سپتامبر 2017 - صفحه 3 از 11 - فایر دیزاین




۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

در بینال معماری شیکاگو  ۲۰۱۷ُ گروه «اس. او. ام» ردیفی از ماکت‌های معماری با جزییات سازه‌ای را به نمایش گذاشته است تا زیبایی مهندسی آن‌ها را عرضه کند. در این نمایشگاه ۳۰ ماکت به ترتیب ارتفاع و مقیاس ۱:۵۰۰ در میانه‌ی مرکز هنری شیکاگوی معاصر مانا چیده شده اند. این نمایشگاه با نقل قولی از بیل بیکر، مهندس سازه‌ی بلندترین ساختمان جهان، برج خلیفه، آغاز شده است: «مهندس، سازه‌ای را باید طراحی کند که معمار از پوشاندن آن شرم کند.»

ایده‌ی نمایش ماکت‌ها بر مبنای برداشتن پوسته‌ی ظاهری بنا است. اگر پوسته برداشته شود، باز هم معماری بنا برجاست و این چیزی است که این نمایشگاه تلاش  دارد تا آن را نمایش دهد؛ اینکه مهندسی و معماری در این زمینه مثل هم هستند.

«اس. او. ام» در حال حاضر پروژه‌های آسمان خراش زیادی را در سراسر دنیا به عهده دارد. توسعه‌های جدید برای تغییر خط آسمان شهر کولمبو در سری‌لانکا و بانکوک در تایلند نمونه‌هایی از پروژه‌های این شرکت هستند. ماکت‌های این دو برج هم در این نمایشگاه در کنار ماکتی از برج ۸۲۸ متری خلیفه حضور دارند.

.

نوشته بینال معماری شیکاگو ۲۰۱۷: نمایش سازه‌های معماری اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

 رافائل مونئو معمار اسپانیایی جایزه‌ی «پریمیوم امپریال» سال ۲۰۱۷ را کسب کرد. مونئو یکی از پنج هنرمند بین المللی است که موفق به کسب این جایزه در سال ۲۰۱۷ شده‌اند.

«پریمیوم امپریال» جایزه سالانه‌ای است که هر ساله هنرمندانی را در پنج حوزه‌ی نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری، موسیقی، تئاتر / فیلم برای دریافت این جایزه معرفی می‌کند.

امسال رافائل مونئو موفق به کسب این جایزه در بخش معماری شده است. سال گذشته این جایزه به پائول مندس معمار شناخته شده‌ی برزیلی تعلق گرفت.

 همچنین شیرین نشاط، هنرمند ایرانی، آل آناتسوئی از غنا، یوسو نادور از سنگال و مایکل باریشنیکوف از روسیه به ترتیب در رشته‌های نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی و فیلم موفق به کسب این جایزه شده‌اند.

جایزه «پریمیوم امپریال» از سال ۱۹۸۹ میلادی و از سوی «انجمن سلطنتی هنر ژاپن» به پوشش دادن دستاوردهای نوین در رشته‌هایی می‌پردازد که در جایزه‌ی نوبل لحاظ نشده‌اند.

رافائل مونئو تنها معمار اسپانیایی است که موفق به دریافت جایزه‌ی پریتزکر شده و به خاطر آثار زمینه‌گرا که در عین حال به سبک مدرن متعهد مانده‌اند، شناخته شده است. از طرح‌های او اغلب با عنوان رسیدن به ماهیت دست‌نیافتنیِ «بی‌زمانی» یاد می‌شود.

مونئو همچنین مدال طلای ریبا در سال ۲۰۰۳ و جایزه‌ی شاهزاده آستوریاس در سال ۲۰۱۲ را نیز دریافت کرده است. از بناهای مهم او می‌توان به موزه‌ی بین‌المللی هنر رم و اریتوریوم بزرگ اروپا در بارسلونای اسپانیا، کلیسای جامع لس‌آنجلس و موزه هنر دیویس در ماساچوست اشاره کرد.

منبع

هنرآنلاین

نوشته رافائل مونئو برنده‌ی جایزه «پریمیوم امپریال» سال ۲۰۱۷ شد. اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

جایزه مؤسسه معماری سلطنتی کانادا (RAIC) در سال ۲۰۱۷ به طراحان ژاپنی موسسه  “Tezuka Architects” برای پروژه «کودکستان فوجی» اختصاص یافت.

این جایزه ۱۰۰ هزار دلاری هر دو سال یکبار برای به یک اثر هنری از سراسر جهان اعطا می‌شود که توانسته‌اند در محیط اجتماعی خود تغییر ایجاد کنند و ارزش‌های عدالت اجتماعی را افزایش دهند.

«کودکستان فوجی» از میان فهرست چهار پروژه از کشورهای دانمارک، استرالیا و چین به عنوان برگزیده نهایی معرفی شده است.

ریموند موریاما بنیانگذار این جایزه در مراسم اهدای جوایز اظهار کرد: این جایزه همچنان به تشویق فعالیت‌های با اهمیت معماری و طراحان ادامه خواهد داد.  این رویداد بدون در نظر گرفتن ابعاد و مقیاس پروژه‌ها، به دنبال فرصتی برای شناسایی ویژگی‌های مثبت آن دسته از  فعالیت‌های معمارانه است که جامعه خود را به سوی تساوی بیشتر و عدالت اجتماعی سوق می‌دهند. به زعم ما معماران می‌توانند با فعالیت‌هایی این چنین، الهام بخش دیگران در کارکردهای اجتماعی معماری باشند. 

کودکستان فوجی که در سال ۲۰۰۷ در توکیو، ژاپن به بهره برداری رسیده، ساختمانی شکل بیضی شکل است که کودکان را به از میان برداشتن موانع فیزیکی تشویق کند. کودکان به راحتی می‌توانند در گردش و بازی میان فضاهای داخلی داخلی و خارجی این مرکز، استقلال و ارتباط‌های اجتماعی را تجربه کنند. بر این اساس، طراحی این فضا به شکل گیری یک محیط آموزشی منجر شده  که توانایی یادگیری، آرامش و تمرکز را حتی در کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری افزایش می‌دهد.

علاوه بر جایزه بزرگ ۱۰۰ هزار دلاری، سه بورس تحصیلی ۵ هزار دلاری از سوی مؤسسه معماری سلطنتی کانادا به سه دانشجوی معماری از دانشگاه‌های «واترلو»، «رایرسون» و «مک گیل» اختصاص یافت. برندگان بر اساس مقاله‌های ارائه شده در این رویداد انتخاب شده‌اند.

منبع

هنر آنلاین

نوشته جایزه‌ی مؤسسه معماری سلطنتی کانادا به طراحان ژاپنی «Tezuka Architects» رسید اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

مترجم: زهرا بادامچی. دانشجوی مطالعات معماری ایران


تام ریون‌اسکرافت [۱]بهترین اپلیکیشن‌های به صرفه در زمان را برای معماران انتخاب کرده است؛ از ایجاد پلان طبقات تا ترسیم نقشه‌ی حرکت خورشید.

امسال دهمین سال پیدایش گوشی‌های هوشمند است و در طول این مدت دنیای دیجیتال افزوده‌های بسیاری داشته است. ارتقای اپلیکیشن «اوبر[۲]» دسترسی به نقاط شهری را راحت‌تر کرده و هزینه‌ها را کاهش داده است. حضور فراگیر اپلیکیشن «ایربی اند بی[۳]» این امکان را ایجاد می‌کند تا با فشردن یک دکمه مکانی برای اقامت پیدا کنیم، اپلیکیشن «پوکمن[۴]» امکان سفر به دنیای خودش را به مدت یک و نیم هفته‌ی از اوایل نیم‌سال گذشته ایجاد کرده است. جای هیچ شکی نیست که تکنولو‌‌ژی در دستگاه‌های قابل حمل ما به علت افزایش چشمگیر مصرف آنها پیشرفت کرده‌ است. تنها حدود ۱.۴ بیلیون گوشی همراه در سال ۲۰۱۶ به فروش رسید.

اپلیکیشن‌ها از سرگرم‌کننده بودن به سمت سودمندی و حتی ضروری بودن مثل ابزاری برای کسب‌و‌کار در حال تغییرند، امروزه معماران به منظور سازماندهی اطلاعات، صرفه‌جویی در وقت، جمع‌آوری داده‌های سایت و دسترسی به مدل‌های دیجیتال در حال تلفیق برنامه‌ها در گردش روزانه‌ی کاریشان هستند و در واقع درباره‌ی معماری می‌آموزند. در اینجا، ما شش برنامه را برای معماران انتخاب کرده‌ معرفی می‌کنیم:  

ArchiSnapper

برنامه‌ی «آرکی‌اسنپر»، با دیجیتال کردن روند‌های وقت‌گیر، با هدف ‌ذخیره‌ی زمان طراحی شده است. با جایگزین شدن نوت‌بوک‌ها و دوربین‌های قدیمی، این برنامه‌ی گزارش‌محور این امکان را برای معماران فراهم می‌کند تا پیش‌نویسی از گزارش‌های سایت [پروژه] با عکاسی، طراحی، ترسیم و اندازه‌گذاری تهیه کنند. تمام داده‌های جمع‌آوری شده به صورت خودکار، شماره‌گذاری، طبقه‌بندی و در اپلیکیشن «کلاود[۵]» بارگذاری می‌شوند. فایل پی‌دی‌اف ایجاد شده، قابلیت ارسال به هرشخصی را از طریق گوشی‌های هوشمند، تبلت یا کامپیوتر دارد.

 آرکی‌اسنپر در دستگاه‌های اندروید و IOS موجود است که قیمت آن وابسته به تعداد استفاده‌کنندگان و پروژه‌ها متغیر است.

Sun Seeker

 

این برنامه برای معمارانی ایده‌آل است که می‌خواهند بدانند چگونه نور خورشید روی طرح‌های آنها تاثیر می‌گذارد. برنامه‌ی سانسیکر، می‌تواند مسیر خورشید، فواصل زمانی آن، مسیر اعتدالی خورشید، مسیرهای انقلاب زمستانی و تابستانی، و همچنین طلوع، غروب و زمان شفق را نشان دهد. نتایج هم در نمای دو بعدی محوطه‌ی سایت و هم در نمای سه بعدی پیشرفته، قابل مشاهده است. این اپلیکیشن برای دستگاه‌های  IOS و اندروید به قیمت‌های ۹.۹۹ و ۵.۷۵ یورو موجود است.  

Slack

با اینکه این برنامه‌ به طور خاص برای معماران طراحی نشده است، ولی در سطح گسترده‌ای می‌تواند باعث پیشرفت ارتباطات در تمرینات معماری یا تیم‌های طراحی شود. این ابزار مبتنی بر ارتباطات گسترده به عنوان راه‌حلی برای زنجیره‌های ایمیل اضافی یا نامربوط و صندوق‌های دریافت انباشته، طراحی شده است و این امکان را فراهم می‌کند تا کاربران پیام‌ها را به روش مشابه به خدمات WhatsApp گروه‌بندی کنند. این گروهبندی به معماران امکان این را می‌دهد تا به زمان نیاز به اشتراک‌گذاری دسته‌ای از اطلاعات برای گروه مشخصی از افراد، کانال‌هایی برای یک پروژه، یک موضوع، یک تیم یا هرچیز دیگری ایجاد کنند. عکس‌ها، پی‌دی‌اف، مدارک و جداول، به طور مستقیم می‌توانند در اسلک قرار بگیرند.

این برنامه در بیشتر موبایل‌ها و مرورگرهای وب فعال است. نسخه‌ی ساده‌شده‌ی اسلک رایگان  و ارتقای آن پولی است. از اینجا برای IOS  و اندروید دانلود کنید.

Drone Deploy

درون‌ها[۶] معمولاً به طور فزاینده‌ای در محیط مصنوع استفاده می‌شوند. این برنامه‌ی رایگان، ابزاری در اختیار معماران قرار می‌دهد که آنها را به آسانی پرواز دهند و نقشه‌ها و مدل‌های دوسویه تولید کنند. این برنامه با هر درونی سازگار است و ایجاد پلان‌های هوایی، بلند شدن خودکار، پرواز، ضبط تصویر، فرود و پرواز‌های بی‌وقفه برای تولید نقشه‌ی مناطق وسیع را برای کاربران امکان‌پذیر می‌کند.  عکس‌های تهیه شده با درون‌ها را می‌توان برای تولید نقشه‌ها و مدل‌های سه بعدی دوسویه، آپلود و بر روی هردستگاهی بررسی و اندازه‌گذاری کرد.

Dron Deploy برای اندروید و IOS  به دو شکل رایگان و پرداختی قابل دسترس است.

BIMx

جستجوگر مدل‌سازی اطلاعات ساختمانی(BIMx)، برنامه‌ی گرافیکی برای مشاهده‌ی مدل‌های [نرم افزار] آرشیکد بر روی دستگاه‌های موبایل و تبلت است. این برنامه‌ی رایگان در اندروید و IOS، اشتراک‌گذاری طراحی‌ها را هر معماری که این اپلیکیشن را دارد، امکان‌پذیر کرده و برای مشتریان و پیمانکاران به آسانی قابل دسترس است. مدل‌ها به صورت دوبعدی و سه‌بعدی و همچنین در گوشی‌های آیفون که از کاردبورد گوگل پشتیبانی می‌کنند، به صورت واقعیت مجازی(VR) قابل مشاهده هستند.

این برنامه رایگان و برای اندروید و IOS موجود است.

MagicPlan

MagicPlan برنامه‌ای است که می‌تواند با تولید سریع و حرفه‌ای پلان طبقات به وسیله‌ی عکاسی از فضاها، در زمان معماران صرفه‌جویی کند. امکان ترکیب چندین فضا برای ایجاد پلان طبقات و افزودن عناصری مانند مبلمان به آن وجود دارد.

استفاده‌ی آن برای اندروید و IOS رایگان بوده و نرخی را برای دانلود بر اساس هر طرح و اشتراک ماهانه تعیین کرده است.

پی‌نوشت

[۱] Tom Ravenscroft
[۲] Uber-  اپلیکیش حمل و نقل در آمریکا
[۳] Airbnb
[۴] Pokémon
[۵] Cloud App
[۶] هواپیماهای بدون سرنشین

منبع

architectsjournal

نوشته شش اپلیکیشن برتر برای معماران در تلفن همراهشان اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنرانان
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
نشست تمدن و توسعه پایدار
دویست و پنجاه‌ودمین گفتمان هنر و معماری

پنل‌گفت‌وگو:
فاطمه ظفرنژاد
ایرج شهروز تهرانی
محمد درویش

دبیر پنل:
علیرضا قهاری

زمان: چهارشنبه ۵ مهرماه ۱۳۹۶ از ساعت ۱۶ الی ۱۸

مکان: موزه هنرهای دینی امام علی (ع) خیابان ولیعصر (عج) – بالاتر از ظفر – بلوار اسفندیار – شماره ۳۵

انجمن مفاخر معماری ایران 

نوشته نشست تمدن و توسعه پایدار اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

 

دفاعیه پایان‌نامه کارشناسی با عنوان «برخورد واقعی؛ لایه پنهان»
ساماندهی زیستگاه‌های نابسامان حاشیه‌ی کلانشهر : نمونه لهک

گروه REALISTIC TOUCH سعی دارد در قالب تجربه های پژوهش محور با مطالعه و باز شناخت مسائلی مرتبط با توسعه نامتعادلی شهر و حاشیه نشینی در جستجوی راه حلی موثر ارائه گام بردارد تا از طریق ترمیم و تامین فضاهای زندگی مطلوب، سهمی در توسعه محیط های باکیفیت در زیستگاه های نابسامان داشته باشد.

گروه برخورد واقعی پس از برگزاری نمایشگاه لایه پنهان، در فاز اول فعالیت خود، با شروع فرآیند مطالعه و پژوهش، نتایج اولیه خود را در قالب یک پایان نامه پژوهشی (به صورت گروهی) و نمونه ای در جهت هدفمندسازی فعالیت های دانشگاهی ارائه خواهد داد.
این پایان نامه با موضوع «ساماندهی زیستگاه های حاشیه کلانشهر ها : نمونه موردی منطقه لهک» در حضور استادان دانشگاه و کارشناسان این حوزه، مورخ ۳ مهر ماه ۹۶ در دانشکده ی فنی مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، همراه با پنل نقد و بررسی ارائه خواهد شد.

معرفی:
حاشیه شهر زمانی حامل مفهومی فضایی است که وجود یک متن شهری نیز مسلم و مطلق فرض گردد، چرا که مفهوم حاشیه در بنیان از تعریف مرزی مشخص میان متن اصلی شهر و فضاهای پیرامونی نشأت میگیرد.

سکونت گاه های غیررسمی در مناطق حاشیه ای در طول زمان، آنها را به لایه های پنهان برای کلانشهرها تبدیل کرده که زمینه ای برای بروز معضلاتی در همه حوزه ها است. زاغه نشینی و زندگی در حاشیه کلان شهرها، موضوعیست که بطور مستقیم به ضعف در کیفیت فضاهای زندگی ارتباط دارد.

اسامی گروه :
۱- آرمین احمدزاده
۲- سیاوش دستگردی
۳- سید ضیاالدین شوندی
۴- محمد امین طاهر آبادی
۵- نغمه کثیری
۶- ساره محرابی
۷- محمد حسن مهدی
۸- فربد یمنی

اساتید پایان نامه:
سهیل قندیلی
ندا بلانیان

داوران پایان نامه: (پنل گفتگو)
آویده کامرانی
سید حسن مطلبی پور
روزبه نقشینه

* حضور برای عموم آزاد و رایگان است.
* همراه با پنل نقد و بررسی

زمان: دوشنبه ۳ مهر ماه ۱۳۹۶، ساعت ۱۴ الی ۱۶
مکان: آمفی تئاتر دانشکده‌ی فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
خیابان پیروزی، بلوار ابوذر، بعد از پل چهارم، چهل و پنج متری آهنگ

نوشته دفاعیه پایان‌نامه؛ «برخورد واقعی؛ لایه پنهان» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده

سلسله نشست‌های ایران‌شهر؛

بیست و چهارمین نشست با موضوع:
ایران به عنوان ایران‌شهر
تبیین مفاهیم اصلی و توضیح ایراد‌های وارده به اندیشه ایران‌شهری

سخنران:
دکتر سید جواد طباطبایی

* حضور برای عموم آزاد و رایگان است.

زمان: سه‌شنبه ۱۱ مهرماه ۱۳۹۶، ساعت ۱۶
مکان: خیابان طالقانی غربی، میدان فلسطین، پلاک ۵۱۴، خانه گفتمان شهر و معماری (خانه وارطان)

شرکت عمران و بهسازی شهری ایران (مادر تخصصی) وزارت راه و شهرسازی

نوشته نشست «ایران به عنوان ایران‌شهر» اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۳ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

سارا ردایی/کارشناس‌‌‌ارشد معماری منظر


معلولیت به‌صورت حادثه یا در اثر رسیدن به دوره‌ی کهولت، دوره‌ای از زندگی همه‌ی انسان‌ها، است. در ساختار نادرست فرهنگی بسیاری از جوامع، ویلچر نماد ازکارافتادگی، ناتوانی و به حاشیه رانده‌شدن است و معلولان سربار و بدون آینده تصور می‌شوند. در این فرهنگ، بدنِ کامل، ایدئال است. رسانه و به‌خصوص تبلیغات نیز در گسترش استانداردهای جذابیت فیزیکی نقش فزاینده‌ای دارند.

فضای پیاده، محصول نگاه غلط به معلولیت

ازآنجاکه ذهن انسان مشروط به هنجارهای اجتماعی است، این آموزش‌ها باور و ساختار ذهنی وی را شکل می‌دهند. بی‌توجهی افراد سالم و حس حقارت، بی‌ارزشی و نالایقی معلولان از خود در نتیجه‌ی احاطه‌شدن میان افراد قوی، حس حضورنداشتن معلول در جامعه را در آن‌ها تقویت می‌کند(Kohli, 2011). به‌رغم تلاش‌های بی‌شماری که در دهه‌های اخیر برای پیوند افراد با معلولیت و جامعه صورت گرفته است، این قشر نمی‌تواند روابط عادی اجتماعی با دیگران برقرار کند و درنتیجه گوشه‌گیری می‌کند. امروز نتایج مطالعات درباره‌ی سطوح توانایی معلولان در کنار پذیرفتن این امر که کل جامعه حداقل در دوره‌ای از زندگی خود معلولیت را تجربه خواهد کرد، نگرش به معلولیت را متحول کرده‌است.
در قطعنامه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سوم دسامبر ۱۹۸۲، با عنوان «برنامه‌ی اقدام جهانی برای معلولان»، بند ۱۲، چنین آمده‌است: «مناسب‌سازی به فرایندی اطلاق می‌شود که از طریق آن نظام کلی جامعه، نظیر محیط فیزیکی و فرهنگی، مسکن، حمل‌ونقل، خدمات اجتماعی و بهداشتی، فرصت‌های شغلی و آموزشی، زندگی اجتماعی و فرهنگی، از جمله تسهیلات ورزشی و تفریحی در دسترس افراد جامعه خصوصا افراد کم‌توان قرار گیرد» (باور، ۱۳۸۹). در این تعریف، مناسب‌سازی به معنای حذف موانع فیزیکی و دسترس‌پذیرکردن همه‌ی فضاها به‌عنوان ابتدایی‌ترین نیاز معلول و حتی افراد سالم بیان شده‌است؛ به‌طوری که صددرصد فضا در دسترس باشد و محدودیتی مضاف بر معلولیت به معلول و اختلالی در حرکت فرد سالم پدید نیاورد. بنابراین برای حضور معلول در فضای پیاده، مناسب‌سازی فیزیکی یک ضرورت است.

 

 

به‌طور کلی استفاده از فضاهای پیاده اغلب به سه دلیل عمده کمتر در معلولان دیده می‌شود: اول اینکه این فضاها مناسب‌سازی فیزیکی نشده‌اند؛ یعنی خود فضا قابلیت دسترسی فیزیکی را ندارد و دارای موانع حرکتی است. وجود پله، عرض نامناسب، شیب غیراستاندارد، استفاده از مصالح لغزنده، استفاده‌نکردن از نوار، علایم و نشانه‌ها، مبلمان نامناسب و جزئیات اجرایی نامناسب، نمونه‌هایی هستند که فضا را برای معلولان دسترس‌ناپذیر می‌کنند. دوم اینکه با وجود مناسب‌سازی فضای پیاده، این مکان بخشی از فضای شهری است که کلیت آن به لحاظ موانع و دسترسی نامناسب است و درنتیجه برای معلولان غیرکاربردی خواهد بود. هرچند یک پیاده‌راه مناسب‌سازی شده باشد، وقتی از در خانه تا مکان مورد نظر پر از موانع دسترسی باشد، عملا انتظار حضور پررنگ معلولان در پیاده‌راه‌ها بیهوده است. سومین و مهم‌ترین مانع حضور معلول در فضای پیاده‌محور، مناسب‌سازی‌نشدن ذهنی است. تسهیل شرایط ورود به فضا تضمینی برای ماندن و استفاده از فضا نیست. با اجرای قوانین مناسب‌سازی و اقدامات کالبدی، اگرچه معلول به مکان پیاده وارد شده‌است، شاهد رابطه‌ی ضعیف اجتماعی بین او و جامعه هستیم. برخی ایده‌ها مبنی بر تقویت رابطه‌ی اجتماعی معلول با جامعه با تولید فضاهای خاصِ این افراد و بهره‌مندی افراد مشابه از آن، نیز به ضعیف‌تر‌شدن این رابطه دامن زده‌است. فضاهای ویژه به‌عنوان کالبد باورهای فرهنگی جامعه، خود یکی از شاخص‌ترین نتایج خاص‌پنداریِ معلول محسوب می‌شوند که با تفکیک این گروه از جامعه در فضایی غیرمشترک با دیگر افراد جامعه، پاسخ‌گوی نیاز آن‌ها خواهند بود. این فضاها که ظاهرا برای پاسخ‌گویی به نیاز معلولان ساخته‌شده‌اند، ارتباط آن‌ها را با جامعه قطع می‌کنند. بنابراین نبودِ پذیرش ذهنی در افراد سالم و خاص‌پنداری معلول سبب شده‌است این افراد از جامعه فاصله بگیرند و «حضور اجتماعی» را در جمع‌های با ویژگی‌های مشترک معلولیت و در فضاهای کوچک داخلی تجربه کنند. معلول در این فضا نه به‌عنوان یک فرد خاصِ ناتوانِ شایسته‌ی ترحم، بلکه به‌مثابه فردی توانا ابراز وجود می‌کند. این در حالی است که کمتر تمایلی از سوی معلولان برای حضور در فضاهای بیرونی که صحنه‌ی بروز مهم‌ترین تعاملات انسانی است، وجود دارد. یعنی در فضاهای با مقیاس کوچک که قابلیت خودنمایی و تسلط بیشتری وجود دارد، معلول حضور پررنگ‌تری نسبت به فضاهای بزرگ مانند فضاهای شهری دارد.

فضاهای پیاده، مکان تولید فضای همگانی

آنچه از تولید فضای پیاده‌ی امروزی انتظار می‌رود این است که همگانی باشد. در تولید فضاهای پیاده‌محور همگانی به علت دستیابی به سطوح بالاتری از خواسته‌ها، پیاده‌راه‌ها و فضاهای تفرجی در اولویت قرار دارند. اما همان‌طور که گفته شد، تفرجگاه‌ها و پیاده‌راه‌های امروز به لحاظ ذهنی و فیزیکی پذیرای حضور معلول نیستند. این فضاها به دلیل اتصال‌نداشتن به درون انسان‌ها فاقد شاخص‌های رشد‌دهنده هستند. اما این فضاها به اعتبار برخورداری از فاکتورهای مهمی چون فاصله از روزمرگی، دوری از تنش‌های زندگی، مدنیت بیشتر و بالابودن حس تعلق در آن‌ها، قابلیت تبدیل‌شدن به فضاهای همگانی را دارند. در نگاه متخصصان علوم انسانی، در فرایند تفریح و به‌ویژه بازی در این فضاها، چه برای کودکان و چه بزرگسالان، بروز مهارت‌های اجتماعی، جدیت، اهتمام، تصمیم‌گیری، حل مسائل، همکاری، تخلیه‌ی هیجانی، ایجاد ارتباط با یکدیگر و حل‌وفصل مشکلات مشاهده می‌شود. ازاین‌رو این مکان‌ها با فاصله‌گیری از چارچوب‌های زندگی می‌توانند فرصت‌هایی برای انتقال مفاهیم اجتماعی و اخلاقی باشند (اسپیرن، ۱۳۸۴: ۹۳). همچنین ازآنجاکه دیدن و تعامل در زندگی با سرعت بالا محقق نمی‌شود، تلفیق فضای پیاده و تفرجی و ایجاد شرایط مناسب‌سازی ذهنی در افراد سالم، بهترین گزینه برای تغییر نگاه افراد سالم به معلولیت و ایجاد فضاهای اجتماعی پویا و افزایش تعاملات دو گروه است.

تولید فضای همگانی با رویکرد تعاملی

در تولید فضای همگانی به جای بحث درباره‌ی مناسب‌سازی فیزیکی که بسیار به آن پرداخته شده، به موضوع مناسب‌سازی ذهنی که موضوع جدیدتری است پرداخته می‌شود. اولین گام در ایجاد فضای همه‌شمول، استفاده از اصولی در طراحی فضاست که قادر به انتقال مفاهیم تعاملی بوده، در برقراری ارتباط دو گروه موثر باشد. زبان آسان‌ترین راه برای برقراری ارتباط است. این ابزاری است که اغلب کاربران از آن برخوردارند. اما یک طرح مناسب برای پیاده‌راه با زبانی ورای زبان انسانی، مفاهیم ذهنی را به کاربران انتقال می‌دهد و خود عاملی برای شکل‌گیری تعاملات است. رویکردهای موجود در ایجاد فضاهای پیاده‌محور با برخورد تزئینی با فضای سبز، ایجاد مسیر مناسب پیاده و استفاده از رمپ تنها با نگرش تسهیل عبور و مرور، زبان ناقصی برای بیان مفاهیم والاتری چون تعاملات انسانی به شمار می‌آید. ازاین‌رو استفاده از اصول و زبانِ مکان به‌عنوان برخورد متخصص با طراحی فضاهای پیاده‌محور، راهکار مناسبی خواهد بود. یکی از ویژگی‌های زبانِ مکان این است که محدودیت زبان بشری را نداشته، بین‌المللی است و جامعه‌ی وسیع‌تری را مخاطب قرار می‌دهد. منظر قادر است بر رفتارها، عملکرد، سلامت و دیگر جنبه‌های زندگی انسان‌ها تاثیر گذارد و بستر شکل‌گیری یا سامان‌یابی رویدادهای اجتماعی و رفتاری باشد. انسان و مکان پیوسته یکدیگر را شکل می‌دهند. یک طرح مناسب، با عناصر شکل‌دهنده‌ی خود به مردم دستور می‌دهد، آن‌ها را ترغیب می‌کند یا حتی مجبور می‌کند به شیوه‌ی خاصی عمل کنند که در سطوح مختلف تفسیرپذیر است (اسپیرن، ۱۳۸۴: ۷۰). فرم، رنگ، بو و صدا در این زبان با چینشی هوشمندانه در فضاها و مکان‌هایی با لایه‌های معنایی متعدد، ضمن افزایش بهره‌مندی فردی کاربران از محیط، به برقراری ارتباط با مخاطب کمک می‌کنند. به عبارت دیگر، طرح، تنها مکانی قابل رویت با تاکید بر شاخصه‌های بصری نیست؛ بلکه شنیده و بوییده می‌شود. این فضا زبان رفتاری خاصی را به مخاطب القا می‌کند که به کاربر چگونگی تنظیم خود در فضا را یاد می‌دهد. عناصر این مکان با به‌چالش‌کشیدن حواس افراد با توانایی‌های گوناگون، ضمن ارائه‌ی تجربه‌های جدید، تماس این افراد را با هم بیشتر می‌کنند. وجود فضایی مسلط به این مکان که برای کاربران دیگر که در این منظر درگیر نشده‌اند، امکان رویت رویدادهای مکان همگانی را می‌دهد، توانایی‌های شرکت‌کنندگان بی‌آنکه بدانند، بازیگران این نمایش‌اند، قضاوت خواهد شد.[۱]

پیاده‌راه‌های شهر ما

در دنیا بحث مناسب‌سازی ذهنی از حدود سال ۲۰۱۰ میلادی وارد موضوعات مربوط به حقوق معلولان شده‌است که اغلب با تمرکز بر افراد سالم، تمرین‌هایی برای درک ناتوانی و توانایی افراد معلول ارائه می‌دهد. این بحث در ایران و به‌طور خاص تهران به‌تازگی از سوی انجمن‌های مرتبط با معلولان در حد تدارک فعالیت‌های همگانی مطرح شده‌است؛ اما اقدامی مربوط با آن در طراحی شهری صورت نگرفته‌است. در پیاده‌راه‌ها – ازآنجاکه فقط مسیر گذر و نه مکان زندگی در نظر گرفته می‌شوند – به اقدامات دست‌وپاشکسته‌ی مناسب‌سازیِ کالبدی بسنده شده‌است. «انجمن باور» به‌عنوان یکی از ارگان‌های غیردولتیِ فعال در این زمینه، علاوه بر تعریف فعالیت‌های گروهی، برای اولین بار در ایران به شناسایی محدوده‌ها و مکان‌های دردسترس و درجه‌بندی حدود دسترسی به این مکان‌ها پرداخت و ضمن مشخص‌کردن وضعیت و موقعیت این مکان‌ها – که اغلب به دلیل اطلاع‌رسانی ضعیف، استفاده نمی‌شدند – اقدام مهمی با تمرکز بر نگاه کل‌نگر به شهر صورت داد. ازآنجاکه تهران به‌عنوان پایتخت، مکان شروع حرکت‌های نوین شهری است، لزوم تحول پیاده‌راه‌ها با نگاه تخصصی، ضرورت امروز این شهر است.

جمع‌بندی

انسان موجودی است اجتماعی که تداوم رشد وی در گروی زندگی و تعاملات اجتماعی است. پیاده‌راه‌ها یکی از فضاهایی هستند که در این اوضاع نابسامان زندگی شهری، بستر رشد اجتماعی ساکنان شهرها را فراهم می‌کنند. طرح‌های موجود این فضاها تک‌لایه هستند و در بُعد تسهیل دسترسی باقی مانده‌اند. این فضاها با اقدامات کالبدی، ساماندهی و موانع فیزیکی آن‌ها حذف می‌شوند؛ اما اندیشه‌ی امروز، طراحی مناسب برای فضای پیاده‌محور را طراحی چندلایه می‌داند. چنین مکانی پیونددهنده و نه تفکیک‌کننده‌ی انسان‌هاست و سبب ایجاد تعامل میان گروه‌ها می‌شود؛ نیز میان کاربران خود توازن ایجاد می‌کند و توجه ویژه‌ای به هیچ گروه خاصی ندارد. رعایت اصول آماده‌سازی کالبدیِ مناسب‌سازی و حذف موانع فیزیکی، فراهم‌کردن شرایط بهره‌مندی محیطی برای همه‌ی کاربران و ایجاد محیط درمانی و توان‌بخشی با تمرکز بر فرد معلول، لایه‌های زیرین طراحی همه‌شمول را تشکیل می‌دهند. در لایه‌ی رویی، اقدامات ذهنی و آماده‌سازی ذهنی قرار دارند. این لایه شامل اقداماتی برای تعامل و رشد اجتماعی است و بر افراد سالم تمرکز می‌کند. برای این منظور نیاز است لایه‌های درونی و شخصیتی انسان شناخته شود و با مکان پیوند بخورد تا درنهایت ارتباط عمیق‌تری بین انسان و محیط پدید آید. پیاده‌راه‌های مناسب‌سازی‌شده‌ی پیوسته در شهر با رویکرد تعاملی میان افراد معلول و سالم، محصول این نگاه متعالی هستند. پیاده‌راه همگانی یک گام به سوی جامعه‌ی فراگیری است که در آن شخص از ناتوانی‌هایش در ذهن دیگران، جدا شده و ملاک‌های قضاوت بین افراد، شاهد تحولی قابل توجه باشد.

پی‌نوشت

۱٫ بنیاد UAP (Universal Access Program)، از سال ۱۹۹۵ با فعالیت‌های تفریحی تعاملی، برنامه‌های تفریحی در فضای باز به‌صورت مشترک میان معلولان و افراد سالم و کمک به یکپارچه‌سازی جامعه، و بنیاد Inspire با برنامه‌ی تفریحی «چالش توانایی‌ها»، هرساله در خارج از شهر برنامه‌ی چالشی پیاده می‌کنند. آن‌ها معتقدند ممکن است فرد در اثر معلولیت بخشی از توانایی خود را از دست بدهد؛ اما برای فعالیت و انجام‌دادن کارها، از راه‌های دیگری به توانایی‌های جدید می‌رسد.

منابع

۱ . باور نیو. (۱۳۸۹). «مناسب‌سازی چیست؟»، در
http://baavarnew. ir/?persian=content&categoryID=65&nodeID=4057.
۲ . لاوسون، برایان. (۱۳۹۱). زبان فضا. ترجمه‌ی علیرضا عینی‌فر، فواد کریمیان. تهران: دانشگاه تهران.
۳ . اسپیرن، ان. (۱۳۸۴). زبان منظر. ترجمه‌ی بهناز امین‌زاده. تهران: دانشگاه تهران.
۴٫ J. McKee, B. (2003). DisabilityTimeline, Available from: http://www. chairgrrl. com/DisabilityTimeline/civil_rights. htm.
۵٫ Kohli, M. (2011). Wheelchair: A Symbol of Liberation? [Int. Day of Persons with Disabilities Special]. Available from: http://healthmeup. com/news-healthy-living/wheelchair-a-symbol-of-liberation-int-day-of-persons-with-disabilities-special/9531.

 

منبع: منبع‌بازنشر: فصلنامه همشهری معماری شماره ۳۲

نوشته معلولیتِ نگرش به معلولیت اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

اول مهرکه می‌‌شود، دانش‌آموزان مناطق محروم کشور نیز همانند سایر کودکان این سرزمین شور و شوق آموختن و رفتن به مدرسه در وجودشان لبریز می‌شود حتی اگر سهم آنها از روزهای شیرین مدرسه دلچسب و خوشایند نباشد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در منطقه‌ محروم که پا به دنیا بگذاری، خواسته یا ناخواسته در خانواده‌ای محروم قد می‌کشی، بخواهی یا نخواهی از در و دیوار شهر محرومیت می‌بارد و این محرومیت کودکی‌ات، دوران مدرسه‌ات و روزگار شیرین تحصیلت را تحت الشعاع قرار می‌دهد و نمی‌گذارد اوضاع آنگونه که می‌خواهی پیش برود.

شاید در رویاهایت، خود را در قامت یک دانشجو، مهندس، پزشک، معلم و کارمند تصور کنی که با تلاش و پشتکارت بخواهی فقر و محرومیت را به زانو درآوری اما یک جای کار می‌لنگد و هر چقدر هم تلاش می‌کنی، جغرافیای فقر و محرومیت نمی‌گذارد به پیشرفت برسی و در آخر تمام رویاهای کودکانه‌ات به دلیل فقر و محرومیت بر باد می‌رود و با رها کردن درس و مدرسه و رفتن به دنیای کار چه زود از همان کودکی مرد می‌شوی.

اول مهر که از راه می‌رسد، دانش‌آموزان مناطق محروم کشور نیز همانند سایر کودکان این سرزمین شور و شوق آموختن و رفتن به مدرسه در وجودشان لبریز می‌شود حتی اگر سهم آنها از کلاس درس و روزهای شیرین مدرسه دلچسب و خوشایند نباشد.

دانش‌آموزانی که باید در کپر درس بخوانند، آنهایی که در کلاس‌های خشتی و گلی حاضر می‌شوند،‌ دانش‌آموزانی که برف و باران زمستان آنها را خوشحال نمی‌کند و نگران چکه کردن سقف کلاس درس هستند و آنهایی که باید برای رسیدن به مدرسه کیلومتر‌ها راه بروند؛ هیچوقت از مدرسه و درس خواندن خسته نیستند.

دانش‌آموزان مناطق محروم و معلمانشان به این باور رسیده‌اند که حق آنها از روزهای تحصیل و عدالت آموزشی همین حد است و شاید به همین خاطر در سخت‌ترین شرایط باز هم درس و مدرسه را شیرین می‌بینند.

ماجرای دو برادری که با یک جفت کفش به مدرسه می‌آمدند

پرویز نارویی سرباز معلمی است که دو سال در شهرستان رودبار جنوب کرمان به عنوان معلم فعالیت داشت، معلمی که از نزدیک فقر و محرومیت دانش‌آموزانش را احساس کرد و فهمید که حتی اگر استعداد لازم را داشته باشی چگونه فقر و محرومیت سد راهت خواهد شد.

این سرباز معلم در رابطه با وضعیت دانش‌آموزان رودبار جنوب می‌گوید: برخی دانش‌آموزان واقعاً به لحاظ سطح هوشی در سطح بالایی قرار دارند اما فقر و محرومیت باعث می‌شود از تحصیل بازبمانند؛ در مدت فعالیت دو ساله‌ام به عنوان سرباز معلم در مناطقی تدریس کردم که فقر و محرومیتش بیداد می‌کرد.

 

به یاد دارم، دو دانش‌آموز برادر داشتم که به صورت نوبتی و یک روز در میان به مدرسه می‌آمدند وقتی کنجکاو شدم و ماجرا را پیگیری کردم متوجه شدم این دو برادر فقط یک جفت دمپایی دارند که هر روز یکی از آنها دمپایی را می‌پوشید و به مدرسه می‌آمد.

دانش‌آموزان این منطقه به دلیل فقر و محرومیت تا پایه ششم ابتدایی درس می‌خوانند و خانواده‌ها اجازه رفتن به دبیرستان در شهر دیگر نمی‌دهند چون پولی برای برای رفت‌وآمد، خرید کتاب و لوازم التحریر ندارند.

 کلاس درس در چادر یا زیر سایه درخت

فقر خانواده از یک طرف و فقر منطقه و مدارس از سوی دیگر؛ روزهای تحصیل این دانش‌آموزان را سخت کرده است.در دوران فعالیتم، کلاس‌های درسم زیر سایه درخت‌ها برگزار شد و در زمستان دانش‌آموزان از شدت سرما می‌لرزیدند برای تهیه چادر به فرمانداری مراجعه و چادری را برای دانش‌آموزانم تهیه کردم تا در چادر مشغول به تحصیل شوند.

الان هم که دوران دو ساله فعالیتم به عنوان سرباز معلم تمام شده است با وجود نیاز آموزش‌وپرورش این منطقه به نیرو، از پذیرش من ممانعت می‌کنند در حالیکه از نیروهای شرکتی و حق‌التدریس به عنوان معلم برای کلاس‌های درس استفاده می‌کنند.

 

 خانواده‌هایی که پول کتاب درسی را هم ندارند

روایت دوم ما در این گزارش، بازگو کردن شرایط تحصیل دانش‌آموزان مناطق محروم استان هرمزگان است. دانش‌آموزانی که همچون سایر هم سن‌وسالان خود در مناطق محروم، ازحق خود برای دست‌یابی به یک آموزش با کیفیت باز می‌مانند.

خانواده‌ها به دلیل فقر مطلق حتی توان خرید کتاب‌های درسی و لوازم التحریر فرزندانشان را ندارند و معلمان برای تهیه کتاب‌ دانش‌آموزان از خیران کمک می‌گیرند.

معلمی که در یکی از مناطق محروم استان هرمزگان فعالیت می‌کند، در این رابطه می‌گوید: بچه‌ها حتی برای خرید لوازم التحریر هم پول ندارند و معلم‌ها برای آنها دفتر و مداد می‌خرند در بحث لباس نیز وضعیت مناسبی ندارند. بچه‌ها در خانه با زبان محلی صحبت می‌کنند و با زبان فارسی آشنایی ندارند و اغلب روستاها نیز برق ندارند تا حداقل از تلویزیون زبان فارسی را یاد بگیرند در این وضعیت وقتی اول مهر به کلاس اول دبستان می‌آیند اصلا فارسی بلد نیستند و باید چقدر زمان بگذاریم تا به آنها فارسی یاد بدهیم. آموزش‌وپرورش دوره ۲۰ روزه را برای آموزش زبان فارسی برگزار می‌کند اما این مدت برای یادگیری کافی نیست.

این معلم می‌گوید: یک مدرسه با دو کلاس درس برای دانش‌آموزان داریم اما مدرسه برق ندارد و بچه‌ها باید در گرمای هوا تحصیل کنند؛ بچه‌ها دوست دارند به مدرسه بیایند اما خانواده قدرت خرید لوازم مدرسه را ندارد و برادر و خواهر یک دفتر مشق مشترک دارند.وضع مالی خانواده‌ها انقدر ضعیف است که دانش‌آموزان تغذیه‌ای را برای خوردن در زنگ تفریح ندارند و همین گرسنگی باعث می‌شود تا در ساعت مدرسه انرژی لازم را نداشته باشند.

دخترها را هم نمی گذارند درس بخوانند و آنهایی که خیلی روشنفکرتر هستند تا ششم ابتدایی درس می‌خوانند و بعد از آن ادامه نمی دهند و پسران هم تعداد کمی موفق به تحصیل در دبیرستان می‌شوند و به شغل نگهبانی یا چوپانی می‌روند؛ مسئولان نیز در ایام انتخابات آمدند و بین بچه‌ها مانتو و شلوار توزیع کردند اما دیگر هیچ کس از وضعیت نامطلوب آنها یاد نکرد.

این دانش‌آموزان برای ادامه تحصیل به همراهی و کمک خیران نیاز دارند و تا به امروز نیز با کمک خیران توانسته‌ایم هزینه‌های کتاب و لوازم‌التحریر آنها را تامین کنیم.

 

به هر حال با آمدن مهر، دانش‌آموزانی هستند که باید با فقر و محرومیت یک سال دیگر مشغول درس خواندن شوند و کودکان کار نیز با آمدن ماه مدرسه، دغدغه نان و معیشت برایشان کمرنگ نمی‌‌شود.اگرچه طبق قوانین کشور تحصیل تا پایان دوره عمومی (متوسطه اول یا همان راهنمایی سابق) اجباری است اما بسیاری از دانش‌آموزان برای کمک به خانواده و کاستن از بار هزینه‌ها از همان دوره ابتدایی ترک تحصیل می‌کنند.

علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در روز جهانی سوادآموزی در تاریخ ۱۹ شهریور امسال گفت:‌ اگر چه بازماندگی از مدرسه در کشور رو به کاهش است اما هنوز ۳۵ هزارکلاس اولی و تا کلاس ششم ۱۴۶ هزار دانش آموز بازمانده از تحصیل داریم که شاید ۵۰ درصد آنها مهمانان افغانستانی باشند.

و در آخر باید بپذیریم که با تمام تلاش‌ها و پیشرفت‌های حاصل شده واقعیت این است که هنوز هم تعدادی از کودکان به‌خصوص کودکانی که در شرایط سخت زندگی می‌کنند به‌دلایل مختلف موفق به اخذ شناسنامه و اوراق هویتی نشده و وضعیت آموزش آنها معلوم نیست. تعدادی از کودکان لازم‌التعلیم وارد مدارس نشده یا قبل از پایان دوره ابتدایی از چرخه آموزش خارج می‌شوند و همه اینها به آمار بی‌سوادان اضافه می‌شوند.

 

 

منبع: تسنیم

نوشته روزهای مدرسه در جغرافیای محرومیت اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۲ام مهر ۱۳۹۶ طراحی و معماری

عباس کاظمی/استاد دانشگاه


۱. فردا روز بازگشایی دانشگاه است، امید که روزی درب‌های دانشگاه برای عموم مردم بازگشایی شود. منظورم از بازگشایی برای عموم به معنای دعوت همه مردم برای درس خواندن و مدرک گرفتن نیست( این امر که الان هم به مدد تجاری‌سازی محقق شده است) بلکه منظور این است که  دانشگاه باید بخشی از فضای عمومی شهر باشد. در بسیاری از شهرها، دانشگاه‌ها یکی از قدیمی ترین مکانهایی‌اند که می‌توانند تاریخی بودن شهر را معنا کنند، ساختمان دانشگاه  ها بخشی از هویت شهر محسوب می‌شوند. اما  متاسفانه در ایران ، این ساختمان‌ها  و فضاهایی که دانشگاه‌ها دارند همیشه به عنوان فضای بسته و خصوصی درک شده اند، دانشگاه جایی صرفا برای ورود دانشجویان و استادان همان دانشگاه است.  حتی وقتی استادی اگر بخواهد وارد دانشگاهی دیگر شود باید احراز هویت شود. من همیشه وقتی که وارد دانشگاه تربیت مدرس می شوم حتی وقتی که به عنوان استاد مدعو در آنجا درس می دهم توسط نگاهبانان درب ورودی  مورد پرسش قرار می گیرم.  من از اینکه وارد پردیس اصلی دانشگاه تهران می‌شوم با اینکه روزگاری هیئت علمی آنجا بودم باید به نگهبانان نشان دهم برای چه کاری آنجا آمده‌ام.  بسیاری از استادان زن و  دانشجویان دختر برای ورود به دانشگاه دچار محدودیتهایی هستند ( گویا دانشگاه جایی کاملا مجزا  از خیابان و زندگی روزمره است) مگر دانشگاه چه چیزی جز کتابخانه، کلاس و استادان و دانشجویانش دارد؟ چرا باید دانشگاه ملکی خصوصی به مثابه یک برج تلقی شود که تنها ساکنان آن حق استفاده از آنها را داشته باشند؟ چرا درب دانشگاه‌ها به اندازه کافی  حتی برای سایر پژوهشگران، دانشجویان و علاقمندان گشوده نیست؟

این در حالی است که چند دهه است فضاهای دانشگاه برای تاجران و دلالان باز شده است و به سادگی  جایی برای اجاره دادن تالارها و کلاسها شده است. کنکوری ها برای نشستن در صندلی های دانشگاه، دانشگاه را تجربه کرده اند و سایر افراد  برای شرکت در کنفرانسها و برنامه های بیرون از دانشگاه،  فضای سالن‌های  اجاره ای دانشگاهی را تجربه کرده اند، اینها هیچکدام‌شان نشانه باز بودن فضای دانشگاه نیست، چرا که هیچ گاه خود دانشگاه موضوع توجه نبوده است.  متاسفانه مردم عادی از حضور در دانشگاه منع شده‌اند، دانشگاه نه تنها جایی برای مردم معمولی نیست بلکه سایر محققان و علاقمندان به آن نیز برای ورود بدان محدودیت‌هایی دارند.  دانشگاه بدین ترتیب به مثابه  فضای بسته  عمل می‌کند، و درست به همین دلیل رابطه‌اش را با زندگی روزمره، با نیازهای عملی مردم و مسایل و مشکلاتشان گسسته شده است.

ایده عمومی کردن دانشگاه‌ها نباید صرفا به گشودن درب دانشگاه‌ها برای سایر محققان  و دانشجویان تقلیل یابد بلکه باید دانشگاه جایی برای عموم باشد، برای آدمهایی که از سر کنجکاوی بخواهند درست مانند میدان شهر، یا سایر فضاهای شهری آن را ببینند. دانشگاه می‌تواند به فضای باز عمومی تبدیل شود، به جایی برای توریست ها، به جایی برای بازنمایی هویت شهری، جایی برای ثبت خاطرات جدید، جایی برای دیدن  و بازنمایی رویاهای جوانان ایرانی. 

تلقی دانشگاه به مثابه فضای باز عمومی، برای بسیاری از دانشگاه‌های بزرگ مانند دانشگاه تهران، دانشگاه شریف و یا امیرکبیر یا دانشگاه‌های مطرح در شهرستانها بیشتر از همه صدق می کند، جایی که ساختمان‌ها از معماری و هویت خاص خود برخورداند، جایی که تاریخ دارند، جایی که ادمها از وجب به وجبشان خاطره دارند. دانشگاه‌های بزرگ  باید از چنین استراتژی استقبال کنند، و وزارت علوم می‌تواند پیش رو تقویت چنین سیاست گذاری باشد تا سایر وزارتخانه ها در عمومی کردن برخی از مهمترین فضاهای تاریخی و مهم شان پیش قدم شوند.

مردم حق دارند تا دانشگاه‌های بزرگ‌شان را ببنند، مردم حق دارند که در دانشگاه چیزهای مختلفی از زندگی را تجربه کنند، تجربه در کتابخانه ها، کافه ها و فضای سبز و سایر فضاهای مهم شان از حقوق شهروندی است.  حضور عموم و در دسترس قرار گرفتن دانشگاه برای مردم بخشی از عدالت فضایی است که ما باید برای شهرهای مان درنظر بگیرم.

 

۲. در بسیاری از کشورهای دنیا به خصوص در دانشگاه‌های امریکایی، بازدید از دانشگاه ( همان طور که بازدید از فضاهای سیاسی مهم  مانند پارلمان ) به سادگی ممکن است. شما به سادگی می‌توانید از پردیس دانشگاه کلمبیا یا دانشگاه نیویورک دیدن کنید. اتوبوسهای توریستی به سادگی شما را به دانشگاه هاروراد یا ام آی تی در بوستون می برند،  یا اینکه شما به عنوان توریست می‌توانید یک روزتان را در پردیس دانشگاه ییل در نیوهون بگذرانید، از ساختمان‌هایش دیدن کنید، با دانشجویانش ارتباط بگیرید، استادانش را ببینید.  بخشی از این دسترسی  با برداشتن دیوارهای دانشگاه ممکن شده است. دیوارهای دانشگاه در ایران فقط دیوار به معنای ساده آن نیست. این دیوارها مرز بین جامعه و  آنچه آن را علم نامیده اند هستند. درواقع این دیوارها مرز بین واقعیت و جهانی تخیلی اند که ما آن را  دانشگاه می‌نامیم. دانشگاه، جهان در خود فروبسته‌ای است که از موضوعات موهوم سخن می‌گوید بدون انکه برایش مهم باشد جامعه به چه چیزهایی نیاز دارد. دانشگاه‌های ایرانی برای خودشان است که موضوعیت دارند: دانشگاه برای دانشگاه!

اگر دیوارهای دانشگاه‌ها برداشته شود مسایل دانشگاه هم تغییر خواهد کرد، شور زندگی بدان باز خواهد گشت، مردم عادی هر روز از درون آن بدان سمت خیابان عبور می کنند، شاید هم لختی در آن استراحت کنند، دانشجویان خود را ایزوله نخواهند کرد و استادان که صرفا بین فضای بسته خانه و فضای بسته محل کارشان تردد می‌کنند نیز شاید با جامعه آشتی کنند.

کاش اول مهری بیاید تا دانشگاه به روی عموم باز شود، نه برای تجارت و کسب مدرک بلکه برای دیدن و استفاده از آن فضا، حس گرفتن در آن و ملحق کردن آن به سایر بخش‌های زندگی روزمره ما.

منبع: کانال تلگرامی دکتر کاظمی

نوشته چرا باید دانشگاه بخشی از فضای عمومی شهر باشد؟ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.