جولای 2017 - صفحه 2 از 16 - فایر دیزاین




۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

سانتیاگو کالاتراوا (متولد ۲۸جولای ۱۹۵۱) یکی از مشهورترین و بحث برانگیزترین معماران امروز است که برای ساختمان‌های مجسمه گونه‌ی نئوفوتوریستی و جسورانه‌اش و همچنین طراحی بیش از ۵۰ پل در سرتاسر دنیا شناخته‌ شده‌است. کالاتراوا هم در غالب معمار و هم مهندس سازه آموزش دیده‌است. فرم‌ها و عناصر شاعرانه‌ی معماری کالاتراوا در جهان شناخته‌شده و تحسین برانگیزاند. در کارهای او هم قوانین فیزیک به چالش کشیده می‌شوند و هم نوعی حس جنبش به درون عناصرِ ساکن القا می‌شود. بلند پروازی‌های شاعرانه‌ی او در طراحیِ ساختمان‌ها و پل‌هایش کوله باری از تحسین‌های بین‌المللی را برای کالاتراوا به‌همراه داشته است. مهندس معمار و هنرمند اسپانیایی، شصت و یکمین برنده‌ی مدال طلای موسسه‌ی آمریکایی معماران AIA است که در ۱۱ فوریه ۲۰۰۵ طی مراسمی در موزه ملی ساختمان واشنگتن دریافت کرد.

۸ دلیلی که نشان می‌دهد چرا سانتیاگو کلاتراوا برنده‌ی جایزه برتر معماری اروپا شد[۱]

طی مراسمی که در طبقه دهم مرکز تجارت جهانی نیویورک برگزار شد؛ سانتیاگو کالاتراوا ( Santiago Calatrava ) به عنوان برنده‌ی جایزه برتر ۲۰۱۵ معماری اروپا معرفی شد. جایزه‌ توسط مرکز اروپایی طراحی هنر معماری، مطالعات شهری و موزه مدرسه شیکاگو اهدا شد. این جایزه، به افرادی تعلق می‌گیرد که به حفظ میراث معماری و تاریخ اروپا کمک می‌کنند. بیارک اینگلس، شرکت نروژی TYIN Tegnestue و Marco Casagrande، برندگان ادوار گذشته این جایزه هستند. سانتیاگو کالاتراوا، معروف‌ترین برنده این جایزه محسوب می‌شود. پروژه‌های خارق‌العاده او در سراسر اروپا و نقاط مختلف دنیا خودنمایی می‌کنند. دلایل زیر، علت تمایز او با دیگر همکارانش را اثبات می‌کند.

ترکیب معماری، هنر و مهندسی 

توانایی کالاتراوا در تبدیل یک زیرساخت حمل‌ونقل به یک نقطه نمادین شهر، شاید اصلی‌ترین نقطه قوت او باشد. در بین معماری‌های چشمگیر او، می‌توان از پل Chords در شمال بیت‌المقدس (کرانه‌ی باختری رود اردن) اشاره کرد. این پل، فقط یک نماد مدرن نیست؛ سیستم روشنایی پل، به حل بعضی از مشکلات ناشی از ترافیک کمک می‌کند.

پل Chords، سانتیاگو کالاتراوا / شمال بیت‌المقدس

پل Chords، سانتیاگو کالاتراوا / شمال بیت‌المقدس

پاسخی صحیح، به اقیلمی خاص

ساختمان نوآوری، علم و فناوری دانشگاه پلی تکنیک فلوریدا در اقلیمی نیمه حاره‌ای قرار دارد. بافت زیست‌محیطی ساختمان از طریق پوسته پویا آن، به‌خوبی مشهود است. ساختمان باله دار دانشگاه، نورگیری بزرگ دارد که یک سیستم هیدرولیک سایه‌انداز دارد و با آلاچیق‌های سفیدی احاطه شده که از شدت تابش نور خورشید به داخل ساختمان جلوگیری می‌کند.

ساختمان نوآوری، علم و فناوری دانشگاه پلی تکنیک فلوریدا، اثر سانتیاگو کالاتراوا

ساختمان نوآوری، علم و فناوری دانشگاه پلی تکنیک فلوریدا، اثر سانتیاگو کالاتراوا

طراحی جسورانه فراتر از سبک

بیشتر دوستداران معماری، ساختمان‌های کالاتراوا را از طریق فولاد سفید درخشان، بتن و اسکلت‌های خمیده می‌شناسند. این مرد اسپانیایی ثابت کرده که در صورت نیاز از سبک خود فاصله می‌گیرد. پل عابر پیاده شهر کلگری، از نظر اندازه نسبت به دیگر پل‌های جاده‌ای کالاتراوا کوچک‌تر است و در آن از خطوط قرمزی استفاده کرد که بارنگ‌های سبز و آبی پیرامون در تضاد است.

پل عابر پیاده‌ی شهر کلگری در ایالت آلبرتا، کانادا، اثر سانتاگو کالاتراوا

پل عابر پیاده‌ی شهر کلگری در ایالت آلبرتا، کانادا، اثر سانتاگو کالاتراوا

درآمیختگی فرم و عملکرد در مقیاسی بزرگ

اگرچه کالاتراوا به خاطر ساختارهای مجسمه‌ای بزرگ مشهور است اما نشان داده که حتی در طرح‌های نمادین نیز از کارایی غفلت نکرده است. ایستگاه راه‌آهن لیژ بلژیک، مثالی خوبی در این زمینه است. یک طاق عظیم که از دنده‌های سفید تشکیل شده و در کنار ایجاد یک ورودی فاقد ستون، دروازه‌ای کاربردی و دیدنی نیز بر روی توریست‌ها باز کرده است.

ایستگاه راه‌آهن لیژ بلژیک، اثر سانتیاگو کلاتراوا

ایستگاه راه‌آهن لیژ بلژیک، اثر سانتیاگو کلاتراوا

قدرت یک شبح پنهان

طرح مراکز حمل‌ونقل، از ایستگاه قطار تا فرودگاه، تأثیری مثبت و به‌یادماندنی روی شهرهای مختلف دنیا گذاشته است. کالاتراوا، این اصل را بهتر از هر کسی می‌داند. او این اطمینان را به وجود آورده که  هر شخصی به لیون سفر کند؛ ساختمان شبح مانند ایستگاه قطار سنت اگزوپری و فرودگاه لیون را به خاطر خواهد سپرد. جهش ناگهانی بام سیاه ساختمان مانند منقار پرنده است. این ساختمان در سال ۱۹۹۴ افتتاح شد.

ایستگاه قطار سنت اگزوپری و فرودگاه لیون، اثر سانتیاگو کالاترhوا

ایستگاه قطار سنت اگزوپری و فرودگاه لیون، اثر سانتیاگو کالاترhوا

طراحی فراتر از انتظار

کالاتراوا را با طراحی ساختمان‌های عمومی می‌شناسیم؛ چه یک ساختمان هنری مانند موزه میلواکی و چه دانشگاه فلوریدا. علاوه بر این، او اثبات کرده که در پروژه‌های رقابتی تجاری و مسکونی نیز موفق است. شکل غیرعادی برج مالمو، زمانی که ده سال پیش افتتاح شد؛ اولین برج پیچشی دنیا محسوب می‌شد و موفق به دریافت جوایز متعددی شد.

ساختمان تجاری اثر سانتیاگو کالاتراوا

ساختمان تجاری اثر سانتیاگو کالاتراوا

طراحی در میان جنگلی از ساختمان

هرچند که کالاتراوا، گاهی با سایت‌های باز و بدون مانع مواجه بوده، گاهی نیز با چالش‌های فیزیکی یا سیاسی نیز روبه‌رو بوده است. شاید چالش‌برانگیزترین پروژه او، مرکز تجارت جهانی PATH باشد که در دل جنگلی از ساختمان‌های بلند قرار گرفته است.

مرکز تجارت جهانی PATH، اثر سانتیاگو کالاتراوا

مرکز تجارت جهانی PATH، اثر سانتیاگو کالاتراوا

ترکیب سنت و معماری

بیشتر پل‌های کالاتراوا، به عنوان شاهکار معماری دیده می‌شوند اما کالاتراوا می‌تواند هنگام مواجه با چالش ترکیب بافت تاریخی و طراحی مدرن، رویکردی ظریف پیدا کند. نتیجه طرح او برای پل کانال بزرگ ونیز، بر اساس شفافیت، انعکاس و نور شکل گرفته است.

 پل کانال بزرگ ونیز، اثر سانتیاگو کالاتراوا

پل کانال بزرگ ونیز، اثر سانتیاگو کالاتراوا

جدیدترین آثار سانتیاگو کالاتراوا

رونمایی کالاتراوا از طرح نجومی در گرینویچ پنینسولا لندن
برج نظاره‌ی دبی

پی‌نوشت

[۱] ترجمه شده در وب‌سایت masahat

منبع

architizer

[۱] ترجمه شده در وب‌سایت masahat

نوشته سانتیاگو کالاتراوا، معماری و فراتر از آن اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع
  • تاریخ‌های مهم و جوایز
  • نهاد اجرایی

موضوع کلی مسابقه:

هدف از برگزاری مسابقه «نمایش»، رسیدن به طرحی جایگزین برای موزه، به‌عنوان مکانی برای نمایش مفاهیم، آثار و یا اشیاء مورد نظر است. از شرکت‌کنندگان خواسته شده است تا این بار با مضمون موزه، پروژه‌ای خلاقانه و غیر‌معمول طرح‌ریزی کنند که اصول اولیه‌ی ایده‌ی موزه‌های امروزی را زیر سوال ببرد.

تا به امروز طراحی و معماری بسیاری از پروژه‌ها، تجربه‌های جدیدی از آن چه که موزه نامیده می‌شود ارائه کرده‌اند؛ مثل دادن ماهیت هنری به معماری موزه یا ارائه مدل‌های جدید تعامل و تجربه بازدید برای عموم.

طرح‌های پیشنهادی شرکت‌کنندگان می‌تواند یک وسیله، یک نیمکت، مبل یا صندلی، طراحی فضای داخلی موزه، غرفه، ساختمان یک موزه و یا یک طرح شهری باشد. انتخاب مقیاس طراحی، مکان و سایت پروژه و ابعاد برنامه بر عهده شرکت‌کننده است.

شرایط شرکت‌کننده‌ها:

شرکت‌کنندگان می‌توانند به صورت انفرادی و یا گروهی (در قالب تیم‌هایی با حداکثر ۵ عضو) در این مسابقه شرکت کنند.

زبان شرک در مسابقه:

انگلیسی

مهلت نهایی ثبت‌نام:

آخرین مهلت ثبت‌نام: ۲۷ اگوست ۲۰۱۷ (۵ شهریور ۱۳۹۶)
آخرین مهلت ارسال آثار: ۳۱ اگوست ۲۰۱۷ (۹ شهریور ۱۳۹۶)

اطلاعات بیشتر

تقویم:

 

تاریخ

هزینه‌ی ثبت‌نام

میلادی

شمسی

یورو

تومان

ثبت‌نام زودهنگام

۱۶ ژوئن – ۱۵ جولای ۲۰۱۷

۲۵ خرداد – ۲۴ تیر ۱۳۹۶

۴۵ یورو

۱۸۵هزار تومان

ثبت‌نام استاندارد

۱۶ جولای – ۱۵ اگوست ۲۰۱۷

۲۵ تیر – ۶ مرداد ۱۳۹۶

۶۰ یورو

۲۴۵ هزار تومان

ثبت‌نام دیر

۱۶ اگوست – ۲۷ اگوست ۲۰۱۷

۲۵ مرداد – ۵ شهریور ۱۳۹۶

۷۵ یورو

۳۱۰ هزار تومان

مهلت ارسال آثار

۳۱ آگوست ۲۰۱۷

۹ شهریور ۱۳۹۶

   

جوایز:

سه نفر برتر، هر کدام ۱۰۰۰ یورو حدود ۴ میلیون تومان

۹ لوح تقدیر

 

Non Architecture Competitions

نوشته مسابقه‌ی نمایش: آلترناتیوی برای موزه اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع
  • تاریخ‌های مهم و جوایز
  • نهاد اجرایی

 

مسابقه‌ی سالانه‌ی آسمان‌خراش، که از ۲۰۰۶ شروع شده است، یکی از معتبرترین جوایز برای معماری مرتفع در جهان است. این مسابقه به طرح‌های می‌پردازد که پیشنهادی نوین و بدیع با استفاده از تکنولوژی‌ها، مصالح، برنامه، زیبایی‌شناسی، و سلسله‌مراتب فضایی نوین به‌همراهِ مطالعه‌ی درباره‌ی جهانی‌سازی، انعطاف‌پذیری، تطابق‌پذیری، و انقلاب دیجیتالی در طراحی آسمان‌خراش ارائه دهد. این رقابت جایی است برای بررسی رابطه‌ی آسمان‌خراش و دنیای طبیعی، آسمان‌خراش و اجتماع، و آسمان‌خراش و شهر.

شرکت‌کنندگان باید پیشرفت‌ها در تکنولوژی، سیستم‌های پایدار، و شیوه‌های جدید شهرسازی و معماری برای حل کردن مسائل اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگیِ شهر معاصر که شامل کمبود منابع طبیعی و زیرساخت، و رشد فزاینده‌ی جمعیت، آلودگی، اختلافات طبقاتی، و رشد افقی شهری بی‌برنامه.

هیچ محدودیتی در سایت، برنامه یا اندازه وجود ندارد. هدف این است که حداکثر آزادی به شرکت‌کنندگان اعطا شود تا بدون تحدید به خلاقانه شیوه‌ی ممکن کار کنند. آسمان‌خراش قرن ۲۱ام چیست؟ مسئولیت‌های تاریخی، کانتکست‌مند، اجتماعی، شهری، و زیست‌محیطی این ابرسازه‌ها چیست؟

مجله‌ی «eVolo» متعهد شده است که تخیلِ طراحانِ سراسر جهان را به تهییج درآورد و تحریک کند – متفکرانی که گفتمان جدیدِ معمارانه‌ی پیرامون اقتصادی، محیط‌زیست، فکری، و ادراکی به‌وجود می‌آورند که در نهایت نگاه ما را به آسمان‌خراشِ معاصر، تاثیر آن بر برنامه‌ریزی شهری، و بهبود شیوه‌ی زندگی‌هایمان دگرگون می‌کند.

ضوابط

  1. زبان این مسابقه انگلیسی است
  2. هزینه‌ی ثبت‌نام بازگردانده نمی‌شود
  3. مجله‌ی «eVolo» در نقش برگزار کننده‌ی مسابقه حق دارد تقویم مسابقه را در صورت نیاز تغییر دهد
  4. در صورت احراز تخلف، شرکت‌کننده مردود خواهد شد
  5. شرکت‌کردن به منزله‌ی پذیرفتن تمامی قوانین است

مدارک ارسالی

این مسابقه دیجیتالی است و نیازی به ارسال نسخه‌ی چاپی نیست.

دو شیت با اطلاعات طرح که شامل نقشه‌ها، مقاطع، و پرسپکتیو‌ها می‌شود. شرکت‌کنندگان می‌توانند هر اطلاعاتی که فکر می‌کنند لازم الصاق کنند. این شیت‌ها باید ۲۴ اینچ در ۴۸ اینچ باشند و افقی. رزولشن شیت‌ها باید ۱۵۰ dpi به‌صورت RGB در فرمت JPG باشند.

شرایط شرکت‌کنندگان

معماران، دانشجویان، مهندسان، و طراحان همگی برای شرکت در این مسابقه آزاد هستند. پیشنهاد می‌کنیم تیم‌های چندرشته‌ای داشته باشید.

  • شرکت‌کنندگان باید تا ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸ برابر ۳ بهمن ۱۳۹۶ ثبت‌نام کنند
  • هر ثبت‌نام برای شرکت دادن یک پروژه است
  • شرکت‌کنندگان می‌توانند چندین طرح ارسال کنند ولی باید برای هرکدام ثبت‌نام جداگانه‌ای داشته باشند
  • تعداد اعضای تیم‌ها محدودیتی ندارد. افراد به‌صورت انفرادی نیز می‌توانند شرکت کنند

اطلاعات بیشتر

تقویم:

 

تاریخ

هزینه‌ی ثبت‌نام

میلادی

شمسی

دلار

تومان

ثبت‌نام استاندارد

۱۰ جولای تا ۱۴ نوامبر ۲۰۱۷

۱۹ تیر تا ۲۳ آبان ۱۳۹۶

۹۵

۳۶۰ هزار

ثبت‌نام دیر

تا ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸

تا ۳ بهمن ۱۳۹۶

۱۳۵

۵۱۰ هزار

آخرین مهلت ارسال آثار

۶ فوریه ۲۰۱۸

۱۷ بهمن ۱۳۹۶

 

اعلام برندگان

۱۰ آوریل ۲۰۱۸

۲۱ فروردین ۱۳۹۶

جوایز:

  • ۵ هزار دلار حدود ۱۹ میلیون تومان
  • ۲ هزار دلار حدود ۷٫۵ میلیون تومان
  • هزار دلار حدود ۳٫۸ میلیون تومان

برندگان و تقدیرشدگان در eVolo و چند مجله‌ی بین المللی منتشر خواهند شد. همچنین، نتایج در نشریات آنلاین معتبر معماری و طراحی به‌علاوه‌ی رسانه‌هایی چون «The Wall Street Journal» و « the Huffington Post » منتشر می‌شوند.

eVolo Magazine

نوشته مسابقه‌ی آسمان‌خراش eVolo 2018 اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

مسابقه شهریاد آزادی کرمان یکی از غم انگیزترین تجربه‌های مسابقات معماری در چند سال اخیر است. مسابقه ای که در اواخر سال ۹۵ داوری شد اما بر خلاف رویه معقول به جای اعلام اسلامی برندگان، به اعلام ۱۰  طرح برگزیده متوقف شده و مسکوت واقع شد. هزینه گزاف ثبت نام که رقمی قریب به ۳۰ میلیون تومان را عاید برگزار کننده کرده، ادعای مالکیت مادی و معنوی بر تمام طرح‌های ارسالی و سردرگمی و بی‌فرجامی مسابقه همه از عواملی است که سبب رواج گفت‌وگوهای غیر رسمی و شایعاتی تلخ پیرامون مسابقه شده است. پایگاه رویدادهای معماری بنا بر مشی حرفه‌ای، سعی داشته تا با طرفین مختلف این موضوع گفت‌وگویی رسمی داشته باشد که با وعده‌های بی سرانجام و یا امتناع و بهانه‌گیری مواجه شده است. تلاش‌های این پایگاه در این جهت مستند و قابل ارائه است. با این حال طرفین اصلی این ماجرا در گفت‌وگوهای غیر رسمی مواردی را علیه یکدیگر مطرح می‌‌کنند که برای صحت هر کدام نیز شواهدی وجود دارد و هر دو سمت نیز همدلی مخاطب را بر می‌انگیزاند. لیکن به نظر می‌رسد تا زمانی که این دو روایت از موضوع کامل و آشکار در کنار یکدیگر طرح نشود، نه ابهامی از وضعیت رخ داده برطرف خواهد شد و نه فرجامی برای مسابقه قابل تصور است.

روایت اول

داوران داوری را به سرانجام رسانده‌اند. یعنی نه تنها به ده نفر نهایی رسیده‌اند، بلکه نفرات اول تا سوم را نیز مشخص ساخته‌اند. در این بین به این علت که برگزار کننده مسابقه که حضور او و دیگران در اتاق ژوری خود باید محل تأمل و اعتراض قرار گیرد، از نتیجه داوری خرسند نبوده‌اند و گویا گرایش فردی و یا سازمانی به طرح خاصی داشته‌اند، از اعلام نتایج جلوگیری کرده و با این بهانه که نتایج باید به تأیید استانداری برسد، که بدعتی نادرست و آسیب‌زا به نظر می‌رسد، تنها به اعلام ده طرح برگزیده رضایت داده‌اند و در حال اتلاف وقت به سر می‌برند تا بتوانند طرح مورد نظر خود را به کرسی بنشانند. برگزاری جلسه‌ای با حضور استاندار، شهردار و مدیران شهری برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی طرح منتخب خود سندی بر این مدعا شمرده می‌شود.

روایت دوم

مدیر مسابقه که عضویتش در هیات داوران احتمال تضاد با آیین نامه مسابقات را نیز به همراه دارد، در تخلفی آشکار، اطلاعاتی حیاتی و تاثیرگذار را در اختیار یکی از گروه‌های شرکت کننده قرار داده است و در توجیه این امر چنین بیان می‌کند که این به سبب مطالبه‌ی این گروه بوده و اگر این مطالبه از جانب گروه‌های دیگر نیز صورت می‌گرفت، مجاب واقع می‌شد. برگزار کننده مسابقه، زمانی که متوجه می‌شوند مدیر مسابقه با منحرف کردن جریان داوری در حمایت آشکار از طرح این گروه و تغییر الویت‌ها و ارزش‌های داوری قصد دارد تا این طرح را به کرسی بنشانند، نسبت به این امر معترض شده و جلسه داوری ناتمام باقی می‌ماند و داوران تنها به اعلام ده طرح برگزیده بسنده می‌کنند و پس از آن نیز در مقابل این موضوع سکوت می‌کنند. نظر به از هم پاشیدگی ساختار داوری در این وضعیت، برگزار کننده قصد دارد خود راساً تصمیم گرفته و قریب به شش ماه است که این تصمیم گیری به طول انجامیده است.

پایگاه رویدادهای معماری علاقه دارد بدون هیچگونه جانبداری از طرفین موضوع و صرفاً مبتنی بر شواهد، نسبت به انعکاس هم نظر و خبری اقدام کند. درج این دو روایت از این رو صورت می‌پذیرد تا به مثابه یک دعوت برای گفت‌وگو، برگزارکننده و مدیرمسابقه را نه در دو سوی میز، بلکه در یک سوی میز در کنار یکدیگر بنشاند تا گره‌ای از جریانی بگشاید که سبب دلسردی، نا امیدی و بدبینی در میان جریان فعال حرفه ای معماری و شهرسازی کشور شده است. امید است که این فراخوان از جانب این بزرگواران با استقبالی احسن و اسرع مواجه شود.

نوشته دو روایت نامعتبر درباره‌ی مسابقه شهریاد آزادی کرمان اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

ابرشهرهای مختلف جهان با الگوبرداری از تغییراتی که یک دهه پیش با پذیرش «اثر  معکوس بزرگراه‌سازی درون شهری»، در دستور کار شهرداران چند شهر پیشرفته قرار گرفت، در حال حاضر یکی پس از دیگری، شاهد اجرای طرح نجات شهروندان از «مزاحم حرکت» در شهر هستند.

بررسی‌ها از میزان توجه حکومت‌های محلی به «بازخوردهای منفی از شهرهای خودرومحور» نشان می‌دهد: رفع دو چالش «حرکت در شهر» و «کیفیت زندگی در شهر» با یک اصلاح اساسی در محتوای سیاست منسوخ توسعه شهر برای خودروها، به اقدام شاخص مدیریت شهری در عمده ابرشهرها تبدیل شده است. مأموریت اصلی، «احیای شهرهای پیاده‌محور» و توقف کامل ساخت «بزرگراه» به‌عنوان مزاحم حرکت روان شهروندان، است به‌طوری که در شهرهای بزرگ کشورهایی همچون آمریکا، کانادا، کره و برزیل، «پیاده‌رو»ها جایگزین بزرگراه‌ها شده‌اند.

تا اوایل قرن بیست و یکم، تصور می‌شد ساخت بزرگراه‌های درون شهری، جابه‌جایی در شهرها را تسهیل می‌کند و هزینه‌های نجومی این قبیل پروژه‌های عمرانی، به نفع شهر و شهروندان تمام می‌شود اما قفل ترافیکی در بزرگراه‌ها و سرایت آن به سایر شریان‌های حرکت خودرو در شهر، در نهایت، این معابر را به مزاحمان قطعی حرکت شهروندان تبدیل کرد. طرح تبدیل شهرهای خودرومحور به شهرهای پیاده‌محور، مطابق پژوهش‌های یک شهرساز آمریکایی، از مسیرهایی همچون «افزایش هزینه و ریسک سفر با خودروی شخصی در کوتاه‌مدت» و «تقویت شبکه ترکیبی حمل‌ونقل عمومی و پیاده»، اجرا شده است. در این طرح، با دوربرگردان حکومت‌های محلی برای دسترسی به شهر پیاده‌محور، در عمل، «کلان‌شهرهای ضدانسان»، با اقداماتی در جهت مهار تقاضای سفر با وسایل نقلیه شخصی، به تدریج، به «شهرهای دشمن خودرو» تغییر چهره پیدا می‌کنند. مهم‌ترین دستاورد این تغییر، بازگشت «آسایش و تسهیل حرکت» به شهرهای بزرگ است.

این طرح با ۵ پاتک به «مزاحم حرکت در شهر» قابل تحقق است که به ترتیب شامل، «اخذ عوارض ازدحام در بزرگراه‌های پرتردد»، «تبدیل تدریجی برخی بزرگراه‌ها به کوچک‌راه‌ها از طریق کاهش عرض معابر حرکت خودرو به نفع ساخت پیاده‌رو»، «کاهش مساحت پهنه‌های با کاربری انبوه مسکونی و تجاری به فضاهای باز برای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری»، «مناسب‌سازی فصلی پیاده‌راه و چشم‌نواز کردن نمای اطراف مسیرهای حرکت پیاده» و همچنین «ایجاد شبکه ترکیبی مترو-پیاده‌راه» می‌شود. در تهران به‌رغم بروز علائم روشن از شیوه غلط «توسعه بزرگراه‌ها به جای حمل‌ونقل عمومی»، شهر کماکان در خدمت خودروها قرار دارد.

در تهران متوسط سرعت حرکت خودرو از ۲۷ کیلومتر در اوایل دهه ۹۰ به ۲۵ کیلومتر در حال حاضر کاهش یافته در حالی‌که صدها کیلومتر مسیر تردد خودرو به شهر اضافه شده است.

پیش به‌سوی شهرهای «پیاده‌محور»

پرسش بسیار مهمی که ذهن بسیاری از مدیران و طراحان شهری را در ادوار مختلف به خود مشغول کرده این است که ساختار شهرها باید چگونه باشد؟ بر اساس مطالعات صورت گرفته و تجارب به‌دست آمده شهرهای ایده‌آل برای سکونت ویژگی‌های بسیاری دارند که برای تشریح هر یک از آنها نیاز به گزارشی مفصل است. در این رابطه اما یکی از جدیدترین ویژگی‌هایی که برای شهرها مطرح می‌شود، «پیاده‌محور» بودن آنهاست. تاکنون طراحی بسیاری از شهرهای جهان به‌گونه‌ای بوده است که رفت‌وآمد خودروها در آنها با سهولت بیشتری انجام پذیرد. جاده‌های عریض، پیاده‌روهای باریک، فضاهای سبز پراکنده و محوطه‌های پارکینگ چندهزار متری همه و همه شهرها را به مکان‌هایی دوستدار خودرو تبدیل کرده است. خودروها که زمانی برای سهولت رفت‌وآمد و بهره‌مندی از آزادی بیشتر طراحی شده بودند، این روزها به منبع اصلی آلودگی هوا، اتلاف وقت و تهدید جان انسان‌ها تبدیل شده‌اند. امروزه بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند. شهرهایی که ساکنان آنها تا حد زیادی به ماشین‌ها وابسته‌اند. اما زمان آن فرا رسیده است تا با بازطراحی شهرها، ساختار آنها به‌گونه‌ای شود که اولین انتخاب افراد برای سفرهای درون شهری‌شان «پیاده‌روی» باشد. در این رابطه جف اسپک، طراح و برنامه‌ریز با سابقه حوزه شهری کتابی را با عنوان «شهر پیاده‌محور: چطور مراکز شهری می‌توانند آمریکا را نجات دهند» نوشته است که در آن به‌طور مفصل ویژگی و قدم‌های دستیابی به شهرهای «پیاده‌محور» را تشریح کرده است.

پیاده‌روی، قدیمی‌ترین و شاید ابتدایی‌ترین شکل حمل‌ونقل انسان‌ها است. بسیاری از ما روزانه در سفرهای خود از این روش استفاده می‌کنیم. در واقع هرکسی برای رسیدن به خانه و محل کار یا به منظور ورزش و تفریح، در مسافت‌های کوتاه یا طولانی اقدام به پیاده‌روی می‌کند؛ بنابراین رسیدن به درکی کامل از مفهوم «پیاده‌روی» می‌تواند کمک بسیاری در تغییر شهرهایمان به محل‌هایی پیاده‌محور کند. اگر دنبال شهرهای «پیاده‌محور» هستیم باید در طراحی‌های شهری تجدیدنظر شود. بر این اساس باید، پهنه اختصاص یافته به کاربری ساختمان‌ها و مجتمع‌های ساختمانی و تجاری، کوچک‌تر و خیابان‌های مختص تردد خودروها، باریک‌تر شوند و فضاهای بیشتری در اختیار دوچرخه‌سواران و افراد پیاده قرار گیرد. در واقع امروزه عوامل متعددی باعث شده‌اند افراد جامعه به استفاده از خودروهای خود و کنار گذاشتن عادت پیاده‌روی تشویق شوند. جف اسپک در کتاب خود ۹ عامل را برای رسیدن به شهرهای «پیاده‌محور» معرفی کرده که به این شرح است:

کنار گذاشتن ماشین‌ها

در اولویت قرار دادن خودروها برای سفرهای درون شهری صدمات جبران‌ناپذیری به شهرها وارد ساخته است. بخشی از این امر  به آن خاطر است که مهندسان و مدیران شهری یک واقعیت را نادیده گرفته‌اند: افزایش ظرفیت جاده‌های درون شهری علاوه بر اینکه به کاهش حجم ترافیک کمک نخواهد کرد، بلکه باعث افزایش آن و تشویق به استفاده بیشتر از خودرو نیز خواهد شد. از طرفی دیگر تقاضای القایی ناشی از ساخت جاده‌ها تنها محدود به آزادراه‌ها نمی‌شود، بلکه در مناطق مرکزی شهرها و در محل‌های مسکونی نیز جایگزین کردن خیابان‌ها به‌جای فضاهای پیاده‌روی می‌تواند به افزایش حجم ترافیک منجر شود. یکی از راهکارهایی که برای کاهش حجم ترافیک و استفاده از خودروی شخصی ارائه می‌شود وضع «عوارض ازدحام» برای کنترل جریان ترافیک خودرو در معابر شلوغ است. گرچه تجارب استفاده از این روش در برخی از شهرها موفقیت‌آمیز بوده است، اما برقراری تعرفه‌های ترافیکی راه‌حلی کوتاه‌مدت محسوب می‌شود. در این رابطه یکی از راهکارهای بلندمدت و پایدار برای تشویق به استفاده کمتر از خودروی شخصی و انتخاب پیاده‌روی در سفرهای روزانه، توسعه فضاهای مناسب و منحصر به پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری است.

حمایت تمام‌عیار از پیاده‌روی

افزایش و بهبود وضعیت جاده‌های شهری به‌طور قطع باعث افزایش حجم ترافیک و سرعت خودروها خواهد شد؛ بنابراین در راستای حرکت به‌سوی جاده‌های کم‌ترافیک و تشویق افراد به پیاده‌روی و استفاده از حمل‌ونقل عمومی باید در شهرها، جاده‌هایی باریک (کوچک‌راه) و دوطرفه جایگزین بزرگراه‌ها و خیابان‌های یک طرفه شوند. در این رابطه جف‌اسپک به دو نکته جالب در کتاب خود اشاره می‌کند: نخست او معتقد است که در برخی از خیابان‌ها باید علائم و توضیحات جاده‌ای برداشته شوند؛‌ چراکه خود رانندگان تشخیص می‌دهند زمانی که احتمال بروز حادثه وجود دارد، باید سرعت خود را کاهش یا مسیر خود را تغییر دهند؛ دوم، او با ایده پارکینگ‌های کنار جاده‌ای موافق است؛ چرا که معتقد است ماشین‌های پارک‌شده کنار خیابان‌ها می‌توانند عابران پیاده را از خطرات ترافیک جاده‌ای محفوظ بدارند.

شکل‌دهی فضاها

فضاهای شهری باید به‌گونه‌ای طراحی شوند تا عابران پیاده در شرایط جوی و محیطی مختلف راغب باشند روش پیاده‌روی را  برگزینند. در واقع امنیت و آرامش شهروندان در طول مسیر پیاده‌روی از نکات مهمی است که در انتخاب آنها در روش رسیدن به مقصد بسیار اثرگذار است.

کاشت درخت و ایجاد فضای سبز

بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، حجم درختان کنار جاده‌ای با کاهش تعداد تصادفات رابطه مستقیم دارد. با این حال  برخی از مسوولان حمل‌ونقل عمومی ادعا می‌کنند که درختان کنار جاده باعث محدود کردن میدان دید می‌شود. در این رابطه جف اسپک در کتاب خود می‌نویسد که کاشت درختان در فضاهای شهری علاوه بر کاهش تصادفات جاده‌ای مزایای بی‌شمار دیگری نیز دارد. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از: خنک‌کننده طبیعی، کاهنده آلودگی هوا و تقاضای انرژی برای دستگاه‌های تصفیه، کاهش اثرات توفان‌ها، سیلاب‌ها و…

ساختمان‌هایی با ظاهر چشم‌نواز

علاوه بر محیط امن و آرام، فضاهای پیاده‌روی چشم‌نواز که توجه عابران را به خود جذب می‌کند می‌تواند به گرایش  افراد به پیاده‌روی کمک کند. درواقع این مورد بیشترین وابستگی را به طراحی دارد. ساختمان‌های مسکونی، اداری و تجاری شکیل با پنجره‌های تمام‌قد رو به پیاده‌روها و درحالی‌که که تمام جزئیات معماری در آن‌ها رعایت شده، می‌تواند برای عابران منظره‌ای دل‌نشین بیافریند.

حجم مناسب پارکینگ‌ها

وجود جای پارک کافی، باعث تشویق افراد به استفاده از خودروی شخصی خواهد شد. در حال حاضر در برخی از شهرهای جهان مازاد عرضه بسیاری برای جاهای پارک وجود دارد، جاهای پارکی که قیمت‌گذاری آن‌ها کمتر از حد معقول است. بخشی از این مازاد عرضه به خاطر قوانین الزام‌آوری است که حداقل تعداد پارکینگ برای ساختمان‌ها مشخص کرده‌اند. در این رابطه کارشناسان و طراحان حوزه شهری پیشنهاد می‌کنند تا برای مجموعه‌ای از ساختمان‌ها یا مجتمع‌های اداری یک پارکینگ مشترک احداث شود. همچنین پیشنهاد می‌شود تا قیمت‌گذاری جاهای پارک در سطح بالاتری صورت گیرد به‌خصوص پارکینگ‌هایی که از موقعیت ویژه‌ای برخوردارند.

حمل‌ونقل مناسب

همان‌گونه که شهرهای «پیاده‌محور» از حمل‌ونقل مناسب بهره می‌برند، شبکه حمل‌ونقلی نیز کاملاً به ویژگی «پیاده‌محوری» وابسته  است. یکی از مثال‌ها در این زمینه، تجربه ناموفق احداث قطارهای برقی سطح شهر در دالاس آمریکا است. در این رابطه عواملی همچون تراکم پایین سکونت، حجم بالای جاهای پارک، مسیرهای پراکنده در مناطق پرازدحام شهری، خدمات ناکافی و نبود استفاده ترکیبی از فضاها باعث شکست چنین پروژه‌ای شد؛ بنابراین هم‌زمان با توسعه حمل‌ونقل عمومی،‌ باید محرک‌های استفاده از حمل‌ونقل شخصی، محدود شود و تغییر فاز حرکت در شهرها، درنهایت، پیاده محوری را هدف قرار دهد.

استقبال از دوچرخه‌ها

آمستردام شهری است با جمعیت ۷۸۳ هزارنفری که روزانه چهارصد هزار نفر از ساکنان آن از دوچرخه استفاده می‌کنند. یکی از  قدم‌هایی که درزمینه‌ی رسیدن به شهرهای «پیاده‌محور» باید برداشته شود، تلاش برای فراگیر کردن فرهنگ دوچرخه‌سواری است. با فراگیر شدن دوچرخه‌سواری در شهرها، شاهد کند شدن ترافیک جاده‌ای خواهیم بود؛ بنابراین جف اسپک در کتاب خود به مدیران شهری پیشنهاد می‌کند تا به‌جای استفاده از خطوطی باریک و مجزا در کنار جاده‌ها، جاده‌های اصلی در اختیار دوچرخه‌سواران قرار گیرد؛ چراکه در این حالت افراد رغبت بیشتری به استفاده از دوچرخه نشان خواهند داد.

استفاده ترکیبی

بر اساس تحقیقات صورت گرفته، شهرهایی که استفاده‌های متنوع از فضای محله‌ها دارند، به‌طور معناداری آمار پیاده‌روی در آن‌ها بالاتر است. در این شهرها، شبکه ترکیبی از حمل‌ونقل عمومی و پیاده‌روی،‌ برای عبور و مرور ساکنان تدارک دیده‌شده است.

«پیاده‌محور»ترین شهرهای جهان

بر اساس فهرست پیاده‌محورترین شهرهای آمریکا که از سوی پایگاه اینترنتی «والک اسکور» منتشرشده است، شهر نیویورک با کسب امتیاز ۹/ ۸۸ (بین صفر تا صد)، پیاده‌محورترین شهر آمریکا در سال ۲۰۱۶ لقب گرفت. همچنین این شهر با داشتن امتیاز ۸۴ در بخش حمل‌ونقل، رده نخست این حوزه را نیز در میان کشورهای آمریکایی به خود اختصاص داده است. همچنین پایگاه اینترنتی «د کالچر تریپ» در رتبه‌بندی دیگر، ۱۰ شهر برتر جهان درزمینه‌ی شهرهای پیاده‌محور را معرفی کرده است. بر این اساس، ۱۰ شهری که پیاده‌روی، بیشترین رواج را در آن‌ها دارد عبارت‌اند از: فلورانس (ایتالیا)، نیویورک (آمریکا)، مراکش (مراکش)، پاریس (فرانسه)، ونکوور (کانادا)، بوینس آیرس (آرژانتین)، دوبرونیک (کرواسی)، ملبورن (استرالیا)، بوستون (آمریکا) و وینتیان (لائوس).

منبع

دنیای اقتصاد

نوشته پیاده‌محوری جایگزین بزرگراه‌ در ابرشهرها اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

  • موضوع و سخنران
  • زمان و مکان برگزاری
  • برگزارکننده
قصه شهر بیست و پنجم
مضوع:
شهر هوشمند؛ شهر داده محور
سخنران:
نشید نبیان/ دکترای طراحی از دانشگاه هاروارد

زمان: ۱۰ مردادماه ۱۳۹۶
مکان: سنباد ۴۱، چهارراه اول، سمت‌راست، پژوهشکده ثامن

پژوهشکده ثامن

نوشته نشست شهر هوشمند اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

عبارت طراحی ایرانی ، اصطلاحی است برای بیان نقش آفرینی در حوزه فرهنگی، هنری و تمدن ایرانی ،که به سبب خصوصیات معنایی ،تصویری و فنی از فرهنگهای دیگر متمایز می شود. آثار طراحی و مهرازی ، در مجموعه کامل هنر و فرهنگ ایران ، از معماری تا صنایع دستی همواره وجود داشته و مسیر خاص خود را در طول تاریخ پیموده است. امروزه مفهوم طراحی ایرانی ، بیش از طرحهای سنتی است ، هدف ارایه طرحهایی است که متناسب با سلیقه و نیازهای زندگی امروز مردم و مطابق با مفاهیم زیبایی شناسی و بازارهای نوین، محصولات و ایده های قابل رقابت و شایسته ای از صنعت مبلمان کشور در اختیار قرار دهد . مشارکت در این رقابت برای همگان آزاد است و هیچگونه محدودیتی وجود ندارد.

  • اهداف و شرایط مسابقه
  • شرایط ارسال، تاریخ‌های مهم و جوایز
  • نهاد برگزارکننده مسابقه

اهداف جشنواره

  1. ارائه طرح های جدید ، ایده های نوآورانه ، اجرایی و عملیاتی ، در زمینه های تعریف شده
  2. بستر سازی برای معرفی و شناسایی طراحی ایرانی
  3. یجاد انگیزه در بین طراحان کشور برای معرفی طرح های اجرایی قابل تولید
  4. ایجاد ارتباط و تعامل طراحان با سرمایه گذاران و تولید کنندگان
  5. معرفی دیدگاه های نوین زیبایی شناسی و شیوه زندگی ایرانی به بازارهای داخلی و خارجی 

    الزامات شرکت کنندگان

    محدودیتی برای شرکت کنندگان از نظر تحصیلات و حرفه وجود ندارد. آثار ارسالی می تواند به صورت شرکتی، گروهی، انفرادی، حقیقی یا حقوقی در مسابقه شرکت داده شود. کارهای ارسالی باید اوریجینال و غیر کپی باشند. کارهای ارسالی نباید قبل از این در بازار تولید شده باشند یا در مجله و روزنامه یا نمایشگاهی نمایش داده شده باشند.
    مسئولیت حقوقی صاحب اثر به عهده ارسال کننده می باشد وجشنواره مسئولیتی در قبال شکایت شخص ثالثی از اثر ارسال شده ندارد. هیچ محدودیتی جهت تعداد ارسال اثر نمی باشد.

زامات آثار ارسال شده و نحوه ارسال آثار

پرکردن فرم ارسال اثر توسط شرکت کننده
ارائه طرح از طریق عکاسی یا طرح سه بعدی
طراحی اولیه فرایند تفکر و خلق ایده و پروسه طراحی
ارائه نقشه جزییات طرح با اندازه
نوشتن حداکثر ۱۵۰ کلمه که شامل توصیف ایده، الهام و خلاقیت، رویکردهای طراحی، عملکرد، مواد مورد استفاده و ویژگی های طرح
هر طرح ارسالی حداکثر باید بر روی ۳ شیت ۵۰*۷۰ ارائه و به دبیرخانه جشنواره ارسال گردد( بدون ذکر نام شرکت کننده)
مهلت ارسال آثار: ۱۳۹۶/۶/۱۵ 
اختتامیه جشنواره: ۱۳۹۶/۹/۱۱
آثار ارسال شده در هر موضوع توسط داوران جشنواره بر اساس معیارهای تعیین شده، ارزیابی و آثاربرتر انتخاب می گردد. 
داوری نهایی جهت انتخاب ۱۰ اثر برتر هر موضوع با حضور داوران در روز پایانی جشنواره همراه با ارائه جوایز به آثار برتر صورت می گیرد.

برگزارکننده: شورای ملی مبلمان ایران

 اطلاعات بیشتر و ارسال آثار

شاخص ها ومعیارهای داوری

  • خلاقیت و نوآوری 
  • سبک زندگی ایرانی (طراحی بر اساس شیوه زندگی و مردم شناسی)
  • سبک شناسی و نشانه شناسی (برگرفته از هنر، معماری و طراحی دوره های مختلف)
  • بازنمایی هنرمندانه ای از زیبایی شناسی و عملکرد 
  • توجه به اصول طراحی ایرانی

درباره اصول طراحی ایرانی : 
مطالعات و بررسی هنرومعماری و طراحی در طول تاریخ نشان دهنده فرهنگ ،فلسفه ،حکمت و بینش مردم و هنرمندانی است که آثار متنوعی را بوجود آورده اند. امروزه بسیاری از متفکران ،معماران و هنرمندان با توجه به آثار مختلف در حال شناسایی اصولی هستند که بوسیله آنها بتوانند طراحی به شیوه ایرانی را تعریف نمایند. 

برخی از اصول طراحی ایرانی :

  1. اختلاط فرهنگها و نمودهای چند فرهنگی ، که بدلیل وجود اقوام مختلف در این سرزمین وعبور فرهنگهای مختلف غنای فرهنگی و هنری آثار ایران بسیار چشمگیر و منحصر به فرد است
  2. طراحی ایرانی ترکیبی است ، ایرانیان از دیر باز بهترین آثار هنری و زیبایی شناسی را مورد استفاده قرار میدادند و آنها را آمیخته با ذوق وسلیقه خود به شکل جدیدی بوجود می آوردند که متناسب با شیوه زندگی و نوع نگاه مردم باشد
  3. طراحی ایرانی وحدت گرا و کثرت گراست 
    این خصوصیت در بسیاری از آثار معماری و تذهیب و ساختمانهای مذهبی دیده میشود ، به دلیل اعتقاد به وحدانیت و نیروی واحد آفرینش و هستی که نشان میدهد تمامی پیچیدگیهای جهان بسوی قادر مطلق حرکت می کند. و تزئینات هنری بیشتر بر همین اساس شکل میگیرد
  4. طراحی ایرانی دارای داستان پردازی و روایت گری است
  5. طراحی ایرانی دارای ظرافت و شاعرانگی است
  6. طراحی ایرانی برگرفته از طبیعت و نعمتهای آن است
  7. طراحی ایرانی بدور از خشونت ، پلیدی ، جنگ و زشتی است
  8. طراحی ایرانی یادآورنده بهشت و باغهای پردیس است که نمونه های آن در بیشتر آثار فرش و زیر انداز طراحی پارچه و لباس و غیره دیده میشود و نشان دهنده سرزمین جاوید وزیبا در دنیای آخرت بوده است 
  9. طراحی ایرانی دارای عظمت و شکوه و سربلندی است و در عین حال آرام وصلح جویانه است
  10. طراحی ایرانی به شیوه ای افسانه ای زیبایی و عملکرد را درکنار هم قرار میدهد.
 

نوشته فراخوان جشنواره طراحی ایرانی اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

خیلی خوب نمی‌شد اگر زباله‌ی خانگی وجود نداشت یا هر زباله‌ای به چیز دیگری تبدیل می‌شد؟ مثلاً محصولات جدید، مواد خام، گاز یا حداقل انرژی گرمایی؟ سوئد تقریباً به این نقطه رسیده است. بیش از ۹۹ درصد از زباله‌های خانگی آن‌ها به طریقی بازیافت می‌شود. با توجه به بازیافت ۳۸ درصدیِ زباله‌های خانگی در سال ۱۹۷۵، می‌توان گفت که در چند دهه‌ی گذشته در این کشور انقلابی در بازیافت رخ‌داده است.
امروزه طبق یک قاعده ایستگاه‌های بازیافت کمتر از ۳۰۰ متر از هر منطقه مسکونی فاصله‌دارند. اکثر سوئدی‌ها تمام زباله‌های قابل بازیافت را در خانه‌هایشان جدا می‌کنند و در کانتینرهای مخصوصی در بلوک آپارتمانی خود می‌اندازند یا آن‌ها را به یک ایستگاه بازیافت می‌برند. کشورهای کمی زباله‌ی کمتری را دور می‌اندازند.

افزایش بازیافت

با توجه به این‌که تقریباً نصف زباله‌های خانگی سوئد سوزانده شده و به انرژی تبدیل می‌شود،WeineWiqvist مدیرعامل مدیریت پسماند سوئد و انجمن بازیافت (AvfallSverige) معتقد است که سوئد می‌تواند بهتر از این هم عمل کند. او توضیح می‌دهد که استفاده مجدد از مواد و محصولات به معنیِ مصرف انرژی کمتر برای تولید محصول است. در این حالت نسبت به زمانی که یک محصول را بسوزانیم و از نو محصول دیگری تولید کنیم انرژی کمتری مصرف می‌شود.
او می‌گوید: «ما می‌خواهیم با ارتقا دادن بازیافت و کار با مسئولین مرتبط، از سوزاندن به سمت بازیافت مواد حرکت کنیم و درزمینه‌ی زباله‌ها پیشرفت کنیم».
خانواده‌های سوئدی به جدا کردن روزنامه‌ها، پلاستیک، آهن، شیشه، وسایل الکترونیکی، لامپ‌های حبابی و باتری‌ها در زباله‌هایشان ادامه می‌دهند. بعضی از شهرداری‌ها مصرف‌کنندگان را برای جدا کردن پسماندهای غذایی تشویق می‌کنند؛ و تمام این‌ها دوباره استفاده می‌شوند، بازیافت شده یا به کمپوست تبدیل می‌شوند.
روزنامه‌ها به توده‌های کاغذی تبدیل می‌شوند، بطری‌ها دوباره استفاده یا ذوب می‌شوند و چیزهای جدید با آن‌ها ساخته می‌شود، ظرف‌های پلاستیکی به مواد خام پلاستیکی تبدیل می‌شوند، غذاها کمپوست شده و با یک فرآیند شیمیایی پیچیده به خاک یا بیوگاز تبدیل می‌شود. ماشین‌های حمل زباله اغلب با برق یا بیوگاز بازیافتی کار می‌کنند. آبی که به هدررفته تصفیه‌شده و قابل شرب می‌شود. ماشین‌های حمل زباله‌ی مخصوصی در شهر می‌گردند و وسایل الکترونیکی یا پسماندهای خطرناکی مثل پسماندهای شیمیایی را جمع‌آوری می‌کنند. داروسازان داروهای پس‌مانده را می‌پذیرند. سوئدی‌ها زباله‌های بزرگ‌تری مانند تلویزیون استفاده‌شده یا اثاثیه خراب‌شده‌ی خانه را به مراکز بازیافت واقع در اطراف شهرها می‌برند

تبدیل زباله به انرژی

اجازه دهید به ۵۰ درصد زباله‌ی خانگی که برای تولید انرژی در نیروگاه‌های زباله‌سوز استفاده می‌شود نگاه نزدیک‌تری داشته باشیم. زباله نسبتاً سوخت ارزانی است و سوئد با گذر زمان ظرفیت و مهارت زیادی را در مدیریت مؤثر و سودآورِ ضایعات ایجاد کرده است. در سال ۲۰۱۴ سوئد ۲٫۷ میلیون تُن زباله از کشورهای دیگر وارد کرده است.
وزن خاکستر باقیمانده برابر است با ۱۵ درصد از وزن زباله‌ها قبل از سوزاندن. فلزات موجود در این خاکسترها جداسازی و بازیافت می‌شوند. باقیمانده‌ی آن‌که قابل سوختن نیست و شامل چیزهایی مثل چینی و کاشی می‌شود، غربال‌شده و از آن شن استخراج می‌شود. از این شن در جاده‌سازی استفاده می‌شود. حدود یک درصد همچنان باقی می‌ماند که به محل جمع‌آوری زباله‌ها در خارج از شهر برده می‌شود.
دود حاصل از نیروگاه‌های زباله‌سوز شامل ۹۹٫۹ درصد کربن دی‌اکسید غیرسمی و آب می‌شود اما باوجوداین همچنان به‌وسیله‌ی فیلترهای خشک و آب فیلتر می‌شود. فیلترهای خشک رسوب‌زدایی می‌شوند. از گل‌ولای حاصل از فیلتر آبیِ کثیف شده برای پر کردن معادن متروکه استفاده می‌شود.
در سوئد سوزاندن زباله برای تولید انرژی مبحث پذیرفته‌شده‌ای است اما در کشورهایی نظیر ایالات‌متحده هنوز بحث‌هایی راجع به آن وجود دارد.

بهبود عملکرد درزمینه‌ی بازیافت

Hans Wrådhe در آژانس حفاظت از محیط‌زیست سوئد در حال انجام بررسی‌هایی در جهت وضع مالیات بیشتر برای جمع‌آوری زباله‌ها است. به گفته‌ی او «این کار آگاهیِ همه را نسبت به این مشکل بالا می‌برد».
Wrådhe با همکاری آژانس‌های دولتی و شرکت‌ها برای جلوگیری از تولید زباله، یک برنامه‌ی عملیاتی تبیین کرده است. این‌که چگونه تولیدکنندگان را تشویق کنیم تا محصولاتی بادوام بیشتر تولید کنند در این برنامه آمده است. این آژانس همچنین به‌منظور ایجاد برخی اصلاحات در حال کار روی طرحی برای کاهش مالیات است.
او می‌گوید «تبلیغات دولتی درباره‌ی چگونگی کم کردن ضایعات مواد غذایی نیز ممکن است کمک‌کننده باشد. استفاده از مواد غیرسمی در تولید باعث می‌شود زباله‌هایی که نیاز به عملیات گران دارند کمتر تولید شوند».

بعضی شرکت‌های سوئدی به‌صورت داوطلبانه وارد این ماجرا شده‌اند. برای مثال در طرحی نوآورانه به نام Garment Collecting شرکت H&M پذیرفته که لباس‌های کهنه را تحویل بگیرد و درازای آن کوپن تخفیف به مردم بدهد.
کمپانی Optibag ماشینی ساخته که می‌تواند کیسه‌های زباله‌ی رنگی را از هم جدا کند. مردم غذا را در کیسه‌ی سبز، کاغذ را در کیسه‌ی قرمز و شیشه یا فلز را در کیسه‌ی دیگری دور می‌ریزند. در کارخانه‌ی بازیافت Optibag به‌طور خودکار کیسه‌ها را جدا می‌کند. با این کار می‌توان ایستگاه‌های جداسازی زباله‌ها را حذف کرد
در شهر Helsingborg در جنوب سوئد سطل‌های زباله را به اسپیکرهایی مجهز کرده‌اند که موسیقی لذت بخشی پخش می‌کنند – همه این‌ها به خاطر بازیافت است. Wiqvist مدیرعامل مؤسسه بازیافت و مدیریت پسماند سوئد فکر می‌کند به کمال رسیدن در بازیافت امکان‌پذیر است و این ایده ارزش تلاش کردن دارد.
او می‌گوید «پسماند صفر شعار ماست. ما ترجیح می‌دهیم زباله‌ی کمتری تولید شود و تمام این زباله به طریقی بازیافت شود. شاید هرگز در این زمینه به کمال نرسیم اما به‌طور حتم ایده‌ی جذابی است».

 

منبع: سامانه آینده‌پژوهی و پویش محیطی شهر تهران

نوشته تجربه‌ی سوئد در بازیافت پسماند اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

 مترجم: علی اکبرزاده| دبیر سرویس «چند رسانه‌ای»


آیا از کمبود اژدها در زندگی‌تان رنج می‌برید؟ آیا مدت طولانی است که دلتان برای نبردی مداوم و خطرناک، پرهیجان و نزاعی پر از خیانت و فریب بر سر قدرت تنگ‌شده؟ اگر این‌طور است، احتمالاً منتظر پخش فصل جدید سریال بازی تاج‌وتخت (اتمام کتاب بعدی توسط جرج آر آر مارتین) هم بوده‌اید. یکی از انتخاب‌های پیش روی شما برای تسکین این درد! افزون بر تماشای فصل جدید این سریال، سفر به لوکیشن های فیلم‌برداری این سریال جنجالی است، سازندگان این سریال از ایسلند گرفته تا مراکش به سراسر دنیا سفرکرده‌اند تا دنیای افسانه‌ای که مارتین[۱] در رمانش توصیف می‌کند را به تصویر بکشند.

درحالی‌که بیشتر فیلم‌برداری‌ها در استودیو انجام می‌شود و قطعاً حجم زیادی از جلوه‌های گرافیک رایانه‌ای [۲]در آن دخیل است، خیلی از مناظر و ساختمان‌های دیده‌شده در فصل ششم، مکان‌های واقعی بودند که درب آن‌ها به روی عموم نیز گشوده است.

نمی‌توانیم به شما قول اژدها و یا سلطنت بر روی تخت آهنین را بدهیم اما چیزی که خواهید دید مناظر دیدنی و جذابی است که باعث می‌شود احساس کنید در دنیای واقعی وستروس هستید. به مناسبت آغاز نمایش فصل هفتم در هفته اخیر، فهرستی از هفت لوکیشن فیلم‌برداری این سریال تهیه‌کرده‌ایم که می‌توانید ازآنجا دیدن کنید! (در تهیه این لیست سعی شده اسپویلر وجود نداشته باشد، اما بااحتیاط آن را مطالعه کنید!)

 وینترفل (کسل وارد)

 

وینترفل (کسل وارد): یکی از لوکیشن های اصلی این سریال محوطه‌ای چهارصد هکتاری در اطراف کسل وارد در ایرلند شمالی است که در نزدیکی دهکده‌ی استرانگفورد [۳]در بخش جنوبی است. قلعه اصلی نشنال تراست [۴]نام دارد و قدمت آن به قرن هجده میلادی بازمی‌گردد.

این ملک هرچند از سال ۱۵۷۰٫ متعلق به خاندان وارد [۵]بوده است، اما قلعه قدیمی کسل وارد توسط نیکولاس وارد[۶] در حدود سال ۱۵۹۰ میلادی بناشده است. از مزرعه قلعه قدیمی به‌عنوان لوکیشن وینترفل استفاده می‌شود، خانه خاندان نگون‌بخت استارک [۷]و لوکیشن بیشتر صحنه‌های فصل اول سریال. شما حتی می‌توانید برای تور وینترفل ثبت‌نام کنید که شمارا با بیست لوکیشن کلیدی در این قلعه پیچیده آشنا می‌کند.

راه شاهی

راه شاهی (دارک هجز[۸]): یکی دیگر از لوکیشن های واقع در ایرلند شمالی دارک هجز به معنای پرچین تاریک است که در بالی‌مانی واقع‌شده است. خیابانی مملو از درختان راش که توسط خاندان استوارت [۹]در قرن هجده میلادی به‌عنوان ورودی عمارتشان ساخته‌شده است.

به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین مکان‌های طبیعی عکاسی در ایرلند شمالی، بعضی از بازدیدکنندگان این راه را به‌عنوان تونلی از درختان که به‌عنوان بخش شمالی راه شاهی است می‌شناسند.

در قسمت اول فصل دوم سریال، هنگامی‌که آریا استارک از وینترفل با ظاهری پسرانه فرار کرد. او از این راه با ارابه‌ای همراه با گروهی از مردان و پسران به از سمت شمال به‌سوی دیوار رفت تا به نگهبانان شب (نایت واچز[۱۰]) بپیوندد.

دراگون استون

 

 

If last Thursday’s travel theme was #whiskey and last Sunday’s travel theme was #Outlander , than today’s travel theme was #GameOfThrones #ForTheNightIsDarkAndFullOfTerrors #DownhillStrand #Londonderry #NorthernIreland

A post shared by Andrea Morehouse (@akmorehouse) on Jul 26, 2016 at 2:47pm PDT

شب تاریک و پر از وحشت است

دراگون استون [۱۱](داون هیل استرند[۱۲]): یکی دیگر از لوکیشن های مهم ایرلند شمالی (هرچند تعدادشان فراتر از این لیست است) ساحل دانهیل استرند است که البته همانند سایر لوکیشن های ایرلند شمالی برای قسمت‌های سرد شمالی سریال مورداستفاده قرار نگرفت، دانهیل ساحلی است که حدود یازده کیلومتر امتداد دارد که برای نمایش و تداعی منطقه‌ای ویژه و علمی و حفاظت‌شده مورداستفاده قرارگرفته است.این ساحل خوش‌منظره بازدیدکنندگان را از سراسر شهرستان لاندن دری و شهر کوچک نزدیک آن کسل راک به‌سوی خود جذب می‌کند. در دنیای گات (گیم آف ترونز[۱۳]) استانیس براتیون [۱۴]و ملیساندرا [۱۵]هنگامی‌که آن‌ها در حال سوزاندن هفت بت خدایان وستروس [۱۶]بودند به این ساحل آمدند و جادوگر قرمز اولین بار جملات معروف خود را مطرح کرد.

 

Downhill Strand #beach #northernireland #gameofthrones #sunny #seashore #temple #coast #ulster

A post shared by Alexandre Le Goascoz (@xander1794) on Oct 12, 2014 at 11:03am PDT

مقر شاهی

مقر شاهی (دیوارهای شهر دوبرونیک[۱۷]): با حرکت از مرزهای بیرونی پادشاهی به مرکز قدرت، شاهد این خواهیم بود که اکثر صحنه‌ها در کرواسی، مخصوصاً شهر دوبرونیک ضبط‌ شده‌اند. دیوارهای شهر دوبرونیک با توضیحات و توصیفات کتاب به‌خوبی همخوانی دارد: محصور بودن شهر قدیمی در میان انبوه استحکامات و ارتباط مستقیم به ساحل. دیوارهای قرون‌وسطایی این شهر به ثبت میراث رسمی یونسکو رسیده‌اند، امروزه دیوارهای باقی‌مانده از آن دوران، هنوزعمدتا بین قرن دوازدهم و هفدهم میلادی ساخته‌شده‌اند و قدمت تاریخی دارند. علت اصلی غرور و افتخار این شهر دیوارهایی دو کیلومتری است که ارتفاع بلندترین نقطه آن بیست و پنج متراست. این مکان در قسمت‌های زیادی از سریال مورداستفاده قرارگرفته است، اما صحنه‌ای قابل‌توجه و شاخص آن شاید در فصل سه اتفاق افتاد، زمانی که تیریون لنیستر [۱۸]بران[۱۹] (محافظ تیریون) و پادریک[۲۰] در حال قدم زدن بر دیوار شهر بعد از نبرد بلک واتر [۲۱]در هنگام شروع به تعمیرات آن بودند.

 

مقر شاهی

 

مقر شاهی (استرادن[۲۲]در شهر دوبرونیک): لوکیشن دیگر در شهر دوبرونیک، استرادن است. محلی که سرسی لنیستر [۲۳]در فصل پنجم سریال راهپیمایی شرم را برهنه انجام داد. استرادن خیابان اصلی شهر دوبرونیک است که حدود سیصد متر طول دارد و میان کلیسای جامع دوبرونیک [۲۴]و کاخ اسپونزا [۲۵]یعنی قسمت تاریخی شهر واقع‌شده است. خیابان استرادن توسط سنگ‌های آهک سنگفرش شده و نقش پیاده راه و شاهراه اصلی شهر را در قرن سیزده میلادی ایفا می‌کرده است. این منطقه به شکل قابل‌توجهی پس از زلزله سال هزار و ششصد و شصت و هفت تعمیر و بازسازی‌شده. برای فیلم‌برداری صحنه پیاده‌روی شرم سرسی حدود پانصد بازگیر مورداستفاده قرار گرفت، اما اگر شما به بازدید استرادن می‌روید یادتان باشد زیادی جوگیر نشوید و لباس پوشیده باشید. شرم! شرم!

 

فراتر از دیوار

فراتر از دیوار (غار گروتایا[۲۶]): لوکیشن فیلم برداری فصل سوم در غاری که معاشقه جان اسنو [۲۷]و ایگریت[۲۸] را به تصویر کشید را همه به یاد داریم. مکانی رازآلود و جادویی که یکی از مقاصد محبوب گردشگری در ایسلند است، غار گروتایا غاری کوچک و آتش‌فشانی ایست دارای چشمه آب گرم است و که در نزدیکی دریاچه مایوتن [۲۹]قرار دارد. در اوایل قرن هجده میلادی، جون مارکوسون یاغی ایرلندی در این غار زندگی میکرد، پس از آن این غار به یکی از سایت های محبوب حمام طبیعی بدل شد تا سال هزار و نهصد و هفتاد میلادی که هنگامی‌که فوران های آتش‌فشانی دمای آب را به سطوح خطرناک افزایش داد. دمای آب به آرامی کاهش یافت تا دوباره تا سال هزار و نهصد و نود برای استحمام مورداستفاده قرار بگیرد؛ و صد البته به‌عنوان بخشی از طبیعت پوشیده از تندرا در شمال فراتر از دیوار تا وقتی که ایسلند به یکی از بهترین مناظرمستعد برای به تصویر کشیدن دنیاهای فانتزی و فوقالعاده ای همانند وستروس بدل شد.

 

سان اسپیر

سان اسپیر [۳۰]و باغ‌های آب [۳۱](الکزار سویل[۳۲]): حالا از دوردست‌های شمالی به‌جاهای گرم‌تر می‌رویم. دورن آفتابی در جنوب، کاخ الکزار در سویل اسپانیا به‌عنوان کاخ خاندان مارتل [۳۳]مورداستفاده قرار گرفت. این کاخ سلطنتی توسط پادشاهان مور مسلمان در قرن یازده تا شانزده میلادی بنا شد که ثبت تاریخی میراث جهانی یونسکو نیز شده است. این کاخ سلطنتی قدیمی‌ترین کاخ اروپاست که هنوز از آن استفاده می‌شود و یکی از بهترین نمونه‌های معماری مدجن ها[۳۴]  و ساکنین شبه‌جزیره ایبری[۳۵] است. استفاده‌های متعددی از این مکان در اپیزودهای مختلف فصل پنجم این سریال صورت گرفت، جایی که ما شاهد وقت‌گذرانی زوج جوان میرسلا براتیون [۳۶]و تریستن مارتل [۳۷]بوده‌ایم، قبل از اینکه جیمی لنیستر [۳۸]به دنبال میرسلا بیاید تا خلاف میل او، او را به مقر پادشاهی بازگرداند.

 

پی‌نوشت

[۱] George R. R. Martin
[۲] CGI (computer-generated imagery)
[۳] Strongford
[۴] National Trust
[۵] Ward
[۶] Nicholas Ward
[۷] Stark
[۸] Drak Hedges
[۹] House of Stuart
[۱۰] Night Watchs
[۱۱] Dragon Stone
[۱۲] Downhill Strand
[۱۳] Game of Thrones
[۱۴] Stannis baratheon
[۱۵] Melisandre
[۱۶] Westeros
[۱۷] Dubrovnik
[۱۸] Tyrion lannister
[۱۹] Bronn
[۲۰] Podrick Payne
[۲۱] Black Water
[۲۲] Stradun
[۲۳] Cersei lannister
[۲۴] Dubrovnik Cathedral
[۲۵] Sponza Palace
[۲۶] Grotaya Cave
[۲۷] Jon Snow
[۲۸] Ygritte
[۲۹] Lake Mývatn
[۳۰] Sun Spear
[۳۱] Water Gardens
[۳۲] Alcázar of Seville
[۳۳] House Martell
[۳۴] Madjen
[۳۵] Iberian
[۳۶] Mirsela baratheon
[۳۷] Tristan Lannister
[۳۸] jaime lannister

منبع

Archdaily

نوشته هفت لوکیشن بازی تاج‌ و تخت که می‌توانید در دنیای واقعی تجربه کنید اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.

۷ام مرداد ۱۳۹۶ طراحی و معماری

گفت‌وگو با مهندس داوید اوشانا  زندگی به توان ۲
بررسی و نوشته:
داوود پنهانی


معماری، ساختمان، نقاشی، پیانو، اتومبیل و مرد از پیش چشم می‌گذرند، تصاویری جان‌یافته بر زمینه اتاقی ۹ متری، با چشمانی که آرامش هشیار درون آن، بیننده را مسحور می‌کند و این تصاویر به عطرهایی آغشته است: ساختمان بوی آجر می‌دهد. نقاشی بوی رنگ، اتومبیل بوی روغن و… مرد با آن موهای بلندی که پشت سرجمع کرده است، بوی شمایل و قدیس ….

نفس مرد گرم که می‌شود، صدایش اوج می‌گیرد. اما به‌ندرت دستانش را تکان می‌دهد. شق‌ورق بر روی صندلی نشسته و نگاهش را به‌جایی دور دوخته است. به من که نگاه نمی‌کند. شاید به سازه‌هایی فکر می‌کند که هر بار در اثر فعل‌وانفعالات ذهن او بر روی کاغذ ترسیم‌شده و پس از چندی آجر به آجر بالا رفته و شکل‌گرفته‌اند. چشم‌انداز پیش رو دیواری است پر از نقشهٔ ساختمان‌هایی که ساخته یا خواهد ساخت.

داوید اوشانا

داوید اوشانا

 در سمت چپ قفسه‌هایی پر از کتاب به چشم می‌آید که نظم خاصی در چینش کتاب‌های آن وجود ندارد. از قرآن تا دیپلم‌های افتخار و تصویری از آشور بانی پال… در قلب تمام این تصاویر عکس کلیسایی را چسبانده که بیش از کارهای دیگرش آن را دوست دارد. از تصویر تابلوی برجسته شام آخر که در اتاق خود آویخته، پیداست که دل‌بستگی‌هایی به مذهب دارد.

وی معتقد است که تمامی ادیان، راه‌های مختلفی را ترسیم می‌کنند که درنهایت به خدا ختم می‌شود، اما به‌عنوان یک اقلیت مذهبی که پروژهٔ دیپلم وی، مقبرهٔ مسیح در اورشلیم بر فراز تپهٔ جلجتا بوده است و به بنای زیارتگاهی مشترک برای مسیحیان می‌اندیشد، اعتقادات مذهبی مسلمانان برای او جای خاصی دارد، تا آنجا که تأکید می‌کند، همواره در کارهای خود رعایت (اندرونی و بیرونی) مرسوم را کرده است و این اصل را هرگز فدای زیبایی نمی‌کند. در اتاقی که نفس آدم‌ها به هم می‌خورد و اشیای درون آن در بی‌نظمی به نظمی خاص خو گرفته‌اند. در اتاقی که تصویری از الفبای آشور و چند نشان مذهبی در کنار عکس خودروهای طراحی‌شده به دست استاد بر دیوارهای آن آرام‌گرفته، به دنیای معماری وارد می‌شویم. همه جهان این اتاق به این مرد ۷۴ ساله ختم می‌شود.

خط کش T و گونیا و یک میز ترسیم نقشه، نخستین چیزی است که توجه آدمی را جلب می‌کند، هنوز رایانه راه خود را به درون این اتاق نگشوده است و هنوز به حسی که از انگشت‌های آدمی بر جان اثر می‌نشیند، اعتقاد دارد: «مثل تفاوت قالی دستی و قالی ماشینی است، کار دست، چیز دیگری است، حس دیگری دارد. این مهندس معمار که علاوه بر معماری در نقاشی، موسیقی، طراحی اتومبیل و آن‌گونه که خود می‌گوید در خلبانی هم‌دستی دارد.  هیچ‌گاه با واژه‌ای به نام بیکاری مدارا نکرده است. بهتر آن است که بگوییم فرصتی برای فراغت و نشستن نداشته است: «من در جوانی هیچ‌وقت بیکار نبودم، یا در پیست دوچرخه‌سواری بودم یا در رینگ بوکس یا پشت بوم نقاشی یا پشت میز پیانو…» وی که به یاری ذهنی دقیق، خاطرات گذشته‌اش را به یاد می‌آورد در پاسخ به این سؤال که چه شد به سراغ معماری رفت، می‌گوید: «خواهرم به من می‌گفت پزشکی بخوان تا دکتر شوی، گفتم من تحمل دیدن خون را ندارم، پس دکتر خوبی نمی‌شوم، پدرم می‌گفت برو خودت را پیدا کن، ببین کی هستی و چه می‌خواهی، ظهر روزی که برای انتخاب رشته تحصیل دوران دبیرستان عازم مدرسه البرز بودم، با خودم گفتم از پزشکی که خوشم نمی‌آید. نقاشی و موسیقی و این‌ها هم که حرفه نیست! پس رشته ریاضی را انتخاب می‌کنم تا معمار شوم. وقتی آمدم خانه دیدم پدرم دارد قدم می‌زند، او پیشاپیش می‌دانست که در رشتهٔ ریاضی ثبت‌نام کرده‌ام. مرا بغل کرد و جمله‌ای به من گفت که هیچ موقع یادم نمی‌رود: «یک حمال خوب برای اجتماع خیلی بهتر از یک دکتر ناشی است». هترین کار من آخرین کاری است که انجام می‌دهم، چون بهترین وجود ندارد، شاید نتوانم به آخرین کارم برسم.در چهره‌اش چیزی پنهان دارد، تجسم همه آن چیزی است که گذشته‌اش می‌خوانند و اندک‌اندک برای ما رنگ می‌گیرد: «در کرمانشاه متولد شدم. چون پدرم مهندس راه‌آهن بود و باید در آنجا کار می‌کرد، ما رفتیم اهواز، پدرم روی راه‌آهن جنوب کار می‌کرد. در آنجا من تحصیلات ابتدایی‌ام را تمام کردم، آمدیم زنجان، در دوران دموکرات‌ها من در آنجا بودم، در تهران فعالیت موسیقی و نقاشی را آغاز کردم. حرفه دیگری که من دنبال کردم، خلبانی بود…». نقاشی را پیش استاد پتگر آموخت و موسیقی را بعد از اتمام دبیرستان البرز در هنرستان موسیقی تهران. این استاد رشته معماری بااینکه در زندگی از هنر دستان خود بهره فراوانی برده، اما معتقد است که یکجا انگشتانش او را جاگذاشته‌اند: «من موسیقی و پیانو را پیش خودم یاد گرفتم. برای همین بود که پیانیست نشدم. چون انگشت گذاریم درست نبود.

موسیقی را از کلاس‌های ابتدایی شروع کردم. آن موقع یک کتاب موسیقی داشتیم که عکس پیانو روی آن بود. ما هم در خانه یک ارگ داشتیم. از این ارگ‌های بادی که مال عمه‌ام بود. من هم هر چیزی را که می‌شنیدم در آنجا می‌نواختم ولی چون تعلیم درستی نداشتم، انگشت گذاری‌ام غلط از آب درآمد. بعدها وقتی‌که آمدم هنرستان موسیقی پیش آقای روبرت گریگوریان، او گفت: برایم پیانو بزن! قطعه‌ای از شوپن برایش نواختم، آن موقع یادم می‌آید که پشتش به من بود، برگشت و گفت: وقتی آدم پیانو زدن شما را می‌شنود خیلی خوشش می‌آید ولی وقتی به انگشتان شما نگاه می‌کند، حالش به هم می‌خورد و نتیجه گرفت: «در مراحل پیشرفته دچار مشکل می‌شوی.» وی از بنیان‌گذاران موسیقی جاز رادیو است نخستین برنامه وی با هنرمند نامی، محمد نوری اجرا شد. بااین‌همه به نظر می‌رسد خیلی خوب از انگشتان خود استفاده کرده است. این را می‌توان از طراحی اتومبیلی تشخیص داد که مهندس اوشانا خودساخته و اکنون در پارکینگ طبقه پایین پایبند است اتومبیلی که نزدیک به ۳۰۰ کیلومتر سرعت گرفت اما بدنه سنگین آهنی، مجال کار بیشتری به طراح آن نداد. بحث به دل‌مشغولی اصلی اوشانا کشیده می‌شود: معماری «چشمان ما ساخته‌شده‌اند تا ما را به دیدن فرم‌ها در روشنایی قادر سازند». مهندس اوشانا این گفته معمار سویسی موردعلاقه‌اش را تصدیق می‌کند و می‌گوید: معماری اصولاً ابداع است، به این معنی که یک ورق کاغذ می‌گذارند جلوی آدم و می‌گویند نقشه بکش و این آفرینش است، از هیچ درست کردن است. پس باید قدرت تفکر داشته باشی. آدم برای این ابداع نیازمند آزادی است.» او به سبک‌های موردعلاقه‌اش در کار معماری رجوع می‌کند و با انتقاد از کسانی که امروزه با مدرنیسم تقلیدی به طراحی ساختمان روی آورده‌اند، چنین می‌گوید: «می‌بینیم که به‌عنوان پست‌مدرن طرح‌هایی من‌درآوردی اجرا می‌شود. درحالی‌که پست‌مدرن به این معنی نیست که شما هر کاری که خواستید بکنید، به‌هرحال این سبک در معماری به‌عنوان یک مکتب، شناخته‌شده است و مثلاً در آمریکا رواج پیداکرده است،» اما در اینجا… توضیح نمی‌دهد و به علاقه خود برمی‌گردد به معماری کلاسیک، به ستون‌های استواری که ابدیت معماری در حال تغییر بر روی آن‌ها ساخته‌شده است، به مصر، به یونان، به ایران، به تخت جمشید: «ما معماری را از کلاسیک شروع کردیم، معماری کلاسیک به ما چه گفت؟ تناسبات را به ما یاد داد، عنصر را به ما یاد داد، پایه معلومات ما همان معماری است، معماری مصر، معماری ایران، معماری تخت جمشید، این‌ها همه به ما تناسبات را یاد دادند تغییر و تحول نیز باید بر اساس همان آموخته‌های کلاسیک صورت پذیرد ولی الآن ما می‌بینیم که این شهر نه معماری دارد و نه یک نمای قشنگ…» این‌یک فاجعه است.

امواج آشفتگی است که برمی‌آید، بلند می‌شود و شهر را در خود می‌بلعد. مهندس اوشانا این فاجعه را توضیح می‌دهد: «بعضی می‌آیند راحتی خانه را فدای زیبایی آن می‌کنند و می‌گویند این قشنگ است، ولی آیا می‌توان در چنین خانه‌ای زندگی کرد؟ اوشانا با دیدن چنین صحنه‌هایی چه حسی پیدا می‌کند، آیا افسوس می‌خورد: «افسوس من نمی‌تواند چاره‌ساز تمام دگرگونی‌هایی باشد که ساخت‌وساز این شهر را در برگرفته است، بله من خیلی به معماری ژاپن حسودی‌ام می‌شود، در آنجا معماری سنتی را در چارچوب یافته‌های جدید اجرا می‌کنند.» ما نمی‌خواهیم برگردیم به دو هزار سال پیش و آن تمدن را زنده کنیم، بله! باید با تمدن روز پیش برویم اما با تکیه‌بر عادات و فرهنگ خودمان، من می‌توانم مثل یک خارجی زندگی و رفتار کنم؟ هیچ‌وقت! ساخت‌وساز و گسترش و… این شهر نیاز به ضوابط علمی و قانونمند دارد. 

وی می‌افزاید: به نظر من نظام‌مهندسی از سازمان‌هایی است که باید بر مسائل شهری و ضوابط و مقررات شهرسازی احاطه داشته باشد، اما در حال حاضر این نفوذ و نقش را نمی‌بینیم. این معمار میدان حسن‌آباد را زیباترین میدان تهران می‌داند و با اندوه از ساخته‌شدن ساختمان یک بانک در ضلعی از آن و تخریب شهرداری سخن می‌گوید. به نظر می‌رسد اوشانا میان پذیرش الگوهای سنتی و مدرن معلق است. این را می‌خواهد و به آن‌یکی تمایل دارد. این را می‌پذیرد و رجعتی به آن‌یکی دارد: «گذشته چراغ راه آینده است. ما بایستی اصول شهرنشینی روز را قبول کنیم، بااین‌حال من معماری سنتی را به‌عنوان یک الگو قبول دارم، از گذشته هم الهام می‌گیرم، چون خودم را یک ایرانی می‌دانم و می‌خواهم برای یک ایرانی طراحی کنم. ولی خب، تکنولوژی امروز ما را وادار می‌کند…». اوشانا دلخور است.  این دلخوری آنجا چشم‌باز می‌کند که وی در مورد ساختمان‌های شیشه‌ای در تهران توضیح می‌دهد: «من وقتی این ساختمان‌های شیشه‌ای را می‌بینم واقعاً زجر می‌کشم. در شهری که ۴۰ درجه اختلاف دما دارد، شیشه چه پاسخی به اکوسیستم آن خواهد داد؟» در اینجا هنگامی‌که از وی در مورد اعتقادش به سبکی خاص به نام سبک ایرانی در حوزه معماری سؤال می‌کنیم، ابرو در هم می‌کشد و می‌گوید:  «گنبد و طاق یک المان مسجدی است، متأسفانه ما سبکی به نام سبک ایرانی نداریم. به نظرم بایستی یک سبک مشخص داشته باشیم ولی با این هرج‌ومرجی که وجود دارد ازنظر معماری عقب‌مانده‌ایم، هر گوشه شهر، سازی می‌زند.» او با مهندس علیزاده در مورد انتخاب واژه (اژدها) برای معماری تهران توافق دارد و درعین‌حال بر لزوم تمرکززدایی از پایتخت و تفویض اختیارات به استان‌ها به‌عنوان راه‌حلی برای کاستن از بار جمعیت و تردد در این شهر پای می‌فشرد. مهندس اوشانا بازهم به حافظه‌اش فشار می‌آورد. به‌زعم او بایستی راهی وجود داشته باشد: «ساختمان‌های قدیم ما از خشت شروع شد و به آجر رسید. این ساختمان‌های آجری ما، ساختمان‌هایی است که به شرایط اقلیمی ما نزدیک است، می‌توان گفت که این ساختمان‌ها همان سبک خاص ایرانی است درواقع ساختمان‌های ایرانی به آن معنا، همین ساختمان‌هایی است که در آن دوران به شکل آجری وجود داشته است.» مهندس اوشانا بهترین کارهای خود را در حوزه معماری، طراحی دو کلیسای انجیلی‌ها و آشوری‌ها، یکی در امیرآباد تهران و دیگری در دروازه قزوین می‌داند. در مورد ویژگی‌های عمده کارش در حوزه معماری در دوره‌های زمانی مختلف چنین نوشته‌اند: «در دهه ۴۰ طرح‌های داوید اوشانا به کمک عناصری مستقیم‌الخط ترکیب‌های خطی، سطحی و حجمی فعالی دارند. در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ طرح‌های معماری مشابه با دهه ۴۰، ولی این بار به کمک عناصر دایره‌ای شکل می‌گیرند.  مصالح اصلی در این دوره سنگ بارنگ‌های روشن در ترکیب با عناصر فلزی شامل نرده، پلکان و تیرهای نمایان بارنگ غالب فیروزه‌ای است. آثار به‌جامانده معمار در ادامه سبک‌های دهه ۵۰ میلادی‌اند و به مرز سبک‌های شخصی نزدیک شده‌اند.

داوید اوشانا

داوید اوشانا

به‌نحوی‌که کار معمار را از سایر آثار معماران معاصر وی متمایز و مشخص می‌سازند. در اوایل دهه ۵۰ روش کار معمار به‌سوی قرائتی مدرن از معماری سنتی سوق می‌یابد. شکل‌های ساده‌شده از طاق نیم‌گرد، طاق تیز و سایبان‌ها عناصر اصلی ترکیب‌بندی معمار هستند که در کنار خود در فضاهای داخلی و سطوح خارجی از تزیینات معماری سنتی گاه اصیل و گاه جدید بهره برده‌اند. مهندس «داوید اوشانا» نگاهش را از عکس ویلیام دانیال، ویلونیست مشهور می‌گیرد و به فضای گفتگو بازمی‌گردد و از زندگی‌اش می‌گوید: ۳۲ سالم بود که ازدواج کردم، کارکردم و یک‌خانه خریدم. دخترهایم در آمریکا به سر می‌برند. یکی‌شان ازدواج‌کرده» این استاد معماری با طنزی که در کلامش نهفته است می‌گوید: «دختر سوم من، مرا عمو صدا می‌کرد، چراکه صبح هنگامی‌که از خانه بیرون می‌رفتم او خواب بود و شب هنگامی‌که بازمی‌گشتم آن‌قدر دیر می‌آمدم که بازهم خواب بود.» و شاید بتوان گفت او از مصادیق مردانی است که باکار ازدواج‌کرده است. وقتی در چهره‌اش دقیق می‌شوی، در آن بینی شکسته و پهن‌شده با مشت_ یادگاری روزهایی که در رینگ گذرانیده است_ خود را با مردی روبه‌رو من به دنبال تکامل هستم، می‌خواهم به مرحله‌ای برسم که هنوز نرسیده‌ام.می‌بینی که از زندگی چیزهای بسیاری آموخته است و این آموختن نه به لطف اعجاز که درنتیجهٔ سعی و تلاش و پشتکارش بوده است: «من رضایتم از این است که هیچ‌وقت، زمان را به هدر نداده‌ام. یعنی تا آنجا که زمان در اختیارم بود، فعالیت کردم.» بازگویی خاطرات گذشته وی را به سال‌های دور می‌برد. این نکته در چشمان او موج می‌زند، اوشانا با خاطره‌هایش زندگی می‌کند. او در پاسخ به این سؤال که بااین‌همه کار هیچ فکر کرده‌اید به کجا می‌خواهید برسید؟ می‌گوید: «من به دنبال تکامل هستم، می‌خواهم به مرحله‌ای برسم که هنوز نرسیده‌ام.» او با استناد به سخن اندیشمندی تأکید می‌کند: «بهترین کار من آخرین کاری است که انجام می‌دهم، چون بهترین وجود ندارد، شاید نتوانم به آخرین کارم برسم…» 
چیزی که در آن چشمان جستجوگر موج می‌زند. صلابت مردی که باکار زاده شده و به گفته خود باکار ارضاء می‌شود، خسته از آشوب و آشفتگی در انتظار طراحی آخرین کار.

ما را بدرقه می‌کند، قهرمان ما بی‌شاهد و تماشاگر است، در گرماگرم پرسش از جهانی که آشفتگی در آن موج می‌زند، با این امید که پس از مبارزه و مرگ و پیروزی، خورشید بازهم خواهد دمید، هرروز….

منبع

ماهنامه‌ی شهر و ساختمان

نوشته گفت‌وگو با مهندس داوید اوشانا؛ زندگی به توان ۲ اولین بار در رویدادهای معماری پدیدار شد.