیه شرقی این باغ می باشد. دو بخش دیگر عبارتند از طبقه همکف که دارای دو دالان و راهرو نسبتاً طویل است و ارتباط میان سه بخش مهم مجموعه، یعنی باغ اصلی، باغ جنوبی و اصطبل را برقرار می کند و عمارت مرکزی با عملکرد تشریفات و پذیرایی از مهمانان که تقریباً به عنوان هسته مرکزی باغ به حساب می آید و از تزئینات و چشم انداز بسیار عالی برخوردار است. کوشک دارای تزئینات منبت، مشبک و نیز ارسی با شیشه های رنگی و گچبری ها با طرح های اسلیمی و هندسی می باشد. فرم معماری ساختمان، ایرانی با الهام از معماری روسی است که تلفیق آن با معماری دوران اسلامی، سبک مشخصی را نشان می دهد. بنا شامل تالار آینه و گنبد کلاه فرنگی است و چون به عنوان محل سکونت، پذیرایی و انجام امور دیوانی مورد استفاده قرار می گرفت، در لهجه محلی به (کلاته سرکار امیر) شهرت یافته بود.
باغ اکبریه همچون سایر باغ های ایرانی نمایانگر توان نهفته ی محیط، طبیعت و چگونگی استفاده از آن می باشد. خالق باغ با اتکا به دانش تجربی خود، فضائی را ایجاد کرده که باعث بقاء و پویائی بستر طبیعی شده است. وجود درختان بلند قامت کاج در دو طرف خیابان و نیز خیابان های منتهی به خیابان اصلی عمارت مرکزی بر زیبائی و طراوت باغ و نمای آن افزوده است. باغ جنوبی واقع در جبهه جنوبی و کوچکتر از باغ شمالی است. این باغ بوسیله فضاهائی چون فضاهای خدماتی، عمارت مرکزی و دیواره غربی اصطبل احاطه شده است. یکی از عناصر مهم باغ، استخر نسبتاً بزرگ با طرح مربع است که بخش عمده فضای باغ را به خود اختصاص داده است. استخر در وسط دارای سکوئی مربع شکل می باشد. باغ در زمین شیبدار ایجاد شده و در طراحی آن از خطوط مستقیم استفاده شده است. یک جوی دائم اصلی و چند جوی فرعی مسیر آب را در آن بوجود می آورد. حد فاصلی میان عمارت و باغ وجود ندارد و بیشترین قسمت باغ به کاشت درختان میوه و گیاهان داروئی و زینتی اختصاص یافته است.
در دویست و پنجاه و یکمین گفتمان هنر و معماری که به سومین نشست “با یونسکو در گذر باغ ایرانی” برای معرفی باغ های ایرانی در فهرست میراث جهانی اختصاص دارد، آقایان مهندس یزدان هوشور، دکتر آرش شریفی، دکتر علی طاهری و مهندس ابوالحسن میرعمادی سخن خواهند گفت که با نمایش فیلم همراه است. دبیر پنل گفتگو خانم مهندس انوشه منصوری هستند.

زمان: چهارشنبه ۲۹ شهریور ماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۶ الی ۱۸
مکان: موزه هنرهای دینی امام علی (ع) خیابان ولیعصر (عج) – بالاتر از ظفر – بلوار اسفندیار – شماره ۳۵

انجمن مفاخر معماری ایران

نوشته نشست باغ جهانی اکبریه اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

«هنر معمار، هنر تزیینات است»، این گفته حسین لرزاده، معماری است که ما سالها است ترجیح داده‌ایم فراموشش کنیم. شناخت ما از لرزاده، عموماً به شنیدن اسم چند بنایی محدود می‌شود که کمتر فرصت دیدنشان را داشته‌ایم. واقعیت تلخ این است که حسین لرزاده، برای ما ناشناخته است و این یادنامه کوتاه تلاشی حداقلی برای یافتن چرایی اهمیت و گرامی داشت خدمات فراموش‌شده ایشان است.

استاد حسین لرزاده در سال ۱۲۸۵ در تهران به دنیا آمد و در ۲۴ شهریورماه ۱۳۸۳ در سن ۹۸ سالگی درگذشت. پیکر وی در مقبره خانوادگی‌اش که خود ساخته بود به خاک سپرده شد. مسجد اعظم قم و مسجد مدرسه سپهسالار از آثار بیشتر شناخته ایشان هستند. یک خیابان فرعی هم به اسم «لرزاده» در منطقه ۱۲ تهران وجود دارد به آدرس «خیابان ۱۷ شهریور، خیابان حداد عادل، لرزاده». این خیابان فرعی یکی از هزاران خیابان تهران است و اهمیت ویژه‌ای ندارد، اما خود معمار، استاد حسین لرزاده مهم است. مثلاً ما کمتر می‌دانیم که سردر بانک شاهی، واقع در میدان امام خمینی(ره)، همان بانک تجارت کنونی از اولین کارهای مستقل ایشان است، یا شاید نمی‌دانیم که معمار بنای یادبود حکیم فردوسی کیست، یا حتی نمی‌دانیم ممکن است کسی وجود داشته باشد که علاوه بر معماری کاخ مرمر، کاخی که فرصت دیدنش را نداشته‌ایم، بیش از هشت‌صد مسجد و حسینیه را معماری کرده باشد. اهمیت استاد حسین لرزاده در این است که وی در زمره معمارانی است که با رشد آموزش آکادمیک معماری، در موج مدرنیزاسیون فرهنگی ایران و به طبع معماری ایرانی، برای ایجاد ارتباط بین سنت و تجدد در معماری با به‌کارگیری آرایه‌های معماری سنتی ایرانی تلاش می‌کند به معماری معاصر، هویتی ایرانی بدهد. تلاش ایشان را می‌توان اقدام مهمی در متحول ساختن معماری سنتی نیز به شمار آورد. اگرچه ایشان از آخرین نسل معماران دوره پیش از افول معماری سنتی ایرانی است و به نظر می‌رسد نباید گرایشی به نوآوری داشته باشد، اما تسلط لرزاده بر امور نقشه و طرح و تزیینات باعث شد در طراحی مساجد به ابتکاراتی دست یابد. ازجمله مسجد سجاد و مسجد آلاشت که به قول خودش ازجمله بهترین کارهای او است، با این روحیه و گرایش ساخته‌شده‌اند۱ ایشان درزمینه‌ی طراحی و اجرای مقرنس، رسمی‌سازی، گره‌سازی و یزدی بندی که از فنون اجرایی و تزیینی معماری سنتی بود مهارت ویژه‌ای داشت و از آن‌ها با عنوان «اصول اربعه» یاد می‌کرد. به گفته خود مرحوم لرزاده «هنر معمار، هنر تزیینات است».
تألیفات وی نیز «احیای هنرهای از یاد رفته»، «نغمه لرزاده»، «صد امید»، «ماجرای معماری سنتی ایران در خاطرات استاد حسین لرزاده، از انقلاب تا انقلاب» است. مقبره ایشان در منطقه ۲۰ تهران، اگرچه مشخصات یک بنای ارزشمند را دارد، اما ظاهراً درگیر جدال با طرح‌های تفصیلی برای ادامه حیاتش است و حال‌وروز خوبی هم ندارد. شاید باید با خودمان بگوییم که جایگاه فعالیت‌های استاد حسین لرزاده، آن‌قدر در معماری معاصر ایران زیاد است که چشمان ما یاری دیدن ندارد و اهمیت ایشان در همین نیاز به تلاش برای درست دیدن در لحظه حال است.

بازمانده نسل معماران تاریخی ایران

روایتی از؛ فرامرز پارسی| معمار و مدیر عامل مهندسان مشاور عمارت خورشید


سال ۱۳۷۴ در گرماگرم مرمت مجلس شورای ملی، که در آتش سوزی آذرماه ۱۳۷۳ آسیب دیده بود و در پی مطالعات تاریخی ساختمان، مشخص شد استادلرزاده در این بنای باشکوه، آثاری از خود بر جای گذاشته است به همین منظور با ایشان تماس گرفته قرار ملاقاتی گذاشتیم. بعد از ظهر یک روز وسط هفته تابستان، در انتهای کوچه‌ای در خیابان شریعتی در نزدیکی خیابان ملک روبه‌روی در خانه ایشان بودم. در که باز شد حیاطی بزرگ، شبیه به یک باغ و ساختمانی که به نظر متعلق به دهه ۳۰ یا ۴۰ شمسی بود، یافتم استاد در آستانه در ایستاده بود و با روی خوش مرا به اتاق کارش هدایت کرد. پس از معرفی کامل‌تر خود، دلیل حضورم در خدمت ایشان را بیان کردم.
ایشان از دانسته‌های خود در مورد مجلس گفت و از کشته شدن آزادی خواهان در روز به توپ بستن مجلس و اینکه ساختمان حمام پر شده بوده از کشته‌های آزادی خواهان. سپس به آتش سوزی اول مجلس در آذرماه ۶۰ سال پیش اشاره کرد.
وقتی در مورد تالار آینه توضیح می‌داد به نام استاد جعفرخان که رسید با تمام احترام و هیجان ممکن در مورد او صحبت کرد. گفت که شاگرد او بوده و او بزرگترین معمار دوران خود بوده است.
از استاد او که استاد حسن قمی بوده نام برد و اینکه اگر به او، جعفرخان می‌گفته‌اند نه به این دلیل که پدرش خان بوده، بلکه چون خان همه معماران ایران بوده و این لقبی بوده که معماران هم دوره‌اش به او داده بودند. از طراحی خرپای اتاق جلسات خصوصی مجلس گفت و اینکه طرح اولیه طراح فرانسوی دچار مشکل شده و سقف شکم داده بود. همچنین توضیح داد که او با طراحی دو خرپای چوبی بزرگ و متصل کردن سقف به آن و بالا کشیدن سقف با تسمه‌هایی که در زیر خرپا ساخته بودند، سقف را به حالت اولیه خود برگردانیده است. در مورد اصلاح ستونهای کج شده مسجد سپهسالار گفت و اینکه بدون دست زدن به آنها با طراحی ستون‌هایی اندکی قطورتر و بغل کردن ستون‌های قدیم مشکل را حل کرده و چگونه ناچار شده سرستون‌هایی جدید با طاق‌هایی جدید روی آن طراحی کند. (امروزه آنچه از شبستان زمستانی مسجد سپهسالار دیده می‌شود کار استاد لرزاده است.) در این میان برای هر مفهومی که اشاره می‌کرد یکی از سروده‌هایش را از حفظ می‌خواند. اشعاری که فارغ از معنای آن بسیار مستحکم و خوش آهنگ بود، برخی با مضمون عرفانی و برخی در مورد ساخت یک بنا.
کتاب احیای هنرهای از یاد رفته را که سالها قبل نگارش کرده بود، برایم شرح داد و از مهندس جوانی گفت که در تجدید چاپ و تکمیل آن به وی یاری داده بود (مهندس مفید و همسرش). دست آخر در مورد مقبره‌ای گفت که برای خود ساخته بود و دشواری‌هایی که شهرداری آن زمان برایش فراهم آورده بود و اینکه بنا را نه فقط به عنوان یک مقبره برای خود بلکه محلی برای اجرای هنرهای اصیل معماری ایرانی می‌دید.
بعد از آن روز یک بار دیگر نیز برای طرح مسائل فنی مربوط به مرمت مجلس ایشان را ملاقات کردم و این آخرین دیدارمان بود. اگرچه بعد از آن ملاقات ایشان را دیگر ندیدم اما در طول فعالیت حرفه‌ای‌ام، هربار که با آثار ایشان درگیر می‌شدم، تحسینشان می‌کردم. بعد از مرمت مجلس، در مرمت مسجد سپهسالار با ظرافت‌ها و استادی‌هایشان در شبستان زمستانی و تزیینات ایوان جنوبی بیشتر روبه‌رو شدم. بعد از آن در مسجد اعظم قم- که به جرأت می‌توان آنرا از بهترین کارهای ایشان دانست- با گوشه‌های دیگر هنر ایشان آشنا شدم و از طراحی آن آموختم؛ از به کارگیری با وسواس زبان و ساده شدن معماری مدرن. لرزاده به خوبی می‌دانست که ورود عناصر معماری جدید که از جهاتی اجتناب ناپذیر است، باید درصد بسیار کوچکی از عناصر زبانی پیچیده و تاریخی مسجد را به خود اختصاص دهد تا زبان سنتی مسجد یکباره در هم نریزد. همچنین هنگام مرمت بانک تجارت میدان توپخانه با کاسه سازی زیبای ورودی کار استاد روبه‌رو شدم که در عین زیبایی بدون هیچ آسیب جدی به حیات خود ادامه می‌دهد.
اگرچه از استاد لرزاده معماری مسکونی قابل توجهی به جا نمانده ولی در زمینه مسجد سازی و استفاده از الگوهای فضایی مسجد و تکنیک‌های تزیینی دوره‌ای از مسجد سازی را در معماری ایران رقم زده است.
البته اینجانب از میان مساجدی که استاد لرزاده ساخته بیش از همه مسجد سجاد واقع در خیابان جمهوری را دوست دارم که باوجود مداخلاتی که بهره برداران در آن انجام داده‌اند از زیباترین مساجد تهران محسوب می‌شود.

 منبع: شماره‌ی ۳۰ فصلنامه همشهری معماری

نوشته بـه یاد استاد؛ آیا «حسین لرزاده» برای معماری ما مهم است؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

نویسندگان: پتریک سیزن، الیسا واکر
مترجم: الهه اصدقی،فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی شهری


گاهی اوقات با انجام کارهایی کوچک و تغییراتی مختصر می‌توان شاهد بیشترین اثرات بر روی محله‌مان باشیم و آنجا را به مکان بهتری برای زندگی تبدیل کنیم. برای نگارش این متن شهرهای زیادی مورد بررسی قرارگرفته‌اند تا کوچک‌ترین ایده‌ها با بیشترین اثرات را بیابیم. در این مسیر از نظرات متخصصان زیادی نیز بهره گرفتیم. تمام این نظرات و ایده‌ها در شش بخش تقسیم‌بندی شده‌اند. این بخش‌ها عبارت‌اند از: خیابان، محله، پارک، مسیر حرکت، همسایگان و اجتماعات محلی. 

در قسمت‌های اول و دوم به مباحث مربوط به خیابان، محله، پارک و مسیر حرکت پرداخته شد. در قسمت سوم و پایانی به بررسی ایده‌های بیان‌شده در مورد همسایگان و اجتماعات محلی می‌پردازیم.

۵- همسایگان

همسایگانتان را بشناسید

می‌توان با انجام کارهای کوچکی همسایگانمان را بشناسیم. این کار می‌تواند در دنیای واقعی صورت پذیرد و یا به‌صورت ایجاد گروه‌های مجازی باشد.

ایجاد یک گروه YIMBY

Yes, In My BackYard یا همان YIMBY جنبشی است که نسبت به ساخت‌وسازهای جدید و یا ایجاد تأسیسات انرژی‌های پاک نظیر توربین‌های بادی در داخل شهر دیدگاه مثبتی دارد. این جنبش در برابر جنبش NIMBY یا Not In My BackYard ایجاد شده است. اعضای جنبش NIMBY با استقرار برخی کاربری‌ها در مجاورت و همسایگی محل زندگی‌شان مخالفت می‌کنند. کاربری‌هایی نظیر برج‌ها، پناهگاه‌های بی‌خانمان‌ها، پارک‌های صنعتی، توربین‌های بادی، زندان و … . 

نگارش تاریخ شفاهی

دانستن تاریخ همچون دارویی برای مقابله با اثرات منفی زندگی مدرن است. شما می‌توانید با نگارش تجربیات و خاطرات ساکنین قدیمی محله در مورد وضعیت سابق محله و نحوه زندگی مردم در آنجا اطلاعات مفیدی به دست آورید.

شناخت گروه‌های موجود در محله

به‌احتمال زیاد گروه‌های مختلفی در محله شما وجود دارد که فعالیت‌های مختلفی انجام می‌دهند. سعی کنید آن‌ها را بشناسید و کارهایی که می‌توانید با کمک هم انجام دهید را بیابید.

صحبت با همسایگان

با همسایگان خود صحبت کنید. اغلب اوقات همسایگانتان به کمک مختصری جهت به سرانجام رساندن ایده‌هایشان نیاز دارند و شما می‌توانید به آنان در این زمینه کمک کنید. ارتباط برقرار کردن با دیگران باعث می‌شود افراد با ایده‌های مشترک یکدیگر را پیدا کنند و به آرزوها و خواسته‌هایشان جامه‌ی عمل بپوشانند.

سفره مشترک با همسایگان

افراد بعدازاینکه باهم سر یک سفره بنشینند، به‌ندرت باهم مانند غریبه‌ها برخورد خواهند کرد. به همین دلیل یکی از بهترین روش‌ها برای ایجاد همدلی میان همسایگان، داشتن یک وعده غذایی مشترک باهم است.

انجام کاری مشترک در یک روز خاص از سال

این کار مشترک می‌تواند اقدامی جدید، به‌عنوان مثال برگزاری یک کمپین، و یا اینکه پاسداشت سنتی قدیمی، نظیر اعیاد ملی و مذهبی باشد.

توجه به نیازمندان و بی‌خانمان‌های محله

همیشه احتمال اینکه فرد نیازمندی در محله شما باشد وجود دارد. شما می‌توانید با اقداماتی نظیر داشتن یک  وعده غذایی و یا شنیدن داستان زندگی‌شان با آن‌ها همدردی کنید.

راهنمای تور برای محله

لازم نیست که حتماً در محله‌ای تاریخی یا بخش مهمی از شهر سکونت داشته باشید. شما می‌توانید چیزهای جالب در مورد محله‌تان را پیدا کنید و آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارید. یا اینکه در بهترین حالت یک تور تشکیل دهید و خودتان به‌عنوان راهنمای تور جذابیت‌های محله‌تان را به سایرین نشان دهید.

۶- اجتماعات محلی

ایجاد یک باغچه برای محله

ایجاد یک باغچه‌ی محلی و تلاش برای حفظ و نگهداری از آن می‌تواند موجب ایجاد اتحاد و همدلی میان همسایگان شود.

جمع‌آوری کمک‌های مردمی

در سال ۲۰۱۱ معماری بریتانیایی وب‌سایتی ایجاد کرد که به صورتی شفاف به جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای پروژه‌ها و ایده‌های محلی مردم می‌پرداخت. این وب‌سایت (به آدرس https://www.spacehive.com ) بعدها مورد حمایت ارگان‌ها و سازمان‌های رسمی نیز قرار گرفت. تاکنون نزدیک به ۸ میلیون دلار از طریق این سایت جمع‌آوری شده و در اختیار پروژه‌های مورد نظر قرار گرفته‌است. هر فرد می‌تواند در این وب‌سایت پروژه‌ای برای محل زندگی خود تعریف کرده و با دعوت دوستان و آشنایان و سایر افراد اقدام به جمع‌آوری کمک برای تحقق بخشیدن به آن کند. به‌عنوان مثال یکی از این ایده‌ها ایجاد باغچه‌ی زعفران در لندن بود که به موفقیت کامل دست‌یافت.

شناسایی درختان میوه بلااستفاده

پس از مشاهده‌ی بلااستفاده ماندن بسیاری از میوه‌های درختان در خیابان‌های لس‌آنجلس، گروهی از مردم وب‌سایتی ایجاد کردند و نقشه‌ی موقعیت این درختان را بر روی آن قرار دادند. بدین صورت افراد می‌توانند با مراجعه به وب‌سایت و آگاهی از محل درختان به آنجا رفته و از میوه‌ها استفاده کنند. در حال حاضر گروهی تشکیل شده است که به جمع‌آوری میوه‌های این درختان می‌پردازد و آن‌ها را میان نیازمندان تقسیم می‌کند.

ایجاد نقاشی دیواری و نگهداری از آن‌ها

کشیدن یک نقاشی دیواری در محله امری نسبتاً راحت است ولی نگهداری از آن نیازمند همیاری ساکنان محله در طول زمان خواهد بود. درصورتی‌که این کار به‌درستی صورت پذیرد پس از چند سال نقاشی‌های دیواری به میراث فرهنگی محله شما تبدیل خواهد شد. این نقاشی دیواری می‌تواند در مورد یک واقعه‌ی مهم در محله و یا شهرتان باشد.

ایجاد یک مرکز خلاقیت

یک موسسه غیرانتفاعی در یکی از محلات فراموش شده‌ی شهر چاتانوگا (ایالت تنسی) اقدام به گشایش فضایی نوآورانه کرده است. آن‌ها هدف از این اقدام را باز زنده‌سازی محله عنوان می‌کنند. در این فضای نوآورانه هنرمندان می‌توانند ایده‌های خود را بیان کرده و با دریافت کمک مالی ایده‌ی خود را پیاده سازند. در طول ۵ سال که از فعالیت این موسسه می‌گذرد، ده‌ها هنرمند به این محله نقل مکان کرده‌اند که این کار گردش مالی در حدود ۴ میلیون دلار در پی داشته است.

اطلاع رسانی مشکلات محله

در صورتی که مشکلی در محله شما وجود دارد و باوجود اطلاع‌رسانی شما مسئولین به این موضوع رسیدگی نمی‌کنند، می‌توانید با استفاده از کشیدن نقاشی دیواری معنادار در آن مکان و منتشر کردن آن در فضای مجازی مسئولین را نسبت به حل آن موضوع ترغیب کنید. 

راه‌اندازی یک مرکز اورژانس

به‌منظور کاهش اثرات بلایای طبیعی می‌توانید یک گروه اورژانس محلی تشکیل دهید. شاید این گروه از نظر امکانات کامل نباشد اما همین موضوع علاوه بر دلگرمی ساکنان محله، می‌تواند در اولین ساعات پس از وقوع حادثه بسیار مفید بوده و جان عده‌ای را نجات دهد.

تلاش برای مقابله با تغییرات آب و هوایی

برای انجام این کار نیازی به حمایت‌های دولتی و یا استفاده از تکنولوژی خاصی نیست. ساکنان روستایی با نام اشتون هیز در بریتانیا توانسته‌اند با اقدامات ساده‌ای نظیر کاهش مصرف انرژی، استفاده بیشتر از لباس‌های گرم  و به طور کلی تغییر رفتارهای روزانه‌شان تولید گازهای گلخانه‌ای را تا ۲۴% کاهش دهند. این اقدامات موجب شده که رسانه‌ها توجه ویژه‌ای به این روستا داشته باشند.

عاشق محله‌تان باشید

اگر ما محل زندگی‌مان را دوست داشته باشیم، می‌توانیم تصمیمات بهتری در مورد آن بگیریم. حتی اگر محله ما کمبودهای زیادی داشته باشد، می‌توانیم نسبت به نکات ساده‌ای نظیر نور صبحگاهی بر روی درختان، صدای پرندگان یا هر چیز کوچک دیگری علاقه نشان دهیم. ما می‌توانیم این حس را به سایرین نیز منتقل کنیم تا آن‌ها نیز به محل زندگی‌شان علاقه‌مند شوند و همین موضوع می‌تواند در آینده نه‌چندان دور موجب تغییر و پیشرفت محله شود.

از محله خود خرید کنید

با این کار می‌توانید از کسب‌وکارهای محلی حمایت کنید، برای ساکنین محله‌تان ایجاد شغل نمایید، در هزینه‌های حمل‌ونقل خود صرفه‌جویی کنید و تولید گازهای گلخانه‌ای و مضر را کاهش دهید.

ارتباط با سایرین

سعی کنید با غریبه‌ها صحبت کنید و به آنان لبخند بزنید. مطمئناً با این کار دنیای زیباتری خواهید ساخت.

تماشای دسته‌جمعی

می‌توانید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که در هفته چند برنامه یا فیلم سینمایی جذاب را با همسایگان خود در بیرون از منزل ببینید. برای این کار می‌توانید از یک صفحه نمایش در داخل محله استفاده کنید.

ایجاد یک تابلو اعلانات عمومی

با ایجاد یک تابلو اعلانات در محله می‌توانید ارتباط بهتری با همسایگان داشته باشید. این کار را می‌توانید با وسایل ساده‌ای نظیر تخته‌سیاه و گچ انجام دهید.

ایجاد یک مغازه سیار

با استفاده از یک اتومبیل محصولات و کالاهایی که در محله شما موجود نیست را می‌توانید بفروشید. این کار در مورد مواد غذایی تازه و ارگانیک بسیار مناسب خواهد بود.

منبع: curbed

نوشته روش‌هایی ساده برای بهبود وضعیت شهرهایمان- قسمت پایانی: همسایگان و اجتماعات محلی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۵ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

 

نویسنده: تیموتی بریتین-کتلین[۱]| مدرس معماری دانشگاه کنت[۲] است. آخرین کتاب او «خانه‌های دلگیر: شکست و ناامیدی در معماری (۲۰۱۴)» است. وی در کانتربری[۳] انگلستان زندگی می‌کند.
ویرایش: سَم درِسر[۴]
مترجم: الیاس کهن‌سال


مشکل اجتناب‌ناپذیر فرهنگ معماری معاصر این است که در اکثر بحث‌های نقادانه‌ی آن، به ساختمان‌هایی که همه‌ی ما به صورت روزمره می‌بینیم، پرداخته نمی‌شود. چطور می‌توان از منظر جریانات مهم و تاثیرگذار تاریخ معماری، در مورد آن آپارتمان زشتی که به تازگی در همسایگی‌مان ساخته شده، حرف بزنیم؟ بسیار کار سختی خواهد بود. و علتش هم این است که در فضای نشریات انتقادی [معماری] فقط یکسری ایده‌های از مد افتاده حکم‌فرما هستند که اکثرشان به اواسط قرن بیستم یا خیلی قبل‌تر برمی‌گردند. ساختمان‌ها باید هیجان‌انگیز، پیشرو و ساختارشکن باشد تا ارزش بحث کردن [در این مجلات] را داشته باشد. بله، چنین ساختمان‌هایی وجود دارند و مردم به‌حق تحت‌‌تاثیر آنها قرار می‌گیرند. ولی به عنوان معیاری برای قضاوت در مورد خیل عظیم ساختمان‌هایی که روز به روز برپا می‌شوند و احتمالاً خیلی هیجان‌انگیز نیستند، ما راه مناسبی برای صحبت در مورد دل‌خوشی‌ها و دل‌سردی‌های ناشی از آنها در اختیار نداریم.

معمارها عادت دارند از شیوه‌ی بیان کارفرمایان و منتقدشان تقلید کنند چرا که خودشان معمولاً افرادی بصری و حسی هستند که محرک اصلی آنها خود سوژه است و نه توصیف آن. همیشه همینطور بوده است: معمارانِ [جنبش] احیای گوتیک با شور و شوق در مورد حقیقت و اخلاقیات صحبت می‌کردند چرا که این‌ها واژگانی بودند که کلیساسازانی که آنها را به کار می‌گرفتند، دوست داشتند بشنوند. و این مسئله هیچ‌وقت فروکش نکرد: ساختمان‌ها هنوز «خوب» و «بد» دارند یا «صادقانه» یا «تقلیدی» هستند. ساختمان‌های «بد»، به نوعی، از لحاظ اخلاقی «غلط» هستند و معمارانشان به این خاطر کوچک شمرده می‌شوند. این موضوع – و کل قضیه‌ی قضاوت کردن‌های تک‌جانبه مربوط به زبان دوره‌ی اولیه‌ی ویکتورایی است و این واژه‌ها در مورد اکثر ساختمان‌ها کاملاً بی‌معنی هستند.

در واقع معماران می‌توانند از داستان‌نویس‌ها چیزهایی یاد بگیرند و احتمالاً به طور خاص از نویسندگان داستان‌های کودکان؛ چرا که در توصیف ساختمان‌ها به نحوی که به زندگی واقعی مربوط باشد، مهارت دارند. آنها به جای ارائه‌ی ساختمان در قالب «کانسپت‌ها» – که روشی مربوط به اواسط قرن پیش است – معمولاً از طریق توصیف تصویری [از محل]، دیدی اجمالی از خصوصیات کلی مکان‌ها در اختیار می‌گذارند: ورودی، تالار، اتاق، چشم‌انداز و بقیه را به تخیل خوانندگان وا‌می‌گذارند، همان طور که شنوندگان درام‌های رادیویی خوب، شخصیت‌ها را بیشتر در ذهن خودشان مجسم می‌کنند.

این روش می‌تواند در مورد تاریخ و نقد معماری هم به کار گرفته شود. درسی [که باید از این مسئله گرفت]، این است: این تفکر که فقط یک راه برای توصیف یک ساختمان وجود دارد را کنار بگذاریم و به جای آن برای ادای حق مطلب در مورد یک ساختمان، به منابع مختلفی روی بیاوریم که از آنها برای ارزیابی [مسائل مربوط به] فرهنگ استفاده می‌کنیم. برای رمان‌نویسان برجسته، ساختمان یک نقش واحد را بازی نمی‌کند – ساختمان جنبه‌های مختلفی دارد که هر کدام نمایانگر [جنبه‌ای از] داستان و بازه‌ای از روایت هستند. وقتی برای اولین بار با رمان‌نویس فرانسوی، انوره دو بالزاک[۵]، آشنا شدم، استفاده او از توصیفات بسیار دقیق خانه‌ها در داستان‌هایش، هم به عنوان زمینه و هم به عنوان نماد، مرا تحت‌تاثیر قرار داد. تعامل رضایت‌بخشی بین شخصیت‌ها و اتاق‌های باشکوه یا محقری که در آن حضور دارند یا اماکنی که در پی آن هستند، وجود دارد. در «اوژنی گرانده (۱۸۳۳)[۶]» و به خصوص در «بابا گوریو (۱۸۳۵)[۷]» که شخصیت‌هایی بسیاری هم دارد، این مسئله را در مورد نقش فضاها و حتی در چیدمان مبلمان حس می‌کنید. برای من جای تعجبی نداشت که این رمان‌ها درست زمانی نوشته شده‌اند که انقلابی بزرگ در معماری در شرف وقوع بود.

 

اکثر مردم ساختمان‌ها را دقیقاً به همین شکل «تصویرِروایی» تجربه می‌کنند؛ از کنار یا از درون آنها رفت‌وآمد می‌کنند و به شکل لحظه‌ای، یا در شرایط گوناگون ولی مشخصی، از زوایای متفاوت ساختمان‌ها را می‌بینند. این بدین معنی است که شما در حال نگاه کردن به چیزی واقعی – در، پنجره، دیوار یا دیتیل خاص – خواهید بود نه در حال تماشای یک «ایده». سوال این است که چگونه می‌توان این داستان‌ها را به شکلی منسجم، در کنار هم، تعریف کرد. معماری پست‌مدرنیست بریتانیا و بازخوردهای دهه ۱۹۸۰ نسبت به آن، به وضوح نشان می‌دهد که ناتوانی نقد معماری در پاسخ به غنای زندگی واقعی، چه تاثیرات غیرمتمدنانه‌ای خواهد داشت.

مسئله‌ی اصلی پست‌مدرنیسم در معماری این بود که ساختمان‌ها دیگر قرار نبود شجاعانه، مفتخرانه و فرجام‌گرایانه به سوی آینده‌ای رژه بروند که توسط منتقدان اواسط قرن بیستم پیش‌بینی شده بود؛ که سبک‌های تاریخی و تزئینات دیگر غیرقابل احیا نبودند؛ که خوبی ساختمان نباید عمدتاً مربوط به کانسپت باشد – بلکه باید با تعاملات و تجربیات فرهنگی روزمره ارتباط برقرار کنند. برای مثال، پروژه بازسازی کُمین چینگ[۸] در سِوِن دایِلز[۹] در نزدیکی کاوِنت گاردن[۱۰] در لندن، اثر تری فارِل[۱۱] در سال‌های ۱۹۷۸-۱۹۹۱، نمونه‌ای بسیار ظریف از بافتن موتیف‌های تاریخی، چه بزرگ مقیاس و چه کوچک، در لایه‌های یک بلوک شهری قدیمی بود ولی در آن زمان، اکثر منتقدان نمی‌توانستند توصیف مناسبی از آن ارائه کنند. چرا که آنها از آینده خبر نداشتند و در آن زمان هنوز نمی‌دانستند که این پروژه چقدر تاثیرگذار خواهد بود؛ و چرا که چیزی مثل آن وجود نداشت و در هیچ یک از الگوهای ذهنی مرسوم جای نمی‌گرفت، آنها هیچ حرفی برای گفتن نداشتند. به جای این کار، به آن نگاه کنید و هر چیزی را که واقعا می‌بینید، شرح دهید. این مسئله‌ای پدیدارشناسی نیست، جستجویی برای زندگی واقعی است.

طرح‌های پیشنهادیِ جدید برای بازسازی، کُمین چینگ و بسیاری دیگر از ساختمان‌های فارِل را در معرض خطر قرار داده‌اند و طرفداران حفظ آثار تاریخی در حال هم‌صدا شدن برای تلاش در راستای نجات آن هستند. این کار، امری دست‌یافتنی شده است: ما بسیار جلوتر از ساده‌انگاری رایج در گفتمان نقد معماری دهه‌ی ۱۹۸۰ هستیم. البته هنوز راه زیادی پیشِ رو داریم و نویسندگان معماری باید بسیار تلاش کنند تا [به همگان] توضیح دهند که چرا نه فقط ساختمان‌ها و مناظر غیرمعمول، بلکه معماری‌های روزمره هم ارزشی دارند که به راحتی قابل توصیف یا بیان در قالب «کانسپت» نیست.

با وجود اینکه ساختمان‌های تاریخی بسیار بزرگ و گران هستند و حتی با اینکه جامعه‌ی ما کم‌کم نسبت به هدر رفت [منابع] و پایداری [آن ها] آگاه‌تر از قبل می‌شود، باز هم این ساختمان‌ها در معرض خطر دائمی‌اند. تا زمانی که یک زبان مشترک، گفتمانی متشکل از صداهای مختلف، برای ساختمان‌ها وجود نداشته باشد، بسیار بعید است که استانداردهای طراحی غالبِ ساختمان‌ها بهبود یابد و نیازی نیست که به دنبال یک دلیل واحد برای مهم بودن یک ساختمان باشیم. ارزشمند است که صداهای مختلف و بعضاً متضادِ افراد با هم شنیده شود؛ افرادی که از آن ساختمان‌ها لذت می‌برند یا حس خاصی نسبت به آنها دارند که حتی ممکن است احساسشان هیچ ربطی به معماری ساختمان‌ها نداشته باشد.

پی‌نوشت

[۱] Timothy Brittain-Catlin
[۲] University of Kent
[۳] Canterbury
[۴] Sam Dresser
[۵] Honoré de Balzac
[۶] (Eugénie Grandet (1833  
[۷] (Père Goriot (1835
[۸] Comyn Ching
[۹] Seven Dials
[۱۰] Covent Garden
[۱۱] Terry Farrell

منبع

aeon

نوشته احساس و معماری اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۴ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
محورهای همایش:
شهرخلاق
جشنواره‌های شهری
مکان‌سازی و بازاریابی شهری
تعلق به مکان
توریسم میراث-محور
خاطرات و مدیریت شهری

سخنران:
پروفسور متئو روف| استاد دانشگاه استرالیای جنوبی، ادلاید

زمان: ۲۷ شهریورماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ الی ۱۶
مکان: خیابان نجات‌الهی، نبش ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی

کانون تعاملات دانشجویی سازمان زیباسازی شهر تهران

نوشته همایش بین‌المللی مکان‌سازی و بازاریابی شهری اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲۴ام شهریور ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
سلسه نشست‌های نقد پژوهش‌های شهری
نشست سی‌ودوم: سه‌شنبه ۲۸/ شهریورماه/۱۳۹۶

موضوع:
شهر همگان
سخنران:
سید مهدی معینی
دبیر نشست:
حسین ایمانی جاجرمی
اعضای پانل نقد و بررسی:
محمد بهشتی، مصطفی بهزارفر، خلیل حاجی‌پور

زمان: سه‌شنبه ۲۸/ شهریورماه/ ۱۳۹۶
مکان: ولنجک، خیابان بیست‌وششم، بلوار دانشجو، میدان البرز، نبش سلامی، شماره ۲۵

جامعه مهندسان مشاور ایران

نوشته نشست شهر همگان اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.